قلمرو رفاه

از وفاق ملی تا مطالبه‌ی انتقام

در حالی که دولت چهاردهم از ابتدا بر گفتمان وفاق تاکید می‌کند برخی گروه‌ها و جریان‌های سیاسی در ایتا گفتمان انتقام و خون‌خواهی را بازتولید می‌کنند. در این مجال به بررسی این دو گفتمان در آستانه‌ی دور جدید مذاکرات پرداخته شده است

16 آبان 1405 - 08:00 | جامعه
از وفاق ملی تا مطالبه‌ی انتقام
تنظیم نمایش متن

مسعود پزشکیان در سخنی درباره‌ی نقش مردم در عبور کشور از شرایط دشوار گفته است: «تنها کسانی که در خیابان بودند، ایران ما را نگه نداشتند؛ همه‌ی مردمی که این سختی‌ها را می‌بینند و تحمل می‌کنند، برای ایران این کار را انجام می‌دهند.» ارزش این جمله فقط در قدردانی نیست. در تعریفی است که از «همراهی با کشور» به دست می‌دهد. مشارکت ملی در این نگاه به حضور در خیابان یا حمایت علنی از یک موضع سیاسی محدود نمی‌شود. شهروندی که گلایه دارد، زیر فشار اقتصادی و اجتماعی است و حتی با برخی تصمیم‌ها مخالف است، اما به‌خاطر ایران آرامش را حفظ می‌کند هم بخشی از نیروی نگه‌دارنده‌ی کشور است. این سخن در گفت‌وگوی رئیس‌جمهور با مردم در مهر ۱۴۰۵ بیان شده است؛ پس در این گزارش چارچوبی برای مقایسه است، نه واکنشی همزمان به موج انتشار اسفند تا تیر.

از دیگر سو محتوای کانال‌ها و گروه‌های ایتا از انتقام و خون‌خواهی سخن می‌گویند. در بخشی از این فضا، به‌ویژه در پیام‌های گروهی و برخی کانال‌های مرجع، انتقام، خون‌خواهی و پاسخ سخت در مرکز گفتمان‌اند و در کنارشان مرزی تند میان «ما» و «آنها» کشیده می‌شود؛ مرزی که گاه از دشمن خارجی می‌گذرد و مسئولان، مذاکره‌کنندگان و طرفداران راه‌حل‌های دیگر را هم دربرمی‌گیرد.

پرسش این گزارش همین‌جا شکل می‌گیرد: آیا گفتمان انتقام در فضای مجازی با تعریف فراگیر دولت از وفاق همخوان است، یا در بخشی از این فضا معیار دیگری برای سنجش وفاداری به ایران در حال شکل‌گیری است؟

پاسخ باید با احتیاط داده شود. داده‌ها نه ثابت می‌کنند که همه‌ی کاربران ایتا با دولت مخالفند، نه تعارض قطعی میان مردم حاضر در خیابان و کاربران فضای مجازی را نشان می‌دهند. آن‌چه دیده می‌شود فاصله‌ای قابل‌توجه میان دو صورت‌بندی است: روایتی که تحمل دشواری‌ها و همدلی را بخشی از مسئولیت ملی می‌داند و گفتمانی که در نمونه‌های بررسی‌شده همراهی با کشور را پیش از هر چیز با مطالبه انتقام و مرزبندی با مخالفان این رویکرد پیوند می‌زند. این فاصله فراتر از اختلاف بر سر شیوه پاسخ به جنگ است، چون به این پرسش می‌رسد که چه کسی و با چه معیاری می‌تواند خود را نماینده‌ی مردم و مدافع ایران بداند.

موجی با ابعاد میلیونی

بین اول اسفند ۱۴۰۴ تا ۲۴ تیر ۱۴۰۵، حدود یک میلیون و ۴۳۲ هزار پست در ۶۴ هزار و ۴۲۱ کانال و نزدیک به دو میلیون و ۲۸۸ هزار پیام در ۲۰ هزار و ۸۷۳ گروه ایتا ثبت شده است. این ارقام نشان می‌دهد انتقام و خون‌خواهی در طول دوره، از محورهای پرتکرار محتوایی در بخش‌های رصدشده ایتا بوده است.

