بمب ساعتی میکروبی در پسابها
چرا سیستمهای سنتی تصفیه فاضلاب در برابر ژنهای مقاوم ناکارآمد هستند و چگونه بیآبی، این آلودگی بیولوژیک را به سر سفره غذایی مردم میکشاند؟
مهتاب جودکی
روزنامهنگار
تنظیم نمایش متن
مقاومت ضدمیکروبی یکی از ۱۰ تهدید اصلی سلامت در جهان است که پیشبینی میشود تا سال ۲۰۵۰ سالانه جان ۱۰ میلیون انسان را بگیرد. بررسی جامع ۴۳ پژوهش دانشگاهی در ۱۳ استان کشور نشان میدهد که فاضلابهای ایران به مخزن خطرناکی از باکتریهای مقاوم و ژنهای قابل انتقال بینمیکروبی تبدیل شدهاند. با توجه به زیرساختهای ناقص تصفیه و مصرف بیرویه آنتیبیوتیک، نفوذ این ابرمیکروبها به منابع آب و خاک کشاورزی، انسجام نظام سلامت عمومی را با بحرانی فوقالعاده جدی مواجه کرده است. مهمترین نکتههای گزارش روزنامه پیام ما را در باره روند خطرناک و خاموش میخوانید.
یافتههای یک مقاله مرور نظاممند که در فوریه ۲۰۲۶ در مجله معتبر علمی منتشر شد، تایید میکند که فاضلابهای ایران به شدت با پدیده مقاومت باکتریایی درگیر هستند. در این میان، پسابهای بیمارستانی بالاترین میزان مقاومتهای با اهمیت بالینی (مانند باکتریهای خطرناک MRSA و VRE) را دارا هستند. در فاضلابهای شهری، انتروکوکهای مقاوم در ۲۳ تا ۳۲ درصد نمونهها ردگیری شدهاند. بدترین وضعیت مربوط به پسابهای صنعتی بهویژه کشتارگاههاست؛ جایی که میزان باکتریهای مقاوم ایکولای تولیدکننده آنزیم خطرناک ESBL در برخی مطالعات به ۸۰ تا ۹۳ درصد رسیده است.
به گفته محمد مسافری، استاد بهداشت محیط دانشگاه علومپزشکی تبریز، تجویز فوقالعاده بالای آنتیبیوتیک در ایران، ساختار ژنتیکی میکروبهای بدن بیماران را تغییر داده و آنها را مقاوم میکند. این باکتریهای دگرگونشده همراه با مدفوع از بدن بیمار دفع و وارد سیستم فاضلاب میشوند. پژوهشگران ژنهای فوقالعاده خطرناکی (مانند vanA و mecA) را در پسابها یافتهاند که قابلیت جابهجایی بین باکتریهای مختلف را دارند. اگر این عوامل زنده بمانند، منابع آب و خاک را آلوده کرده و با ورود به بدن افراد سالم، اثربخشی داروهای معمول را از بین میبرند تا جایی که فرد برای درمان عفونتی ساده به دارویی بسیار قویتر نیاز خواهد داشت.
یک دغدغه جدی کارشناسان این است که روشهای متداول و بیولوژیکی تصفیه فاضلاب (مانند سیستم لجن فعال)، هرچند بار میکروبی عمومی را کاهش میدهند، اما اساساً قادر به نابودی باکتریهای مقاوم به آنتیبیوتیک و حذف ژنهای مقاومت نیستند. سیستمهای بیولوژیکی خود بر عملکرد باکتریها متکی هستند و این محیطها گاهی به محل تجمع و تکثیر باکتریهای رودهای خطرناک تبدیل میشوند. به باور متخصصان، مهار این بحران بیولوژیکی نیازمند بهکارگیری فرآیندهای تصفیه پیشرفته و بسیار هزینهبر نظیر اکسیداسیون پیشرفته و «ازنزنی» است تا سلول باکتریهای مقاوم به طور کامل متلاشی شود.
ارزیابیهای میدانی نشان میدهد که وضعیت مدیریت و تصفیه فاضلاب در سطح کشور اصلاً مناسب نیست. به دلیل بهرهبرداری نامناسب و هزینههای بالا، پسابها در بسیاری از نقاط کیفیت لازم را برای تخلیه به محیطزیست ندارند. گرچه وضعیتی نسبتاً بهتر در تصفیه بیولوژیکی جنوب تهران و اصفهان گزارش شده، اما در اکثر شهرها آشفتگی مدیریتی حاکم است. خطای استراتژیک و فاجعهبار اینجاست که به دلیل بحران شدید کمآبی در ایران، همین پسابهای آلوده به باکتریهای چندمقاومتی، به طور گسترده در اراضی کشاورزی استفاده میشوند و سلامت عمومی را مستقیماً هدف میگیرند.
با وجود نرخ بسیار بالای مصرف بدون نظارت آنتیبیوتیک در ایران و شدت گرفتن خطرات آن، شناخت الگوهای مقاومت در کشور به شدت محدود و دارای خلأهای جدی است. شواهد علمی موجود از نظر روششناختی ناهمگون و از نظر جغرافیایی کاملاً پراکندهاند. جالب اینکه نزدیک به نیمی از کل پژوهشهای انجامشده (۴۸.۸ درصد) فقط بر روی استان تهران متمرکز بوده و سایر استانها رها شدهاند. نویسندگان مقاله تأکید دارند که برای پایش مؤثر، باید سیستم نظارتی یکپارچهای با روشهای نوین ژنتیکی در سراسر کشور راهاندازی شود تا بر اساس رویکرد بینالمللی «سلامت واحد» از یک فاجعه ملی جلوگیری گردد