قلمرو رفاه

فاجعه گیلوان؛ وقتی یک مخزن ساده قربانی می‌گیرد

فضای بسته هیچ فرقی میان کارخانه غول‌آسا و مخزن کوچک زیتون در دل کوهستان‌های طارم نمی‌گذارد. تنها فرقش محل فاجعه است که در پایتخت خبرساز می‌شود و در روستا خاموش می‌ماند

07 مهر 1405 - 08:00 | جامعه
مژان داداش‌زاده
مژان داداش‌زاده کارشناس ارشد مهندسی ایمنی صنعتی
تنظیم نمایش متن

قلمروی رفاه: در روزهای اخیر سه کارگر یک واحد فرآوری زیتون در بخش گیلوان، شهرستان طارم، استان زنجان، هنگام انجام فرآیند تلخ‌گیری زیتون، وارد مخزنی حاوی محلول اسید سیتریک و مواد شست‌وشو شدند و جان خود را از دست دادند (۱)(۲). بر اساس گزارش‌های اولیه کاهش سطح اکسیژن و تجمع گازهای ناشی از تخمیر مواد آلی در فضای داخلی مخزن، از عوامل احتمالی این فاجعه عنوان شده است (۲)(۳). این حادثه در نگاه نخست اتفاقی موردی و محلی به نظر می‌رسد اما در واقع مصداق دقیق همان مخاطراتی است که در بحث "ایمنی کار در فضاهای بسته" به آن پرداخته می شود با این تفاوت مهم که این‌بار صحنه فاجعه نه کارخانه صنعتی بزرگ بلکه واحد فصلی و کوچک فرآوری محصولات کشاورزی بوده است. در این یادداشت مکانیسم حادثه، غیبت ایمنی از صنایع فصلی و کشاورزی کشور و راهکارهای پیشگیری از تکرار آن بررسی شده است.



برداشت زیتون در مناطق زیتون‌خیز کشور از جمله بخش گیلوان در شهرستان طارم هر سال از نیمه دوم شهریورماه آغاز می‌شود. بخشی از این محصول پیش از رسیدن به سفره مصرف‌کننده باید مرحله‌ای به نام تلخ‌گیری را طی کند فرایندی که در آن زیتون در مخازن بزرگ در تماس با آب، نمک یا محلول‌های اسیدی مانند اسید سیتریک برای مدتی نگهداری می‌شود تا ترکیبات تلخ آن خارج شوند. همین مخازن به‌ظاهر ساده وقتی که برای مدتی بسته و بدون تهویه باقی می‌مانند به یکی از خطرناک‌ترین فضاهای بسته صنایع غذایی و کشاورزی تبدیل می‌شوند. تجزیه مواد آلی درون این محلول‌ها، می‌تواند اکسیژن را مصرف کرده و یا گازهایی تولید کند که مستقیماً برای فرد وارد‌شده به داخل مخزن خطر خفگی ایجاد شود  همان اتفاقی که به گفته مقام‌های محلی برای سه کارگر واحد فرآوری زیتون گیلوان رخ داد (۲)(۳).

آنچه در گیلوان اتفاق افتاد

بر اساس گزارش خبرگزاری مهر و ایمنا، سه کارگر برای انجام فرآیند تلخ‌گیری زیتون وارد یکی از مخازن نگهداری و فرآوری زیتون شدند که حاوی محلول اسید سیتریک و مواد شست‌وشو بود (۱)(۲). این افراد پس از ورود به مخزن دچار حادثه شدند و علی‌رغم تلاش نیروهای امداد هر سه نفر جان خود را از دست دادند (۱). مسئولان محلی اعلام کرده‌اند که علت دقیق حادثه پس از تکمیل بررسی‌های کارشناسی مشخص خواهد شد اما عوامل احتمالی مطرح‌شده شامل کاهش سطح اکسیژن در فضای داخلی مخزن و تجمع گازهای ناشی از تخمیر مواد آلی است (۲).