روند زمانی هم از استمرار موضوع و بازگشت موج‌های محتوایی خبر می‌دهد. پیش از ۹ اسفند، حجم انتشار در کانال‌ها و گروه‌ها کمتر از هزار محتوا در روز بود، اما پس از واقعه آن روز جهشی ناگهانی ثبت شد. تیرماه دوباره اوج گرفت: در گروه‌ها ۲۱ تیر با بیش از ۷۸ هزار پیام بالاترین رقم دوره را دارد و ۲۰ و ۱۶ تیر با حدود ۶۸ هزار و ۶۲ هزار پیام در رتبه‌های بعدی‌اند. در کانال‌ها نیز ۲۱ تیر با بیش از ۷۸ هزار پست اوج انتشار بود. همزمانی اوج‌ها در هر دو بخش دیده می‌شود، اما به‌تنهایی درباره‌ی منشأ هماهنگی یا علت دقیق افزایش داوری نمی‌کند.

حجم فعالیت البته فقط بخشی از ماجراست. پرسش مهم‌تر این است که چه مفاهیمی در مرکز موج نشسته‌اند. در گروه‌ها هشتگ «انتقام» با ۳۱۸ هزار و ۵۸۲ تکرار در صدر است؛ پس از آن «مرگ بر آمریکا» با ۲۷۰ هزار و ۳۷۱، «رهبر شهید» با ۱۹۷ هزار و ۲۱۵، «خون‌خواهی» با ۱۸۴ هزار و ۵۴۸، «مرگ بر اسرائیل» با ۱۶۷ هزار و ۳۷۱ و «باید برخاست» با ۱۵۴ هزار و ۲۴۵ تکرار قرار دارند. در کانال‌ها هم «انتقام» با ۱۶۷ هزار و ۵۸۲ تکرار پرتکرارترین هشتگ است و «باید برخاست»، «مرگ بر اسرائیل»، «مرگ بر آمریکا» و «خون‌خواهی» در رتبه‌های بعدی‌اند.


در شش هشتگ برتر، زنجیره کامل است: یک هشتگ سوگ، دو هشتگ دشمن‌شناسی، دو هشتگ مطالبه پاسخ و یک هشتگ دعوت به کنش. در کانال‌ها هم «انتقام» با ۱۶۷ هزار و ۵۸۲ تکرار در صدر است.

از سوگ تا فراخوان

معنای ترکیب این هشتگ‌ها از فراوانی هر کدام مهم‌تر است. «رهبر شهید» بار عاطفی و سوگوارانه جریان را نشان می‌دهد. «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» دشمن را تعیین می‌کنند. «انتقام» و «خون‌خواهی» نوع پاسخ مطلوب را برجسته می‌کنند و «باید برخاست» مطالبه را از سطح احساس به دعوت به کنش می‌رساند. بدین ترتیب در بخش قابل‌توجهی از محتوای رصدشده، روایتی شکل گرفته که از سوگواری آغاز می‌شود، به شناسایی دشمن می‌رسد و با مطالبه اقدام پایان می‌یابد. این الگو نشان می‌دهد انتقام در این فضا فقط یک واژه‌ی پرتکرار یا واکنشی عاطفی به یک واقعه نیست؛ مفهومی مرکزی‌شده است که مسئولیت و کنش ملی را با آن صورت‌بندی می‌کنند.

وقتی مطالبه «تکلیف» می‌شود

تحلیل کیفی پیام‌ها چند لایه‌ی معنایی را نشان می‌دهد. لایه‌ی نخست سوگ و خشم ناشی از شهادت رهبر است؛ احساس فقدان نقطه‌ی آغاز مطالبه می‌شود. اما این احساس در بسیاری از پیام‌ها به ادبیات حماسی، دینی و تاریخی گره می‌خورد. در نمونه‌های گروهی، واژگانی مانند «مختاروار»، «تیر غیب»، «کوبنده» و «الهی» برای توصیف رخدادها و انتقام به کار رفته است. در کانال‌ها ارجاع به عاشورا، مختار، آیات قرآن و سخنان مراجع تقلید و چهره‌های سیاسی و نظامی، به خون‌خواهی وزن اعتقادی و تاریخی می‌دهد. در این چارچوب، انتقام دیگر یکی از گزینه‌های ممکن در سیاست خارجی یا امنیت ملی نیست. در بخشی از محتوا به تکلیفی دینی، تاریخی و اخلاقی بدل می‌شود که عقب‌نشینی از آن دشوار یا حتی ناموجه معرفی می‌شود.

