قلمرو رفاه

ساعات کار کمتر، شکاف درآمدی بیشتر

امروزه بشر زمان کمتری را کار می‌کند، اما منافع آن میان جنسیت‌ها نابرابر است؛ چرا که کار خانگی غیرمزدی در محاسبات لحاظ نمی‌شود. زمان صرف‌شده برای کار غیرمزدی، ساعات در دسترس برای کار مزدی، آموزش یا پیشرفت شغلی را محدود می‌کند

25 مهر 1405 - 14:00 | اقتصاد سیاسی
حامد صادق مقدم جوان
حامد صادق مقدم جوان مددکار اجتماعی
تنظیم نمایش متن

یکی از چشمگیرترین تغییرات بلندمدت در اقتصاد جهانی، کاهش ساعات کار است. دو سده پیش، کارگر معمولی بیش از 60 ساعت در هفته را صرف کار می‌کرد. امروز میانگین ساعات کار به شکل قابل توجهی کاهش یافته است و همه‌ی مناطق حدود 30 تا 45 ساعت در هفته کار می‌کنند. این کاهش، بازتاب دگرگونی‌های ساختاری عمیقی چون صنعتی شدن، افزایش بهره‌وری، گسترش حقوق کار و اقدام جمعی و نیز در بعضی بسترها، تغییر نهادی و سیاست‌های هدفمند معطوف به کوتاه کردن ساعات کاری است. چنانچه نمودار 1 و 2 نشان می‌دهند، اروپا با کمتر از 30 ساعت در هفته امروز کمترین میانگین ساعات کار را در جهان ثبت کرده است؛ در حالی که این عدد در جنوب و جنوب شرق آسیا همچنان نزدیک به 45 ساعت است. تصویر کلی، جهانی است که به‌طور میانگین زمان کمتری را نسبت به گذشته صرف کار رسمی می‌کند. اما این پیشرفت کلان، شکاف‌های جنسیتی پایداری را پنهان می‌سازد.

نمودار 1. بهره‌وری ساعتی (یورو با برابری قدرت خرید ۲۰۲۵، مقیاس لگاریتمی)


نمودار 2. ساعات کار هفتگی (ساعت به ازای هر فرد در سن کار)


نمودارهای بالا ساعات کار هفتگی در سطح جهانی بین سال‌های ۱۸۰۰ تا ۲۰۲۵ را نشان می‌دهد که از ۶۱ ساعت به ۴۰ ساعت به ازای هر فرد در سن کار کاهش یافته است. در همان دوره، بهره‌وری ساعتی جهانی از ۰٫۷ یورو به ۱۶٫۵ یورو افزایش یافته است؛ یعنی تقریباً ۲۳٫۶ برابر شده است. با وجود بهبودهای کلی، آمریکای شمالی و اقیانوسیه و اروپا همچنان بسیار جلوتر از سایر مناطق‌ هستند (اندرسو و همکاران[1]، 2025).

نمودار 3 بر این نکته تاکید می‌کند که با در نظر گرفتن کار خانگی غیرمزدی [2]، زنان در سراسر جهان همچنان ساعات بیش‌تری را نسبت به مردان کار می‌کنند و زمان بیش‌تری را به مسئولیت‌های خانه اختصاص می‌دهند. این زمان به‌ندرت به رسمیت شناخته می‌شود و دستمزد می‌گیرد، اما بخش زیادی از کل زمان کار را در بر می‌گیرد و مستقیما در رفاه اجتماعی سهم دارد. نتیجه یک تناقض است؛ اگر تنها ساعات کار بازار در نظر گرفته شود به نظر می‌رسد مردان بیشتر کار می‌کنند اما به‌محض این‌که فعالیت‌های غیرمزدی لحاظ شوند، زنان در مجموع ساعات کار از مردان پیشی می‌گیرند.


نمودار 3. زنان در همه مناطق بیشتر کار می‌کنند

در تفسیر این نمودار می‌توان گفت اگر کل زمان کار (اقتصادی + خانگی) را در نظر بگیریم، زنان در همه‌ی مناطق ساعات بیشتری از مردان کار می‌کنند؛ شکافی از ۶ تا ۷ ساعت (اروپا، آمریکای شمالی و اقیانوسیه) تا ۱۲ تا ۱۳ ساعت (خاورمیانه و شمال آفریقا، شرق آسیا، جنوب و جنوب شرق آسیا).

