قلمرو رفاه

فرسایش هویت اصفهان در غیاب زاینده‌رود

وقتی بحران آب چرخه‌های اجتماعی را مخدوش می‌کند

09 شهریور 1405 - 15:54 | جامعه
سمیرا دردشتی
سمیرا دردشتی پژوهشگر سیاست‌گذاری آب
تنظیم نمایش متن
هویت و منطق پیدایش فضایی شهر اصفهان با جریان دائمی زاینده‌رود گره خورده است و نظام آبی آن، شخصیت تاریخی و حس تعلق به مکان را در این خطه خشک تعریف می‌کند. با این حال، تحلیل‌های ساختاری نشان می‌دهند که چالش کنونی زاینده‌رود فراتر از یک فاجعه زیست‌محیطی محض است. دگرگونی در روش‌های مدیریت، تخصیص اداری و فرآیندهای انتقال آب، مفهوم «چرخه هیدروسوشیال» یا همان پیوند متقابل جامعه و نظام آبی را دچار گسست کرده است؛ وضعیتی که با تزریق موقت یا رهاسازی فصلی آب درمان نمی‌شود و نیازمند بازسازی بنیادین حکمرانی آب است. خلاصه‌ای گزارش روزنامه پیام ما را در این‌باره می‌خوانید.


نظام آبی هر شهر، بخشی از شخصیت تاریخی، کالبدی و احساس تعلق به مکان را در آن جامعه شکل می‌دهد. اصفهان که در قلب فلات مرکزی ایران و در منطقه‌ای اقلیمی و خشک مستقر شده، توسعه بازارها، معماری، کشاورزی و پایداری جمعیت خود را مدیون شریان حیاتی زاینده‌رود است. بنابراین، خشک شدن زاینده‌رود مستقیماً شخصیت تاریخی شهر را دستخوش تغییر می‌کند. بر اساس تئوری‌های نوین سیاست‌گذاری، آب از طریق قوانین، فناوری و روابط قدرت، وارد زندگی اجتماعی می‌شود و یک «چرخه هیدروسوشیال» (پیوند آب و جامعه) را می‌سازد. وقتی رودخانه‌ای به جای ریتم طبیعی، تنها در مقاطع کوتاهی بر اساس تصمیم‌های اداری و مصلحت‌های سیاسی بازگشایی می‌شود، پیوند میان جامعه و آب از هم می‌گسلد و ریتم اجتماعی شهر دچار اختلال جدی می‌گردد. 
در گذشته، جریان طبیعی رودخانه، نظام سنتی حق‌آبه‌ها، میرآب‌ها و مادی‌ها در هماهنگی کامل با کشاورزی، شرب و سهم تالاب گاوخونی بودند و دو چرخه طبیعی و اجتماعی یکدیگر را تکمیل می‌کردند. اما در دهه‌های اخیر، این تعادل به دلیل خشکسالی اقلیمی و از آن مهم‌تر، دگرگونی در سیاست‌های تخصیص و بهره‌برداری مخدوش شده است. دولت‌ها در این سال‌ها تلاش کرده‌اند بحران را از طریق ابزارهای مهندسی و پروژه‌های عظیم انتقال آب بین‌حوضه‌ای (مانند سرشاخه‌های کارون) حل کنند. اگرچه این مداخلات فیزیکی به طور مقطعی عرضه آب را بالا برده، اما به دلیل وارد کردن ذینفعان جدید و تغییر روابط قدرت، تعادل عرضه و تقاضا را مخدوش‌تر کرده و شکاف میان چرخه طبیعی و اجتماعی را عمیق‌تر ساخته است. بحران آب اصفهان زمانی برطرف می‌شود که حکمرانی آب فراتر از نگاه سازه‌ای، به بازسازی رابطه عاطفی، تاریخی و ساختاری شهر با رودخانه بپردازد. [1, 2, 3, 4, 5]