قلمرو رفاه

آموزش کافی نیست

آمار نشان می‌دهد در سراسر جهان هر چند آموزش توانسته نابرابری شغلی برای زنان را کاهش دهد اما تحصیل به‌تنهایی حریف موانع ساختاری در بازار کار نیست

03 آبان 1405 - 08:00 | اقتصاد سیاسی
حامد صادق مقدم جوان
حامد صادق مقدم جوان مددکار اجتماعی
تنظیم نمایش متن

یکی از مؤثرترین راه‌ها برای ایجاد برابری جنسیتی در کار و درآمد، آموزش است. در قرن گذشته گسترش دسترسی به تحصیلات، زندگی زنان را در سراسر جهان دگرگون کرده و به آنان کمک کرده است که بیشتر وارد بازار کار شوند و آرزوی شغل‌هایی را در سر بپرورانند که زمانی برای آن‌ها دست‌نیافتنی بود. با این همه آموزش نتواسته است شکاف جنسیتی در کار و درآمد را به طور کامل حذف کند و این شکاف بیش از انتظار پا برجاست.

نمودار زیر نشان می‌دهد که مشارکت آموزشی زنان در این قرن به‌طور چشمگیری بهبود یافته است. در اقتصادهای با درآمد کم و متوسط، شکاف جنسیتی ثبت‌نام در مدارس در بیست و پنج سال گذشته از ۸۵ به ۹۸ درصد کاهش یافته و تقریباً به برابری کامل رسیده است. در کشورهای پردرآمد، زنان جوان امروز در ثبت‌نام تحصیلات متوسطه از مردان پیشی گرفته‌اند. این دستاوردها برای بالا بردن اشتغال و سطح درآمد زنان حیاتی بوده‌اند، زیرا آموزش فرصت‌های دسترسی به مشاغل رسمی و دستمزدهای بالاتر را افزایش می‌دهد.


این نمودار تحول شکاف جنسیتی ثبت‌نام در دبیرستان را میان سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ در گروه‌های درآمدی کشورها نشان می‌دهد. این شاخص، ثبت‌نام زنان را به‌صورت سهمی از ثبت‌نام مردان اندازه می‌گیرد. در سطح جهانی، این سهم از ۸۸% در سال ۲۰۰۰ به ۹۸% در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است که نشان‌دهنده برابری جنسیتی تقریباً کامل است. در کشورهای پردرآمد، این نسبت به ۱۰۱% و در کشورهای با درآمد کم و متوسط به ۹۸% رسیده است؛ امری که نشان‌دهنده‌ی پیشرفت چشمگیر در دو دهه است.  

با وجود این که شکاف در آموزش به شدت کاهش  یافته است اما شکافی بنیادین در خود دسترسی به اشتغال باقی مانده است. نمودار زیر نشان می‌دهد که در همه‌ی مناطق جهان، احتمال این‌که زنان در بازار کار شغلی داشته باشند کمتر از مردان است. اگرچه الگوها در میان مناطق مختلف جهان تفاوت‌هایی دارند اما در کل، نرخ اشتغال زنان با فاصله‌ی زیادی از مردان عقب‌تر است. شکاف اشتغال به‌ویژه در جنوب و جنوب شرق آسیا و خاورمیانه و شمال آفریقا بزرگ‌تر از سایر مناطق است. در این مناطق حدود یک زن در سن کار از هر سه نفر در بازار اقتصادی شاغل است، درحالی‌که این نسبت در مردان بیش از دوسوم است. در مقابل، اروپا، روسیه و آسیای مرکزی، و آمریکای شمالی و اقیانوسیه نرخ‌های اشتغال زنان بالاتری نشان می‌دهند اما این اختلاف وجود دارد.

