انتقال آب؛ ابرپروژهای با هزینههای پنهان
گسترش خطوط انتقال آب خلیج فارس و دریای عمان، علاوه بر تحمیل هزینههای سنگین به دولت، زیستگاههای حفاظتشده را تهدید میکند و با افزایش تقاضا، خطر تداوم بحران آب را در مقصد بالا میبرد
طرح انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان که در ابتدا برای تأمین نیاز صنایع آببر طراحی شده بود، بهتدریج به شهرها و مناطق بیشتری گسترش یافته است؛ توسعهای که پرسشهایی جدی درباره توجیه اقتصادی، تأمین مالی و پیامدهای محیطزیستی آن ایجاد میکند. کارشناسان منابع آب و محیطزیست هشدار میدهند که انتقال آب به فلات مرکزی، بدون اصلاح الگوی مصرف و مدیریت تقاضا، میتواند به چرخهای پرهزینه تبدیل شود که در آن هر انتقال تازه، تقاضای بیشتر و پروژهای تازه را به دنبال دارد. بخشهایی از گزارش روزنامه پیام ما را در اینباره میخوانید.
طرحی که از صنایع به شهرها رسید
به گفته محمد الموتی، دبیر شبکه تشکلهای محیطزیست و منابع طبیعی کشور، ایده اولیه انتقال آب دریا در ابتدای دهه ۱۳۹۰ و با هدف تأمین آب موردنیاز سه شرکت بزرگ معدنی شکل گرفت. قرار بود صنایع آببر، بهجای برداشت از منابع آب شیرین سطحی و زیرزمینی، هزینه تأمین آب خود را بپردازند یا به مناطق ساحلی منتقل شوند.
اما با پیشرفت پروژه و راهاندازی آبشیرینکن خلیج فارس، پیشنهاد استفاده شهری از آب انتقالیافته نیز مطرح شد. بهتدریج، نقش دولت و منابع عمومی در تأمین مالی پروژه افزایش یافت؛ درحالیکه قرار بود طرح اولیه بدون تحمیل هزینه به بودجه عمومی اجرا شود.
اکنون بعضی شهرهای جنوب فارس و شمالغرب کرمان نیز به مقاصد جدید انتقال آب تبدیل شدهاند. مشهد که پیشتر در برنامه آبرسانی قرار داشت، بهدلیل مشکلات مالی از فهرست کنار گذاشته شده و حتی پیشنهاد انتقال آب به تهران نیز مطرح بوده است.
هزینهای که از توان دولت فراتر میرود
مسعود امیرزاده، فعال محیطزیست، معتقد است توجیه اقتصادی طرح از ابتدا محل تردید بوده و پیامدهای اجتماعی و محیطزیستی آن بهاندازه کافی جدی گرفته نشده است. به باور او، وقتی آب به یک منطقه برسد، مناطق مجاور نیز برای برخورداری از آن مطالبهگری میکنند و طرحی که برای هدفی محدود آغاز شده، به پروژهای گسترده تبدیل میشود.
هزینه این گسترش تنها به ساخت خطوط لوله و آبشیرینکنها محدود نیست؛ نگهداری، استهلاک و نوسازی تجهیزات نیز هزینههای مستمر ایجاد میکند. به گفته امیرزاده، زیرساختهای تولید و انتقال آب تقریباً هر ۲۰ سال به نوسازی نیاز دارند و تأمین مالی این هزینهها میتواند به حمایت مستمر دولت وابسته شود.
محسن موسوی خوانساری، کارشناس آب و محیطزیست، نیز با اشاره به هزینه انتقال آب به مشهد میگوید هر مترمکعب آب در این مسیر حدود دو میلیون تومان تمام میشود، درحالیکه قیمت فروش آن به شهروندان حدود دو هزار تومان است. این فاصله، پرسش مهمی درباره میزان یارانه موردنیاز و توان مالی دولت برای تداوم چنین طرحی ایجاد میکند.
