معمای لکههای سیاه در خلیج فارس: نشت نفت یا آبِ توازنِ سمی؟
آلایندههایی که محیطزیست، آبشیرینکنها و امنیت غذایی منطقه را تهدید میکنند
قلب تپندۀ انرژی جهان یا همان خلیجفارس، باز هم مرکز اخبار نگرانکننده بود. نگرانی با انتشار تصاویر ماهوارهای توسط شبکههای خبری بینالمللی از جمله CNN و آژانس فضایی اروپا (Copernicus) آغاز شد. این تصاویر، لکههای سیاه ممتدی را نشان میداد که در نقاط حساس دریایی گسترشیافته بود. نخستین لکه در نزدیکی تنگه هرمز و جزیره قشم (مقر زیرساختهای نظامی و راهبردی ایران) مشاهده شد که طولی بیش از ۸ کیلومتر داشت. اما فاجعه اصلی در نزدیکی جزیره خارک، شاهرگ صادرات نفت ایران، خود را نشان داد؛ جایی که یک لکه نفتی مشکوک ابتدا با وسعت ۴۵ کیلومترمربع رصد شد و تنها در عرض چند روز به ۷۱ کیلومترمربع رسید.
در مراحل اولیه، کارشناسان و شرکتهای تحلیل داده مانند Windward AI، بر اساس حجم و غلظت لکهها، تخمین زدند که معادل ۸۰ هزار بشکه نفت خام در دریا رها شده است. حدس و گمانهای اولیه بر دو محور استوار بود؛ یا یک نشت سیستمی از تأسیسات قدیمی منطقه فلات قاره رخداده، و یا فشارهای ناشی از محاصره دریایی، سیستم مدیریت نفت ایران را با بنبست مواجه کرده است.
نشت از تأسیسات نبود، آب توازن بود
با بالاگرفتن نگرانیهای عمومی و بازتاب گسترده تصاویر ماهوارهای در فضای مجازی، سازمان حفاظت محیطزیست در بیانیهای رسمی، هرگونه نشت نفت از تأسیسات، سکوها یا خطوط لوله شرکت نفت فلات قاره را تکذیب کرد. طبق ادعای این سازمان، منشأ آلودگی مشاهده شده نه نفت خام، بلکه تخلیه آب توازن آلوده (Ballast Water) از یک نفتکش آسیبدیده بوده است.
آب توازن به آبی گفته میشود که کشتیها و نفتکشهای بزرگ برای حفظ تعادل، ثبات ساختاری و قابلیت مانور، در مخازن مخصوص خود (تانکهای توازن) بارگیری میکنند. این آب معمولاً زمانی که کشتی بدون بار یا دارای بار سبک است، از بندر مبدأ یا در طول مسیر برداشت میشود تا سنگینی و مرکز ثقل شناور را در برابر تلاطم دریا تنظیم کند و در مقابل، هنگام بارگیری کالا در مقصد، این آب تخلیه میگردد.
بر اساس این روایت، نفتکشی که پیشتر در نزدیکی تنگه هرمز دچار سانحه شده بود، برای حفظ تعادل یا به دلیل نقص فنی، آب توازن خود را که آغشته به مواد نفتی بوده در دریا رها کرده و جریانات دریایی این آلودگی را به سمت جزیره خارک هدایت کردهاند. مقامات دولتی تأکید کردند که وضعیت بهصورت شبانهروزی تحت کنترل است و جای نگرانی برای تأسیسات زیربنایی کشور وجود ندارد.
میراث آلودگی و اثرات جنگ
پیش از درگیریهای نظامی اخیر نیز خلیجفارس به دلیل تردد مداوم نفتکشها، قاچاق سوخت و نشتهای مزمن همواره تحتفشار بود. اما تاریخ نشان داده است که درگیریهای نظامی، شدت این فجایع را صدچندان میکند؛ همانطور که در جنگ ایران و عراق، نشت عظیم نفت از میدان نوروز منجر به یکی از بزرگترین فجایع محیط زیستی قرن بیستم شد. در درگیریهای اخیر، هدف قرارگرفتن پالایشگاهها و محاصرۀ دریایی، ریسک آلودگی را به مرز انفجار رساند.
لکههای فعلی مستقیماً حیاتوحش منطقه را هدف گرفتهاند؛ نشت نفت آغازگر یک کشتار خاموش در اعماق است. جنگلهای حرا و مرجانهای خلیجفارس که ششهای تنفسی و زایشگاههای اصلی دریا هستند، در صورت تماس با لایههای نفتی دچار خفگی ساختاری میشوند. نفت با پوشاندن پرهای پرندگان دریایی و بدن پستاندارانی نظیر لاکپشتهای پشته سبز و دلفینها، منجر به هیپوترمی یا کاهش شدید دمای بدن و غرقشدگی آنها میگردد. یکی از هولناکترین بخشهای ماجرا، خطر آلودگی صدها دستگاه آبشیرینکن است که آب آشامیدنی میلیونها نفر را تأمین میکنند. ورود ذرات نفت به این سیستمها، نهتنها بحرانی انسانی در تأمین آب ایجاد میکند، بلکه با انتقال هیدروکربنهای آروماتیک به لولههای منازل، میتواند موجی از بیماریهای پوستی و سرطانهای بدخیم را در جوامع ساحلی کلید بزند.
