قلمرو رفاه

عدالت اقلیمی در بن‌بست مالکیت

مالکیت سرمایه نقش مهمی در انتشار گازهای گلخانه‌ای دارد. بر اساس آمار، فردی که در یک درصد بالای درآمدی جهان است به‌طور میانگین در سال حدود 75 برابر کربن بیشتری نسبت به فردی در ۵۰ درصد پایین درآمدی منتشر می‌کند

27 مهر 1405 - 00:00 | توسعه پایدار
عدالت اقلیمی در بن‌بست مالکیت
حامد صادق مقدم جوان
حامد صادق مقدم جوان مددکار اجتماعی
تنظیم نمایش متن

تغییر اقلیم با سرعتی پیش می‌رود که بسیار فراتر از پیش‌بینی‌های اولیه است. تا سال ۲۰۲۵، بودجه کربنی [1] باقی‌مانده سازگار با محدود کردن گرمایش جهانی به ۱٫۵ درجه سلسیوس بالاتر از سطوح پیشاصنعتی، تقریباً به پایان رسیده است ( فارستر و همکاران [2]، 2025). پیامدهای انباشته رخدادهای اقلیمی شدید هر روز آشکارتر می‌شود و معیشت، زیرساخت‌ها و ثبات اقتصادی را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد. همچنان‌ که گزارش نابرابری اقلیمی ۲۰۲۵ نشان می‌دهد، بحران اقلیمی در جهانی در حال وقوع است که در آن نابرابری اقتصادی شدید و ثروت به‌شدت متمرکز وجود دارد. بحران اقلیمی و نابرابری در ثروت، پیوندی اساسی و عمیق دارند. افراد ثروتمند نه‌تنها سهمی نامتناسب در انتشارهای جهانی دارند، بلکه در برابر آسیب‌های ناشی از تنش‌های اقلیمی نیز به‌ مراتب بهتر محافظت می‌شوند. آن‌ها قدرت مالی، شرکتی و سیاسی شکل دادن به سرعت و جهت گذار اقلیمی را در دست دارند.


نابرابری اقلیمی در سه وجه؛ فقیرترین‌ها بیشترین زیان را متحمل می‌شوند، کمترین سهم را در انتشار دارند و کمترین توان مقابله را دارند

تفسیر نمودار: این نمودار سه بعد نابرابری اقلیم جهانی را نشان می‌دهد. ضررهای نسبی درآمدی پیش‌بینی‌شده از تغییرات اقلیمی برگرفته از مطالعه بوث و همکاران [3] (2025) است که نشان‌دهنده‌ی کاهش‌های درصدی در درآمد نسبت به یک سناریوی کسب‌وکار معمول هستند. 74 درصد از این کاهش‌ها مربوط به 50 درصد پایین جمعیت جهان از لحاظ درآمدی است. توزیع سهم ثروت بر اساس پایگاه داده نابرابری [4] (2025) می‌باشد. گروه‌ها بر اساس درآمد، منتشرکننده‌ها و ثروت تعریف شده‌اند، اما هر سه توزیع به هم‌وابستگی دارند. توانایی تامین مالی در این نمودار یعنی سهم هر گروه از ثروت جهانی که به‌عنوان سنجه‌ای برای توان مالی هر گروه در اقدام اقلیمی (تأمین هزینه سازگاری، کاهش انتشارها و سرمایه‌گذاری‌های گذار سبز) به کار رفته است. در واقع فقیرترین‌ها بیشترین زیان را می‌بینند، کم‌ترین سهم در انتشار و توان مالی برای مقابله را دارند. در مقابل، ۱۰٪ افراد ثروتمند با ۷۴٪ ثروت جهانی، عملاً قدرت مالی پیش‌بردن گذار اقلیمی را در اختیار دارند.

