قلمرو رفاه

لکه‌ها پاک شدند؛ سرنوشت قشم چه شد؟

پایان عملیات پاک‌سازی سواحل، به معنای رفع آثار آلودگی نفتی نیست

25 مهر 1405 - 09:36 | توسعه پایدار
تنظیم نمایش متن

آلودگی نفتی مرداد ۱۴۰۵ در سواحل جنوبی قشم و آب‌های اطراف جزیره هنگام، بار دیگر آسیب‌پذیری زیست‌بوم دریایی و معیشت جوامع ساحلی را آشکار کرد. اگرچه مقام‌های مسئول از پایان عملیات پاک‌سازی در سواحل سوزا و شیب‌دراز خبر داده‌اند، هنوز اطلاعات کافی درباره میزان آلودگی باقی‌مانده، آسیب به جنگل‌های حرا و خسارت‌های احتمالی به صیادی و گردشگری منتشر نشده است. در چنین شرایطی، ناپدیدشدن لکه‌های نفتی از سطح آب را نمی‌توان معادل پایان بحران دانست. خلاصه‌ای از تحلیل روزنامه پیام ما را در این‌باره می‌خوانید. 

پاک‌سازی پایان ماجرا نیست

گزارش‌های مردادماه از مشاهده لکه‌های نفتی در سواحل سوزا و شیب‌دراز و گسترش آلودگی به محدوده نقاشه و بخش‌هایی از زیست‌بوم حرا حکایت داشت. عملیات میدانی از ۲۰ مرداد و پس از گزارش‌های مردمی آغاز شد. نیروهای عملیاتی و کارشناسان محیط‌زیست دریایی با استفاده از بوم‌های نفتی، ورق‌ها و پدهای جاذب و تجهیزات تخصصی برای مهار آلودگی اقدام کردند. در سوزا از روش‌های مکانیکی و ماشین‌آلات استفاده شد و در شیب‌دراز نیز تجهیزات جاذب به کار گرفته شدند.

همچنین، اقداماتی برای حفاظت از مزارع پرورش میگو و قفس‌های پرورش ماهی انجام گرفت و آموزش نیروهای داوطلب محلی در دستور کار قرار داشت. با این حال، اعلام پایان عملیات در ۲۶ مرداد به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که همه آثار آلودگی برطرف شده‌اند.

برای ارزیابی نتیجه اقدامات، باید مشخص شود چه میزان ماده نفتی جمع‌آوری شده، پسماند آلوده چگونه دفع شده و آیا پس از پاک‌سازی از آب، رسوبات و زیستگاه‌های درگیر نمونه‌برداری صورت گرفته است. انتشار نتایج این بررسی‌ها می‌تواند میزان اثربخشی عملیات و نیاز به اقدامات تکمیلی را روشن کند.

وسعت آلودگی؛ اعداد متفاوت و پرسش‌های بی‌پاسخ

یکی از ابهام‌های مهم، اختلاف میان برآوردهای منتشرشده درباره گستره آلودگی است. در برخی گزارش‌ها، از تأثیر آلودگی بر حدود ۳۲ هزار مترمربع از ساحل و ۹۰ هزار مترمربع از آب‌های ساحلی سخن گفته شد. در مقابل، پژوهشی که مؤسسه آب، محیط‌زیست و سلامت دانشگاه ملل متحد در اوت ۲۰۲۶ منتشر کرد، با بررسی تصاویر ماهواره‌ای ثبت‌شده در ۱۰ اوت، گستره لکه نفتی در آب‌های قشم و هنگام را حدود ۱۰۰ کیلومترمربع برآورد کرد.

این ارقام را نمی‌توان بدون توجه به روش اندازه‌گیری و زمان ثبت داده‌ها مستقیماً با هم مقایسه کرد. مساحت لکه قابل‌مشاهده روی آب با محدوده‌ای که در معرض نفت قرار گرفته یا آلودگی آن تأیید شده، الزاماً یکسان نیست. تصاویر ماهواره‌ای امکان ردیابی گسترده لکه‌ها را فراهم می‌کنند، اما برای تعیین میزان آلودگی آب و رسوبات و ارزیابی آسیب‌های زیستی کافی نیستند.

پژوهش یادشده همچنین به آلودگی محدوده حساس جنگل‌های حرا اشاره کرده است؛ موضوعی که ضرورت پایش بلندمدت را افزایش می‌دهد.

حرا؛ زیستگاهی که آثار آلودگی در آن می‌ماند

جنگل‌های حرا از زیست‌بوم‌های مهم ساحلی جنوب ایران‌اند. ریشه‌های درهم‌تنیده این درختان و پهنه‌های گلی و آبراهه‌های جزرومدی، زیستگاه و پناهگاه بسیاری از جانداران دریایی و پرندگان را فراهم می‌کنند و در چرخه رشد و تولیدمثل برخی آبزیان نقش دارند.

