سرمایه انسانی هفتدست، حکمرانی هیچی
ظرفیتهای اقتصادی و انسانی شهرها بدون حکمرانی کارآمد و زیرساخت مناسب به رفاه عمومی تبدیل نمیشوند.
تهران در رتبهبندی جهانی شهرها، از نظر سرمایه انسانی جایگاه بهتری نسبت به کیفیت زندگی و محیطزیست دارد؛ شکافی که تناقض مسیر توسعه پایتخت را نشان میدهد. به باور فواد شیرانی، مسئله اصلی تهران کمبود ظرفیت نیست، بلکه ناتوانی در تبدیل این ظرفیتها به زندگی بهتر برای شهروندان است. خلاصه تحلیلی در اینباره که در روزنامه دنیای اقتصاد منتشر شده، میخوانید.
فاصله ظرفیت تا رفاه
بر اساس شاخص جهانی شهرهای آکسفورد اکونومیکس در سال ۲۰۲۶، تهران در میان هزار شهر بررسیشده رتبه ۴۵۹ را دارد. این شهر در شاخص سرمایه انسانی رتبه ۱۲۶، در کیفیت زندگی رتبه ۶۱۵ و در محیطزیست رتبه ۸۵۹ را کسب کرده است. اصفهان نیز با رتبه ۶۴۱، دومین شهر ایرانی این فهرست است.
شیرانی معتقد است تهران با وجود تمرکز دانشگاهها، نیروی متخصص، بازار بزرگ و فعالیت اقتصادی گسترده، نتوانسته این مزیتها را به همان اندازه در کیفیت زندگی و سلامت محیطزیست منعکس کند. هزینه بالای مسکن، فشار بر زیرساختها، آلودگی و دشواری رفتوآمد بخشی از دستاوردهای توسعه را تحتتأثیر قرار دادهاند.
توسعه فقط ساختوساز نیست
از نگاه این پژوهشگر، رقابت میان شهرها نباید صرفاً به جذب سرمایه، اجرای پروژههای بزرگ یا گسترش فعالیت اقتصادی محدود شود. اقتصاد قوی برای ایجاد شغل و تأمین منابع عمومی ضروری است، اما دسترسی به خدمات، حملونقل کارآمد، محیطزیست سالم و کیفیت زندگی نیز در حفظ نیروی انسانی و تداوم فعالیتهای مولد نقش دارند.
او تأکید میکند که نمیتوان نسخهای واحد برای همه شهرها پیچید. هر شهر باید بر اساس ظرفیتهای اقتصادی، ساختار اجتماعی و محدودیتهای نهادی خود برنامهریزی کند؛ الگویی که در تهران کارآمد است، لزوماً برای شهری با مقیاس و امکانات متفاوت نتیجه مشابهی ندارد.
مسئولیت مشترک دولت و شهرداری
به اعتقاد شیرانی، مشکلات شهری را نمیتوان تنها به شهرداری یا تغییر مدیران محلی نسبت داد. شهرداری در حوزههایی مانند حملونقل عمومی، کاربری زمین، فضاهای عمومی و خدمات محلی نقش دارد؛ در مقابل، دولت بر سیاستهای اقتصادی، مسکن، انرژی، حملونقل ملی و تأمین مالی زیرساختهای بزرگ اثرگذار است.
در کنار این تقسیم وظایف، هماهنگی میان نهادها، تأمین منابع متناسب با مسئولیتها و پاسخگویی شفاف اهمیت دارد. زمانی که مسئولیت یک نتیجه بر عهده نهادی گذاشته میشود، اما ابزار و منابع کافی در اختیار آن نیست، یا چند دستگاه درگیر یک مسئلهاند و مسئولیت نهایی مشخص نیست، حل مشکلات دشوارتر میشود.
سنجش توسعه با زندگی شهروندان
شیرانی پیشنهاد میکند معیار موفقیت شهرها از رشد کالبدی و حجم ساختوساز به نتایج ملموس برای شهروندان تغییر کند؛ از جمله دسترسی بهتر به مسکن و شغل، کاهش زمان سفر، هوای پاکتر، خدمات عمومی مناسب و امکان مشارکت در تصمیمگیریها.
به باور او، رتبهبندی جهانی بهتنهایی حکم نهایی درباره موفقیت یا شکست شهرها نیست. اهمیت این شاخصها در طرح پرسشی بنیادیتر است: شهرها تا چه اندازه میتوانند ظرفیتهای اقتصادی و انسانی خود را به فرصتهای واقعی برای زندگی بهتر تبدیل کنند؟
مسئله تهران و دیگر شهرهای ایران، بیش از آنکه کمبود ظرفیت باشد، ضعف در پیوند دادن اقتصاد، زیرساخت، کیفیت محیط زندگی و نظام حکمرانی است. توسعه زمانی به مزیتی پایدار تبدیل میشود که شهر، علاوه بر محل فعالیت اقتصادی بودن، برای زندگی کسانی که این فعالیتها را ممکن میکنند نیز مناسب باشد.