در مقابل، تغییر اقلیم و سیاست‌هایی که برای تعدیل آن تدوین و اعمال می‌شوند، شیوه خلق، توزیع و حفظ ثروت را دگرگون می‌کنند. تشدید خطرهای اقلیمی فیزیکی، ارزش‌گذاری دوباره دارایی‌ها و باز تخصیص سرمایه‌گذاری‌ها به سمت بخش‌های سبز، پیامدهای دوربرد و گسترده‌ای برای توزیع جهانی ثروت خصوصی و عمومی خواهد داشت. بحران اقلیمی، بحران سرمایه‌ای نیز هست. برای پاسخ مؤثر به آن، نه ‌تنها باید انتشار گاز گلخانه‌ای را کاهش دهیم، بلکه در گذار به اقتصادی پایدار باید در شیوه حاکمیت بر مالکیت، سرمایه‌گذاری و ثروت نیز بازاندیشی کنیم.

سهم نامتوازن کشورهای ثروتمند و فقیر در تغییر اقلیم، از چشمگیرترین تجلی‌های نابرابری جهانی است. در سطح بین‌المللی، میانگین ردپای کربنی گروه درآمدی ۱۰ درصد بالای جامعه در ایالات‌متحده، بر مبنای انتشار کربن مرتبط با مصرف این کشور، بیش از چهل برابر ۱۰ درصد بالای جامعهٔ نیجریه و بیش از پانصد برابر ۱۰ درصد پایین جامعهٔ نیجریه است. در سطح جهانی، فردی در گروه یک درصد بالای درآمدی جهان به‌طور میانگین در سال حدود هفتاد و پنج برابر کربن بیشتری نسبت به فردی در ۵۰ درصد پایین منتشر می‌کند ( برانکر و همکاران [5]، 2022).

سنت غالب در اکثر برآوردها بر این است که انتشار گازهای گلخانه‌ای را به مصرف‌کنندگان نهایی کالاها و خدمات نسبت می‌دهند. این رویکرد مبتنی بر مصرف [6]، تفاوت‌های سبک زندگی و الگوهای مصرف را برجسته می‌کند؛ اما بعد دیگری از مسئولیت یعنی مالکیت سرمایه را نادیده می‌گیرد.

در حالی که بسیاری از مصرف‌کنندگان به دلیل کمبود بودجه اطلاعات یا دسترسی محدودی به جایگزین‌ها و توان اندکی برای تغییر الگوی مصرف خود دارند، مالکان دارایی‌های مولد تصمیم می‌گیرند که منابع چگونه و کجا سرمایه‌گذاری شوند. آن‌ها مستقیماً از سودهای حاصل از صنایع با انتشار بالا بهره‌مند می‌شوند. بنابراین رویکرد مبتنی بر مالکیت، تولید را به کسانی نسبت می‌دهد که مالک سرمایه متناظر با انتشار کربن هستند.

انتشار کربن هر شرکت باید میان سهام‌داران آن، به تناسب سهمشان، تقسیم ‌شود. مثلاً کسی که نیمی از سهام یک کارخانه را در اختیار دارد، نیمی از آلودگی آن کارخانه را نیز به حساب خودش ببیند؛ خواه سهام را مستقیم نگه داشته باشد، خواه از طریق واسطه‌گر‌هایی مانند صندوق‌های سرمایه‌گذاری. این مدل محاسبه اما برای همگان نیست. انتشارهای مستقیم کربن خانوارها، مانند سوخت گرمایش مسکونی یا خودروی شخصی و نیز انتشارهای کربن ناشی از فعالیت‌ها و دارایی‌های دولت در آن وارد نمی‌شود. از این رو، این رویکرد تنها نزدیک به ۶۰ درصد از کل انتشارهای جهانی را در بر می‌گیرد؛ همان بخشی که می‌توان آن را مستقیما به مالکیت خصوصی افراد نسبت داد (چنسل و رم [7]، 2025)

وقتی انتشار کربن از منظز مالکیت محاسبه شود، آشکار می‌شود که چه مقدار این انتشار در بخش‌هایی محدودی متمرکز شده است. در فرانسه، آلمان و ایالات‌متحده، ردپای کربنی 10% افراد ثروتمند با احتساب انتشارهای مبتنی بر مالکیت خصوصی، سه تا پنج برابر بالاتر است. در ایالات‌متحده، ۱۰ درصد بالای جامعه ۲۴ درصد از انتشارهای مبتنی بر مصرف و ۷۲ درصد از انتشارهای مبتنی بر مالکیت را به خود اختصاص می‌دهد.  