نفت می‌تواند در رسوبات و میان ریشه‌های حرا باقی بماند و به‌تدریج بر گیاهان و دیگر موجودات زنده اثر بگذارد. شدت آسیب نیز به نوع ماده نفتی، مدت تماس، شرایط جزرومد و ویژگی‌های زیستگاه وابسته است. بنابراین، ظاهر پاکیزه ساحل برای نتیجه‌گیری درباره سلامت اکوسیستم کافی نیست.

از سوی دیگر، پاک‌سازی غیراصولی ممکن است خود به زیستگاه آسیب برساند. جابه‌جایی رسوبات آلوده، استفاده نامناسب از ماشین‌آلات یا مداخله در ریشه‌های حرا باید با ملاحظات تخصصی و بوم‌شناختی همراه باشد.

معیشت صیادان و نگرانی گردشگری

برای مردم قشم، دریا تنها یک چشم‌انداز طبیعی نیست؛ بخشی از پایه اقتصادی جزیره و منبع درآمد صیادان، فعالان آبزی‌پروری و کسب‌وکارهای گردشگری است. آلودگی نفتی ممکن است فعالیت‌های روزمره، بازار فروش محصولات دریایی و اعتماد خریداران را تحت تأثیر قرار دهد. انتشار تصاویر سواحل آلوده نیز می‌تواند نگرانی گردشگران را افزایش دهد.

با این حال، هنوز داده‌های کافی برای تعیین میزان خسارت اقتصادی منتشر نشده است. نمی‌توان بدون بررسی تغییرات میزان صید، قیمت فروش، توقف فعالیت‌ها، لغو سفرها و وضعیت اقامتگاه‌ها، از خسارت مشخص یا افت قطعی گردشگری سخن گفت. همچنین، احتمال آسیب به زنجیره غذایی دریایی به‌معنای اثبات آلودگی محصولات صیدشده یا کاهش ذخایر آبزیان نیست و برای چنین نتیجه‌ای به آزمایش و بررسی علمی نیاز است.

انتشار اطلاعات دقیق و منطقه‌محور درباره وضعیت سواحل و نتایج پایش، هم به تصمیم‌گیری کسب‌وکارهای محلی کمک می‌کند و هم از نگرانی بی‌پایه یا اطمینان‌بخشی بدون شواهد جلوگیری خواهد کرد.

منشأ آلودگی و مسئولیت جبران خسارت

در گزارش‌های منتشرشده در مرداد ۱۴۰۵، نام کشتی فله‌بر آسیب‌دیده «مینوان پایونیر» به‌عنوان یکی از منشأهای احتمالی آلودگی مطرح شد. با این حال، دنبال‌کردن مسیر لکه نفتی در تصاویر ماهواره‌ای به‌تنهایی برای تعیین قطعی منشأ آلودگی یا اثبات مسئولیت حقوقی کافی نیست.

تعیین مسئولیت به بررسی اطلاعات حرکت کشتی، داده‌های دریایی، نتایج نمونه‌برداری، مقایسه شیمیایی نفت و گزارش نهادهای صلاحیت‌دار نیاز دارد. پس از مشخص‌شدن منشأ نیز باید روشن شود کدام خسارت‌ها به رخداد قابل‌انتساب‌اند و جبران آنها از چه مسیری پیگیری خواهد شد.

مسئولیت احتمالی عامل آلودگی، جدا از وظایف دستگاه‌های داخلی در مدیریت بحران است. حتی تا زمان تعیین قطعی عامل، نهادهای مسئول باید پایش محیط‌زیستی، اطلاع‌رسانی، ثبت خسارت‌های احتمالی و حفاظت از معیشت جوامع محلی را دنبال کنند.

معیار واقعی موفقیت چیست؟

تجربه آلودگی نفتی قشم نشان می‌دهد که جمع‌آوری مواد قابل‌مشاهده از ساحل تنها مرحله نخست مدیریت بحران است. انتشار گزارش نهایی پاک‌سازی، مشخص‌کردن محدوده‌های درگیر، ارائه نتایج نمونه‌برداری دوره‌ای از آب و رسوبات و مستندسازی خسارت‌های احتمالی به صیادی، آبزی‌پروری و گردشگری، گام‌های ضروری بعدی‌اند.

مشارکت مردم نیز نباید به حضور داوطلبانه در عملیات جمع‌آوری محدود بماند. تجربه صیادان، قایق‌داران و ساکنان محلی از تغییرات ساحل می‌تواند در شناسایی نقاط حساس و ثبت آثار آلودگی مؤثر باشد؛ به شرط آنکه سازوکاری روشن برای ثبت و بررسی این اطلاعات وجود داشته باشد.

معیار موفقیت در مهار آلودگی نفتی، فقط ناپدیدشدن لکه‌های سیاه از سطح آب نیست؛ بلکه باید روشن شود زیست‌بوم تا چه اندازه به وضعیت سالم بازمی‌گردد، معیشت مردم چگونه تحت تأثیر قرار گرفته و خسارت‌های احتمالی چگونه پیگیری و جبران می‌شوند.