افسانهی سالهای اول ازدواج
دادههای 14 سال گذشته تایید نمیکنند که امروزه طلاق به دلیل کمتحمل شدن زوجها جوان در ابتدای مسیر زندگی مشترکشان بیشتر از قبل شده باشد و باید هنگام بیان این قضاوتها بیشتر دقت شود
زمانی که حرف از طلاق میشود، بسیار سریع یک تصویر آشنا و تکرارشونده در ذهن همگان شکل میگیرد: زوجهایی که در سالهای اول زندگی مشترک خود قرار دارند، هنوز با یکدیگر کامل آشنا نشدهاند و تفاهم ابتدایی بینشان بهوجود نیامده و پیش از آن که پایههای اصلی زندگی مشترکشان تشکیل شود از هم جدا میشوند. در این روایت عام و غالب، عموما دلایل طلاق به شتابزدگی در گزینش همسر، کمتجربگی، عدم توجه به ارزشهای جامعه در انتخاب همسر و تغییر نگرش نسل جوان نسبت داده میشود. وقتی تصویری کلیشهای در ذهن جامعه مینشیند، باید لحظهای درنگ کرد و اعتبار آن تصویر را به چالش کشید. آیا واقعا طلاق بیشتر سرنوشت کسانی است که تازه ازدواج کردهاند؟ سوال را دقیقتر میپرسیم؛ از میان کل طلاقهایی که در یک سال مشخص رخ میدهد، چه سهمی از آنها چهار سال نخست زندگی مشترک را در برمیگیرد؟ همچنین تغییرات این سهم در گذر زمان چگونه بوده است؟ پاسخ به این پرسش، نهتنها اعتبار این تصور رایج را میسنجد، نمیگذارد که بر پایه تعمیمهای شتابزده و برداشتهای کلیشهای درباره نسلهای مختلف، به نتیجهگیری اشتباه یا ناقص برسیم.
برای پاسخ به سراغ آمار سالهای 1387 تا 1400 میرویم؛ این آمار، طلاقهای ثبت شده در کل کشور را براساس سالهای سپری شده از ازدواج در بر میگیرد. این دادهها فقط مربوط به چهار بازه نخست ازدواج است، یعنی بازه کمتر از یک سال، یک تا دو سال، دو تا سه سال و سه تا چهار سال. هر عدد در جدول زیر سهم آن گروه ازدواجی از تمامی طلاقهای ثبت شده در همان سال مشخص است. برای مثال عدد 2% در ردیف «3 تا 4 سال» از سال 1400، به این معناست که از هر 100 طلاق ثبت شده در آن سال، 2 طلاق مربوط به زوجهایی بوده که در سالهای سوم تا چهارم ازدواجشان قرار داشتهاند.
جدول 1- سهم طلاقها برحسب طول مدت ازدواج، درصد از کل طلاقهای همان سال (دادههای ارائه شده توسط سازمان ثبت احوال کشور)
|
سال |
1387 |
1388 |
1389 |
1390 |
1391 |
1392 |
1393 |
1394 |
1395 |
1396 |
1397 |
1398 |
1399 |
1400 |
|
كمتر از یک سال |
2.0 |
2.0 |
2.2 |
2.4 |
2.6 |
2.8 |
3.0 |
3.0 |
3.0 |
2.8 |
2.6 |
2.4 |
2.3 |
2.0 |
|
1-2 سال |
2.0 |
2.0 |
2.0 |
2.0 |
2.0 |
2.2 |
2.4 |
2.4 |
2.6 |
2.8 |
2.8 |
2.8 |
3.0 |
3.0 |
|
2-3 سال |
1.3 |
1.5 |
1.6 |
1.8 |
2.0 |
2.0 |
2.0 |
2.0 |
2.0 |
2.0 |
2.0 |
2.2 |
2.3 |
2.3 |
|
3-4 سال |
1.0 |
1.0 |
1.0 |
1.0 |
1.0 |
1.0 |
1.2 |
1.4 |
1.6 |
1.8 |
2.0 |
2.0 |
2.0 |
2.0 |
|
جمع |
6.3 |
6.5 |
6.8 |
7.2 |
7.6 |
8.0 |
8.6 |
8.8 |
9.2 |
9.4 |
9.4 |
9.4 |
9.5 |
9.3 |
این اعداد نمیگویند از هر صد ازدواج که 3 تا 4 سال از آغازشان گذشته، 2 ازدواج به طلاق ختم شده است؛ زیرا ما آمار کامل تعداد ازدواجهای موجود در آن گروه ازدواجی را نمیدانیم. در مقابل آنچه که نمایش داده میشود ترکیب طلاقهای رخداده است، نه احتمال طلاق برای هر زوج از گروه ازدواجی. تفاوتی ظریف اما حیاتی که در صورت نادیده گرفته شدن، میتواند یک مشاهده آماری را به ادعایی نادرست درباره دوام ازدواج و تولید یک کلیشهی اشتباه دیگر تبدیل کند.