در مقیاس جهانی، این تضاد حتی واضح‌تر هم می‌شود. یک درصد بالای جامعه حسب محاسبات مبتنی بر مالکیت، ۴۱ درصد از کل انتشارهای گازهای گلخانه‌ای را به خود اختصاص می‌دهد، در حالی که این رقم در رویکرد مبتنی بر مصرف ۱۵% است. در مقابل، سهم ۵۰ درصد پایین از ۱۰ به ۳ درصد کاهش می‌یابد. به بیان دیگر، فردی که عضو یک درصد بالای جامعه است، بیش از 25 برابر شهروند طبقه متوسط جهان کربن منتشر می‌کند. سهم انتشار کربن این گروه حتی از سهم آنان از ثروت جهانی که برای سال ۲۰۲۲ حدود ۳۶ درصد برآورد می‌شود نیز فراتر می‌رود (همان).


انتشارها میان ثروتمندان به‌شدت متمرکز است، به‌ویژه وقتی به مالکیت نگاه می‌کنیم

این نمودار سهمی از انتشارهای جهانی گازهای گلخانه‌ای را نشان می‌دهد که متوجه ۵۰ درصد پایین و یک درصد بالای جمعیت جهان است. انتشارها به دو دستهٔ مبتنی بر مصرف (انتشارهای تولیدی نسبت داده شده به مصرف‌کنندگان نهایی) و مبتنی بر مالکیت (انتشارهای بنگاه‌ها و دارایی‌های در مالکیت افراد) تفکیک شده‌اند. انتشارهای مبتنی بر مالکیت خصوصی (دربرگیرندهٔ نزدیک به ۶۰ درصد کل انتشارها) انتشارهای دولتی یا انتشارهای مستقیم خانوارها را شامل نمی‌شود. حجم کل انتشارهای پوشش داده شده در رویکرد مبتنی بر مالکیت، نسبتاً نزدیک به حجمی است که در رویکرد مبتنی بر مصرف ارائه‌شده در اینجا به طور واضح حساب می‌شود؛ رویکردی که فرض می‌کند انتشارهای مرتبط با فعالیت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های دولت — که معمولاً ۳۰ تا ۴۰ درصد کل انتشارها است — از نظر توزیعی خنثی است ( برانکر و همکاران، 2025). گروه‌ها به‌ترتیب بر حسب انتشارهای مبتنی بر مصرف و بر حسب ثروت تعریف شده‌اند، اما هر دو توزیع هم‌بستگی بالایی دارند ( برانکر و همکاران، 2025؛ چنسل و رم، 2025).

تمرکز شدید انتشارهای مبتنی بر مالکیت خصوصی، هم از مقدار ثروت در مالکیت و هم از انتخاب‌های سرمایه‌گذاری نشأت می‌گیرد. افراد ثروتمند نه‌تنها سبدهای دارایی بزرگ‌تری در اختیار دارند، بلکه آن‌ها را به‌طور نامتناسب به سمت بخش‌های پرکربن تخصیص می‌دهند. برای مثال در ایالات‌متحده هر یک میلیون دلار سرمایه‌گذاری در دارایی‌های تجاری تقریباً با ۱۴۳ تن انتشار کربن همراه است، حال آن‌که این رقم برای مالکیت و سرمایه‌گذاری سهام ۷۵ تن است. در واقع اینکه مالک سرمایه انتخاب کند با پول خود چه کند، ردپای کربن متفاوتی به جا می‌گذارد (چنسل و رم، 2025). الگوهای مشابهی در فرانسه و آلمان نیز دیده می‌شود.


