سفره مردم را با توصیه پر نمیکنند
شکاف میان سیاستهای معیشتی و واقعیت زندگی خانوارهای کمدرآمد
وقتی گرانی مواد غذایی، سفره خانوارها را کوچکتر میکند و تأمین نیازهای تغذیهای به چالشی روزمره بدل میشود، توصیه به مصرف دوباره اضافات غذا بهجای حل مسئله، میتواند خشم و احساس نادیدهگرفتهشدن را تشدید کند. در گفتوگو با روزنامه «جهان صنعت»، علیرضا شریفییزدی، جامعهشناس، هشدار میدهد که بحران معیشت و امنیت غذایی را نمیتوان با توصیههای فردی حل کرد؛ مسئلهای که به تورم، فقر و سیاستگذاری اقتصادی گره خورده است. خلاصهای از گزارش روزنامه جهانصنعت دراینباره میخوانید.
توصیههایی برای بحرانی عمیق
اظهارات یکی از معاونان وزیر بهداشت درباره نگهداری و مصرف دوباره اضافات غذا، واکنشهای گستردهای در شبکههای اجتماعی به همراه داشت. این نخستین بار نیست که در مواجهه با گرانی مواد غذایی، توصیههایی از این دست مطرح میشود؛ پیشتر نیز پیشنهادهایی مانند جایگزینی جو بهجای برنج یا غیرضروری دانستن مصرف میوه، انتقادهایی برانگیخته بود.
شریفییزدی معتقد است چنین اظهارنظرهایی، اگر بدون توجه به شرایط اقتصادی و شأن اجتماعی مردم بیان شوند، نهتنها کمکی به حل مسئله نمیکنند، بلکه میتوانند نارضایتی عمومی را افزایش دهند. به گفته او، خانوادهها خودشان میدانند چگونه هزینههایشان را مدیریت کنند؛ آنچه نیاز دارند، سیاستهایی برای کاهش فشار اقتصادی است.
امنیت غذایی فقط سیرشدن نیست
از نگاه این جامعهشناس، مسئله اصلی فراتر از دسترسی به مقداری غذاست. امنیت غذایی زمانی تأمین میشود که مردم بتوانند مواد غذایی کافی و باکیفیت مصرف کنند و نیازهای واقعی بدنشان تأمین شود.
او میان «تغذیه معدهای» و «تغذیه سلولی» تمایز میگذارد: در اولی، هدف صرفاً پرکردن شکم است؛ اما در دومی، بدن مواد مغذی مورد نیاز خود را دریافت میکند. به اعتقاد او، بخشی از جامعه بهدلیل کاهش قدرت خرید، از تأمین پروتئین و دیگر مواد ضروری محروم مانده است؛ وضعیتی که میتواند در سالهای آینده پیامدهای بهداشتی و درمانی به دنبال داشته باشد.
شریفییزدی همچنین هشدار میدهد که مصرف غذای باقیمانده در صورت نگهداری نامناسب یا طولانیمدت ممکن است خطراتی برای سلامت داشته باشد. بنابراین، توصیههای عمومی در این زمینه باید دقیق، مسئولانه و مبتنی بر ملاحظات بهداشتی باشند.
فقر؛ زخمی که عمیقتر میشود
به گفته شریفییزدی، کاهش ارزش پول ملی و تداوم تورم، شرایط زندگی بخشهایی از جامعه را دشوارتر کرده است. او معتقد است اظهارنظرهای غیرکارشناسی درباره شیوه تغذیه مردم، در چنین وضعیتی به احساس تحقیر و نادیدهگرفتهشدن دامن میزند.
او فقر گسترده را یکی از واقعیتهای مهم پشت این بحث میداند؛ وضعیتی که در آن برخی خانوادهها حتی برای تأمین نیازهای ابتدایی زندگی با مشکل مواجهاند. پیامدهای این شرایط نیز تنها اقتصادی نیست و میتواند سلامت، روابط اجتماعی و اعتماد عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.
از نظر این جامعهشناس، مسئولان باید هنگام اظهارنظر درباره مسائل عمومی، ابعاد اقتصادی، روانشناختی و اجتماعی سخنان خود را در نظر بگیرند. بحران معیشت مسئلهای چندوجهی است و نمیتوان آن را صرفاً به انتخابهای فردی خانوارها تقلیل داد.
چه کسانی بیشتر در معرض ناامنی غذاییاند؟
شریفییزدی با اشاره به تفاوت شرایط مناطق و گروههای اجتماعی، دهکهای پایین درآمدی، بهویژه دهکهای یک تا چهار، را از گروههای آسیبپذیرتر میداند. به گفته او، حاشیهنشینان، زنان و کودکان نیز بیش از بسیاری از گروهها در معرض پیامدهای ناامنی غذایی قرار دارند.
او همچنین به وضعیت استانهایی مانند لرستان، کرمانشاه، کردستان و ایلام اشاره میکند و میگوید برخی دادههای مورد استناد او از کیفیت پایینتر زندگی و شدت بیشتر مشکلات معیشتی در این مناطق حکایت دارند.
این تفاوتها نشان میدهد که سیاستهای مقابله با فقر و ناامنی غذایی باید متناسب با شرایط اقتصادی و اجتماعی مناطق طراحی شوند؛ سیاستهایی که تنها به کمکهای مقطعی محدود نباشند و امکان دسترسی پایدار به غذای کافی و مغذی را فراهم کنند.
بهجای توصیه، برای معیشت چارهاندیشی کنید
در پایان، مسئله اصلی این نیست که مردم چگونه از غذای باقیمانده استفاده کنند، بلکه این است که چرا تأمین غذای کافی و باکیفیت برای بخشی از جامعه دشوار شده است. کنترل تورم، بهبود قدرت خرید و حمایت از خانوارهای کمدرآمد، از جمله اقداماتی است که میتواند به کاهش فشار بر سفره مردم کمک کند.
شریفییزدی هشدار میدهد که اگر روند تورم و کاهش ارزش پول ملی ادامه پیدا کند، فقر میتواند ابعاد گستردهتری پیدا کند. او پیشبینی میکند که در صورت تداوم شرایط موجود، تا پایان سال ۱۴۰۵ شمار افراد گرفتار فقر مطلق افزایش چشمگیری خواهد داشت؛ پیشبینیای که تحقق آن به روندهای اقتصادی و سیاستهای اتخاذشده بستگی دارد.
سیاستگذاری معیشتی باید بهجای توصیه به مردم برای سازگارشدن با سفرههای کوچکتر، بر رفع علتهای کوچکشدن آن متمرکز شود. امنیت غذایی، تنها پرکردن شکم نیست؛ دسترسی پایدار به غذای سالم و مغذی، بخشی از کیفیت زندگی و سلامت جامعه است.