وقتی کودکی به کسبوکار خانوادگی تبدیل میشود
درآمدزایی از تصویر کودکان در شبکههای اجتماعی، مرز میان فعالیت خانوادگی و بهرهکشی اقتصادی را مبهم کرده
کودکانی که در شبکههای اجتماعی میرقصند، بازی میکنند، محصول تبلیغ میکنند یا بخشی از زندگی روزمره خود را به نمایش میگذارند، گاهی به منبع درآمدی قابلتوجه برای خانوادههایشان تبدیل میشوند. در اقتصاد محتوا، تصویر و حضور کودک میتواند مخاطب و تبلیغکننده جذب کند؛ اما پرسش این است که آیا خود کودک بر درآمد حاصل از این فعالیت حق و اختیار دارد؟ گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره «کودک کار رقومی» بر ضرورت شناسایی این شکل از فعالیت اقتصادی و حمایت حقوقی از کودکان تأکید میکند. گزارش مهم روزنامه دنیای اقتصاد را در اینباره خلاصه کردهایم.
بازاری که از تصویر کودکان درآمد میسازد
![]()
اقتصاد اینفلوئنسرها در سالهای اخیر رشد قابلتوجهی داشته است. بر اساس گزارشی که در متن مورد استناد آمده، ارزش جهانی بازار اینفلوئنسر مارکتینگ در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۴ میلیارد دلار برآورد شده است. همچنین رقمی نزدیک به ۸ میلیارد دلار برای بخش کودکاینفلوئنسرها مطرح شده؛ هرچند منبع و روش محاسبه این برآورد مشخص نیست.
کودکان در برخی قالبهای محتوایی، مخاطبان زیادی جذب میکنند. پژوهش مرکز پیو در سال ۲۰۱۹ نشان داد ویدئوهای دارای کودک زیر ۱۳ سال، بهطور متوسط حدود ۲۹۷ هزار بازدید داشتند؛ نزدیک به سه برابر میانگین ۹۷ هزار بازدید برای ویدئوهای بدون حضور کودک. این پژوهش همچنین نشان داد بخش بزرگی از ویدئوهای دارای کودک، برای مخاطبان عمومی ساخته شدهاند.
نمونه شناختهشده این روند، رایان کاجی است که بنا بر گزارش فوربس در سال ۲۰۲۰، طی یک سال ۲۹.۵ میلیون دلار درآمد داشت و ویدئوهایش در فاصله ژوئن ۲۰۱۹ تا ژوئن ۲۰۲۰ بیش از ۱۲ میلیارد بار دیده شد. این ارقام نشان میدهد حضور کودک، در برخی موارد، از یک فعالیت تفریحی فراتر میرود و به بخشی از یک کسبوکار درآمدزا تبدیل میشود.
چه زمانی تولید محتوا به کار کودک تبدیل میشود؟
صرف حضور کودک در عکس یا ویدئوی خانوادگی، به معنای کودککاری نیست. مسئله زمانی جدیتر میشود که حضور کودک مستمر باشد، تولید محتوا با هدف درآمدزایی انجام شود و تصویر یا فعالیت او نقشی اساسی در جذب مخاطب و درآمد داشته باشد.
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس با عنوان «کودک کار رقومی (دیجیتال): بهرهکشی اقتصادی از کودکان در بستر فضای مجازی» بر همین تمایز تأکید میکند. هدف اقتصادی، استمرار فعالیت و زمانی که کودک صرف تولید محتوا میکند، از جمله معیارهایی هستند که میتوان برای شناسایی این نوع کار در نظر گرفت.
در این الگو، والدین ممکن است مدیریت صفحه را بر عهده داشته باشند، برندها هزینه تبلیغات بپردازند و درآمد از بازدیدها یا همکاریهای تجاری به دست آید. با این حال، کودک میتواند عامل اصلی جذب مخاطب باشد، بیآنکه در تصمیمگیری درباره قراردادها یا نحوه تقسیم درآمد نقشی داشته باشد.
