قلمرو رفاه

مرگ خاموش در زمستان

سرمای پاییز و زمستان فقط یک تغییر آب‌وهوا نیست و دربحث ایمنی کار از عوامل زیان‌آور شغلی به شمار می‌آید. در یک سال ۸۳۱ نفر در ماه‌های یخبندان کشور بر اثر گازگرفتگی جان باختند که بخشی از آنان، کارگران روزمزد و فصلی بدون بیمه و حمایتی بودند که بر اثر سرما به بخاری‌های موقت غیراستاندارد پناه بردند

24 مهر 1405 - 12:00 | جامعه
مرگ خاموش در زمستان
مژان داداش‌زاده
مژان داداش‌زاده کارشناس ارشد مهندسی ایمنی صنعتی
تنظیم نمایش متن

با شروع اولین سرما خبرهایی از مرگ بر اثر گازگرفتگی و آتش‌سوزی بخاری می‌خوانیم و هر سال همان توصیه‌های تکراری را می‌شنویم. در محیط کار اما فصل سرما فقط یک هشدار عمومی نیست. زمستان در کارگاه ساختمانی و انبار و مزرعه و کارخانه‌ای که گاز آن قطع می‌شود خطرهای مشخصی می‌سازد. این مقاله مسمومیت با منوکسید کربن و سرمازدگی و لغزش و قطعی انرژی در صنایع را از منظر ایمنی کار بررسی می‌کند و می‌پرسد چرا هر پاییز دوباره از نقطه‌ی صفر شروع می‌کنیم. سرما در ذهن بسیاری از مدیران کارگاه مزاحمت است نه خطر شغلی. کارگر یخ می‌زند و کار کند می‌شود و راه‌حل رایج یک بخاری سرهم‌شده در گوشه‌ی سالن است. گاهی همین بخاری تنها وسیله‌ی گرمایش و دلیل مرگ می‌شود. در حالی که فصل سرد با افزایش مصرف انرژی و فشار بر شبکه‌ی سراسری گاز همراه است، حوزه‌ی ایمنی کار هنوز برای آن برنامه‌ی مدونی ندارد و هر پاییز کارگران با همان وضعیت قبل وارد زمستان می‌شوند.

گاز بی‌رنگ و بی‌بو: آمار مرگ‌ها چه می‌گوید؟

منوکسید کربن بی‌بو و بی‌رنگ است و نشانه‌ی هشداردهنده‌ی آشکاری ندارد. فقط ممکن است سردرد و تهوع بسازد و کار از همان‌جا تمام می‌شود. بر اساس آمار پزشکی قانونی (منتشرشده توسط خبرگزاری مهر)، در سال  گذشته 831 نفر در کشور بر اثر این گاز جان باختند و حدود ۶۷ درصد این مرگ‌ها در نیمه‌ی دوم سال و ماه‌های سرد رخ داده است. بهمن با ۱۴۹ مورد بیشترین و مرداد با ۲۵ مورد کمترین تعداد را داشته است (۱). تهران با ۱۲۷ مورد و خراسان رضوی و اصفهان در رتبه‌های بعدی بودند و مرگ‌ها نسبت به نیمه‌ی دوم سال ۱۴۰۳ حدود ۱۰ درصد کاهش داشته است (۲).

این آمار تفکیک شغلی ندارد و همین نکته مهم است. نمی‌دانیم چند نفر از این قربانیان هنگام کار جان باخته‌اند، اما فهرست عوامل خطری که در همان گزارش آمده برای هر ناظر ایمنی آشناست: تهویه ضعیف، بخاری غیر استاندارد بدون دودکش، استفاده از منقل و گرم‌کن گازی در ساختمان‌های نیمه‌کاره و روشن کردن خودرو و موتور در فضای بسته (۱).