این تغییر معنا یکی از مهم‌ترین یافته‌های گزارش است. وقتی مطالبه‌ای سیاسی یا امنیتی به تکلیف اعتقادی تبدیل شود، بحث درباره‌ی شیوه، زمان، هزینه و پیامدهای آن تنگ می‌شود و اختلاف بر سر راهبرد از سطح مصلحت به سطح بی‌وفایی می‌لغزد. کسی که با اصل خون‌خواهی همدل است اما درباره‌ی شیوه‌ی تحقق آن نظر دیگری دارد، ممکن است متهم به تردید، سازش یا همراهی با دشمن شود. گفتمان انتقام در این نقطه از یک مطالبه‌ی مشخص فراتر می‌رود و به معیاری برای سنجش هویت سیاسی و اخلاقی افراد تبدیل می‌شود.

مرزی که از دشمن به همسایه می‌رسد

یکی از مهم‌ترین یافته‌های کیفی، گسترش مرزبندی از دشمن خارجی به مخالفان داخلی یک رویکرد است. آمریکا و اسرائیل دشمنان اصلی‌اند، اما در بخشی از پیام‌ها مسئولان «سازشکار»، مذاکره‌کنندگان، مدافعان دیپلماسی و رسانه‌های منتقد هم در آن‌سوی مرز جا می‌گیرند. در گروه‌ها، برخی پیام‌ها هرگونه مذاکره یا تفاهم را در تعارض با هویت دینی و انقلابی می‌دانند. در کانال‌ها برچسب‌هایی مانند «سازشکار»، «نفوذی» و «وطن‌فروش» درباره‌ی برخی مسئولان و چهره‌های سیاسی به کار رفته است. چنین ادبیاتی بیان مخالفت با یک تصمیم نیست؛ به بی‌اعتبارسازی هویت و انگیزه‌ی طرف مقابل می‌انجامد.

باید میان دو چیز تمایز گذاشت. مخالفت با مذاکره، مطالبه‌ی پاسخ نظامی یا تأکید بر انتقام به‌خودی‌خود مخالفت با وفاق ملی نیست. جامعه حق دارد درباره‌ی امنیت، سیاست خارجی و پاسخ به تهدیدها دیدگاه‌های گوناگون داشته باشد و این اختلاف بخشی از واقعیت یک جامعه‌ی متکثر است. مسئله وقتی شکل دیگری می‌گیرد که مخالفت با یک راهبرد نشانه‌ی بی‌وفایی ملی شود؛ یعنی فرد یا گروهی نه به دلیل استدلالش، بلکه صرفاً به دلیل انتخاب راهی متفاوت برای مواجهه با بحران، از دایره‌ی «خودی‌ها» بیرون رانده شود. آن‌گاه مرز دشمن خارجی به درون جامعه امتداد می‌یابد، اختلاف راهبردی به مرزبندی هویتی بدل می‌شود و فضای عمومی به دوگانه‌ای تنگ تقلیل پیدا می‌کند که در آن یک طرف خود را صاحب انحصاری دفاع از ایران می‌داند و طرف دیگر را متهم به تردید یا سازش. از منظر وفاق ملی این یافته اهمیت ویژه دارد، چون وفاق وقتی معنا دارد که تعلق ملی افراد به هم‌نظری سیاسی مشروط نشود.

دو تعریف از مسئولیت ملی

اکنون می‌توان به پرسش اصلی برگشت. سخن پزشکیان و محتوای بررسی‌شده در ایتا دو تعریف متفاوت از مسئولیت در قبال ایران پیش می‌گذارند. در روایت رئیس‌جمهوری، مسئولیت ملی طیفی گسترده از رفتارها را دربرمی‌گیرد: حضور در خیابان، همراهی و همدلی، تحمل دشواری‌ها و حتی پرهیز از تشدید بحران. شهروند برای آن‌که همراه ایران به حساب بیاید، لازم نیست از موضعی سیاسی یا راهبردی مشخص حمایت کند؛ حتی فرد ناراضی هم می‌تواند به خاطر تعلق ملی و نگرانی برای آینده، در حفظ کشور نقش داشته باشد.

