قلمرو رفاه

استرس هست اما پولی برای کاهش آن نیست

فشارهای اقتصادی، بحران‌های اجتماعی و هزینه بالای درمان، دسترسی بسیاری از ایرانیان به حمایت روانی را دشوار کرده

23 مهر 1405 - 10:47 | جامعه
تنظیم نمایش متن

پشت لبخندهای روزمره، آدم‌هایی هستند که با سوگ، اضطراب، افسردگی و ناامیدی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اما نه همیشه توان گفتن از رنج خود را دارند و نه امکان دسترسی به حمایت تخصصی. گزارش «شرق» از روایت‌های شهروندان و توضیحات مسئولان حوزه سلامت روان نشان می‌دهد که فشارهای اقتصادی و بحران‌های اجتماعی، در کنار کمبود فرصت گفت‌وگو و هزینه بالای روان‌درمانی، بسیاری را در برابر رنج‌هایشان تنها گذاشته است. بخش‌هایی از گزارش روزنامه شرق را در این‌باره می‌خوانید. 

رنجی که باید به رسمیت شناخته شود

در مراسمی در بیمارستان روان‌پزشکی روزبه تهران، افرادی از تجربه‌های شخصی خود درباره افسردگی، سوگ، جدایی و بحران‌های روانی گفتند. پریسا والنتینا پویان‌راد، فعال اجتماعی، از دست دادن دو فرزند جوانش بر اثر خودکشی را روایت کرد؛ فقدانی که حتی پس از آن نیز با سرزنش دیگران همراه بود. او پس از مدتی توانست درباره این تجربه حرف بزند و حمایت از جوانان و خانواده‌های داغ‌دیده را به بخشی از مسیر زندگی‌اش تبدیل کند.

حمید سلیمی، نویسنده، نیز از دوره‌ای گفت که افسردگی شدید، مرگ پدر، جدایی و بیماری جسمی او را در تنگنا قرار داده بود. او بر ضرورت پذیرفتن آسیب روانی و ایجاد فرصت برای گفت‌وگو تأکید کرد. پیام مشترک این روایت‌ها آن بود که رنج روانی نباید مایه شرم یا سرزنش باشد و شنیدن تجربه دیگران می‌تواند نخستین گام برای حمایت از آنها باشد.

فرسودگی در سایه فشارهای روزمره

روایت شهروندان نشان می‌دهد که مشکلات روانی فقط به یک دوره یا رویداد مشخص محدود نمی‌شوند. شهلا، زنی ۴۰ساله و شاغل، می‌گوید سال‌ها اضطراب و افسردگی را تجربه کرده و روان‌درمانی در مقاطعی به او کمک کرده است؛ اما اکنون احساس می‌کند توان روانی‌اش تحلیل رفته و تحملش کاهش یافته است. او از ناامیدی ناشی از تلاش‌هایی می‌گوید که به نتیجه دلخواه نمی‌رسند.

نرگس، ۳۶ساله، نیز می‌گوید به‌دلیل هزینه‌های بالا، روان‌درمانی را کنار گذاشته است. او پیش‌تر با سفر، طبیعت‌گردی و حضور در جمع‌های دوستانه حال خود را بهتر می‌کرد، اما اکنون تأمین هزینه‌های معمول زندگی هم دشوار شده است. نگرانی از آینده و ترس‌های باقی‌مانده از جنگ نیز به اضطراب او افزوده‌اند.

در این روایت‌ها، مسئله فقط وجود اضطراب و افسردگی نیست؛ بلکه کم‌شدن توان آدم‌ها برای حرف‌زدن با یکدیگر و دشوارشدن دسترسی به کمک حرفه‌ای نیز به چشم می‌آید.

آمارها از افزایش اختلالات روانی می‌گویند

محمدرضا شالبافان، مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، می‌گوید بحران‌ها معمولاً با افزایش استرس، اضطراب، افسردگی و نگرانی همراه‌اند. به گفته او، کودکان، نوجوانان، سالمندان، افراد دارای سابقه اختلالات روانی، افراد کم‌توان و زنان باردار ممکن است در چنین شرایطی آسیب‌پذیرتر باشند.

