اقتصاد پلتفرمی در تلهٔ بیثباتی؛ روزهایی که پستچیها کمتر زنگ میزنند
افت شدید ارسال مرسولات پستی در دورههای اختلال شبکه، شاهدی تجربی بر این واقعیت است که سیاست ارتباطی در ایران مستقیماً به سیاست رفاه اجتماعی گرهخورده و هرگونه محدودیت، زنجیره تولید و توزیع را فلج میکند
اقتصاد دیجیتال در ایران طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین بسترهای اشتغال، مبادله و توزیع کالا تبدیل شده است. گسترش تجارت الکترونیک، فروشگاههای آنلاین و کسبوکارهای مبتنی بر شبکههای اجتماعی، شکل مشارکت اقتصادی را تغییر داده و بخش قابلتوجهی از معیشت روزمره را به اینترنت وابسته کرده است. در این میان، باید به تحول ماهیت خدمات پستی نیز توجه داشت. پست در اقتصاد معاصر دیگر نهادی سنتی برای جابهجایی نامه نیست، بلکه بخشی از لجستیک تجارت الکترونیک است و افزایش یا کاهش مرسولات، بازتاب مستقیمی از وضعیت بازار دیجیتال محسوب میشود.
در سالهای گذشته، بیش از ۳۰ درصد جابهجایی مرسولهها در ایران به خریدهای اینترنتی اختصاص دارد و بیش از نیمی از این بازار در اختیار فروشگاههای اینستاگرامی است [1] و گردش مالی آن در سالهای پیش تا 75 هزار میلیارد تومان برآورد میشده است [2]؛ بنابراین افت مرسولات در دورههای اختلال اینترنتی را میتوان شاخصی برای اندازهگیری رکود در اقتصاد آنلاین دانست. این رکود بهویژه برای کسبوکارهایی که بر فروش روزانه، تبلیغات دیجیتال و ارتباط بیواسطه با مشتری متکیاند، پیامدهای فوری دارد. در واقع، اختلال اینترنت زنجیرهای از اختلالات ثانویه ایجاد میکند که از کاهش بازدید صفحات فروش آغاز میشود و تا افت درآمد خانوار، تعدیل نیروی کار و کاهش تقاضا در سایر بخشهای اقتصاد امتداد مییابد؛ بنابراین، قطع اینترنت میتواند به طور مستقیم بر سازوکار مبادله و گردش اقتصادی اثر بگذارد. در این میان، حجم مرسولات پستی یکی از شاخصهای قابلاتکا برای سنجش پیامدهای این وضعیت به شمار میآید.
نتایج تحلیل همبستگی پیرسون میان شاخص قطع اینترنت کلودفلر [3] و حجم مرسولات پستی [4] نیز بر وجود این رابطه معنادار و معکوس دلالت دارد (ضریب همبستگی منفی 0.909- در سطح معناداری 0.005 را نشان میدهد). بهعبارتدیگر زمانی که اختلال در اینترنت افزایش مییابد با کاهش شدید مرسولات پستی روبرو میشویم. بر اساس دادههای پست ایران، تعداد جابهجایی مرسولهها از بیش از 34 میلیون در مهر 1404 به 15.2 میلیون در فروردین 1405 رسیده که حاکی از کاهشی بیش از 50 درصد است. روند بهبود و بالارفتن ارسال مرسولهها اما به همین شدت نیست و پس از وصلشدن اینترنت با سرعت بسیار پایینی روند بهبود را طی میکند و با بازگشت دسترسی، بخشی از جریان اقتصادی دوباره فعال شده است. این همزمانی آماری نشان میدهد اقتصاد آنلاین تا چه اندازه به پایداری دسترسی به اینترنت وابسته شده است و بخش جداییناپذیری از زیست اجتماعی و اقتصادی شهروندان محسوب میشود.