در بخش‌هایی از محتوای ایتا، مسئولیت ملی با مطالبه‌ی انتقام و پاسخ سخت پیوند خورده است. همراهی با خون‌خواهی و ایستادن در برابر مذاکره و سازش، نشانه‌ی برجسته‌ی وفاداری می‌شود. در برخی پیام‌ها مطالبه از دشمن هم فراتر می‌رود و با لحنی هشدارآمیز از مسئولان خواسته می‌شود مطابق این خواست عمل کنند؛ وگرنه یا مردم خود وارد عمل می‌شوند یا تصمیم رسمی بی‌اعتبار می‌شود.

خلاصه‌ی تفاوت این است: در روایت وفاق‌محور، تحمل و همراهی حتی در عین اختلاف نوعی کنش ملی است؛ در روایت انتقام‌محور، کنش ملی بیش از هر چیز با مطالبه‌ی اقدام و پاسخ سخت تعریف می‌شود. اولی می‌کوشد دایره‌ی همراهان ایران را گسترده نگه دارد؛ دومی، اگر مرزبندی‌های هویتی گسترش یابد، ممکن است آن را به کسانی محدود کند که با شکل خاصی از پاسخ موافقند.

این دو روایت در همه‌ی ابعاد متضاد نیستند. مطالبه‌ی پاسخ به حمله‌ی خارجی می‌تواند با دفاع از کشور و حس همبستگی ملی همراه باشد و شهروندی می‌تواند همزمان از انتقام حمایت کند و با اصل وفاق هم موافق باشد. پس تعارض اصلی میان «انتقام» و «وفاق» به‌عنوان دو مفهوم مطلق نیست؛ میان دو شیوه‌ی تعریف همراهی ملی است: همراهی فراگیر که اختلاف را می‌پذیرد، و همراهی مشروط به پذیرش یک مطالبه و راهبرد مشخص. آن‌چه در گزارش‌های ایتا دیده می‌شود برجستگی گفتمانی مطالبه‌گر و گاه طردکننده است، نه اثبات این‌که همه‌ی کاربران این پیام‌رسان چنین نظری دارند.

فشار بر میز تصمیم

گفتمان انتقام فقط رو به دشمن خارجی نیست. در گروه‌ها پیام‌هایی دیده می‌شود که به حاکمیت هشدار می‌دهند و می‌گویند اگر مسئولان به مطالبه‌ی پاسخ ندهند، مردم خودشان وارد عمل می‌شوند. در کانال‌ها فراخوان‌ها، برچسب‌زنی به مذاکره‌کنندگان و تأکید بر پاسخ سخت بخشی از محتوای منتشرشده است. این الگو را می‌توان تلاش بخشی از تولیدکنندگان و بازنشرکنندگان محتوا برای اثرگذاری بر فضای تصمیم‌گیری دانست. گفتمان انتقام دو مخاطب دارد: دشمن خارجی را تهدید می‌کند و برای مسئولان داخلی تعیین تکلیف می‌کند. پیام فقط این نیست که باید به دشمن پاسخ داد؛ این هم هست که مسئولان حق ندارند از پاسخ مورد مطالبه فاصله بگیرند. در چنین شرایطی، هر تصمیمی که با آن همسو نباشد ممکن است با اتهام سازش یا بی‌توجهی به خون شهدا روبه‌رو شود. با این حال داده‌های موجود میزان اثرگذاری واقعی این فشار را نمی‌سنجند. از فراوانی پیام‌ها نمی‌توان نتیجه گرفت که تصمیم‌گیران متأثر شده‌اند یا این گفتمان به سیاست اجرایی تبدیل شده است. آن‌چه می‌توان گفت این است که بخشی از محتوا آشکارا می‌کوشد انتظارات عمومی را شکل دهد و بر مسئولان فشار بیاورد.