نکته‌ای که این حادثه را از اتفاقی ساده به هشداری جدی برای کل صنایع فرآوری کشاورزی کشور تبدیل می‌کند، ورود این سه کارگر به فضایی هست که از نظر فنی و علمی در بحث کار در فضای بسته و نیازمند صدور مجوز شروع به کار، قرار می‌گیرد. فضایی که ورود به آن بدون پایش اتمسفر، تهویه و مجوز کار مشخص هرگز نباید مجاز شمرده شود.

چرا مخزن فرآوری زیتون کشنده است؟

طبق تعریف استاندارد فضای بسته محیطی است که امکان ورود فیزیکی افراد به آن وجود دارد، راه ورود و خروج آن محدود است و برای حضور مستمر افراد طراحی نشده. مخازن فرآوری و تلخ‌گیری زیتون همین ویژگی‌ها را دارند. دهانه ورودی محدود، عمق قابل‌توجه و اتمسفر داخلی‌ که می‌تواند بدون هیچ علامت قابل‌مشاهده‌ای برای تنفس نامناسب باشد.

در این مخازن تجزیه مواد آلی زیتون و محلول‌های همراه آن می‌تواند به دو مسیر خطرناک منجر شود. مصرف اکسیژن موجود در فضای بسته توسط واکنش‌های زیستی و شیمیایی یا تولید گازهایی مانند دی‌اکسید کربن که چگالی بیشتری از هوا دارند و در کف مخزن انباشته می‌شوند. هر دو مکانیسم‌ می‌توانند در عرض چند ثانیه فردی را که وارد مخزن شده دچار سرگیجه، از دست دادن هوشیاری و در نهایت خفگی کنند بدون آنکه حتی فرصت فریاد زدن یا خروج داشته باشد.

صنایع فصلی و کشاورزی، حلقه گمشده نظام ایمنی ایران

واحدهای فرآوری فصلی محصولات کشاورزی از جمله کارگاه‌های تلخ‌گیری زیتون، رب‌گیری گوجه یا خشکبار در حاشیه توجه نظام ایمنی و بهداشت کار کشور قرار دارند برخلاف کارخانه‌های صنعتی بزرگ که دست‌کم روی کاغذ، مشمول بازرسی دوره‌ای واحد ایمنی و سازمان‌های نظارتی هستند. این واحدهای فصلی که همزمان با فصل برداشت راه‌اندازی می‌شوند نیروی کار موقت و کم‌تجربه به‌کار می‌گیرند و پیش از پایان فصل بدون هیچ ارزیابی ایمنی رسمی، تعطیل می‌شوند.

واحدهایی که به دلیل کوچک و موقت بودن یا فاصله جغرافیایی از مراکز نظارتی استان در عمل هرگز مورد بازرسی ایمنی فضای بسته یا آموزش ورود به مخزن قرار نمی‌گیرند. حادثه گیلوان نشان می‌دهد این مشکل محدود به کارگاه‌های شهری نیست بلکه در دل مناطق کشاورزی و روستایی کشور نیز به همان اندازه کشنده است.

سه غیبتی که به فاجعه ختم شد

از گزارش‌های منتشرشده چنین برمی‌آید که دست‌کم سه عنصر پایه‌ای ایمنی فضای بسته، در این حادثه غایب بوده‌اند. نخست، پایش اتمسفر مخزن پیش از ورود با گازسنج قابل‌حمل، ابزاری که به‌سادگی می‌توانست کاهش میزان اکسیژن یا تجمع گاز خطرناک را قبل از ورود هر کارگری نشان دهد. دوم، مجوز کار فضای بسته سندی که باید پیش از هرگونه ورود به چنین مخازنی خطرات، اقدامات کنترلی و افراد مجاز را مشخص کند. سوم، تهویه مناسب مخزن پیش و حین انجام کار، اقدامی ساده که می‌توانست اتمسفر داخلی را ایمن‌تر کند. غیبت همزمان سه عنصر یادشده احتمال می‌دهد که کارگران واحد گیلوان آموزش کافی درباره خطرات ورود به مخازن فرآوری را ندیده بودند. احتمالی که در بسیاری از واحدهای فصلی و کوچک کشاورزی کشور بیشتر یک قاعده است تا یک استثنا. پیشگیری از تکرار فاجعه‌ای مانند حادثه گیلوان، نیازمند توجه ویژه به بخشی از اقتصاد کشور است که در بیشتر مواقع از دید نظام ایمنی رسمی پنهان می‌ماند:

