آب در حاشیه توسعه شهری
کارشناسان شهرسازی و آب هشدار میدهند که نادیدهگرفتن ظرفیت آبی در طرحهای توسعه شهری، افزایش اتلاف شبکه و بیتوجهی به تفاوتهای اقلیمی، زیستپذیری شهرهای ایران را تهدید میکند
آب، با وجود نقش حیاتی در سلامت، اقتصاد و کیفیت زندگی شهروندان، هنوز جایگاه روشنی در برنامهریزی شهری ایران ندارد. در نشستی با حضور کارشناسان حوزههای اجتماعی، شهرسازی و برنامهریزی شهری، این مسئله مطرح شد که توسعه شهرها بدون توجه به ظرفیت منابع آب، نهتنها پایداری محیطزیست را تهدید میکند، بلکه دسترسی عادلانه شهروندان به آب و کیفیت زندگی در محلات مختلف را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. خلاصهای از این گزارش را میخوانید.
مدیریت آب؛ فراتر از راهحلهای فنی
محمد فاضلی، جامعهشناس، معتقد است مسئله آب شهری را نمیتوان فقط با ساخت تأسیسات و افزایش ظرفیت تأمین حل کرد. به گفته او، باید مشخص شود چه کسانی، به چه میزان، با چه هزینهای و بر اساس چه معیاری به آب دسترسی دارند. خانوارها، صنایع، شهرداریها، کشاورزی و حوضههای مبدأ تأمین آب، منافع متفاوتی دارند و مدیریت پایدار مستلزم هماهنگی میان این گروههاست.
فاضلی چهار دام اصلی در مدیریت آب را برمیشمرد: افزایش عرضه بدون کنترل تقاضا و رشد شهری؛ درخواست صرفهجویی از مردم بدون اصلاح شبکه؛ اتکای صرف به تعرفه و جریمه بدون تضمین حداقل مصرف ضروری؛ و تأمین پایدارنما از طریق برداشت بیش از حد از آبخوانها و حوضههای مبدأ.
او تأکید میکند که موفقیت مدیریت آب باید با شاخصهایی مانند دسترسی همه محلات به آب سالم، کاهش هدررفت شبکه، تنوع منابع تأمین، حفاظت از محیطزیست و تعیین عادلانه سهم هزینهها سنجیده شود. به گفته او، میزان هدررفت آب در برخی شبکههای ایران به ۳۵ درصد میرسد و در تهران نیز حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد برآورد میشود؛ رقمی که در برخی مناطق بالاتر است.
ظرفیت آبی؛ حلقه گمشده طرحهای شهری
سعید ایزدی، معاون اسبق وزیر راه و شهرسازی و استاد دانشگاه، آب را زیرساخت پنهان زیستپذیری شهرها میداند؛ عاملی که بر سلامت، آسایش، تعادل اکولوژیک، فعالیت اقتصادی و عدالت اجتماعی اثر میگذارد.
به گفته او، طرحهای جامع شهری در ایران عمدتاً بر شاخصهای کمی، مانند افزایش جمعیت و گسترش محدوده شهر، متمرکز بودهاند و کیفیت زندگی، امنیت، زیستپذیری و ظرفیت منابع طبیعی کمتر در آنها جای داشتهاند. برای نمونه، پیشبینی افزایش جمعیت و اختصاص زمین بیشتر به شهر، بدون بررسی منابع آب مورد نیاز، میتواند به توسعهای ناپایدار منجر شود.
ایزدی بر ضرورت توجه به «ظرفیت آبی» در برنامهریزی شهری تأکید میکند. کاهش اتلاف شبکه، استفاده مجدد از آب و هماهنگی سیاستهای آب، مدیریت زمین و حفاظت از منابع، از اقداماتی است که میتواند تابآوری شهرها را افزایش دهد.
نسخه واحد برای شهرهای متفاوت
محمدحسین بوچانی، برنامهریز شهری و مدیرعامل اسبق مرکز مطالعات شهرداری تهران، معتقد است مسئله آب بیش از آنکه صرفاً ملی باشد، ماهیتی منطقهای دارد. به گفته او، نمیتوان برای شهرهایی با شرایط اقلیمی متفاوت، مانند زابل و رامسر، استاندارد یکسانی برای فضای سبز تعیین کرد؛ زیرا توان تأمین آب در این مناطق یکسان نیست.
بوچانی میگوید حتی در ضوابط ساختوساز نیز نسبت فضای باز ساختمانها و نوع پوشش گیاهی آن، از منظر مصرف آب، بهطور جدی بررسی نشده است. او پیشنهاد میکند انتخاب گونههای گیاهی سازگار با تنش آبی و تعیین تکلیف نحوه استفاده از فضای باز، به بخشی از الزامات ساختوساز و صدور پایان کار تبدیل شود.
فضای سبز بیشتر، لزوماً شهر بهتر نیست
به اعتقاد بوچانی، افزایش سطح فضای سبز بهتنهایی شاخص مناسبی برای ارزیابی عملکرد شهرداریها نیست. اگر گونههای گیاهی با اقلیم سازگار نباشند یا برای آبیاری آنها از منابع نامناسب استفاده شود، توسعه فضای سبز میتواند فشار بیشتری بر منابع آب وارد کند.
او بر ضرورت توجه به بازچرخانی فاضلاب، انتخاب پوشش گیاهی متناسب با شرایط هر منطقه و تدوین نظام ارزیابی عملکرد مدیران شهری تأکید میکند؛ نظامی که بهجای تمرکز صرف بر درآمد و کمیت پروژهها، پیامدهای زیستمحیطی و کیفیت زندگی را نیز بسنجد.
برنامهریزی شهری بدون آب ممکن نیست
جمعبندی دیدگاه کارشناسان این است که آب باید از موضوعی حاشیهای به یکی از پایههای اصلی برنامهریزی شهری تبدیل شود. مهار تقاضا، کاهش هدررفت، حفاظت از منابع، رعایت عدالت در دسترسی و تدوین استانداردهای متناسب با اقلیم هر شهر، از الزامات این تغییر است.
توسعه شهری زمانی میتواند به بهبود کیفیت زندگی منجر شود که با ظرفیت منابع طبیعی هماهنگ باشد. در غیر این صورت، گسترش شهر و افزایش فضای سبز ممکن است در ظاهر نشانه پیشرفت باشد، اما در عمل به تشدید بحران آب و کاهش زیستپذیری بینجامد.