قلمرو رفاه

تهران؛ میراثی که آرام‌آرام از دست می‌رود

فرسایش بافت تاریخی پایتخت فقط به تخریب خانه‌های قدیمی محدود نیست

18 مهر 1405 - 11:08 | جامعه
صبا رضایی
صبا رضایی روزنامه‌نگار
تنظیم نمایش متن

هم‌زمان با روز تهران، نگرانی‌ها درباره تخریب تدریجی میراث تاریخی پایتخت ادامه دارد؛ شهری که هنوز بخش مهمی از بافت ارزشمند خود را حفظ کرده، اما نبود آمار جامع، پراکندگی تصمیم‌گیری‌ها و فشار ساخت‌وساز، حفاظت از این میراث را دشوار کرده است. وحیدرضا شهاب موحد، کنشگر و پژوهشگر بافت تاریخی، معتقد است تهران به‌جای واکنش دیرهنگام به تخریب‌ها، به برنامه‌ای یکپارچه برای شناسایی، حفاظت و احیای محله‌های تاریخی نیاز دارد. خلاصه‌ای از گزارش روزنامه پیام ما را در این‌باره می‌خوانید. 


میراث تهران فراتر از چند بنای قدیمی است

تاریخ تهران به پایتخت‌شدن آن در دوره قاجار محدود نمی‌شود. این شهر پیش‌تر نیز در پیوند با ری شکل گرفته بود و در دوره صفوی، با احداث حصار شاه‌طهماسبی، وارد مرحله مهمی از توسعه شهری شد. میراث تاریخی تهران نیز تنها خانه‌ها و بناهای شاخص نیست؛ محله‌ها، گذرها، بازارها، باغ‌ها، قنات‌ها، حمام‌ها، تکایا، مساجد، اماکن مذهبی و حتی نام‌های تاریخی و خاطرات مردم، بخشی از هویت آن را تشکیل می‌دهند.

به گفته شهاب موحد، به‌دلیل نبود آمار جامع و پایش مستمر، نمی‌توان درصد دقیقی از میراث ازدست‌رفته تهران اعلام کرد. بااین‌حال، مقایسه نقشه‌های تاریخی و تصاویر هوایی، از نابودی باغ‌ها، تغییر شبکه گذرها، تجمیع قطعات و دگرگونی ساختار محله‌ها حکایت دارد.

او با این دیدگاه که «دیگر چیزی از تهران نمانده» موافق نیست و محله‌هایی مانند عودلاجان، سنگلج و چاله‌میدان را همچنان واجد ارزش‌های تاریخی و ظرفیت حفاظت و احیا می‌داند. از نظر او، مسئله اصلی این است که پیش از نابودی باقی‌مانده این میراث، برای حفاظت از آن اقدام شود.

حفاظت باید پیش از رسیدن به نقطه بحران آغاز شود

متروکه‌شدن بناها، فرسودگی تدریجی، تغییر کاربری نامناسب، تجمیع پلاک‌ها، ساخت‌وسازهای ناسازگار و خروج ساکنان از محله‌های تاریخی، نشانه‌هایی هستند که می‌توانند به‌مرور یک بنا یا محله را از درون تهی کنند. بااین‌حال، در بسیاری از موارد، خطر زمانی جدی گرفته می‌شود که ساختمان به مرحله بحرانی رسیده یا تخریب آن آغاز شده است.

شهاب موحد معتقد است تهران باید از «واکنش به تخریب» به سمت حفاظت پیشگیرانه حرکت کند؛ رویکردی که بر شناسایی زودهنگام خطرها و مداخله پیش از وقوع خسارت استوار است. تحقق این هدف، بدون شناسایی کامل بناها و عناصر تاریخی و ثبت آنها در یک بانک اطلاعاتی به‌روز، دشوار خواهد بود.

چرا مرمت برای مالک صرفه اقتصادی ندارد؟

به اعتقاد این پژوهشگر، نمی‌توان مسئولیت حفاظت را تنها بر دوش مالکان بناهای تاریخی گذاشت. حمایت دولت و شهرداری، تسهیل فرایندهای اداری، شفافیت ضوابط، تسهیلات مرمت و بهبود کیفیت زندگی در بافت تاریخی، از جمله شرایط لازم برای تشویق مالکان به حفاظت است.

وقتی مرمت هزینه‌بر و پیچیده باشد، اما تخریب و ساخت‌وساز جدید سود اقتصادی بیشتری داشته باشد، فشار بازار زمین و فعالیت سوداگران افزایش می‌یابد. بنابراین، در کنار ضوابط حفاظتی، باید مشوق‌های اقتصادی، امکان بهره‌برداری سازگار و سازوکارهایی برای جبران محدودیت‌های مالکانه در نظر گرفته شود.

تجربه برخی بناهای عودلاجان نیز نشان می‌دهد که مرمت و تعریف کاربری مناسب می‌تواند ساختمان‌های تاریخی را دوباره وارد چرخه زندگی کند. حفاظت زمانی پایدار است که بنا صرفاً از تخریب مصون نماند، بلکه امکان استفاده و فعالیت دوباره در آن فراهم شود.

