ماندن صرف نمیکند
حقوقهای ناکافی، فشار کاری و کاهش منزلت اجتماعی، معلمان را به ترک آموزشوپرورش سوق داده
انتشار ویدئوهایی از استعفای معلمان در شبکههای اجتماعی، نشانهای از انباشتهشدن نارضایتی در آموزشوپرورش است. در شرایطی که حقوق پایین با تورم، هزینه مسکن و رفتوآمد و افزایش مسئولیتهای شغلی همراه شده، برخی فرهنگیان خروج از نظام آموزشی را راهی برای بهبود زندگی خود میدانند. علی بهشتینیا، فرهنگی و کارشناس آموزشی، معتقد است این روند تنها به معیشت محدود نمیشود و از فرسودگی شغلی، کاهش جایگاه اجتماعی معلمان و بیتوجهی به مطالبات دیرینه آنان نیز سرچشمه میگیرد. خلاصهای از گزارش روزنامه جهانصنعت را در این باره میخوانید.
حقوقی که از هزینههای زندگی عقب مانده است
به گفته علی بهشتینیا، اعتراضهای معلمان طی سالهای گذشته از مسیرهای مختلف، از انتشار مطالب و ویدئوها تا شیوههای مدنی دیگر، بیان شده، اما تغییر متناسبی در وضعیت معیشتی آنان رخ نداده است. او موج استعفا را نتیجه انباشت این نارضایتیها میداند و احتمال میدهد خروج نیروها ادامه پیدا کند.
بر اساس ارقامی که در گزارش مطرح شده، میانگین پرداختی معلمان حدود ۱۷ میلیون تومان است؛ رقمی که با توجه به هزینههای مسکن، خوراک، درمان و رفتوآمد، تأمین زندگی خانوار را دشوار میکند. بهشتینیا میگوید حتی معلمان کمسابقه نیز به این نتیجه رسیدهاند که ادامه کار با چنین درآمدی برایشان ممکن نیست.
او همچنین به هزینههای رفتوآمد معلمان، بهویژه در مناطق حاشیهای و روستایی، اشاره میکند؛ هزینههایی که همیشه جبران نمیشوند و سهم قابلتوجهی از درآمد محدود فرهنگیان را میبلعند.
فرسودگی فقط از حقوق پایین نمیآید
بهشتینیا تأکید میکند که مسئله تنها حقوق نیست. افزایش مسئولیتها، دشواریهای اداری، محدودیت در تصمیمگیری و ارتباط دائمی با دانشآموزان و خانوادهها، فشار شغلی را افزایش داده است.
کار معلم با پایان ساعت مدرسه تمام نمیشود؛ تصحیح برگهها، طراحی سؤال، بررسی تکالیف و پاسخگویی به خانوادهها بخشی از فعالیتهایی است که به خانه منتقل میشود. مدیران و معاونان مدارس نیز با مسئولیتهای گستردهای روبهرو هستند که به گفته این کارشناس، دریافتی متناسبی برای آن در نظر گرفته نشده است.
او کاهش منزلت اجتماعی معلمان را نیز از عوامل مؤثر بر نارضایتی میداند؛ وضعیتی که در کنار دشواری معیشت، احساس فرسودگی و بیانگیزگی را تشدید میکند.
مدرسه گرفتار کمبود منابع و تنش
به گفته این کارشناس، کمبود منابع مالی مدارس، بخشی از فشار را به خانوادهها منتقل کرده و زمینه تنش میان والدین، معلمان و مدیران را افزایش داده است. خانوادهها از هزینههایی که برای مدرسه میپردازند ناراضیاند و مدارس نیز با محدودیت منابع و مقررات دستوپاگیر مواجهاند.
در چنین شرایطی، دانشآموزان، خانوادهها و کارکنان مدرسه همزمان با مشکلاتی روبهرو هستند که امکان حل آنها در سطح مدرسه محدود است. بهشتینیا معتقد است مجموعه این عوامل، فرسودگی شغلی را تشدید کرده و جذابیت حرفه معلمی را کاهش داده است.
خروج نیروهای توانمند؛ زنگ خطر برای آموزش
بهشتینیا میگوید بخشی از معلمانی که به استعفا فکر میکنند، نیروهای توانمندی هستند که تصور میکنند خارج از آموزشوپرورش فرصت بیشتری برای کسب درآمد دارند. خروج این افراد میتواند نظام آموزشی را از تجربه و مهارتهایی محروم کند که برای بهبود کیفیت تدریس ضروریاند.
او همچنین به محدودبودن منابع قابلاستفاده وزارت آموزشوپرورش اشاره میکند و میگوید، طبق برآورد مطرحشده در گفتوگو، حدود ۹۳ تا ۹۷ درصد بودجه این وزارتخانه صرف حقوق میشود. در نتیجه، منابع باقیمانده برای اداره مدارس و تأمین نیازهای آموزشی محدود است.
آموزشوپرورش در حاشیه تصمیمگیری
این کارشناس، بیتوجهی به مطالبات معلمان و نبود اقدام مؤثر برای بهبود وضعیت آنان را از عوامل اصلی تداوم بحران میداند. از نگاه او، وزارت آموزشوپرورش باید با ارائه گزارشهای دقیق از وضعیت مدارس و معیشت فرهنگیان، مطالبات آنان را در سطح دولت و مجلس پیگیری کند.
هشدار اصلی گزارش این است که ادامه خروج نیروها را نمیتوان صرفاً تصمیمی فردی برای تغییر شغل دانست. وقتی درآمد، فشار کاری و منزلت اجتماعی با مسئولیتهای معلمی تناسب نداشته باشد، نظام آموزشی با خطر از دست دادن نیروهای باتجربه و دشوارترشدن حفظ کیفیت آموزش روبهرو میشود.