دو استان، یک سرنوشت؛ گذار پرشتاب جمعیتی در ایران
تحلیل دادههای ثبت احوال نشان میدهد کاهش موالید به زیر "۱" میلیون نفر رسیده و زنگ خطر پیری با سرعت در سراسر کشور به صدا درآمده است.
ایران در یک گذار جمعیتی بیسابقه قرار دارد. نرخ باروری کشور که در دهه شصت شمسی بهازای هر زن [1] ۶.۵ فرزند بود، امروز به [2] ۱.۴۴ رسیده است. نگاهی به نقشه جمعیتی کشور نشان میدهد که ایران یک واقعیت یکدست ندارد و این کاهش شدید اگر چه در کل کشور رخداده، اما یکنواخت نبوده و با یک سرعت رخ نداده است. برخی استانها هنوز در اوج جوانیاند و برخی دیگر سالهاست وارد مرحلهای شدهاند که جمعیتشناسان به آن پیری جمعیت میگویند. در سال ۱۴۰۴، فاصله میان دو سر این طیف به بیش از ۲۳ درصد رسیده است. شکافی که پیامدهای اقتصادی و اجتماعی متفاوتی برای هر منطقه به همراه دارد.
اما آنچه این تصویر را پیچیدهتر میکند، روند زیر سطح است. برخی استانهایی که امروز جوان به نظر میرسند، نرخ باروریشان در حال سقوط است و برخی که پیر شدهاند، مسیری را طی کردهاند که دیگران تازه در نقطه آغاز آن ایستادهاند. این گزارش باتکیهبر دادههای مرکز آمار ایران، سازمان ثبتاحوال و وزارت بهداشت، وضعیت دو سر این طیف را بررسی میکند و به این پرسش پاسخ میدهد: آیا جوانی امروز، تضمین فرداست؟
وضعیت امروز
میانگین کشوری نسبت جمعیت زیر پانزده سال بر اساس پیشبینیهای مرکز آمار ایران حدود ۲۲ درصد است. نگاه جزئیتر به تفکیک استانها کرانۀ بالای نزدیک به ۳۸ درصد جمعیت جوان تا استانهایی که این نسبت در آنها به زیر ۱۵ درصد رسیده را نشان میدهد. الگوی جغرافیایی این توزیع تصادفی نیست. استانهای شرقی و جنوب شرقی کشور، سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی، هرمزگان و کرمان، جوانترین ساختار سنی را دارند. در مقابل، استانهای شمالی و مرکزی، گیلان، مازندران، البرز، سمنان و تهران، پایینترین نسبت جمعیت جوان را ثبت کردهاند. این تقسیمبندی جغرافیایی با خطوط توسعهیافتگی، شهرنشینی و دسترسی به آموزش در کشور همخوانی قابلتوجهی دارد.
در میان ۳۱ استان کشور، پنج استان با بیشترین جمعیت جوان عبارتاند از سیستان و بلوچستان (۳۷.۸٪)، خراسان جنوبی (۲۷.۶٪)، هرمزگان (۲۷.۵٪)، کرمان (۲۷.۳٪) و ایلام (۲۷.۱٪). در سوی دیگر، پنج استان با کمترین جمعیت جوان گیلان (۱۴.۸٪)، کهگیلویه و بویراحمد (۱۵.۸٪)، مازندران (۱۶.۵٪)، البرز (۱۸.۱٪) و سمنان (۱۸.۸٪) هستند.

دو استان، دو داستان
در میان این طیف، دو استان بیش از بقیه توجه را جلب میکنند؛ نه فقط به دلیل اعدادشان، بلکه به علت مسیری که طی کردهاند.
سیستان و بلوچستان
با ۳۷.۸ درصد جمعیت زیر پانزده سال، سیستان و بلوچستان جوانترین استان ایران است. در سال ۱۳۹۹، نرخ باروری این استان ۳.۶۲ فرزند بهازای هر زن بود که بیش از دوبرابر میانگین کشوری در همان سال است. میانگین سن مادر در اولین فرزندآوری در این استان ۲۲.۷ سال است [1]. این عدد 5 سال کمتر از میانگین کشوری و 8 سال کمتر از تهران است.
گیلان
گیلان در سوی دیگر این طیف ایستاده است. با ۱۴.۸ درصد جمعیت زیر پانزده سال، کمترین نسبت جمعیت جوان به کل را در خود جایداده است. نرخ باروری این استان در سال ۱۳۹۹ به ۱.۰۳ فرزند بهازای هر زن رسید، یعنی هر نسل تقریباً نصف نسل قبل را جایگزین میکند. امروز ۱۳.۲ درصد جمعیت گیلان بالای ۶۵ سال دارند و این نسبت بیش از دو و نیم برابر در استان سیستان و بلوچستان است که تنها ۵ درصد است.
نرخ باروری در سراشیبی
اگر نگاه به وضعیت امروز نگرانکننده است، نگاه به روند چند سال اخیر نگرانکنندهتر است. دادههای مرکز آمار ایران بر مبنای اطلاعات سازمان ثبتاحوال نشان میدهد که نرخ باروری کشور از ۲.۰۹ فرزند بهازای هر زن در سال ۱۳۹۶، به ۱.۴۴ در سال ۱۴۰۴ رسیده است. در همین بازه، تعداد تولدهای ثبتشده از یک میلیون و ۳۸۰ هزار در سال ۱۳۹۰ به ۹۷۹ هزار در سال ۱۴۰۳ کاهشیافته که کمترین میزان از سال 1344 تا کنون است.

