قلمرو رفاه

دو سال پس از معدنجوی طبس: خطر همچنان باقی است

به بهانه‌ی دومین سالگرد انفجار معدن طبس به بررسی زنجیره‌ی علت‌های این فاجعه و راهکارهای پیشگیری از تکرار آن پرداخته می‌شود

04 مهر 1405 - 08:00 | جامعه
مژان داداش‌زاده
مژان داداش‌زاده کارشناس ارشد مهندسی ایمنی صنعتی
تنظیم نمایش متن

قلمروی رفاه: شامگاه ۳۱ شهریور ۱۴۰۳، انفجار گاز متان در معدن زغال‌سنگ معدنجوی طبس، جان دست‌کم ۵۲ کارگر معدن را گرفت و حدود ۲۰ نفر دیگر را مصدوم کرد و آن را به یکی از مرگبارترین حوادث معدنکاری تاریخ ایران تبدیل کرد. گزارش رسمی مجلس که ماه‌ها بعد از حادثه منتشر شد تصویری روشن از زنجیره تخلفات ایمنی ترسیم کرد. از نبود حسگر گاز متان و سیستم هشدار خودکار معدن گرفته تا نادیده گرفتن هشدار کارگران درباره نشت گاز، تنها یک روز پیش از انفجار. این مقاله، به بهانه دومین سالگرد انفجار معدن طبس زنجیره علت‌های این فاجعه، ضعف‌های ساختاری ایمنی معادن زغال‌سنگ ایران و راهکارهای پیشگیری از تکرار آن را بررسی می‌کند.



دو سال از شب ۳۱ شهریور ۱۴۰۳ می‌گذرد؛ شبی که خبر انفجار در عمق معدن زغال‌سنگ معدنجوی طبس، در استان خراسان جنوبی، کشور را تکان داد. در آن لحظه، ۶۹ کارگر در عمق حدود ۲۵۰ متری زمین مشغول کار بودند، ۴۷ نفر در بلوک B و ۲۲ نفر در بلوکC (1). انفجار ناشی از تجمع گاز متان، در مدت کوتاهی به فاجعه‌ای تبدیل شد که پیکر ده‌ها معدنچی را از دل زمین بیرون کشید. دومین سالگرد انفجار معدن طبس، فرصتی است نه برای مرور احساسی یک تراژدی، بلکه برای پرسیدن سؤالی مهندسی و مدیریتی ساده، آیا این حادثه قابل پیش‌بینی و قابل پیشگیری بود؟ پاسخ گزارش‌های رسمی و شهادت بازماندگان، به‌روشنی "بله" است، و همین بله این حادثه را از تقدیری تلخ، به قصور سیستمی تبدیل می‌کند.

دقایقی که به فاجعه ختم شد

بر اساس گزارش منتشر شده توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی پس از حادثه معدن طبس ، کارگران یک روز پیش از انفجار، نشت و افزایش غلظت گاز متان در بخشی از تونل‌ها را گزارش کرده بودند. این هشدار اولیه، مهم‌ترین فرصت برای جلوگیری از فاجعه بود، اما نادیده گرفته شد و کار در معدن، بدون توقف عملیات یا ارزیابی مجدد خطر، ادامه پیدا کرد(۲)(۳).

تلخی ماجرا جایی دوچندان می شود که طبق همین گزارش، حدود ۱۵ دقیقه فرصت برای خروج ایمن کارگران از معدن وجود داشت، اما به دلیل نبود اتاق فرمان مناسب و سامانه ارتباطی کارآمد، حدود ۲۸ نفر از کارگران هرگز از وقوع خطر مطلع نشدند(۳). این جزئیات، به‌روشنی نشان می‌دهد حادثه معدن طبس، صرفاً  انفجار ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی نبود، بلکه شکست زنجیره‌ای از تصمیم‌ها و زیرساخت‌های ایمنی بود و هرکدام به‌تنهایی می‌توانست جلوی فاجعه را بگیرد.

غیبت حسگر گاز متان و سیستم هشدار خودکار

در معادن زغال‌سنگ زیرزمینی، گاز متان از شناخته‌شده‌ترین و کشنده‌ترین مخاطرات است. استاندارد بین‌المللی ایمنی معدن، نصب حسگر گاز متان و سیستم هشدار خودکار معدن را در نقاط پرخطر تونل‌ها الزامی می‌داند، سیستمی که به‌محض عبور غلظت گاز از آستانه خطر، هشدار صوتی و تصویری صادر کرده و در موارد بحرانی، عملیات را به‌صورت خودکار متوقف می‌کند. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، معدن معدنجوی طبس در زمان حادثه، بدون حسگر گاز فعال و بدون سامانه هشدار خودکار معدن بود (۳). نبود این تجهیزات پایه‌ای، به این معناست که تنها راه اطلاع از افزایش خطرناک گاز متان، مشاهده و گزارش فردی کارگران بود، دقیقا همان مسیری که یک روز پیش از حادثه طی شد، اما به دلیل قصور مدیریتی، به نتیجه‌ای عملی نرسید!