افراد ثروتمند دارایی‌های تجاری و مالی به‌شدت آلاینده در اختیار دارند


 این نمودار شدت انتشار گروه‌های گوناگون دارایی در ایالات متحده در سال ۲۰۱۹ و ترکیب دارایی گروه‌های گوناگون ثروت در سال ۲۰۲۲ را نشان می‌دهد. توجه کنید که دارایی‌های مسکن به این دلیل کنار گذاشته شده‌اند که شدت انتشار مبتنی بر مالکیت آن‌ها بسیار پایین است: (۱) انتشارهای گرمایش، انتشار مستقیم خانوار حساب می‌شود و نه انتشار مبتنی بر مالکیت خصوصی، و (۲) انتشارهای مرحلهٔ ساخت به مالکان شرکت‌های ساختمانی نسبت داده می‌شود ( چنسل و رم، 2025).

۱۰ درصد بالای جهانی حدود نیمی از ثروت خود را به چنین دارایی‌های پرکربنی تخصیص می‌دهد؛ تخصیصی که اغلب در پی سرمایه‌گذاری‌های پرخطر و پربازده‌تری است که با انتشارهای بالاتر نیز هم‌راستا است. هسو، لی و تسو [8] در سال 2023 در پژوهشی دریافتند که شرکت‌های با انتشار بالا به‌طور میانگین ۴٫۴ واحد درصد بازده مازاد سالانهٔ بیشتری نسبت به همتایان کم‌انتشار خود به دست می‌آورند؛ این یعنی یک نوع صرفه در آلودگی [9] نهفته که انگیزه سرمایه‌گذاری در فعالیت‌های پرکربن را باز هم تقویت می‌کند.

از منظر مالکیت، ماهیت انتشارها در طول توزیع ثروت تغییر می‌کند. برای گروه‌های کم‌درآمد و درآمد متوسط، تقریباً همه انتشارها به مصارف اساسی مانند حمل‌ونقل، گرمایش یا برق گره خورده است. برای ۱۰% بالا و به‌ویژه برای یک درصد بالا از حیث درآمد، انتشارهای ناشی از مالکیت سرمایه غالب است و در فرانسه، آلمان و ایالات‌متحده ۷۵ تا ۹۵ درصد از کل، ردپای این گروه‌ها را تشکیل می‌دهد. به بیان دیگر ثروتمندها توان بسیار بیشتری برای کاهش انتشارها بدون لطمه زدن به استانداردهای زندگی خود دارند؛ در حالی که بخش کم‌درآمد جامعه باید برای کاهش انتشار کربن استانداردهای اساسی زندگی خود را پایین بیاورد. این نگاه در تضاد با کمپین‌های سبک زندگی سبزی است که خود شرکت‌های تولید‌کننده‌ کربن ترویج‌دهنده آن هستند و تلاش دارند تا مسئولیت کاهش کربن را به گردن اکثریت کم‌درآمد‌ جامعه بیاندازند.


منبع: این مقاله برگرفته و ترجمه‌شده با تلخیص از گزارش نابرابری جهانی در سال 2026 است.

Chancel, L., Gómez-Carrera, R., Moshrif, R., Piketty, T., et al. World Inequality Report 2026, World Inequality Lab. wir2026.wid.world



[1] سقف کل دی‌اکسیدکربنی که بشر از این پس می‌تواند منتشر کند و گرمایش زمین از یک حد دمایی مشخص (مثلاً ۱٫۵ درجه) فراتر نرود.

[2] Forster et al

[3] Bothe et al

[4] World Inequality Database

[5] Bruckner et al

[6] consumption-based

[7] Chancel and Rehm

[8] Hsu, ‎Li & Tsou

[9] pollution premium