قلمرو رفاه

پاک‌کردن خیابان، نه ریشه فقر

ر: برخورد با زباله‌گردها بدون تأمین معیشت جایگزین، تنها فقر را از چشم شهر پنهان می‌کند

23 مهر 1405 - 19:24 | جامعه
تنظیم نمایش متن

بازگشت زباله‌گردها به خیابان‌های تهران، بار دیگر موضوع برخورد با این پدیده را به بحث مدیریت شهری کشانده است؛ اما پرسش اساسی این است که آیا جمع‌کردن افراد از سطح شهر می‌تواند مسئله را حل کند؟ وقتی فقر، تورم و کاهش قدرت خرید، بخشی از مردم را برای تأمین نیازهای اولیه به میان زباله‌ها می‌کشاند، برخورد با آنها بدون تغییر شرایط زندگی، بیش از آنکه راه‌حل باشد، صورت مسئله را پاک می‌کند. خلاصه‌ای از گزارش روزنامه جهان صنعت را در این‌باره می‌خوانید.

جدال بر سر زباله‌های خشک

اظهارات مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، درباره ضرورت برخورد با زباله‌گردها، در شرایطی مطرح شده که جمع‌آوری پسماند خشک به موضوع اختلاف میان بخش‌هایی از مدیریت شهری تبدیل شده است. از یک سو، پیمانکاران وابسته به شهرداری و نیروهای طرح نوماند در چرخه جمع‌آوری زباله‌های خشک حضور دارند و از سوی دیگر، درباره نحوه فعالیت این نیروها و کسب درآمد از پسماند، انتقادهایی مطرح شده است.

در همین زمینه، یکی از اعضای شورای شهر پیش‌تر پیمانکاران خدمات شهری را بخشی از آنچه «مافیای زباله» خوانده می‌شود، توصیف کرده و از نادرستی سیاست درآمدزایی از پسماند خشک سخن گفته بود. در مقابل، مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند تهران اعلام کرده بود که نیروهای نوماند اجازه جمع‌آوری زباله خشک از داخل مخازن را ندارند و پیمانکاران متخلف جریمه می‌شوند.

با وجود این اختلاف‌ها، مسئله اصلی همچنان پابرجاست: چرا به جای تمرکز صرف بر کنترل زباله‌گردی، برای فقر و شرایطی که افراد را به این فعالیت سوق می‌دهد، چاره‌ای اساسی اندیشیده نمی‌شود؟

فقر را نمی‌توان از خیابان حذف کرد

مصطفی آب‌روشن، جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» معتقد است برخورد با زباله‌گردها، بدون رسیدگی به عوامل شکل‌گیری این پدیده، تنها ظاهر شهر را تغییر می‌دهد. به گفته او، چنین رویکردی ممکن است افراد را به نقاط دورتر و پنهان‌تر براند، اما مشکل معیشتی آنها را حل نمی‌کند.

زباله‌گردی را نمی‌توان صرفاً انتخابی فردی یا رفتاری مغایر با نظم شهری دانست. برای بخشی از مردم، این فعالیت راهی برای تأمین نیازهای اولیه زندگی است؛ به‌ویژه زمانی که بازار کار رسمی درآمد کافی فراهم نمی‌کند و حمایت‌های اجتماعی نیز پاسخگوی نیازها نیستند.

آب‌روشن تأکید می‌کند که تقلیل این مسئله به موضوعی انتظامی، مسئولیت نهادهای متولی را در قبال اشتغال، توزیع درآمد و مدیریت شهری به حاشیه می‌راند. در چنین شرایطی، به جای رسیدگی به ریشه‌های فقر، افرادی هدف برخورد قرار می‌گیرند که خود از پیامدهای آن آسیب دیده‌اند.

وقتی کوچک‌شدن سفره‌ها به خیابان می‌رسد

افزایش تورم و کاهش قدرت خرید، تأمین هزینه‌های ضروری را برای خانوارهای کم‌درآمد دشوارتر کرده است. در این میان، افرادی که از امنیت شغلی، بیمه و شبکه حمایتی کافی برخوردار نیستند، در برابر شوک‌های اقتصادی آسیب‌پذیرترند. مهاجران داخلی، اتباع افغانستانی، افراد کم‌سواد و خانواده‌های درگیر بیماری مزمن یا معلولیت، از جمله گروه‌هایی هستند که به گفته این جامعه‌شناس، ممکن است بیشتر در معرض ورود به چرخه زباله‌گردی قرار گیرند.

برای شناخت دقیق ابعاد این مسئله، باید داده‌هایی درباره فقر مطلق و نسبی، قدرت خرید خانوارها، بیکاری، هزینه سبد کالاهای اساسی و درآمد حاصل از زباله‌گردی بررسی شود. بدون چنین اطلاعاتی، سیاست‌گذاری ممکن است به قضاوت‌های کلی و برخوردهای مقطعی محدود بماند.

راه‌حل، پیش از برخورد

توقف فعالیت زباله‌گردها، اگر با ایجاد فرصت شغلی و تأمین معیشت جایگزین همراه نباشد، می‌تواند فقر و ناامنی غذایی خانواده‌های محروم را تشدید کند. از دست‌رفتن همین درآمد محدود ممکن است برخی افراد را به فعالیت‌های پرخطرتر و پنهان‌تر سوق دهد و بی‌اعتمادی به نهادهای مسئول را افزایش دهد.

مقابله با زباله‌گردی نیازمند ترکیبی از مدیریت مؤثر پسماند، حمایت اجتماعی، ایجاد فرصت‌های شغلی، گسترش آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و توجه به نابرابری در توزیع درآمد است. زباله‌گردی فقط مسئله نظافت و نظم شهر نیست؛ نشانه‌ای از دشواری تأمین معاش برای بخشی از جامعه است.

تا زمانی که فرد برای تهیه غذا و پرداخت هزینه‌های اولیه زندگی ناچار باشد سلامت و کرامت خود را به خطر بیندازد، برخورد با حضور او در خیابان راه‌حل پایداری نخواهد بود. شهر زمانی از زباله‌گردی فاصله می‌گیرد که سیاست‌گذاران به جای پنهان‌کردن فقر، برای کاهش آن اقدام کنند.