قلمرو رفاه

ویرانه‌های جنگ؛ حافظه‌ای که باید برایش جا باز کرد

تجربه تهران نشان می‌دهد حفظ آثار جنگ بدون طراحی مناسب و برنامه فرهنگی، ممکن است به بازتولید تصویری از خرابه‌ها محدود شود

20 مهر 1405 - 14:01 | جامعه
تنظیم نمایش متن

پس از جنگ، شهرها با پرسشی دشوار روبه‌رو می‌شوند: آیا باید آثار تخریب را هرچه سریع‌تر پاک کرد و به بازسازی پرداخت، یا بخشی از ویرانه‌ها را به‌عنوان سندی تاریخی برای نسل‌های آینده نگه داشت؟ گزارشی از مرکز مطالعات شهرداری تهران با بررسی تجربه شهرهای جهان و دو یادمان ایجادشده پس از جنگ ۱۲روزه، بر ضرورت انتخابی سنجیده تأکید می‌کند؛ انتخابی که هم حافظه تاریخی را حفظ کند و هم به بازگشت زندگی عادی در شهر آسیب نزند. روزنامه پیام ما در‌این‌باره گزارشی دارد که خلاصه‌ای از آن‌را می‌خوانید. 

از هیروشیما تا تهران؛ ویرانه‌ها چه می‌گویند؟

حفظ آثار جنگ می‌تواند به تقویت حافظه تاریخی، هویت جمعی و آگاهی نسل‌های جوان کمک کند و زمینه‌ای برای آموزش صلح و توسعه گردشگری فراهم آورد. در مقابل، زنده‌شدن خاطرات دردناک، هزینه نگهداری و تأثیر بر سیمای شهر از پیامدهای احتمالی آن است.

گزارش مرکز مطالعات شهرداری تهران برای توضیح این دو وجه، به نمونه‌هایی مانند گنبد بمب اتمی هیروشیما، دیوار برلین و مسجد جامع خرمشهر اشاره می‌کند. در هیروشیما، بقایای یک ساختمان آسیب‌دیده در کنار موزه و مجموعه یادبود صلح قرار گرفته است؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد حفظ یک خرابه زمانی معنا پیدا می‌کند که در چارچوبی روشن برای روایت تاریخ و انتقال پیام صلح قرار گیرد.

هفتم‌تیر موفق شد، تئاتر شهر نه

گزارش، دو تجربه تهران پس از جنگ ۱۲روزه را با یکدیگر مقایسه می‌کند. در میدان هفتم‌تیر، تصاویر قربانیان، وسایل آسیب‌دیده و نشانه‌های تخریب در فضایی مشخص، با نورپردازی و پوشش گیاهی، کنار هم قرار گرفته‌اند. نویسندگان گزارش این یادمان را موفق ارزیابی می‌کنند؛ زیرا طراحی آن مانع از آن شده که فضا صرفاً به تصویری از خرابه تبدیل شود.

در مقابل، اثری که در حریم تئاتر شهر ایجاد شده بود، شامل ماکتی از ساختمان تخریب‌شده و بخشی از آوار بود. این اثر به‌دلیل شباهت به انباشت نخاله، نبود حریم مناسب و ضعف در طراحی بصری با انتقاد روبه‌رو شد و سرانجام جمع‌آوری شد.

گزارش بر همین اساس از حفظ گزینشی دفاع می‌کند: همه بناهای آسیب‌دیده قرار نیست به همان شکل باقی بمانند. برخی مکان‌ها ممکن است به دلیل ارزش تاریخی و نمادین حفظ شوند، برخی به موزه‌های آموزشی تبدیل شوند و بخش عمده شهر نیز برای بازگشت به زندگی عادی بازسازی شود.

بازسازی یا حفظ ویرانه‌ها؟

ترانه یلدا، معمار و شهرساز، معتقد است نمی‌توان برای همه آثار آسیب‌دیده یک نسخه واحد پیچید. به گفته او، در مورد بناهای عمومی می‌توان گزینه‌هایی مانند ایجاد موزه، ساخت یادمان یا نمایش فیلم را بررسی کرد. تجربه او از بازدید موزه‌ای در خرمشهر و تماشای فیلمی درباره جنگ نیز نشان می‌دهد که انتقال حافظه تاریخی لزوماً به حفظ ویرانه‌ها در فضای عمومی محدود نیست.

شفق متولی، معمار، نیز با بخشی از ارزیابی‌های گزارش موافق است، اما درباره برخی نمونه‌های معرفی‌شده به‌عنوان تجربه موفق تردید دارد. او یادمان تئاتر شهر را نامناسب می‌داند و چیدمان اثر میدان هفتم‌تیر را تأثیرگذار توصیف می‌کند؛ اثری که به گفته او، با نزدیک‌شدن مخاطب، امکان درگیری تدریجی با موضوع را فراهم می‌کند.

متولی همچنین به معرفی مسجد جامع خرمشهر به‌عنوان نمونه‌ای از حفظ آثار جنگ انتقاد دارد؛ زیرا به گفته او، این مسجد به‌طور کامل بازسازی شده است. از نگاه او، حفظ یک بنای تاریخی و نگه‌داشتن تمام ویرانه‌های یک شهر دو موضوع متفاوت‌اند. او نمی‌خواهد خرمشهر همچنان شهری مملو از آثار تخریب باقی بماند، هرچند موزه جنگ را موضوعی جداگانه می‌داند.

حافظه جنگ به سیاست فرهنگی نیاز دارد

متولی تأکید می‌کند که موفقیت تجربه هیروشیما تنها به باقی‌ماندن یک ساختمان وابسته نیست؛ مجموعه‌ای از فعالیت‌ها و برنامه‌های فرهنگی پیرامون آن شکل گرفته است. بنابراین، پیش از الگوبرداری از نمونه‌های خارجی، باید عملکرد سیاست‌های داخلی در زمینه بازنمایی جنگ بررسی شود.

از نظر او، تهران در سال‌های مختلف از دیوارنگاره‌ها، نمادهای شهری، تلویزیون‌های شهری، موسیقی و تئاتر خیابانی برای انتقال مفاهیم فرهنگی استفاده کرده است؛ اما پرسش اصلی این است که این اقدامات تا چه اندازه توانسته‌اند با شهروندان ارتباط برقرار کنند. او همچنین معتقد است موزه دفاع مقدس، با وجود ظرفیت‌هایش، نتوانسته جایگاهی متناسب با توان خود پیدا کند.

در نهایت، حفظ آثار جنگ نه به معنای باقی‌گذاشتن همه خرابه‌هاست و نه صرفاً پاک‌کردن نشانه‌های تخریب. تصمیم‌گیری درباره این آثار به چشم‌اندازی روشن، طراحی مناسب، برنامه‌ریزی فرهنگی و توجه به پیامدهای روانی جنگ نیاز دارد. هدف آن است که شهر بتواند هم گذشته دردناک خود را به یاد بیاورد و هم امکان بازسازی، ترمیم اجتماعی و ادامه زندگی را فراهم کند.