کمک معیشتی در برابر هزینههای زندگی
افزایش ۵۰۰ هزار تومانی کالابرگ، در برابر هزینههای درمان، توانبخشی و نیازهای روزمره افراد دارای معلولیت و خانوارهای کمدرآمد، حمایتی محدود است.
دولت سرانجام تصمیم گرفت اعتبار کالابرگ را از یک میلیون به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان افزایش دهد؛ افزایشی که ابتدا شامل افراد تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد شد. اما برای بسیاری از این خانوارها، بهویژه افراد دارای معلولیت، هزینههای درمان، وسایل بهداشتی و تجهیزات کمکتوانبخشی چنان بالاست که این مبلغ نمیتواند بخش قابلتوجهی از نیازهای ضروری آنها را پوشش دهد. پرسش اصلی این است که حمایت معیشتی تا چه اندازه با هزینه واقعی زندگی تناسب دارد. خلاصهای از گزارش روزنامه جهانصنعت را دراینباره میخوانید.
هزینههایی فراتر از خوراک
شهرام مبصر، فعال حقوق معلولان، معتقد است ارزیابی حمایت معیشتی بدون محاسبه هزینههای ویژه افراد دارای معلولیت، تصویر ناقصی از نیازهای این گروه ارائه میدهد. این افراد علاوه بر مخارج معمولی مانند اجاره خانه، خوراک و پوشاک، ممکن است ناچار به پرداخت هزینههای سنگین کاردرمانی، فیزیوتراپی، گفتاردرمانی و خرید تجهیزات کمکتوانبخشی باشند.
برخی نیز برای ادامه زندگی روزمره به وسایلی مانند پوشینه بزرگسالان نیاز دارند. به گفته مبصر، قیمت یک بسته پوشینه میتواند از یک میلیون تومان فراتر رود و برای فردی که روزانه چهار عدد مصرف میکند، یک بسته حدوداً ۱۰عددی فقط دو روز و نیم دوام دارد. هزینه درمان زخم بستر، پانسمانهای تخصصی، ویلچر و پروتز نیز به این مخارج اضافه میشود.
از این منظر، افزایش ۵۰۰ هزار تومانی کالابرگ، حتی اگر برای خرید بخشی از مواد غذایی استفاده شود، پاسخگوی نیازهایی نیست که مستقیماً با سلامت و امکان حرکت و زندگی فرد ارتباط دارند.
وقتی مسئولان از هزینه واقعی زندگی فاصله دارند
مبصر از تصمیمگیریهای اقتصادی بدون شناخت دقیق شرایط روزمره مردم انتقاد میکند. به باور او، نمیتوان با تعیین مبلغی محدود انتظار داشت خانوارها همه هزینههای ضروری خود را مدیریت کنند؛ بهویژه زمانی که افزایش قیمتها، درآمد ثابت و ناچیز افراد را بیاثر کرده است.
او تأکید میکند مسئله این نیست که مردم از چه کالاهایی صرفنظر کنند، بلکه این است که چرا باید پیوسته از نیازهای اولیه خود بگذرند. هزینه وسایل بهداشتی و تجهیزات پزشکی را نمیتوان مانند خرید پوشاک به تعویق انداخت؛ محرومیت از این اقلام ممکن است پیامدهای جدی برای سلامت افراد داشته باشد.
خوداظهاری یا سنجش واقعی فقر؟
یکی دیگر از محورهای انتقاد، الزام برخی خانوارها به ثبتنام و خوداظهاری برای دریافت کالابرگ است. مبصر این شیوه را تحقیرآمیز میداند و معتقد است دولت باید بر پایه شناخت واقعی از وضعیت معیشتی خانوارها تصمیم بگیرد، نه اینکه بار اثبات نیازمندی را بر دوش شهروندان بگذارد.
به گفته او، دارایی اسمی لزوماً نشانه برخورداری مالی نیست. برای مثال، خودروی فردی که با آن در تاکسی اینترنتی کار میکند، وسیله کسب درآمد اوست؛ همانطور که داشتن خانهای کوچک، بدون درآمد کافی، به معنای توانایی تأمین هزینههای جاری نیست. کارگران روزمزدی که بدون بیمه در اثر حادثه ازکارافتاده شدهاند نیز ممکن است با وجود سالها کار، فاقد درآمد ثابت و پشتوانه حمایتی باشند.
بنابراین، ارزیابی وضعیت خانوارها باید علاوه بر دارایی، درآمد واقعی، هزینههای زندگی، وضعیت اشتغال، بیماری و نیازهای درمانی را نیز در نظر بگیرد.
کالابرگ بهتنهایی کافی نیست
مبصر با اشاره به هزینه خوراک، میگوید حتی تأمین حداقل مواد غذایی برای یک نفر میتواند روزانه حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان هزینه داشته باشد. در چنین شرایطی، اعتبار یک میلیون یا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی باید میان خوراک و دیگر مخارج ضروری تقسیم شود؛ از اجاره و پوشاک گرفته تا درمان و تجهیزات موردنیاز افراد دارای معلولیت.
این فعال اجتماعی تأکید میکند که حمایت مؤثر به معنای تأمین تمام درآمد مردم از سوی دولت نیست، اما باید امکان رفع نیازهای اساسی را فراهم کند. در غیر این صورت، افزایش محدود اعتبار کالابرگ نمیتواند شکاف میان هزینههای واقعی زندگی و توان مالی خانوارها را جبران کند.
حمایت معیشتی زمانی معنا دارد که به کاهش فشار واقعی بر زندگی مردم منجر شود. برای افراد دارای معلولیت و خانوارهای کمدرآمد، این هدف مستلزم محاسبه دقیق هزینههای ضروری، توجه به نیازهای متفاوت خانوارها و طراحی حمایتهایی متناسب با مخارج واقعی است؛ نه صرفاً افزایش مبلغی که اثر آن در زندگی روزمره محدود میماند.