از طرف دیگر، با پدیدۀ تجمع زیستی، فلزات سنگین وارد بدن ماهیها شده و علاوه بر نابودی معیشت صیادان، سلامت مصرفکنندگان را به خطر میاندازد. این آلودگیها معکوس شده و به قلب جوامع بازمیگردد؛ یعنی تخریب محیطزیست مستقیماً به امنیت غذایی و اقتصادی آسیب میزند.
این که سازمان حفاظت محیطزیست از تخلیه آب توازن میگوید و نشت نفت از تأسیسات و خطوط لوله شرکت نفت را رد میکند، مسئله را از حالت خطیر خود درنمیآورد. تا آنجایی که به احتمالات برمیگردد، میتوان از حدس و گمانهایی در مورد تأثیرات چنین اتفاقی بر اکوسیستم خلیجفارس صحبت کرد. تخلیه آب توازن بهویژه وقتی از یک نفتکش آسیبدیده و در حجم وسیع باشد، علاوه بر بحران بیولوژیک، میتواند حاوی آلایندههای شیمیایی و فیزیکی بسیار خطرناکی مثل هیدروکربنهای نفتی سنگین و سمی، مواد شیمیایی ناشی از خوردگی و رسوبات، آلودگی حرارتی و تغییرات شیمی آب و روغنهای هیدرولیک و مواد شوینده باشد.
آب توازن در نفتکشها معمولاً در مخازنی نگهداری میشود که یا قبلاً محل حمل نفت بوده است و یا در مجاورت آنها قرار دارد. وقتی سازمان محیطزیست میگوید آب توازن آغشته به مواد نفتی است، یعنی این آب حاوی هیدروکربنهای آروماتیک چندحلقهای است. این مواد بهشدت سمی و سرطانزا هستند. آنها بهراحتی در آب حل نمیشوند و توسط رسوبات کف دریا و بافت بدن ماهیها جذب میشوند و تا سالها در زنجیرۀ غذایی باقی میمانند. همچنین این آب حاوی فلزات سنگین است؛ نفت خام و لجنهای ته مخازن کشتی حاوی مقادیر قابلتوجهی از فلزات سنگین مانند جیوه، سرب، کادمیوم و آرسنیک هستند. این مواد با تخلیه آب توازن وارد چرخۀ زیستی شده و باعث تغییرات ژنتیکی در آبزیان و مسمومیتهای مزمن در انسان، از طریق مصرف ماهی میشوند.
در مورد مواد شیمیایی ناشی از خوردگی و رسوبات نیز باید توجه داشت که مخازن آب توازن در کشتیهای فرسوده محل تجمع رسوبات غلیظ و زنگارها هستند. تخلیۀ این آب شامل پوششهای ضدخزه و ذرات معلق فیزیکی است. پوششهای ضدخزه، ذرات جدا شده از رنگهای شیمیایی بدنه داخلی مخازن است که برای جلوگیری از رشد موجودات استفاده میشوند. این ذرات حاوی مواد سمی هستند که برای لاروهای ماهی و مرجانها کشنده است. در مورد ذرات معلق فیزیکی نیز باید گفت تخلیۀ حجم عظیمی از آب حاوی رسوبات، باعث تیره و گلآلودشدن آب در مناطق حساسی مثل مرجانهای اطراف جزیرۀ خارک میشود. این پدیده مانع رسیدن نور به گیاهان دریایی و مرجانها شده و عملاً آنها را خفه میکند.
کارشناسان در خصوص آلودگی حرارتی و تغییرات شیمی آب نیز میگویند آب توازن معمولاً از نظر پارامترهایی مثل دما، میزان شور بودن و سطح اکسیژن با آب مقصد یعنی خلیجفارس تفاوت فاحشی دارد. تخلیۀ ناگهانی حجم عظیمی از آبی که اکسیژن آن در مخازن کشتی تخلیه شده، باعث ایجاد نقاط مرده در دریا میشود که هیچ موجود زندهای در آن لحظه قادر به تنفس نیست. تغییر ناگهانی شوری آب میتواند شوک اسمزی به تخمها و لاروهای حساس آبزیان وارد کند.
همینطور در نفتکشهای آسیبدیده، نشت فقط محدود به نفت نیست. لولههای هیدرولیک پاره شده یا مواد شوینده شیمیایی که برای پاکسازی مخازن استفاده میشوند، همگی همراه با آب توازن به دریا ریخته میشوند. این مواد کشش سطحی آب را تغییر داده و باعث میشوند پرندگان دریایی خاصیت ضدآب بودن پرهای خود را ازدستداده و در اثر سرما یا غرقشدگی تلف شوند.
با این وضعیت، خلیجفارس زیر سایۀ جنگ با تلاقی بحرانی میان انسداد لجستیک نفتی و شکنندگی اکولوژیک روبرو شده است. این پهنه آبی به دلیل حساسیت بالای زیستگاههایش، ظرفیت ضعیفی در خود پالایی در برابر نشتهای متمرکز با این حجم را دارد. تداوم وضعیت جنگی، میراث بیشتری از تخریب برای محیطزیست بهجا خواهد گذاشت.