آخرین وضعیت معدن طبس؛ ادامه امدادرسانی در بلوک C - ایرنا

تجهیزات غیر ضدجرقه، خطر پنهان در دل معدن

از دیگر ابعاد حادثه معدن طبس که در رسانه‌ها با عنوان "انفجار بی‌قانونی" مطرح شد، استفاده از تجهیزات و ابزارآلات غیر ضدجرقه در محیطی است که به‌طور بالقوه، مستعد تجمع گاز قابل‌اشتعال بوده است (۴). در معادن گازخیز، تمام تجهیزات الکتریکی، از روشنایی گرفته تا موتورهای انتقال، باید استاندارد ضدجرقه داشته باشند تا کوچک‌ترین جرقه، به منبع اشتعال گاز متان تبدیل نشود. به بیان ساده وقتی تجهیزات معدنی استاندارد ضدجرقه را رعایت نمی‌کنن به این معناست که منبع اشتعال آماده درست کنار هوایی رها شده بود که هر لحظه می‌توانست به بمب تبدیل شود، فاصله میان یک روز کاری عادی تا یک فاجعه ملی، به اندازه یک جرقه کوچک بوده است. نادیده گرفتن چنین ریسک بدیهی‌ای را دیگر نمی‌توان سهل‌انگاری نامید، این قماری آگاهانه با جان کارگر بوده است.

تجهیزات ضدجرقه نباید به عنوان گزینه اختیاری یا هزینه اضافی تلقی شود، باید پیش‌شرط غیرقابل‌مذاکره برای صدور مجوز فعالیت هر معدن گازخیز باشد، نه بندی که بعد از فاجعه به آن استناد می‌شود.

چرا هشدار کارگران شنیده نشد؟

گزارش مجلس، عدم تأمین شرایط ایمن و قصور دستگاه‌های نظارتی مربوطه را از عوامل اصلی حادثه معدن طبس معرفی کرد (۲)(۳). مقام‌های کارگری نیز پس از حادثه، به‌صراحت از قصور کارفرما و پیمانکار سخن گفتند (۲). این یعنی مشکل، تنها به یک قطعه گمشده یا یک تجهیز خراب محدود نمی‌شد، بلکه به فرهنگ سازمانی‌ای برمی‌گشت که در آن، گزارش خطر از سوی کارگر، اقدام عملی و فوری به همراه ندارد.

در چنین فضایی نصب گران‌ترین و دقیق‌ترین حسگرهای گاز جهان هم فایده چندانی ندارد. وقتی صدای کارگری که در عمق تونل ایستاده و خطر را با چشم خودش دیده هیچ وزنی در تصمیم‌گیری مدیران ندارد و تا وقتی این فرهنگ عوض نشود فاجعه بعدی فقط منتظر یک بهانه است. ایمنی معادن ایران، به نظامی نظارتی مستقل، با اختیار واقعی برای توقف عملیات در صورت گزارش خطر نیاز دارد نه صرفاً یک واحد ایمنی تشریفاتی در حاشیه سازمان.

طبس تنها نبود، الگوی تکراری غفلت در معادن ایران

حادثه معدن طبس، نخستین فاجعه بزرگ در تاریخ معدنکاری ایران نبود. در سال ۱۳۹۶، انفجار گاز متان در معدن زمستان‌یورت آزادشهر، جان ۴۲ کارگر را گرفت (۶)، حادثه‌ای که در آن زمان نیز با همان الگوی آشنا همراه بود. غفلت از پایش گاز، ضعف تهویه و قصور نظارتی. تکرار این الگو در فاصله کمتر از یک دهه، نشانگر صرفا مشکل موردی در یک معدن خاص نیست، بلکه نشانه ای از ضعف ساختاری در نظام ایمنی معادن کشور است.

وقتی دو فاجعه با فاصله چند سال، با علت‌های تقریباً یکسان تکرار می‌شوند، دیگر نمی‌توان آن را حادثه به معنای رویدادی تصادفی و غیرقابل پیش‌بینی نامید. این الگو، مسئله‌ای سیستمی است که تا اصلاح نشود، بار دیگر در معدنی دیگر با نام‌هایی دیگر تکرار خواهد شد.

