قلمرو رفاه

شهر با حلوا حلوا‌ کردن سبز نمی‌شود

کاهش تولید پسماند و افزایش استفاده از حمل‌ونقل عمومی با اجرای برخی سیاست‌های محیط‌زیستی همراه بوده اما بی‌نظمی خدمات و بی‌اعتمادی شهروندان، مشارکت پایدار را دشوار می‌کند

22 مهر 1405 - 16:50 | جامعه
سوگل دانائی
سوگل دانائی روزنامه‌نگار
تنظیم نمایش متن

نصب تابلوهای «سه‌شنبه‌های بدون خودرو» یا دعوت به تفکیک زباله، به‌تنهایی رفتار شهروندان را تغییر نمی‌دهد. نتایج پژوهشی از مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران نشان می‌دهد اثربخشی سیاست‌های محیط‌زیستی بیش از طراحی اولیه، به کیفیت اجرا، استمرار خدمات و اعتماد عمومی وابسته است؛ موضوعی که معصومه اشتیاقی، جامعه‌شناس محیط‌زیست، نیز بر آن تأکید دارد.بخش‌هایی از گزارش روزنامه پیام ما را در این باره می‌خوانید. 

نشانه‌های تغییر در رفتار شهروندان

پژوهشی که مرداد ۱۴۰۵ منتشر شده، اثر سیاست‌های محیط‌زیستی مدیریت شهری را در منطقه ۲ تهران بررسی کرده است. پژوهشگران با مقایسه داده‌های پیش و پس از اجرای سیاست‌های توسعه حمل‌ونقل عمومی و طرح کاهش پسماند «کاپ»، تلاش کرده‌اند تغییرات رفتاری را ارزیابی کنند. بااین‌حال، عواملی مانند همه‌گیری کرونا و گسترش استفاده از تلفن‌های هوشمند نیز در تحلیل در نظر گرفته شده‌اند؛ بنابراین، همه تغییرات را نمی‌توان مستقیماً به سیاست‌های شهرداری نسبت داد.

بر اساس یافته‌ها، نسبت مسافران مترو و اتوبوس به جمعیت در ساعات اوج صبح در منطقه ۲ حدود ۱۵ درصد افزایش یافته است. همچنین میانگین سرانه تولید پسماند در این منطقه حدود ۳۳٫۴ درصد کاهش داشته؛ رقمی که در سایر مناطق تهران ۱۶٫۶ درصد بوده است. پژوهشگران تأکید می‌کنند کاهش پسماند پیش از اجرای طرح کاپ نیز آغاز شده بود. در عین حال، میزان تفکیک پسماند از مبدأ در منطقه ۲ تقریباً حفظ شده، درحالی‌که در سایر مناطق حدود ۴۱ درصد کاهش یافته است.

مشکل فقط طراحی سیاست نیست

بررسی تجربه شهروندان از پنج سیاست محیط‌زیستی، از توسعه حمل‌ونقل عمومی تا طرح‌های مدیریت پسماند، نشان داده است که وجود زیرساخت به‌تنهایی برای تغییر رفتار کافی نیست. در حوزه حمل‌ونقل، هشت نفر از ۱۱ مصاحبه‌شونده به دشواری دسترسی از ایستگاه تا مقصد نهایی اشاره کرده‌اند.

در مدیریت پسماند نیز بی‌اعتمادی به سرنوشت زباله‌های تفکیک‌شده و نامشخص بودن زمان مراجعه مأموران جمع‌آوری، از موانع مشارکت بوده است. به این ترتیب، حتی شهروندانی که با اهداف محیط‌زیستی مخالفتی ندارند، ممکن است در صورت تجربه خدمات نامنظم، انگیزه خود را برای ادامه همکاری از دست بدهند.

اعتماد عمومی؛ حلقه مفقوده

معصومه اشتیاقی، جامعه‌شناس محیط‌زیست، معتقد است سیاست‌گذاری تنها بخشی از فرایند تغییر رفتار است. به گفته او، نمی‌توان با تدوین یک سند و ابلاغ چند دستور از بالا انتظار داشت شهروندان عادت‌های خود را تغییر دهند. تاریخ اجتماعی، فرهنگ، شرایط اقتصادی و کیفیت اجرای سیاست‌ها نیز باید در نظر گرفته شوند.

او پایین بودن اعتماد به نهادهای دولتی، از جمله شهرداری‌ها، را یکی از موانع مشارکت می‌داند. وقتی شهروندان با ضعف خدمات یا اجرای نادرست یک طرح مواجه می‌شوند و مشکلات نیز اصلاح نمی‌شود، این تجربه بر تصمیم‌های بعدی آنها اثر می‌گذارد. در چنین شرایطی، شهروند ممکن است از خود بپرسد چرا باید برای تغییر عادت‌هایش هزینه کند، درحالی‌که نهاد مسئول تغییری در شیوه خدمات‌رسانی ایجاد نمی‌کند.

تغییر رفتار با دستور و نمایش اتفاق نمی‌افتد

اشتیاقی همچنین هشدار می‌دهد که سیاست‌گذاران گاهی مسائل محیط‌زیستی را جدا از شرایط زندگی مردم می‌بینند. بر اساس نظریه دگرگونی ارزشی، حفاظت از محیط‌زیست زمانی می‌تواند به اولویت بیشتری تبدیل شود که نیازهای اساسی مانند مسکن تأمین شده باشند. بنابراین، انتظار مشارکت گسترده در شرایط نااطمینانی اقتصادی و دشواری تأمین نیازهای اولیه، بدون توجه به این محدودیت‌ها، واقع‌بینانه نیست.

به باور این جامعه‌شناس، استفاده نمادین یک مقام مسئول از حمل‌ونقل عمومی یا اعلام یک دستور تازه برای تفکیک زباله، به‌خودی‌خود نگرش و رفتار جامعه را تغییر نمی‌دهد. این تغییر به زمان، خدمات قابل اتکا و توجه به انگیزه‌ها و شرایط اجتماعی نیاز دارد.

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد سیاست‌های محیط‌زیستی زمانی شانس بیشتری برای موفقیت دارند که از سطح تبلیغات و ابلاغ دستور فراتر بروند. استمرار خدمات، رفع موانع مشارکت و بازسازی اعتماد عمومی، به‌اندازه طراحی سیاست اهمیت دارند؛ زیرا بدون همراهی شهروندان، حتی برنامه‌هایی با اهداف مناسب نیز ممکن است به نتایج پایدار نرسند.