قلمرو رفاه

برج‌سازی به بهای محو محله‌ای قدیمی

ساکنان اسلام‌آباد تهران می‌گویند طرح بازآفرینی محله، بدون مشارکت واقعی آنها پیش می‌رود

23 مهر 1405 - 11:29 | جامعه
تنظیم نمایش متن

اسلام‌آباد، محله‌ای حدوداً ۴۰ ساله در مجاورت بزرگراه چمران و برج‌های سعادت‌آباد و شهرک غرب، در آستانه دگرگونی قرار دارد. مسئولان از بازآفرینی، ارتقای کیفیت زندگی و اجرای طرح «کلید به کلید» سخن می‌گویند؛ اما روایت ساکنان از نگرانی دیگری حکایت دارد: اینکه برج‌سازی و گران‌شدن ناگهانی محله، آنها را از خانه‌ها و کسب‌وکارهایی جدا کند که سال‌ها برای ساختن و حفظشان تلاش کرده‌اند. بخش‌هایی از گزارش مفصل روزنامه دنیای اقتصاد را در این‌باره بخوانید. 

بازآفرینی بدون مشارکت ساکنان

در ادبیات بازآفرینی شهری، مشارکت مردم یکی از اصول محوری معرفی می‌شود؛ اما ساکنان اسلام‌آباد می‌گویند در تصمیم‌گیری درباره آینده محل زندگی‌شان نقش مؤثری نداشته‌اند. بسیاری از آنها با وجود نارضایتی، طرح را پذیرفته‌اند؛ زیرا آن را تصمیمی ملی می‌دانند که امکان چندانی برای مخالفت با آن ندارند.

این محله با خانه‌های عمدتاً یک‌ یا دوطبقه، کوچه‌های باریک و روابط خانوادگی و همسایگی شکل گرفته است. روددره درکه از میان آن می‌گذرد و برخی خانه‌ها در حریم رودخانه قرار دارند؛ موضوعی که خطر سیلاب را به همراه دارد. بااین‌حال، ساکنان معتقدند مشکلات محله را نمی‌توان صرفاً با جایگزین‌کردن خانه‌های قدیمی با برج‌های مسکونی حل کرد.

خانه‌هایی که با امید ساخته شدند

ساکنان قدیمی از شکل‌گیری و گسترش محله در دهه‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۷۰ می‌گویند. آنها زمین‌ها را از مالک باغ‌های منطقه خریدند و بسیاری از خانه‌هایشان را خودشان ساختند. برخی نیز در همین خانه‌ها مغازه‌هایی راه انداختند و در کنار اعضای خانواده و خویشاوندانشان زندگی کردند.

به گفته آنها، آب لوله‌کشی تا دهه ۱۳۸۰ به خانه‌هایشان نرسیده بود و پیش از آن، آب مصرفی را از رودخانه و آب آشامیدنی را از منابع محلی تأمین می‌کردند. با وجود کمبودهای گذشته، پیوندهای اجتماعی و عادت به زندگی در خانه‌های کوچک، حیاط‌دار و محله‌ای برایشان اهمیت دارد؛ به همین دلیل، بسیاری برج‌نشینی را جایگزینی مطلوب برای شیوه زندگی فعلی خود نمی‌دانند.

سهم خانه و مغازه چگونه محاسبه می‌شود؟

بر اساس توضیحاتی که ساکنان درباره طرح «کلید به کلید» ارائه می‌کنند، میزان واحد مسکونی جایگزین بر مبنای متراژ بخش‌هایی از بنای فعلی محاسبه می‌شود: کل زیربنای همکف، یک‌چهارم بنای طبقه اول و نیمی از زیربنای زیرزمین. مغازه‌داران نیز در صورت داشتن پروانه کسب صادرشده در سال ۱۳۸۰ یا پیش از آن، قرار است سهمی از واحدهای تجاری محله دریافت کنند.

بااین‌حال، برخی کسبه می‌گویند سال‌ها در محل کار کرده‌اند، اما جواز کسب ندارند و اکنون درباره برخورداری از سهم تجاری با مشکل روبه‌رو شده‌اند. برای بسیاری از آنها، مغازه از خانه اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا منبع درآمد و امکان ادامه زندگی است.

ساکنان همچنین از پیشنهاد خرید امتیاز واحدهایشان با قیمت متری ۴۰۰ میلیون تومان خبر می‌دهند؛ درحالی‌که به گفته آنها، واحدهای برج‌های در حال ساخت با قیمت متری ۷۰۰ میلیون تومان پیش‌فروش می‌شوند. این ارقام روایت ساکنان از شرایط بازار و پیشنهادهای مطرح‌شده است.

پذیرش از سر ناچاری

حتی کسانی که نسبت به دریافت خانه و مغازه جایگزین اطمینان بیشتری دارند، از تغییر شیوه زندگی خود نگران‌اند. آنها می‌گویند به خانه‌های کوچک، بالکن و حیاطشان خو گرفته‌اند و زندگی در برج، به‌ویژه در سنین بالا، برایشان دشوار خواهد بود.

برخی از ساکنان روایت می‌کنند که هنگام ترغیب آنها به توافق، از تبدیل زمین‌های محله به پارک و ضرورت پذیرش طرح پیش از دیرشدن سخن گفته شده است. تجربه تخریب خانه همسایگان در دهه‌های گذشته نیز بر نگرانی آنها افزوده؛ ازجمله خانه‌ای که در دهه ۱۳۸۰ با بولدوزر تخریب شد و شهرداری بعدتر هزینه خرید آپارتمانی در محله سردار جنگل را به صاحبان آن پرداخت.

این تجربه‌ها باعث شده است برخی ساکنان، با وجود نارضایتی، توان مقاومت در برابر طرح را نداشته باشند.

نسل جوان هم به ماندن امیدوار نیست

نگرانی از آینده به سالمندان محدود نمی‌شود. جوان ۲۵ساله‌ای که در اسلام‌آباد متولد شده و بزرگ شده است، می‌گوید قدیمی‌های محله تمایلی به زندگی در برج ندارند و جوان‌ترها نیز احتمالاً از عهده هزینه‌های آن برنمی‌آیند. او پیش‌بینی می‌کند بسیاری از ساکنان پس از تحویل واحدهای جدید، ناچار به فروش آنها و مهاجرت به نقاط دیگر شهر شوند.

مسئله اصلی در اسلام‌آباد فقط جایگزینی خانه‌های فرسوده با ساختمان‌های جدید نیست؛ بلکه این است که آیا ساکنان فعلی می‌توانند پس از اجرای طرح نیز در محله خود بمانند و معیشت و روابط اجتماعی‌شان را حفظ کنند؟ روایت میدانی «دنیای اقتصاد» نشان می‌دهد اگر بازآفرینی بدون مشارکت واقعی مردم و توجه به توان اقتصادی و شیوه زندگی آنها پیش برود، ممکن است ساختمان‌های تازه‌ای برپا شود، اما جامعه‌ای که محله را ساخته است، دیگر در آن حضور نداشته باشد.