تهران به برنامه‌ای یکپارچه نیاز دارد

تهران اسناد، ضوابط و محدوده‌های تاریخی متعددی دارد، اما تعدد تصمیم‌گیران و پراکندگی مقررات، هماهنگی در حفاظت را دشوار کرده است. شهرداری، میراث فرهنگی، اوقاف، مالکان، کسبه و دیگر دستگاه‌ها هرکدام بخشی از مسئولیت را بر عهده دارند و همیشه میان آنها هماهنگی کافی وجود ندارد.

از نگاه شهاب موحد، حفاظت مؤثر نیازمند برنامه‌ای جامع است که ابتدا ارزش‌های تاریخی شهر را شناسایی کند و سپس سیاست‌های روشنی برای حفاظت، احیا، سکونت، سرمایه‌گذاری و توسعه ارائه دهد. تصمیم‌های موردی و پراکنده نمی‌توانند از میراث شهری به‌طور پایدار محافظت کنند.

او همچنین تأکید می‌کند که مرمت چند بنای شاخص برای حفظ یک محله کافی نیست. اگر خانه‌ها مرمت شوند، اما گذرها تغییر کنند، قطعات تجمیع شوند و سکونت از محله بیرون برود، حاصل کار چیزی جز چند بنای جداافتاده نخواهد بود. حفاظت از محله تاریخی باید بناها، فضاهای عمومی، سکونت، فعالیت اقتصادی، میراث ناملموس و زندگی مردم را هم‌زمان در بر بگیرد.

تغییر کاربری؛ فرصتی با ملاحظات جدی

تغییر کاربری همیشه تهدیدی برای بناهای تاریخی نیست و گاهی می‌تواند راهی برای نجات آنها باشد؛ به شرط آنکه کاربری جدید با ظرفیت و ویژگی‌های بنا سازگار باشد و به تخریب بخش‌های اصیل آن منجر نشود.

فعالیت‌های فرهنگی، گردشگری و پذیرایی می‌توانند به احیای اقتصاد محله کمک کنند، اما تبدیل گسترده خانه‌ها به کافه، رستوران، اقامتگاه و فضاهای گردشگری ممکن است سکونت و خدمات مورد نیاز ساکنان را از میان ببرد. به گفته شهاب موحد، عودلاجان پیش از آنکه مقصد گردشگری باشد، یک محله است و باید ماهیت محله‌ای خود را حفظ کند.

تهران نیز با وجود تنوع تاریخی و فرهنگی، هنوز نتوانسته جاذبه‌های خود را به تجربه‌ای منسجم برای گردشگران تبدیل کند. پیوند دادن بناها، محله‌ها و روایت‌های تاریخی در قالب مسیرهای مشخص و تجربه‌های شهری، می‌تواند به تقویت گردشگری فرهنگی کمک کند.

حیات شبانه بدون حذف زندگی محله‌ای

حیات شبانه در محله‌های تاریخی نباید به فعالیت کافه‌ها و رستوران‌ها تا نیمه‌شب محدود شود. بازبودن خانه‌موزه‌ها و بناهای فرهنگی، تعریف مسیرهای پیاده تاریخی، روایت داستان‌های محله و برگزاری رویدادهای فرهنگی می‌تواند هم اقتصاد محلی را رونق دهد و هم به افزایش حضور مردم و حفاظت از بافت کمک کند.

بااین‌حال، چنین برنامه‌هایی باید به‌گونه‌ای اجرا شوند که به تجاری‌سازی بی‌ضابطه، تغییر گسترده کاربری‌ها و خروج ساکنان نینجامند. محله تاریخی باید هم برای گردشگر جذاب باشد و هم برای ساکنانش قابل‌زندگی بماند.

فرسایش‌های کوچک، هویت شهر را تغییر می‌دهند

نگرانی اصلی شهاب موحد تنها تخریب یک بنای تاریخی نیست، بلکه عادی‌شدن فرسایش تدریجی میراث تهران است. تخریب یک خانه، نابودی یک باغ، تجمیع چند پلاک، آسیب به قنات یا فراموش‌شدن یک نام تاریخی، ممکن است به‌تنهایی اتفاقی کوچک به نظر برسد؛ اما انباشته‌شدن این تغییرات، هویت محله‌ها و چهره تاریخی شهر را دگرگون می‌کند.

او با وجود این نگرانی‌ها، نسبت به آینده تهران ناامید نیست و به تجربه‌هایی اشاره می‌کند که در آنها مطالبه‌گری به توقف برخی طرح‌ها، حفظ بناها و ثبت آثار در فهرست ملی انجامیده است.

از نگاه او، روز تهران باید فرصتی برای بازاندیشی درباره آینده میراث شهر باشد: چه چیزی از تهران تاریخی برای نسل‌های بعد باقی می‌گذاریم؟ پاسخ به این پرسش، به شناخت دقیق میراث موجود، برنامه‌ریزی برای حفاظت و احیا و جلوگیری از عادی‌شدن تخریب وابسته است.