زیستگاههای حفاظتشده در مسیر لولهها
پیامدهای محیطزیستی خطوط انتقال نیز از نگرانیهای اصلی کارشناسان است. بر اساس ارزیابیهای مورد اشاره در گزارش، عبور خطوط لوله و جادههای دسترسی از مناطق حساس میتواند به پاکتراشی پوشش گیاهی، فرسایش خاک، تخریب اراضی کشاورزی، تغییر آبراههها و آسیب به گونههای گیاهی و جانوری منجر شود.
از جمله مناطق در معرض خطر، دره راگه رفسنجان، حریم تالاب لیپار، منطقه حفاظتشده کوه پوزک و مناطق شکارممنوع مکسرخ، هنگام، سهکوهک و ژرف هستند. مسیرهای انتقال همچنین زیستگاههایی مانند گنو، گلزار، نیزار و رودخانه کل را تحت تأثیر قرار میدهند. در کریدور شرقی نیز، بنا بر گزارش ارزیابی مشاور پروژه، قطع برخی درختان ارزشمند و ممنوعالقطع، از جمله کنار و کهور، اجتنابناپذیر عنوان شده است.
موسوی خوانساری هشدار میدهد که عبور ماشینآلات سنگین از مناطق بکر و تکرار عملیات خاکبرداری هنگام تعویض خطوط فرسوده، میتواند آثار تخریب را در بلندمدت تشدید کند. بنابراین، ارزیابی محیطزیستی باید نهفقط مرحله ساخت، بلکه دوره بهرهبرداری و نوسازی خطوط را نیز در بر گیرد.
آب بیشتر، مصرف بیشتر
یکی از انتقادهای اصلی کارشناسان این است که انتقال آب ممکن است بهجای حل ریشهای کمآبی، الگوی مصرف و توسعه را به سمتی سوق دهد که تقاضای بیشتری ایجاد شود.
به گفته امیرزاده، ساخت سدها، حفر چاهها و انتقال آب در دهههای گذشته، بهجای سازگارکردن مصرف با منابع موجود، امکان افزایش مداوم مصرف را فراهم کرده است. در چنین شرایطی، با افزایش جمعیت و فعالیت اقتصادی در مقصد، نیاز تازهای شکل میگیرد که دوباره به انتقال آب وابسته میشود.
او تأکید میکند که تأمین آب شرب باید بر نیاز صنعت اولویت داشته باشد، اما انتقال آب به شهرهای متعدد فلات مرکزی نباید به راهحل عمومی برای کمآبی تبدیل شود. به باور او، باید شرایط هر منطقه جداگانه بررسی شود و انتقال آب تنها در موارد ضروری و با کمترین آسیب محیطزیستی صورت گیرد.
راهحلهای جایگزین چه هستند؟
کارشناسان در کنار انتقاد از گسترش انتقال آب، راهکارهایی مانند ذخیره آب ناشی از بارشهای موسمی در مخازن، اصلاح مصرف آب در استانهای واقع در مسیر انتقال و کاهش هدررفت آب در کشاورزی را مطرح میکنند.
امیرزاده همچنین پیشنهاد میکند در برخی مناطق، بهجای انتقال آب از خلیج فارس، از پساب تصفیهشده یا منابع محلی قابل تصفیه استفاده شود؛ گزینههایی که به گفته او میتوانند هزینه کمتری داشته باشند.
بحران آب با افزایش بیپایان ظرفیت انتقال حل نمیشود. اگر گسترش خطوط لوله به رشد تقاضا، تحمیل هزینههای پایدار به بودجه عمومی و تخریب زیستگاهها منجر شود، ممکن است مسئلهای موقت را با هزینهای بلندمدت پاسخ دهد. تصمیمگیری درباره این پروژهها باید بر مقایسه شفاف هزینه و فایده، حفاظت از طبیعت، اولویت آب شرب و اصلاح الگوی مصرف استوار باشد؛ نه صرفاً بر امکان فنی رساندن آب به مقصدی تازه.