نزدیک هفتاد کارگر در معدن طبس در حال کار بودند/ باید دید واحد حفاظت و ایمنی  این معدن درست عمل کرده یا خیر؟ آیا سیستم هشداردهنده وجود داشته که کارگران  از وسائل

گزارش مجلس تا کجا پیش رفت؟

انتشار گزارش رسمی مجلس درباره علت حادثه معدن طبس، گامی رو به جلو در شفافیت بود، اما پرسش اصلی این است که پس از شناسایی این‌همه قصور و درس نگرفتن از هشدار کارگران، نبود حسگر گاز، نبود اتاق فرمان، استفاده از تجهیزات غیر ضدجرقه، تا چه اندازه اصلاحات ساختاری واقعی در معادن مشابه کشور اجرا شده است؟ گزارش‌های عمومی در دسترس، جزئیات کافی درباره الزام‌آور شدن سراسری استانداردهای پایش گاز در معادن دیگر پس از این حادثه ارائه نمی‌دهند خلأیی که خود بخشی از مسئله است!

دومین سالگرد انفجار معدن طبس، زمان مناسبی است تا از نهادهای مسئول پرسیده شود، چند معدن دیگر کشور، امروز بدون حسگر گاز متان فعال، بدون سیستم هشدار خودکار و بدون اتاق فرمان کارآمد مشغول فعالیت هستند؟

آنچه باید تغییر کند

پیشگیری از تکرار فاجعه‌ای مانند انفجار معدن طبس، نیازمند اقدامات مشخص و قابل پایش در سطح صنعت معدنکاری کشور است:

1- الزام نصب و کالیبراسیون منظم حسگر گاز متان در تمام نقاط پرخطر معادن زغال‌سنگ زیرزمینی

2- راه‌اندازی سیستم هشدار خودکار معدن با قابلیت توقف خودکار عملیات در غلظت‌های بحرانی گاز

3- الزام استفاده از تجهیزات و تأسیسات الکتریکی ضدجرقه متناسب با استاندارد معادن گازخیز

4- ایجاد اتاق فرمان فعال و سامانه ارتباطی مطمئن برای اطلاع‌رسانی فوری به تمام نیروهای داخل معدن

5- تعریف مسیر رسمی و الزام‌آور برای توقف عملیات به‌محض گزارش خطر از سوی کارگران، بدون نیاز به تأیید چندلایه مدیریتی

6- بازرسی مستقل و دوره‌ای معادن کشور توسط نهادهای نظارتی با اختیار واقعی توقف فعالیت معادن ناایمن

7- انتشار عمومی و شفاف نتایج بازرسی ایمنی معادن، برای پاسخگویی واقعی مالکان و پیمانکاران

هیچ‌کدام از این اقدامات، فناوری پیچیده یا هزینه‌بر نیست، همه آن‌ها، استانداردهای شناخته‌شده و اجراشده در صنعت معدنکاری جهان هستند. آنچه کم بوده، اراده اجرا و پاسخگویی واقعی است، نه دانش فنی.

نتیجه‌گیری

دو سال پس از انفجار معدن طبس بهترین یادبود برای بیش از ۵۰ کارگری که در آن شب جان باختند نه فقط مراسم و بیانیه بلکه تضمین این است که هیچ کارگر دیگری به دلیل نادیده گرفته شدن هشداری ساده، غیبت یک حسگر گاز یا نبود یک اتاق فرمان جان خود را از دست ندهد. حادثه معدن طبس، آموزه‌ای روشن دارد: ایمنی معدن، محصول جانبی تولید نیست، پیش‌نیاز آن است.

تا زمانی که گزارش خطر توسط کارگران معدن، همان وزن تصمیم یک مدیر ارشد را نداشته باشد و تا زمانی که حسگر گاز متان و سیستم هشدار خودکار به‌جای هزینه ای اضافی "الزامی غیرقابل‌مذاکره" در صدور مجوز معدن تلقی نشود، دومین سالگرد طبس، آخرین سالگردی نخواهد بود که این کشور برای معدنچیان خود برگزار می‌کند.


منابع:

۱. ویکی‌پدیا فارسی و انگلیسی، انفجار معدن زغال‌سنگ طبس (۱۴۰۳ / 2024 Tabas coal mine explosion).

۲. رادیو فردا، گزارش دلایل حادثه معدن طبس، قصور مسئولان در نظارت و بی‌اعتنایی به هشدار.

۳. زومیت، گزارش نهایی مجلس درباره حادثه معدن طبس، نبود تهویه، حسگر و سیستم‌های هشدار خودکار.

۴. آفتاب‌نیوز، انفجار بی‌قانونی در معدن طبس، چرا تجهیزات معدنی ضدجرقه نبودند؟

۵. همشهری آنلاین، بزرگ‌ترین حادثه معدن جهان در طبس، مرگ تلخ ۵۲ معدنچی.

۶. خبرگزاری مهر، از یورت تا دامغان، زخم سهل‌انگاری بر پیشانی معادن ایران.