قلمرو رفاه

وقتی فیلترینگ بیشتر از سایه جنگ شغل می‌کشد

بررسی تبعات دوگانه محدودیت‌های اینترنتی و تنش‌های منطقه‌ای بر بازار کار در گفت‌وگو با فرشید یزدانی

20 اردیبهشت 1405 - 06:00 | اقتصاد سیاسی

نظام رفاهی و بازار کار ایران در مقطع کنونی، در تقاطع دو بحران فرساینده قرار گرفته است: از یک سو، سایه تنش‌های منطقه‌ای امنیت شغلی و ثبات درآمدی در بخش‌های رسمی اقتصاد را متزلزل کرده است و از سوی دیگر، سیاست تحدید دسترسی به اینترنت (فیلترینگ)، با قطع شریان‌های درآمدیِ اقتصاد خرد و پلتفرمی، به‌مثابه کاتالیزوری برای طرد اجتماعی و گسترش فقر عمل می‌کند. در غیاب چترهای حمایتیِ کارآمد و در شرایطی که برآوردها از سقوط نیمی از جمعیت به زیر خط‌فقر مطلق حکایت دارند، این دوگانهٔ بحران‌زا به‌شدت تاب‌آوری اقتصادی خانوارها را فرسوده است.

قلمرو رفاه، برای واکاوی این موضوع، به سراغ فرشید یزدانی، پژوهشگر سیاست‌گذاری اجتماعی رفت.

به نظر شما باتوجه‌به ساختار اقتصاد ایران، محدودیت‌ها و فیلترینگ اینترنت مشاغل بیشتری را بین برده، یا رکود و تورم ناشی از سایه جنگ و تنش‌های منطقه‌ای؟

 باتوجه‌به فقدان آمار دقیق، به نظر می‌رسد که نظام اشتغال کشور آسیب‌دیده است. زیرساخت‌های سخت‌افزاری را جنگ مورد حمله قرار داده و زیرساخت نرم‌افزاری را حاکمیت مورد حمله قرار داده است. بنیان‌های بسیاری از مشاغل با نبودن اینترنت از بین می‌رود. از سوی دیگر بی‌سیاستی دولت و حاکمیت در هدایت و مدیریت اقتصادی کشور، به مردم آسیب‌زده است. قطعاً مدیریت داخل می‌توانست خیلی بهتر عمل کند و حتی عدم اشتغال یا ازبین‌رفتن فرصت‌های شغلی را کاهش دهد.

فکر می‌کنید تفاوت جنس نیروهای تعدیل‌شده در این دو بحران چیست؟ لطفاً توضیح دهید نتیجه ترکیب این دو فقر در ساختار طبقاتی ایران چطور خواهد بود؟

مشابهت‌هایی وجود دارد. نیروهای اینترنتی طبیعتاً کمتر دارای کارفرما هستند. هرچند کارکنان تپسی و اسنپ که اخیراً زیاد شده‌اند هم کارفرما دارند؛ اما عمده‌ای نیروها کارفرما ندارند. عمده این افراد نیروی کار غیررسمی هم محسوب می‌شوند. نیروهای تعدیل شده در آمارها عموماً دارای کارفرما و رسمی هستند. اثر بیکاری این افراد بر ساختار طبقاتی و اقتصادی شدید خواهد بود. سال گذشته بر اساس طبق تورم بالا، طبق برآوردهای وزارت کار، نزدیک 44 درصد کل جمعیت زیرخط فقر مطلق بوده‌اند. طبق محاسباتی که من انجام دادم این رقم سال گذشته زیر 55 درصد بوده است. نکته قابل‌توجه این است که میزان تورم برای دهک‌های فقیر، درصد بیشتری دارد. بیشترین نرخ تورم روی خوراکی‌هاست که بخش زیادی از هزینه‌های خانواده را برعهده می‌گیرد.

آمارهای رسمی وزارت کار معمولاً مشاغل غیررسمی، فریلنسرها و کسب‌وکارهای خرد اینستاگرامی را محاسبه نمی‌کنند. به نظر شما چگونه می‌توانیم تعدیل‌های نامرئی ناشی از قطعی اینترنت را با بیکاری‌های رسمی ناشی از تعطیلی کارخانه‌ها به دلیل سایه جنگ مقایسه کنیم؟

به نظرم یکی از شاخص‌هایی که می‌توان بررسی کرد، مسئله مصرف است. سهم عوامل مختلف در هزینه‌های مصرفی می‌تواند یک محاسبه کلی به دست آورد. البته مرکز آمار باید به‌صورت ماهانه آمار ارائه کند. در این صورت می‌توان به یک عدد تقریبی و نزدیک دست‌یافت.

آیا می‌توان گفت در ایران، تحریم‌های داخلی مانند فیلترینگ در ازبین‌بردن مشاغل خدماتی و مدرن، موفق‌تر از تحریم‌های خارجی و تنش‌های ژئوپلیتیک عمل کرده است؟

به نظر من کاملاً درست است. مدیریت داخلی کشور بسیار اثرگذارتر از تحریم‌ها بوده است. باوجود همان تنش‌ها اگر مدیریت معقول‌تری داشتیم، شاید این اتفاق کمتر می‌افتاد.

به نظر می‌رسد سایۀ جنگ معمولاً باعث فرار سرمایه می‌شود و محدودیت اینترنت باعث فرار مغزها. فکر می‌کنید در اقتصاد امروز ایران، کدام یک از این دو خروج، ضربه مهلک‌تری به اشتغال‌زایی خواهد زد؟

هر دو برای ما در شرایط امروزی مهم است. بحث سرمایه‌گذاری و زیرساخت برای ما اهمیت دارد. بحث نیروی کار متخصص و نیروی کاری که بیرون از ایران خریدار خوب دارد، با قطع اینترنت آسیب می‌بیند. آن چیزی که در مورد نیروی کار اهمیت دارد، زمان به‌دست‌آوردن آن است. تربیت یک نیروی کار طولانی‌تر از زمان جذب سرمایه است. از این بابت به جهت اینکه ربط مستقیم به زندگی افراد دارد، نشانه نوعی رفتار با مردم است.

فکر می‌کنید استمرار هم‌زمان سایۀ جنگ و محدودیت‌های امنیتی اینترنت، به کارفرمایان یک چک سفید امضا نداده است تا با استفاده از بهانه “شرایط فرس‌ماژور”، نیروهای خود را به‌راحتی و بدون پاسخگویی به قانون کار یا تشکل‌های کارگری تعدیل کنند؟

همیشه کسانی که می‌خواهند اقدامات متضاد با منافع جمعی انجام دهند، در زمان بحران این فرصت را بهتر پیدا می‌کنند. این افراد از فرصت جنگ برای تعدیل استفاده کردند. قطعی اینترنت البته اهمیت بیشتری در انگیزه تعدیل نیرو دارد.