بر اساس پیمایش ملی سلامت روان، شیوع ابتلا به دست‌کم یک اختلال روان‌پزشکی در ایران از ۲۳٫۶ درصد در سال ۱۳۹۰ به ۲۵٫۱ درصد در سال ۱۴۰۱ رسیده است. در پیمایش سال ۱۴۰۱، افسردگی با شیوع ۱۳٫۷ درصد از شایع‌ترین اختلالات گزارش شده بود. شالبافان با توجه به شرایط کشور، انجام پیمایش تازه‌ای را برای سنجش وضعیت سلامت روان و کمک به سیاست‌گذاری ضروری می‌داند.

درمانی که از توان بسیاری خارج است

هزینه روان‌درمانی برای بخشی از شهروندان به مانعی جدی تبدیل شده است. محمد، دانشجوی ۲۴ساله، می‌گوید برخی از دوستانش جلسات درمان را کاهش داده‌اند، به خدمات ارزان‌تر روی آورده‌اند یا درمان را کنار گذاشته‌اند. او همچنین از نگرانی درباره دسترسی به بعضی داروهای روان‌پزشکی می‌گوید.

شالبافان تأکید می‌کند داروهای روان‌پزشکی باید با تجویز متخصص مصرف شوند و در بسیاری از موارد، درمان دارویی به روان‌درمانی نیز نیاز دارد. او در عین حال یادآور می‌شود که مصرف دارو بر اساس تجربه دیگران یا به‌صورت خودسرانه، جایگزین ارزیابی تخصصی نیست.

گزارش همچنین به خط مشاوره سلامت روان ۱۹۰ اشاره می‌کند که به گفته شالبافان از ساعت هشت صبح تا نیمه‌شب پاسخ‌گوست؛ با این توضیح که این خط برای روان‌درمانی مستمر طراحی نشده و افراد نیازمند خدمات ادامه‌دار می‌توانند به مراکز جامع سلامت یا مراکز سراج مراجعه کنند. بااین‌حال، محمد از تجربه انتظار طولانی و دریافت‌نکردن پاسخ در تماس با این سامانه می‌گوید؛ روایتی که پرسش‌هایی درباره دسترسی واقعی به خدمات حمایتی در زمان بحران ایجاد می‌کند.

هوش مصنوعی؛ همدمی محدود برای تنهایی

نرگس می‌گوید پس از قطع جلسات روان‌درمانی، گاهی برای صحبت درباره نگرانی‌هایش از هوش مصنوعی کمک می‌گیرد و احساس می‌کند این ابزار بخشی از جای خالی یک دوست را پر کرده است.

شالبافان استفاده از هوش مصنوعی برای پرسش‌های عمومی را کاملاً رد نمی‌کند، اما تأکید دارد که پاسخ‌های آن در مواجهه با تجربه‌های پیچیده و شخصی ممکن است کلیشه‌ای باشد و نمی‌تواند جای مداخله تخصصی را بگیرد. به گفته او، ارتباط انسانی و گفت‌وگو با فردی که بدون قضاوت به حرف‌ها گوش می‌دهد، همچنان اهمیت دارد.

شنیدن، بدون قضاوت و مقایسه

از نگاه شالبافان، خانواده می‌تواند یکی از مهم‌ترین منابع حمایت روانی باشد؛ به شرط آنکه فضای گفت‌وگو امن باشد و افراد به‌خاطر احساسات یا مشکلاتشان سرزنش نشوند. شنیدن بدون قضاوت، مقایسه‌نکردن رنج افراد و احترام به تجربه زیسته آنها می‌تواند به بیان مشکلات کمک کند، هرچند در مواردی مراجعه به روان‌شناس یا روان‌پزشک ضروری است.

گزارش «شرق» تصویری از رنج‌هایی ارائه می‌کند که گاه در سکوت و پشت ظاهر عادی زندگی پنهان می‌مانند. کاهش فشارهای اقتصادی، دسترسی آسان‌تر به خدمات تخصصی و تقویت شبکه‌های حمایت اجتماعی، در کنار فرهنگ گفت‌وگوی همدلانه، می‌توانند بخشی از این تنهایی را کاهش دهند. اما نخستین گام آن است که رنج روانی را جدی بگیریم و به‌جای قضاوت، برای شنیدن و کمک‌کردن جا باز کنیم.