آمار قدیمی کار معمولا بر ساعات کار مزدی محدود شده‌اند به همین دلیل سهم زنان را دست‌کم گرفته‌اند. وقتی تنها کار بازار لحاظ شود، مردان اغلب کارکننده‌های بیشتری جلوه می‌کنند، به‌ویژه در مناطقی که اشتغال رسمی مردان سطح بالایی دارد. اما هنگامی که فعالیت‌های غیرمزدی خانه به‌درستی اندازه گیری شود، تصویر به‌کلی دگرگون می‌شود. این واقعیت در پژوهش‌های اخیر مستند شده است.

شکل 4 این موضوع را در سطح اروپا به تصویر می‌کشد و مثالی روشن از چگونگی محاسبه ارائه می‌دهد. این شکل، سهم زنان از زمان کار را هنگامی که تنها کار مزدی در نظر گرفته می‌شود با سهم آنان پس از گنجاندن کار خانگی و مراقبتی غیرمزدی مقایسه می‌کند. با احتساب همه‌ی صورت‌های کار، این شکاف به‌طور چشمگیری بیش‌تر می‌شود (از ۸ به ۴۳ درصد می‌رسد) و آشکار می‌سازد که آمار متداول تا چه اندازه سهم زنان را دست‌کم می‌گیرند.


شکل 4. با در نظر گرفتن کار خانگی، شکاف جنسیتی گسترده‌تر است

بر اساس نمودار فوق، سهم زنان از کل درآمد کار در اروپا در دوره ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ برابر با ۴۰ درصد است؛ در حالی که سهم آنان از ساعات کار اقتصادی ۴۲ درصد است. این بدان معنا است که میانگین درآمد ساعتی زنان (بدون احتساب ساعات کار خانگی) ۸ درصد کمتر از مردان است. اما با گنجاندن زمان کار خانگی، سهم کاری آنان به ۵۴ درصد و شکاف درآمد ساعتی به ۴۳ درصد می‌رسد. این نشان می‌دهد که گنجاندن کار خانگی بر اندازه‌گیری نابرابری جنسیتی اثر چشمگیری دارد. شکاف درآمد ساعتی جنسیتی (g) به‌صورت سهمی از درآمد ساعتی مردان چنین محاسبه می‌شود:

 g = (t − i)/(t(1 − i)) که در آن (t) سهم زنان از زمان کار و (i) سهم زنان از درآمد کار است ( اندرسکو و همکاران[3]،2025).  


این نابرابری پیامدهای عمیقی دارد. نخست، می‌تواند فرصت‌های زنان در بازار کار را محدود کند، زیرا زمان صرف‌شده برای کار غیرمزدی، ساعات در دسترس برای کار مزدی، آموزش یا پیشرفت شغلی را محدود می‌سازد. این عامل، همراه با کمبود مشاغل مزدی در دسترس زنان، تبعیض جنسیتی و هنجارهای فرهنگی، نابرابری جنسیتی را تشدید می‌کند. دوم، این نابرابری شکاف دستمزد را تقویت می‌کند. زنان نه ‌تنها ساعات بیش‌تری را کار می‌کنند، بلکه از بخش مزدی کار خود نیز درآمد کمتری به دست می‌آورند. سرانجام، این واقعیت آشکار می‌سازد که نابرابری جنسیتی فراتر از دستمزدها و آمار اشتغال، به سازمان‌دهی زندگی روزمره نیز راه یافته است. زمان کار به‌طور نابرابر توزیع شده است و سهم سنگین‌تر بر دوش زنان است. کار زنان با قرار نگرفتن کار خانگی و مراقبتی در حساب‌های ملی، نادیده انگاشته می‌شود و نامرئی می‌ماند.

بنابراین کاهش بلندمدت ساعات کار در جهان از این رو روایتی از دستاوردهای نابرابر است. ممکن است بشر در مجموع ساعات کمتری کار کند، اما مردان بیش‌ترین بهره را از کاهش کار رسمی برده‌اند، در حالی که بار کاری کل زنان همچنان سنگین است. این توزیع نابرابر زمان یکی از روشن‌ترین نمونه‌های آن است که پیشرفت در شرایط کار به‌طور خودکار به برابری جنسیتی تبدیل نشده است.



[1] Andreescu et al

[2] کار اقتصادی شامل کاری است که برای تولید کالاها و خدمات لحاظ‌شده در حساب‌های ملی ثبت و استفاده می‌شود. کار خانگی شامل سایر صورت‌های کار مثل نظافت منزل، آشپزی، مراقبت از کودک و غیره است.

[3] Andreescu et al