در شرایطی که اقتصاد پلتفرمی، فروشگاههای آنلاین، شبکههای اجتماعی تجاری و خدمات مبتنی بر اپلیکیشن به بخش مهمی از سازوکار اشتغال و مصرف تبدیل شدهاند، هرگونه اخلال در دسترسی به اینترنت مستقیماً زنجیره تولید، مبادله و توزیع را مختل میکند. اهمیت این مسئله زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم بخش بزرگی از کسبوکارهای دیجیتال در ایران بر سرمایه محدود و فروش روزانه متکیاند. بسیاری از فروشندگان آنلاین فاقد ذخیره مالی، بیمه یا حمایت نهادی هستند و درآمد آنها به استمرار سفارشها وابسته است. در چنین وضعیتی، قطعی اینترنت نهتنها فروش را کاهش میدهد، بلکه کل زنجیره فعالیت اقتصادی خانوارها را مختل میکند. پیامدهای این وضعیت برای گروههای آسیبپذیر شدیدتر است. در سالهای اخیر، اینترنت برای بسیاری از افراد فاقد پشتوانه اقتصادی پایدار و کمتر برخوردار به فرصتی برای ورود به بازار کار تبدیل شد. شاید بتوان شاخصترین گروه را زنانی دانست که به دلیل محدودیتهای فردی و اجتماعی امکان حضور مستمر در فضای رسمی اشتغال را نداشتند و امروز بیش از 60٪ کسبوکارهای اینستاگرامی را میچرخانند [5].
قطع اینترنت و طبقاتی کردن آن بهمراتب فراتر از یک اختلال فنی یا امنیتی موقتی است. این پدیده در عمل نوعی محرومیت دیجیتال با آثار طبقاتی مشخص ایجاد میکند. کسبوکارهای خرد، فروشندگان خانگی و نیروی کار پلتفرمی که بسیاری از آنها، بهویژه زنان و جوانان، اساساً امکان ورود به بازار کار رسمی نداشتهاند، بیشترین آسیب را متحمل میشوند، چرا که برخلاف بازیگران بزرگتر، ظرفیت جذب ضربه ندارند. تجارت آنلاینی که بر پیشبینیپذیری و استمرار دسترسی استوار است با قطعیهای مکرر، نهتنها حجم مبادلاتش را کاهش میدهد، بلکه اعتمادش به پایداری بازار فرسایش میدهد و در بلندمدت انگیزه سرمایهگذاری و ماندگاری نیروی متخصص در اکوسیستم دیجیتال را از بین میبرد.
در نهایت، یافتههای این تحلیل نشان میدهد که سیاست ارتباطی در ایران دیگر صرفاً موضوعی فنی یا امنیتی نیست، بلکه مستقیماً به سیاست رفاه اجتماعی و توسعه اقتصادی گرهخورده است. هر تصمیمی که دسترسی پایدار به اینترنت را محدود کند، عملاً بر ساختار اشتغال، توزیع فرصتهای اقتصادی و کیفیت زندگی شهروندان اثر میگذارد. از این منظر، اینترنت را باید بخشی از زیرساخت رفاه عمومی تلقی کرد؛ زیرساختی که اختلال در آن میتواند آثار دامنهدار اقتصادی، اجتماعی و حتی روانی بر جامعه بر جای بگذارد. همبستگی بسیار قوی و معنادار میان اختلال اینترنت و کاهش مرسولات پستی، شاهدی تجربی بر این واقعیت است که اقتصاد دیجیتال ایران بیش از هر زمان دیگری به ثبات و دسترسی آزاد به شبکه ارتباطی وابسته شده و هرگونه بیثباتی در این حوزه، مستقیماً معیشت و رفاه اجتماعی را تحتتأثیر قرار میدهد.
[1] mehrnews.com/x33dTs
[2] www.zoomit.ir/tech-iran/435276-instagram-online-shops-amount-of-sales
[3] Radar.cloudflare.com
[4] https://www.post.ir/fa-IR/barnamehrizi.post/5973/page/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C
[5] https://jahanbanou.ir/?p=9545