درآمد متعلق به چه کسی است؟
یکی از مسائل اصلی کودکاینفلوئنسرها، مرز میان درآمد خانوار و سهم مالی کودک است. والدین همزمان میتوانند سرپرست کودک، مدیر صفحه و دریافتکننده درآمد باشند؛ وضعیتی که احتمال نادیدهگرفتن حقوق مالی کودک را افزایش میدهد.
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، ایجاد حساب امانی مستقل برای نگهداری درآمد کودک و محدودکردن اختیار والدین در مدیریت این درآمد به چارچوبهای قانونی و مصلحت کودک را از جمله راهکارهای پیشنهادی مطرح میکند. بر اساس این رویکرد، اصل باید بر مالکیت کودک بر درآمد حاصل از فعالیت اقتصادی خودش باشد.
مسئله فقط پول نیست. حضور مداوم در برابر دوربین میتواند زمان استراحت، بازی، تحصیل و رشد طبیعی کودک را محدود کند. افزون بر این، محتوای منتشرشده ممکن است سالها در فضای مجازی باقی بماند؛ حتی زمانی که کودک دیگر تمایلی به ادامه فعالیت یا در معرض دید بودن ندارد.
خلأهای قانونی در ایران
قوانین ایران ظرفیتهایی برای مقابله با برخی انواع بهرهکشی اقتصادی از کودکان دارند. قانون کار، اشتغال افراد کمتر از ۱۵ سال را ممنوع کرده و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان نیز برای مقابله با بهرهکشی اقتصادی و قرارگرفتن کودک در وضعیت مخاطرهآمیز، سازوکارهایی پیشبینی کرده است.
با این حال، تطبیق این مقررات با فعالیت درآمدزای کودک در شبکههای اجتماعی، بهویژه درباره قراردادهای تبلیغاتی، مدیریت درآمد و مسئولیت والدین و برندها، همچنان با ابهامهایی روبهروست. سند صیانت از کودکان و نوجوانان در فضای مجازی مصوب ۱۴۰۰ نیز عمدتاً بر حفاظت در برابر جرایم سایبری متمرکز است و بهطور مشخص، مسئله استثمار اقتصادی کودکاینفلوئنسرها را پوشش نمیدهد.
در نتیجه، هنوز درباره حدود فعالیت مجاز کودک، سهم او از درآمد، مسئولیت سفارشدهندگان تبلیغات و حق حذف محتوای مربوط به دوران کودکی، به چارچوبی روشن و اختصاصی نیاز است.
تجربههای قانونی در کشورهای دیگر
فرانسه در سال ۲۰۲۰ قانونی برای تنظیم فعالیت تجاری مبتنی بر تصویر کودکان زیر ۱۶ سال در پلتفرمهای آنلاین تصویب کرد. این قانون در شرایطی که میزان حضور کودک یا درآمد حاصل از محتوا از حدود تعیینشده فراتر برود، الزامات مشخصی برای فعالیت و نگهداری درآمد او در نظر میگیرد. در برخی موارد، بخشی از درآمد کودک تا رسیدن او به سن قانونی نزد صندوق سپردهها نگهداری میشود.
در ایالت ایلینوی آمریکا نیز مقرراتی برای حمایت مالی از کودکانی وضع شده که در ویدئوهای درآمدزای اینترنتی حضور دارند. این مقررات با تعیین معیارهایی درباره میزان حضور کودک و شرایط درآمدزایی، سازوکارهایی برای ثبت فعالیت و نگهداری سهم مالی او پیشبینی میکند.
این تجربهها نشان میدهند که حمایت از کودکان لزوماً به معنای ممنوعیت کلی حضور آنها در شبکههای اجتماعی نیست؛ بلکه میتوان شرایط فعالیت تجاری، مسئولیت بزرگسالان و حقوق مالی کودک را مشخص کرد.
چالش اصلی اقتصاد کودکان در فضای مجازی، فاصله میان ارزشی است که از حضور آنها ساخته میشود و اختیاری است که بر درآمد و تصویر خود دارند. حمایت مؤثر مستلزم آن است که والدین، برندها و پلتفرمها در قبال حقوق کودک مسئول شناخته شوند و درآمد حاصل از فعالیت او، همراه با حق حریم خصوصی و امکان بازپسگیری اختیار بر تصویرش، در چارچوبی روشن مورد حفاظت قرار گیرد.