اگر سهم این چهار بازه با یکدیگر جمع شود، (این تجمیع مجاز است چون که بازهها بایکدیگر همپوشانی ندارند) نتیجه در سال 1387 حدود 6.3 % است؛ به این معنا که تقریباً شش طلاق از هر صد طلاق در چهار سال نخست ازدواج رخ داده بود. این سهم در سال 1400 به حدود 9.3% رسیده است؛ تقریباً 9 طلاق از هر 100 طلاق. سهم طلاقهای چهار سال نخست از 1387 تا میانه دهه 1390 عمدتا روندی را صعودی طی کرده است. در سالهای 1396 تا 1398در بازه 9.4% ثابت مانده و در 1399 به 9.5% رسیده است، در 1400 نیز کمی افت کرده است. بنابراین روایتی که دقیقتر از دادهها بدست میآید از این قرار است که سهم طلاقهای زودهنگام در کل دوره مورد بررسی افزایش یافته است اما در سالهای اخیر نسبتا ثابت شده است.
در سال 1400 برای نمونه، حدود 90.7% از طلاقها پس از گذشت دستکم 4 سال از زندگی مشترک رخ دادهاند. هرچند این عدد بهتنهایی نمیتواند بیانگر درصد طلاقها متعلق به ازدواجهای 10 یا 20 ساله باشد اما آنچه از این دادهها میتوان دریافت این است که تجربه طلاق را نمیتوان به چند ماه یا چند سال آغاز زندگی مشترک تقلیل داد. چرا که ازدواجهایی که از مراحل آشنایی و ابتدایی ازدواج نیز عبور کردهاند باز هم در معرض طلاق قرار دارند.

با نگاهی به نمودار میتوان فهمید که تمامی گروهها مسیری مشابه را طی نکردهاند. سهم طلاقهای کمتر از یک سال در 1387، دو درصد بوده و در 1400 نیز به دو درصد رسیده است؛ هرچند در سالهای میانی تا سه درصد بالا رفته بود. در مقابل، سهم گروه یک تا دو سال از دو به سه درصد، گروه دو تا سه سال از حدود 1.3 به 2.3% و گروه 3 تا 4 سال از یک به دو درصد رسیده است. پس افزایش سهم 4 سال نخست، به معنای رشد همزمان و هماندازه همه گروههای ازدواجی نیست. این تفاوت بسیار مهم است. اگر تحلیل خود را فقط بر اساس آمار تجمیعی 4 سال اول ازدواج بیان کنیم، ممکن است بار دیگر به تایید همان تصور کلیشهای اولیه برسیم؛ اینکه ازدواجها بیش از گذشته در همان ماههای نخست فرو میپاشند. حال آنکه مقایسه وضعیت طلاق در ازدواجهای کمتر از یک سال، در ابتدا و انتهای دوره مورد بررسی، چنین تغییری را نشان نمیدهد. بخش مهمی از تغییر، در دورههای بعدی چهار سال ابتدایی قابل مشاهده است. البته باید توجه داشت که این مشاهده به تنهایی نمیتواند چرایی افزایش سهم آن بازهها را بیان کند.
باید دقت شود که تمام آمار موجود در حوزه طلاق و همچنین دادهی بررسی شده در این گزارش درباره سن زوجین، نسل آنها، سال دقیق ازدواج، وضعیت اقتصادی، جایگاه اقتصادی و اجتماعی زوجین یا دلیل جدایی مطرح شده از طرف زوجین چیزی نمیگویند. همچنین باید در نظر داشت که ازدواجی که پس از سه سال در سال 1400 به طلاق انجامیده، با ازدواجی که پس از همین مدت در سال 1387 به پایان رسیده، نه در زمان شکلگیری و نه در زمان وقوع طلاق، در بستر تاریخی یکسانی قرار نداشته است و نمیتوان این دو گروه را به سادگی با یکدیگر مقایسه کرد. در سالهای اخیر بسیار چیزها تغییر کرده است. مثلا انتظار زوجین از کیفیت رابطه و امکان ادامهی زندگی مشترک عوض شده، یا دسترسی به مسیرهای حقوقی یا حمایت خانوادگی و اجتماعی برای تصمیم به جدایی متفاوت شده است. به هرحال دادههای موجود تایید نمیکنند که طلاق امروزه به دلیل کمتحمل شدن زوجها جوان در ابتدای مسیر زندگی مشترکشان بیشتر از قبل شده باشد و باید هنگام بیان این قضاوتها بیشتر دقت شود.