1- شناسایی و طبقه‌بندی رسمی مخازن فرآوری محصولات کشاورزی (زیتون، گوجه، خشکبار) در دسته فضای بسته نیازمند مجوز

2- الزام تأمین گازسنج قابل‌حمل و آموزش استفاده از آن حتی برای واحدهای فصلی و کوچک کشاورزی

3- صدور مجوز کار مشخص پیش از هرگونه ورود به مخازن فرآوری با تعیین فرد مراقب و برنامه نجات

4- آموزش ایمنی فصلی و کوتاه‌مدت برای نیروی کار موقتی که هر سال هم‌زمان با فصل برداشت به‌کار گرفته می‌شود.

5- بازرسی دوره‌ای واحد ایمنی استان‌ها از کارگاه‌های فرآوری کشاورزی در فصل برداشت نه فقط کارخانه‌های صنعتی دائمی

6- ممنوعیت صریح ورود هم‌زمان یا پی‌درپی چند نفر به یک فضای بسته بدون تجهیزات و برنامه نجات مشخص

هیچ‌کدام از این اقدامات هزینه یا فناوری پیچیده‌ای نمی‌طلبد. یک گازسنج قابل‌حمل و چند ساعت آموزش هزینه‌ای به‌مراتب کمتر از جان سه کارگر دارد.

نتیجه‌گیری

حادثه گیلوان بار دیگر درسی را تکرار کرد که حوادث چاه، مخزن و تانکر در ماه‌های اخیر کشور فریاد زده بودند. فضای بسته برای مرگ هیچ فرقی میان کارخانه غول‌آسا و مخزن کوچک زیتون در دل کوهستان‌های طارم نمی‌گذارد. تنها فرقش محل فاجعه است که در پایتخت خبرساز می‌شود، در روستا خاموش می‌ماند. کارگاه‌های کوچک و فصلی کمتر دیده می‌شوند کمتر بازرسی می‌شوند و کمتر در آمار ثبت می‌شوند. همان‌جایی که جان کارگر، ارزان‌ترین قلم هزینه محسوب می‌شود. سه کارگری که در گیلوان جان باختند فقط کاری روزمره و آشنا انجام می‌دادند. کاری که سالها و هزاران بار بدون حادثه‌ و مکرر انجام شده بود. اما فضای بسته میان یک روز عادی و یک روز فاجعه آمیز خط قرمز نمی‌کشد، مرز این دو فقط یک گازسنج قابل‌حمل است، ابزاری ساده که متاسفانه به داخل این مخزن راه پیدا نکرده بود. فضای بسته نه شهر می‌شناسد، نه فصل، نه اسم کارگر، فقط یک چیز می‌خواهد، قربانی تازه!


منابع

۱. خبرگزاری مهر، مرگ سه کارگر در مخزن فرآوری زیتون در طارم.

۲. ایمنا، سه کارگر در مخزن فرآوری زیتون طارم جان باختند.

۳. تابناک، مرگ تلخ ۳ کارگر در حادثه‌ای هولناک، بخش گیلوان، شهرستان طارم، استان زنجان.

۴. باشگاه خبرنگاران جوان، فوت سه کارگر در یک واحد فرآوری زیتون طارم.