این نمودار، تحول نسبت کل اشتغال جنسیتی را میان سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۵ در مناطق جهان نشان می‌دهد. این شاخص، شمار زنان شاغل را نسبت به مردان شاغل، صرف‌نظر از میزان درآمد آنان اندازه می‌گیرد. در سال ۲۰۲۵، اشتغال زنان در چندین منطقه همچنان بسیار پایین‌تر از برابری است: به‌طوری‌که در خاورمیانه و شمال آفریقا به ازای هر ۱۰۰ مرد شاغل تنها ۳۲ زن شاغل وجود دارد. در مقابل، نسبت‌های اشتغال در روسیه و آسیای مرکزی (۹۳%)، آمریکای شمالی و اقیانوسیه (۹۱%) و اروپا (۸۹%) نزدیک به برابری جنسیتی است. شکاف جهانی اشتغال جنسیتی (اندازه‌گیری‌شده به‌صورت فاصله تا برابری کامل) اندکی افزایش یافته است، زیرا نسبت زنان شاغل به مردان شاغل از ۶۷% در سال ۱۹۹۰ به ۶۰% در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است ( گابریل و همکاران [1]، 2024).  

نمودار زیر به ما یادآوری می‌کند که نرخ بازدهی درآمدی آموزش در تمام نقاط جهان برای زنان بیشتر از مردان است. یعنی با وجود این‌که یک سال تحصیل اضافه برای یک زن اثر بیشتری بر درآمد شخصی او نسبت به یک مرد دارد، اما همچنان سهم آنان از دسترسی به اشتغال و درآمد کار کمتر از مردان است. آموزش با تمام ظرفیت‌هایش همچنان نتوانسته است شکاف جنسیتی را پر کند.


این نمودار، بازدهی یک سال تحصیل بیشتر را به تفکیک جنسیت و منطقه جهان بر اساس معادلات مینسر [2] در سال ۲۰۱۹ نشان می‌دهد. برآوردها متناظر با اثر یک سال تحصیلی بیشتر بر لگاریتم درآمد شخصی است که به تفکیک جنسیت و با معادلات مینسری تعدیل‌شده و کنترل درجه چهارم تجربه، برآورد شده است. در تمام مناطق جهان، بازدهی یک سال تحصیل برای زنان بیشتر از مردان است (گتین [3]،2024).

دلیل این تناقض این است که رابطه‌ی آموزش و برابری عمیقا به ساختارهای کلان بازار کار گره خورده است. در واقع تحصیلات بالای زنان به دلیل موانع پایدار فرهنگی، ساختاری و نهادی، به اشتغال یا دستمزد برابر ختم نشده است. به بیان دیگر آموزش توانسته نابرابری شغلی برای زنان را کاهش دهد اما تحصیل به‌تنهایی حریف این موانع ساختاری نیست. توانایی زنان برای ورود به بازار کار و ماندن در آن، نیازمند اعمال سیاست‌های ایجابی و چتر حمایتی فراگیری است که برای مثال شامل دسترسی به مراقبت ارزان و باکیفیت از کودک، حمل‌ونقل مناسب و سیاست‌های مرخصی خانوادگی می‌شود. به اضافه اینکه باید کار نامرئی زنان مانند کارهای خانگی و مراقبتی بدون دستمزد در اقتصاد به رسمیت شناخته شود. کار نامرئی یکی از فضاهای اصلی است که می‌تواند دینامیسم شکاف جنسیتی در کار را به خوبی توضیح دهد. در کشورهایی که این حمایت‌ها ضعیف است و نگاه به کار زنان تغییر اساسی نکرده است، شکاف جنسیتی موجود همچنان وجود دارد و اثر آموزش بر اشتغال برای آنان محدود خواهد بود.


منبع: این مقاله برگرفته و ترجمه‌شده با تلخیص از گزارش نابرابری جهانی در سال 2026 است.

Chancel, L., Gómez-Carrera, R., Moshrif, R., Piketty, T., et al. World Inequality Report 2026, World Inequality Lab. wir2026.wid.world






[1] Gabrielli et al

[2] به معادلاتی در اقتصاد نیروی کار گفته می‌شود که رابطه‌ی تحصیلات و تجربه کاری با دستمزد را بررسی می‌کنند.

[3] Gethin