ساختمان نیمه‌کاره: جایی که کسی بازرسی نمی‌کند

کارگر ساختمانی در زمستان اغلب در سازه‌ای می‌خوابد که هنوز پنجره و دودکش ندارد. برای گرم شدن زغال یا بخاری نفتی روشن می‌کند و درها را می‌بندد تا گرما نرود. این رفتار نه نشانه‌ی بی‌احتیاطی که نتیجهی مستقیم نبود محل استراحت استاندارد است. کارفرما یا پیمانکار معمولاً سرپناهی ایمن فراهم نمی‌کند و از آنجا که در این زمینه مسئولیت روشنی برای بازرسان اداره‌ی کار تعریف نشده، به این‌ استراحتگاه‌ها سرکشی هم نمی شود. گزارش‌های رسانه‌ای از کارگران روزمزد و فصلی می‌نویسند که در برف و سرما بدون بیمه‌ی بیکاری و بدون هیچ حمایتی کار می‌کنند یا بیکار می‌مانند (۳). کسی که برای دستمزد روزانه باید در سرما کار کند نمی‌تواند به برودت هوا اعتراض کند. این نابرابری قدرت همان چیزی است که حوادث را می‌سازد.

سرمازدگی و یخ‌زدگی

استرس سرمایی فقط مربوط به قطب و کوهستان نیست. کارگر ساختمانی، باربر، کارگر مزرعه، رانندگان و نگهبانان در فضای باز می‌توانند به هیپوترمی و سرمازدگی مبتلا شوند. راهنمای مؤسسه ملی ایمنی و بهداشت شغلی آمریکا برای مهار سرمازدگی و هیپوترمی چند اقدام ساده را توصیه می‌کند: کار در ساعت‌های گرم‌تر روز، محل گرم برای استراحت، محدود کردن زمان بیرون ماندن، نیروی جایگزین برای کارهای طولانی، پوشش لایه‌ای و آموزش علائم خطر (۵)  اما در کارگاه‌های کشور چنین برنامه‌ای کمتر اجرا می‌شود و برای کار در فضای باز هم در سرمای شدید حد روشنی وجود ندارد. کارگر دستکش یک‌بار مصرف می‌پوشد و لباس خیس را تا پایان شیفت تحمل می‌کند و برای گرم شدن به بخاری ناایمن پناه می‌برد. زنجیره‌ای که از سرما شروع شده به گازگرفتگی یا آتش‌سوزی ختم می شود.

در فصل سرد سطح معابر، رمپ بارگیری، داربست و کف انبار یخ می‌زند. لغزش و سقوط در چنین شرایطی از رایج‌ترین حادثه‌های زمستانی است و در کارگاه‌هایی که پیش‌تر هم ایمنی سقوط نداشتند، خطر چند برابر می‌شود. دست‌های سرد و بی‌حس هم توان گرفتن ابزار و میله داربست را کاهش می دهد. گزارشی که فقط اشاره می کند «کارگر لیز خورد» از اصل ماجرا که همان «نبود برنامه زمستانی در ارزیابی ریسک کارگاه است» چیزی نمی‌گوید.

وقتی برف می‌بارد و جاده یخ می‌زند همه به خانه برمی‌گردند جز رانندگان کامیون و کارگران بارگیری و نیروهای خدماتی شهرداری آن‌ها باید جاده را باز کنند و بار را برسانند، جاده‌ی لغزنده، دید ضعیف و خستگی ساعت‌های طولانی هر کدام به‌تنهایی خطرناکند و کنار هم مرگ می‌سازند. برای چنین شرایطی استانداردهای ایمنی چاره دارند: زنجیر چرخ و بازرسی لاستیک و توقف اجباری در شرایط بحرانی و حق امتناع از کار بدون ترس از اخراج. اما هنگاهی که پیمانکار فقط به تحویل به‌موقع بار فکر می‌کند راننده باید میان جان و دستمزدش یکی را انتخاب کند.

قطع گاز و برق صنایع: ایمنی قربانی ناترازی

یکی از ویژگی‌های زمستان‌های اخیر ایران قطع یا کاهش گاز و برق صنایع بوده است. رسانه‌های داخلی بارها از اثر این قطعی‌ها بر کارخانه‌ها و تولید نوشته‌اند (۴). برای مدیران موضوع هزینه و تولید است اما برای ایمنی کار، پیامدش جدی‌تر است. وقتی گاز قطع می‌شود کارگاه‌ها به سوخت‌های جایگزین و بخاری‌های موقت روی می‌آورند و توقف‌های ناگهانی و راه‌اندازی مجدد خطوط تولید و کار شبانه برای جبران ساعت‌های ازدست‌رفته افزایش می‌یابد. همه‌ی این‌ها شرایط مناسبی برای وقوع خطای انسانی، آتش‌سوزی و مسمومیت است. گزارش‌هایی که درباره‌ی ناترازی انرژی منتشر می‌شود معمولاً فقط می‌شمارند که صنعت چند ساعت گاز نداشت. این که کارگران همان کارخانه در آن ساعت‌ها چطور گرم شدند در هیچ جدولی نمی‌آید. ایمنی کارگر در این حساب‌وکتاب جایی ندارد و نتیجه‌اش استقرار بخاری‌های موقت و سوخت‌های جایگزین در سالن‌هاست.