آیا وفاق اختلاف را تاب می‌آورد؟

وفاق فقط توافق بر سر یک تصمیم یا هم‌صدایی در یک مقطع بحرانی نیست؛ توانایی حفظ چارچوبی مشترک برای زندگی سیاسی و اجتماعی با وجود اختلاف‌نظرهاست. اگر تعلق ملی به پذیرش یک راهبرد خاص مشروط شود، وفاق از مفهومی فراگیر به هم‌صدایی محدود تنزل می‌کند. در این چارچوب می‌توان سخن پزشکیان را تلاشی برای بازگرداندن گروه‌های متنوع جامعه به دایره‌ی مشترک مسئولیت ملی دانست؛ به‌ویژه شهروندانی که در خیابان نیستند، از وضع موجود ناراضی‌اند یا با برخی تصمیم‌ها موافق نیستند، اما همچنان حفظ کشور و جلوگیری از تشدید بحران را اولویت می‌دانند. در سوی مقابل، در بخشی از فضای مجازی، زبان سیاسی و عاطفی انتقام می‌تواند مرزهای تعلق ملی را تنگ‌تر کند. وقتی مذاکره و تفاهم نه گزینه‌ای قابل نقد، بلکه نشانه‌ی خیانت تلقی شود، جا برای تنوع دیدگاه‌ها کم می‌شود: کسی که پاسخ سخت می‌خواهد خود را مدافع واقعی ایران می‌داند و کسی که از محاسبه، مذاکره یا پرهیز از تنش می‌گوید در معرض اتهام سازش قرار می‌گیرد. نتیجه شکافی میان دو سطح گفتمان است: در سطح رسمی، دولت از مشارکت همه‌ی مردم و حفظ همبستگی می‌گوید، اما در بخشی از فضای مجازی، معیارهای وفاداری سخت‌گیرانه‌تر است. این شکاف لزوماً تقابل مستقیم جامعه با دولت نیست، اما نشان می‌دهد روایت رسمی وفاق با گفتمان‌های پرقدرت و مطالبه‌گر وارد رقابت معنایی شده است.

پنج نکته که نباید اشتباه گرفته شود

۱. همه را یکی نگیریم: داده‌ها بر محتوای مرتبط با دو کلیدواژه انتقام و خون‌خواهی متمرکزند. برای شناخت ویژگی‌های این گفتمان مناسب‌اند، اما نسبت موافقان و مخالفانش را در کل جامعه نشان نمی‌دهند و نباید به همه‌ی کاربران ایتا تعمیم داده شوند.

۲. مطالبه‌ی پاسخ با طرد مخالف یکی نیست: انتقام و پاسخ سخت می‌تواند از احساس ملی، امنیتی و اعتقادی برخیزد و لزوماً با وفاق ناسازگار نیست. تعارض جدی وقتی آغاز می‌شود که یک مطالبه به معیار انحصاری وطن‌دوستی بدل شود و شهروندان دارای راهبرد دیگر از دایره‌ی همراهان کشور بیرون بمانند.

۳. وفاق بدون حق اختلاف، هم‌صدایی است: اگر شهروندان ناراضی یا مخالف تشدید تنش احساس کنند برای اثبات تعلق ملی باید از موضعی خاص دفاع کنند، ظرفیت فراگیری وفاق کم می‌شود. اهمیت سخن رئیس‌جمهوری همین‌جاست: مسئولیت ملی را به یک شکل از کنش سیاسی محدود نمی‌کند.

۴. به‌جای تقابل، گفت‌وگو: نادیده‌گرفتن سوگ، خشم و مطالبه‌ی پاسخ، فاصله‌ی روایت رسمی با بخشی از مخاطبان را بیشتر می‌کند. پذیرفتن اصل مطالبه‌ی امنیت و پاسخ‌گویی، همراه با توضیح روشن درباره‌ی ملاحظات و پیامدهای تصمیم‌ها، امکان گفت‌وگو را زنده نگه می‌دارد. مرز میان نقد یک راهبرد و نفی تعلق ملی منتقدان هم باید در ارتباطات رسمی جدی گرفته شود.

۵. وفاق باید در عمل فراگیر باشد: اگر وفاق فقط در سخنان رسمی تکرار شود و نگرانی‌های گروه‌های مختلف در تصمیم‌گیری و ارتباطات عمومی بازتاب نیابد، در رقابت با روایت‌های هویتی و تکلیف‌محور بازنده خواهد بود.