تحریم فولاد؛ ضربه به قلب زنجیره تولید
محدودیتهای جدید آمریکا برای فولاد ایران هزینه تجارت را افزایش میدهد و صنایع وابسته را نیز هدف میگیرد
صنعت فولاد ایران بهدلیل نقش گسترده در زنجیره معدن، صنایع پاییندستی، اشتغال و صادرات غیرنفتی، یکی از بخشهای مهم اقتصاد کشور است؛ اهمیتی که آن را به یکی از اهداف تکرارشونده تحریمهای آمریکا تبدیل کرده است. تحریمهای اول اکتبر ۲۰۲۶ نشان میدهد محدودیتها دیگر فقط متوجه تولیدکنندگان داخلی نیست، بلکه شبکه تأمین مواد اولیه، فروش محصولات و انتقال پول را نیز دربرمیگیرد. در چنین شرایطی، توان فنی داخلی و پراکندگی جغرافیایی کارخانهها از ظرفیتهای بازیابی صنعت به شمار میروند، اما حفظ تولید همچنان به دسترسی پایدار به انرژی و حملونقل وابسته است. بخشی از گزارش روزنامه دنیای اقتصاد را در اینباره میخوانید.
تحریم از کارخانه تا شبکه تجارت
وزارت خزانهداری آمریکا در اول اکتبر ۲۰۲۶، در چارچوب عملیاتی که «طرد اقتصادی» نامیده شده، تحریمهایی علیه شرکتها و شبکههای مرتبط با صنایع فلزی و برخی بخشهای صنعتی ایران اعلام کرد. در میان مجموعههای هدف، شرکتهای ایرانی فعال در تجارت فولاد، شرکتهایی مستقر در چین، یک شرکت آلمانی مرتبط با تأمین مواد اولیه فولاد مبارکه و شرکتهایی در امارات مرتبط با فروش محصولات فولادی و پرداختهای تجاری فولاد خوزستان قرار داشتند.
این اقدام نشان میدهد دامنه تحریمها به حلقههای خارجی زنجیره تولید و تجارت نیز گسترش یافته است. حتی شرکتهایی که مستقیماً در فهرست تحریمها قرار ندارند، ممکن است برای تأمین مواد اولیه، حمل محصولات یا دریافت وجوه حاصل از صادرات با هزینه بیشتر و ریسک بالاتری روبهرو شوند.
البته تحریم فولاد پدیده تازهای نیست. از سال ۲۰۱۸، شرکتهای بزرگ فولادی ایران و در سالهای بعد مجموعههای دیگری در این صنعت هدف محدودیتهای آمریکا قرار گرفتهاند. اهمیت صادراتی فولاد، تمرکز بخش بزرگی از تولید در شرکتهای بزرگ و امکان ردیابی شبکههای تجاری و مالی، از جمله عواملی هستند که این صنعت را در معرض تحریم قرار دادهاند.
فولاد؛ حلقه اتصال معدن و صنعت
رضا اشرفسمنانی، فعال بخش معدن و صنایع معدنی، فولاد را یکی از صنایع مادر کشور میداند؛ صنعتی که اهمیت آن به کارخانههای فولادسازی محدود نیست و بخش بزرگی از فعالیتهای معدنی، تأمین مواد اولیه، تولید ماشینآلات و صنایع پاییندستی را به حرکت درمیآورد.
محصولات فولادی در ساخت تجهیزات، ماشینآلات و طیف گستردهای از کالاهای صنعتی کاربرد دارند. بنابراین، اختلال در تولید یا تجارت فولاد میتواند پیامدهایی فراتر از این صنعت داشته باشد و فعالیت بخشهای دیگر اقتصاد را نیز تحتتأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، فولاد یکی از منابع مهم صادرات غیرنفتی ایران است. محصولات این صنعت از مواد اولیه و محصولات میانی تا برخی محصولات نهایی و فولادهای خاص، در بازارهای خارجی حضور دارند. محدودیت در صادرات نهتنها درآمد ارزی تولیدکنندگان را کاهش میدهد، بلکه ممکن است برنامه تولید، اشتغال و تأمین نیاز صنایع داخلی را نیز با دشواری روبهرو کند.
توان داخلی؛ نقطه اتکا در شرایط تحریم
به گفته اشرفسمنانی، صنعت فولاد ایران طی سالهای فعالیت خود در حوزه فنی و مهندسی تجربه قابلتوجهی اندوخته است. نیروهای متخصص و مجموعههای داخلی در بسیاری از موارد توانستهاند تجهیزات و قطعات مورد نیاز را تعمیر کنند یا نمونههایی از آنها را بسازند. این ظرفیت میتواند بخشی از وابستگی به خارج را کاهش دهد و امکان بازیابی تولید را پس از اختلال فراهم کند.
با این حال، توان داخلی به معنای بینیازی کامل از فناوری، تجهیزات و نهادههای خارجی نیست. ساخت یا تعمیر برخی قطعات زمانبر است و نمیتواند همه مشکلات ناشی از محدودیت تأمین مواد اولیه یا تجهیزات را برطرف کند.
پراکندگی جغرافیایی کارخانههای فولادی نیز یکی دیگر از ظرفیتهای این صنعت است. وجود واحدهای تولیدی در مناطق مختلف کشور ممکن است در صورت بروز اختلال در یک منطقه، امکان تأمین بخشی از نیاز بازار از سوی سایر کارخانهها را فراهم کند. البته این جایگزینی به ظرفیت خالی، دسترسی به مواد اولیه و زیرساخت حملونقل بستگی دارد و لزوماً فوری نخواهد بود.
انرژی و حملونقل؛ حلقههای تعیینکننده
حفظ توان تولید فولاد تنها به تجهیزات و دانش فنی کارخانهها وابسته نیست. دسترسی پایدار به برق و سوخت، تأمین مواد اولیه و امکان انتقال محصولات به بازارهای داخلی و خارجی نیز برای تداوم فعالیت ضروری است. اگر زیرساخت انرژی یا حملونقل دچار اختلال شود، حتی کارخانهای با نیروی متخصص و تجهیزات مناسب نیز ممکن است نتواند از ظرفیت تولید خود استفاده کند.
اشرفسمنانی بر ضرورت شناسایی بخشهای حساس صنعت و تقویت حفاظت از آنها تأکید میکند. به باور او، کاهش آسیبپذیری فولاد به ترکیبی از حمایت زیرساختی، تقویت توان فنی داخلی و آمادگی برای بازیابی پس از بحران نیاز دارد.
صنعت فولاد بهدلیل پیوند گسترده با تولید و صادرات، با تحریم کارخانهها بهتنهایی محدود نمیشود؛ فشار بر حلقههای مالی، تجاری و تأمین نیز میتواند به کل زنجیره منتقل شود. در نتیجه، افزایش تابآوری این صنعت علاوه بر توان داخلی، به زیرساختهای پایدار انرژی و حملونقل و امکان حفظ ارتباط با بازارهای تأمین و فروش وابسته است.