قلمرو رفاه

عصر بیمه‌های گران و خانوارهای بی‌دفاع

در حالی که آمار رسمی جهش درآمدی صنعت بیمه را نشان می‌دهد، در واقعیت، تورمی‌شدن نرخ‌ها، بیمه را به کالایی لوکس برای خانوارهای کم‌درآمد تبدیل کرده است

20 مهر 1405 - 14:00 | جامعه
پیام عابدی
پیام عابدی روزنامه نگار
تنظیم نمایش متن

روندهای کلان در بازار بیمه‌های تجاری نشان می‌دهند که رشد ناگهانی در ارقام حق بیمه تولیدی به معنای گسترش چتر حمایتی در جامعه نیست. بر این اساس، با رشد درآمد حاصل از صدور بیمه‌نامه‌ها، تعداد بیمه‌نامه‌های صادره با ریزش ملموس مواجه می‌شود، در واقع، با پدیده‌ای مواجه هستیم که می‌توان آن را «رشد بادکنکی» یا تورمی نامید. در این سناریو، صنعت بیمه اثرات تورمی را به نرخ‌های پایه [حق بیمه] منتقل کرده و حق بیمه سنگین‌تری از خریداران دریافت می‌کند؛ بدون این‌که پایگاه مشتریان جدیدی را برای تولید حق بیمه یا نفوذ بیمه در اقشار مختلف جامعه افزایش داده باشد. 

این ناهماهنگی ساختاری، زمانی عمیق‌تر می‌شود که رشد بار خسارت‌ها و افزایش نسبت خسارت کل، حاشیه «سود عملیاتی» را تحت فشار شدید قرار می‌دهد. به‌ بیان دیگر، نبود توازن میان نرخ رشد تعهدات و درآمدهای واقعی، نشان‌دهنده انحراف از مسیر درآمدی است؛ به‌طوری که جهش در درآمدها، حاصل گرانی بیمه‌نامه است. در این شرایط، بیمه‌گر، مدیریت ریسک خود را بهبود نبخشیده است. تداوم این وضعیت، «ظرفیت فنیِ» بیمه‌‌ها را در برابر لرزش‌های ناگهانی و خسارت‌های «بزرگ‌مقیاس» تضعیف می‌کند؛ نتیحه این‌که پایداری مالی بیمه‌گر با مخاطره‌ی جدی روبه‌رو می‌‌شود. 

تبعات اجتماعی فرسایش کیفی بیمه 

تکیه بر رشد تورمی به جای «توسعه‌ی کیفی»، بیش از آن‌که یک چالش درونی برای محاسبات شرکت بیمه باشد، تبعاتی ملموس و عمیقی بر زیست اجتماعی و رفاه عمومی خانوارها دارد. با صعود تورمی نرخ بیمه‌نامه‌ها، ابزارهای مدیریت خطر مانند بیمه‌های درمانی، مسئولیت و حوادث به کالاهایی لوکس و غیرقابل دسترس تبدیل می‌شوند.

در این میان، دهک‌های پایین و میان‌درآمدی که بیشترین نیاز را به سپر حمایتی بیمه دارند، ناچار به حذف این هزینه‌ها، از سبد خانوار خواهند شد؛ امری که جامعه را در برابر خطرات محیطی بسیار شکننده می‌سازد. از سوی دیگر، هنگامی که کیفیت پوشش‌ها در اثر تورم افت می‌کند و ناهمگونی در پرداخت خسارت رخ می‌دهد، آسیب‌پذیری جامعه در زمان وقوع حوادث غیرمترقبه دوچندان می‌شود.

خانوارها هنگام وقوع حادثه، به جای دریافت خسارت «متناسب» و «واقعی»، با جبران‌های ناقصی مواجه می‌شوند که آن‌ها را به زیر خط فقر سوق می‌دهد. این در شرایطی است که بیمه در اصل، ابزاری برای خلق آرامش خاطر در فعالیت‌های اقتصادی و زندگی روزمره است، زمانی که نرخ‌ها بدون افزایش کارایی رشد می‌کنند، اعتماد عمومی به صنعت بیمه سلب می‌شود. در نتیجه حس بی‌پناهی و اضطراب اقتصادی در سطح جامعه گسترش می‌یابد. 

تنوع‎‌بخشی به بیمه‌های مقرون‌به‌صرفه 

عبور از این تورم بیمه‌ای و حرکت به سمت پایداری ساختاری، نیازمند تغییر ریشه‌ای در استراتژی‌های پذیرش و نگهداری ریسک است. صنعت بیمه تجاری برای بازگرداندن تعادل به کارکرد رفاهی و اقتصادی خود باید از رشدِ «حجم‌محور» دست کشیده و به انضباط سخت‌گیرانه فنی روی آورد. نخستین گام در این مسیر، اصلاح مدل‌های «تعرفه‌گذاری» و «غربال‌گری هوشمندانه» ریسک است تا به‌جای جبران‌ نبود بهره‌وری از طریق افزایش عمومی نرخ‌ها، بازنگری دقیقی در ساختار پوشش‌های اتکایی و واگذاری ریسک‌های بزرگ انجام شود و توان داخلی شرکت‌ها در برابر شوک‌های ناگهانی حفظ شود.

از سوی دیگر، کنترل هزینه‌های اداری و بهبود بهره‌وری منابع سرمایه‌گذاری، بازسازی سودآوری واقعی به شمار می‌آید. رشد پایدار تنها زمانی تحقق می‌یابد که افزایش درآمدهای بیمه‌ای حاصلِ جذب مشتریان جدید باشد؛ اما جذب مشتری جدید باید با تنوع‌بخشی به سبد محصولات و ارائه پوشش‌های کم‌خطر و مقرون‌به‌صرفه همراه شود. با این ترکیب، بیمه‌های تجاری می‌توانند علاوه بر صیانت از سلامت مالی خود، نقش واقعی‌شان را به عنوان ضربه‌گیر مخاطرات، ایفا کنند.