با رسیدن سرما بار شبکه‌ی برق کارگاه‌ها بالا می‌رود. بخاری‌های برقی غیراستاندارد و ارزان، روی سیم‌کشی فرسوده و سه‌راهی‌های شلوغ در انبارها و کارگاه‌های کوچک در کنار مواد قابل اشتعال نگه می‌دارند. کارگاه‌های زیرپله و تولیدی‌های کوچک بیش از همه در معرض‌ خطر هستند چون هیچ برنامه بازرسی منظمی ندارند. بخاری معیوب می‌تواند همان روزی کارگاه را به آتش بکشد که کارگران در حال خواب یا استراحتند.

چه باید کرد؟

نخست، ارزیابی ریسک زمستانی باید به بخش الزامی برنامه ایمنی هر واحد تبدیل شود. دوم، استفاده از گرمایش مجاز و ایمن برای محل کار و استراحت، اتاقک و ساختمان‌های نیمه‌کاره، تعریف و بازرسی شود. استفاده از بخاری بدون دودکش، منقل و موتور روشن در فضای بسته باید ممنوع شود. سوم، نصب حسگر گاز (دتکتور) منوکسید کربن در سالن‌ها و خوابگاه‌های کارگری الزامی شود. چهارم، پیمانکاران موظف شوند لباس، دستکش مناسب و محل گرم برای استراحت فراهم کنند و میزان ساعت کار در سرمای شدید محدود شود. پنجم، آموزش علائم گازگرفتگی و سرمازدگی و نحوه‌ی امداد رسانی اولیه، پیش از شروع فصل سرد در دستور کار قرار گیرد. ششم، نهادهای مسئول آمار مرگ‌های گازگرفتگی را بر اساس شغل و محل وقوع منتشر کنند تا مشخص شود کارگاه‌ها چه سهمی دارند.

سرمای پاییز و زمستان فقط یک تغییر آب‌وهوا نیست و در ایمنی کار از عوامل زیان‌آور شغلی به شمار می‌آید. در یک سال ۸۳۱ نفر در ماه‌های یخبندان کشور بر اثر گازگرفتگی جان باختند. کارگران روزمزد و فصلی بدون بیمه و حمایت زیر برف و باد کار می‌کنند و کارخانه‌ها هنگام کمبود گاز و برق بدون ‌هیچ برنامه ایمنی تدوین شده و مشخصی به بخاری‌های موقت پناه می‌برند. با این وضع باید پرسید فصل یخبندان بعدی چه چیزی را عوض خواهد کرد؟ اگر مدیران و بازرسان و سیاست‌گذاران پیش از رسیدن اولین موج سرما فهرست مخاطرات فصل سرد را تهیه نکنند خبر حادثه‌ی بعدی را از همین حالا می‌شود نوشت: همان توصیه‌های تکراری و همان واکنش های دیرهنگام. ایمنی کارگر را نمی‌شود به شب یخبندان سپرد.


منابع:

۱. خبرگزاری مهر (Mehr News Agency). «مرگ ۸۳۱ نفر بر اثر گاز منوکسیدکربن در سال ۱۴۰۴». به نقل از آمار سازمان پزشکی قانونی کشور.

۲. خبرگزاری صدا و سیما (IRIB News). «فوت ۸۳۱ نفر بر اثر مسمومیت با گاز منوکسید کربن در سال ۱۴۰۴».

۳. پایگاه خبری آفتاب (Aftab News). «زندگی بخور و نمیر در برف و سرمای زمستان: نه بیمه بیکاری نه بُن کارگری».

۴. روزنامه تعادل (Taadol). «قربانیان زمستان سخت: قطعی گاز و برق به صنایع هم رسید».

۵. مؤسسه ملی ایمنی و بهداشت شغلی ایالات متحده (NIOSH). راهنمای استرس سرمایی (Cold Stress) در محیط کار.