چرا نظام اداری ایران گرفتار «مدیریت واکنشی» است؟
بازخوانی پرونده پسماند ۲۵ ساله آببندان ازباران و تفاوت میان انجام وظیفه سازمانی با حل مساله عمومی
مسائل سرزمینی مانند پسماند، تکبعدی نیستند و با الگوی سکونت، بودجه دهیاریها و ترتیبات هماهنگی گره خوردهاند. در پرونده ازباران، محیطزیست اخطار میدهد، دهیاری با هزینه حمل مواجه است و آب منطقهای باید حریم عرصه را تعیین کند. این تفکیک وظایف به عارضه بخشینگری دامن زده است؛ جایی که هر دستگاه سهم اداری خود را انجام میدهد اما به دلیل نبود نگاه فرابخشی و سیستماتیک، خروجی کار منجر به «حل مسئله عمومی» نمیشود و تالاب همچنان آلوده میماند.
الگوی حکمرانی در ایران عمدتاً واکنشی است؛ یعنی سکوت تا مرز بحران، سپس جلسات اضطراری و اقدامات موقت. در مورد ازباران، ممنوعیت ورود زباله به سایت «عمارت آمل»، زبالهها را نابود نکرد، بلکه صرفاً مکان بروز بحران را تغییر داد و پسماند را به حاشیه این آببندان کشاند. ایران با کمبود برنامه و سند مواجه نیست؛ بلکه به نهادهای فرابخشی با ابزار قدرت و پاسخگویی نیاز دارد تا به جای جابهجا کردن جغرافیایی مشکلات، مدل تفکر مدیریتی را به سمت «حکمرانی پیشگیرانه فضایی» تغییر دهند