یک هشدار جهانی برای ایران
تازهترین گزارش «سازمان جهانی هواشناسی» (WMO) درباره «وضعیت منابع آب جهان»، تصویر تکاندهندهای از برهمخوردن تعادل هیدرولوژیک زمین ارائه میدهد.
تازهترین گزارش «سازمان جهانی هواشناسی» (WMO) درباره «وضعیت منابع آب جهان»، تصویر تکاندهندهای از برهمخوردن تعادل هیدرولوژیک زمین ارائه میدهد. دادههای این گزارش گواهی میدهند که چرخه طبیعی آب در کره زمین بیش از گذشته با نوسان و بینظمی روبهروست. این وضعیت در مناطق مختلف، خود را بهشکل خشکسالیهای شدید و کمآبیهای گسترده یا بارشهای حدی و سیلابهای ویرانگر نشان میدهد. خلاصهای از یادداشتی را میخوانید که درباره این گزارش نوشته شده است.
سال ۲۰۲۵ یکی از خشکترین سالها از نظر میزان جریان و دبی رودخانههای جهان طی ۳۵ سال گذشته، از سال ۱۹۹۱ تاکنون، بوده است. همچنین طی هفت سال اخیر، تعداد حوضههای آبریزی که جریان طبیعی و نرمال داشتهاند، به نازلترین سطح خود رسیده است.
از سوی دیگر، تمام مناطق دارای یخچالهای طبیعی در زمین، برای چهارمین سال متوالی دچار افت جدیِ جرم یخ شدهاند. افت ذخایر آب خاکی (TWS) از دیگر پیامدهای این اتفاق است؛ روند نزولی ذخیرهسازی آب در سطح خشکیها از اواسط دهه ۲۰۱۰ شتاب گرفته و در سال ۲۰۲۵ پهنههای وسیعی از جهان را در شرایط «پایینتر از نرمال» یا «بسیار بحرانی» قرار داده است. همچنین تنها ۳۶ درصد از حوضههای آبریز جهان در سال ۲۰۲۵ جریان نرمال داشتهاند و بیش از ۳۶ درصد با افت شدید دبی مواجه بودهاند.
آنچه در گزارش WMO بهعنوان یک هشدار جهانی مطرح شده، سالهاست که در ایران به یک واقعیت ملموس تبدیل شده است. ایران که در یکی از خشکترین و شکنندهترین مناطق جغرافیایی جهان قرار دارد، آینه تمامنمای تغییر اقلیم است.
در این گزارش بر ذوب بیسابقه یخچالهای جهان تأکید شده است. در ایران نیز یخچالهای طبیعی «علمکوه»، «سبلان» و «اشترانکوه»، همراه با برفچالهای «زاگرس» و «البرز»، بهشدت تضعیف شدهاند. این مسئله سبب شده است تا ذخیره برفی کشور، که تغذیهکننده دائمی رودخانهها در فصل گرم بود، جای خود را به بارشهای رگباری و کوتاهمدت بدهد که فرسایش خاک و سیلابهای مخرب را بههمراه دارد.
شاخص «کاهش ذخیره آب در خشکی» (Terrestrial Water Storage) که در نقشههای گزارش سازمان جهانی هواشناسی با رنگهای قهوهای و نارنجی پررنگ مشخص شده، در ایران نمود بارزی دارد. کسری تجمعی فراتر از ۱۴۰ میلیارد مترمکعبی سفرههای آب زیرزمینی در ایران و پدیده فرونشست زمین در بیش از ۳۰۰ دشت کشور، دقیقاً خروجی همین روند جهانی در کنار بدفرمانی و بارگذاری بیرویه بر منابع آب است. از سوی دیگر، کاهش ۳۶ درصدی جریان نرمال رودخانههای جهان، در ایران بهشکل خشکیدن کامل یا قطعیِ جریان در رودخانههای «زایندهرود»، «کارون»، «کرخه»، «سفیدرود» و «هلمند» (هیرمند) خود را نشان داده است.
بخش مهمی از گزارش سازمان جهانی هواشناسی، به نقل از «سلست سائولو»، دبیرکل این سازمان، بر ماهیت فرامرزی آب دست میگذارد: «آب هیچ مرز جغرافیایی و سیاسی را نمیشناسد. تعادل آبی در حوضه آبریز یک رودخانه، به رفتارهای محیطزیستی در کشور همسایه وابسته است. ذوب و عقبنشینی یک یخچال در یک کشور، بر میزان دسترسی به آب برای مردمانی که صدها کیلومتر پاییندستتر زندگی میکنند، تأثیر مستقیم میگذارد.»
این سخنان درست نقطهعطف چالشهای هیدروپلیتیک ایران است، چراکه در شرق کشور، کاهش آورد رودخانه هیرمند و «جریرود» بهدلیل سدسازیهای بالادست در افغانستان، حیات زیستبوم «هامون» و امنیت زیستی در سیستانوبلوچستان و خراسان جنوبی را با تهدید جدی مواجه کرده است. در غرب و شمالغرب، تغییرات جریان آب در حوضه «دجله و فرات» و سدسازیهای ترکیه (پروژه «گاپ») و همچنین چالشهای مرتبط با حوضه «ارس» در شمالغرب، نشان میدهد که امنیت آبی ایران تا چه حد به دیپلماسی فعال آب و دادههای مشترک فرامرزی وابسته است.
اما چه باید کرد؟ همانطور که دبیرکل سازمان جهانی هواشناسی تأکید کرده، تنها راه مواجهه با این بحران سیارهای، «اشتراکگذاری دادهها، تعادل در استانداردهای بهرهبرداری و سامانههای هشدار زودهنگام» است. برای ایران، خروج از این بحران نیازمند چرخشهای ساختاری زیر است:
تغییر پارادایم از سازهمحوری به مدیریت سازگاری: دست کشیدن از طرحهای انتقال آب بینحوضهای و سدسازیهای بیرویه و تمرکز بر بازچرخانی آب، کاهش ضایعات کشاورزی و اصلاح الگوی کشت با تکیه بر محصولات کمآببر با بهرهوری بالا و بهکارگیری اصول سهگانه کشاورزی حفاظتی.
فعالسازی دیپلماسی منطقهای آب: برپایی معاهدات چندجانبه با همسایگان، بر پایه پروتکلهای WMO، برای پایش منصفانه و دادهمحور حوضههای آبریز مشترک (هیرمند، ارس، شطالعرب).
توسعه سامانههای هشدار زودهنگام و پایش ماهوارهای: سرمایهگذاری بر فناوریهای نوین برای پیشبینی سیلابها و خشکسالیها و حفاظت از سفرههای آب زیرزمینی باقیمانده.
گزارش WMO یک هشدار زودهنگام برای کل جهان است؛ اما برای ایران، زنگ خطری است که هماکنون به صدا درآمده و تعلل در بازنگری حکمرانی آب، تابآوری زیستی کشور را به مویی بند خواهد کرد.