اما آنچه دادههای استانی نشان میدهد فراتر از این میانگین است. هر دو استان موردبررسی این گزارش با همه تفاوتهایشان یک مسیر مشترک دارند: نرخ باروریشان در حال کاهش است. نرخ باروری سیستان و بلوچستان از ۳.۶۲ در سال ۱۳۹۹ به ۳.0۱ در سال ۱۴۰۲ رسیده است. این استان در سال ۱۴۰۳ بیشترین کاهش نرخ باروری را در میان تمام استانهای کشور تجربه کرده است. گیلان اما سالهاست از این مرحله گذشته است. نرخ باروری این استان در سال ۱۳۹۹ به ۱.۰۳ رسید و در سالهای بعد تقریباً در همین محدوده ماند.
جمعیتشناسان برای توصیف این وضعیت از دو اصطلاح استفاده میکنند: چاله جمعیتی برای نرخ باروری زیر ۱.۵ و چاه جمعیتی برای نرخ زیر ۱.۳. معاون بهداشت وزارت بهداشت در این باره هشدار داده که خروج از چاله دشوار و خروج از چاه تقریباً غیرممکن است. گیلان با نرخ ۱.۰۳ سالهاست در چاه است. سیستان هنوز بالای سطح جانشینی قرار دارد؛ اما شیب نزولیاش تندتر از هر استان دیگری است.
چرا این اتفاق رخداده است؟ کاهش نرخ باروری پدیدهای نیست که یک علت داشته باشد. اما دادهها نشان میدهند که در دو استان موردبررسی، مکانیزمهای متفاوتی در کارند. گیلان یکی از اولین استانهایی بود که وارد گذار جمعیتی شد. فرایندی که در آن با بالارفتن سطح توسعه، نرخ باروری کاهش مییابد. شهرنشینی سریع، گسترش تحصیلات زنان، و اقتصادی که دیگر به نیروی کار کودک نیاز نداشت، همگی در یکجهت حرکت کردند. نتیجه این شد که گیلان امروز با ۱۳.۲ درصد جمعیت بالای ۶۵ سال، بالاترین نرخ سالمندی کشور را دارد.
سیستان و بلوچستان از نظر شاخصهای توسعهای در میان محرومترین استانهای کشور قرار دارد. نرخ باسوادی این استان ۸۸ درصد است که ۹ درصد پایینتر از میانگین کشوری است. الگوی ازدواج زودهنگام، دسترسی محدود به خدمات بهداشت باروری و ساختار سنتی خانواده همگی در حفظ نرخ باروری بالا نقش داشتهاند.
اما این معادله در حال تغییر است. شهرنشینی در حال گسترش است، دسترسی به اینترنت و رسانه الگوهای زندگی را تغییر میدهد، و نسل جدید این استان خواستههای متفاوتی دارد. این دقیقاً همان فرایندی است که در گیلان سه دهه پیش آغاز شد. نکته مهم اینجاست: کاهش باروری لزوماً بد نیست، اگر با رشد اقتصادی و سرمایهگذاری در نیروی انسانی همراه باشد. اما اگر باروری سقوط کند بدون اینکه بهرهوری و اشتغال بالا بروند، نتیجه نه توسعه، بلکه بحران است. میتوان اینگونه به این مسئله نگاه کرد که اساساً سیستان و بلوچستان و گیلان دو استان متفاوت نیستند، بلکه دو لحظه متفاوت از یکروند واحدند. یکی نشان میدهد کجا میتوان رسید و دیگری نشان میدهد چه مسیری در پیش است.
گیلان این مسیر را سه دهه پیش آغاز کرد. شهرنشینی، تحصیلات، تغییر سبک زندگی، همه در یکجهت حرکت کردند و نرخ باروری را به زیر 1 رساندند. آنچه امروز در این استان ممکن است، دیگر تغییر مسیر نیست و مدیریت پیامدهاست. سیستان اما هنوز در ابتدای این راه است. جوان است، پرانرژی است و هنوز فرصت دارد. البته این نکته را نباید فراموش کرد که شیب نزولی باروری در این استان از هر جای دیگری تندتر است.
البته این مسئله فراتر از استانهایی است که در این گزارش مطرح شد. نرخ باروری کل کشور به ۱.۴۴ رسیده و تعداد تولدها برای اولینبار در تاریخ معاصر از مرز یک میلیون پایینتر رفته است. ایران در مقیاس ملی همان مسیری را طی میکند که گیلان در مقیاس استانی پیمود با این تفاوت که پنجره زمانی برای تغییر مسیر هنوز کاملاً بسته نشده است؛ بنابراین میتوان گفت که جوانی امروز، تضمین فردا نیست. جمعیت جوان میراثی است که هر نسل از نسل قبل تحویل میگیرد؛ اما انتقال آن به نسل بعد خودبهخود اتفاق نمیافتد. نرخ باروری و جمعیت جوان زمانی پایدار میمانند که مردم چشماندازی روشن از آینده داشته باشند؛ اشتغال مطمئن، مسکن در دسترس و آموزش مناسب و خلاصه ثباتی در ساحتهای مختلف اقتصادی و اجتماعی که امکان ایجاد چشمانداز را برای فرد مهیا میکند.
منبع:
https://www.tabnak.ir/005H7L
https://www.irib-news.ir/00Dyqh
https://iranstatis.com/iran-birth-rate-decline-analysis/
ویکیپدیای سیستان و بلوچستان