قلمرو رفاه

اقتصاد دیجیتال زیر تیغ جنگ و فیلترینگ

بررسی تبعات تخریب دیتاسنترها، بیکاری پنهان فریلنسرها و پیامدهای مخرب «اینترنت طبقاتی» بر روان جامعه و کسب‌وکارها

19 اردیبهشت 1405 - 10:02 | جامعه

وقتی جنگ شد پیش از آنکه دولت اعلام کند اینترنت قطع خواهد شد، جامعه منتظر قطع اینترنت بود. مشکل از جایی شروع شد که استانداردهای دوگانه گریبان ملت را گرفت. بروز اینترنت سفید و اینترنت پرو آن هم با قیمت‌های بالا، نشان داد که اینترنت دیگر خطر نیست به‌خصوص وقتی پول آن را پرداخت کنید! دراین‌بین جامعه با یک سؤال اساسی مواجه شد و آن این بود که چرا باوجود آزادسازی اینترنت پرو، اینترنت عمومی وصل نمی‌شود؟ چرا در شرایط جنگی باز هم فیلترشکن فروش‌ها وجود دارند؛ اما کسب‌وکارهای مجازی باید تعطیل شوند؟

برای بررسی موضوع فوق، قلمرو رفاه با سادینا ابایی، فعال اقتصاد دیجیتال گفتگو کرد.

جنگ اخیر به‌طورکلی و به طور فنی چه ضرباتی به زیرساخت اینترنت، دیتا سنترها و... زد؟جنگ‌ها به‌واسطهٔ ماهیت تخریبی که دارند، قطعاً به جزءبه‌جزء کشور ضربه می‌زنند و انتخاب نمی‌کنند. ساختارهای اینترنت و دیتاسنترها نیز بخشی از تخریب‌های جنگ اخیر بود. مشخصاً آنچه در دانشگاه شریف رخ داد، حمله به دیتاسنترها بود. حملۀ مستقیم دشمن به دیتاسنترها باعث ازدست‌رفتن بخشی از آن‌ها شد. به نظر من مدل محافظت و معماری حفاظتی از شبکه‌ها باید بعد از جنگ به‌طورکلی تغییر کند. نگاه حفاظتی نسبت به مسئلهٔ زیرساخت اینترنت تاکنون کمتر موردتوجه بوده و باید برای کاهش خسارات، مدل آن را تغییر دهیم. کشور ما از نظر جغرافیایی و چارچوب‌هایی که اطراف آن وجود دارد، همواره مورد هدف این جنگ‌ها قرار گرفته و از این به بعد هم خواهد گرفت؛ اما انگیزه‌های آن متفاوت است. بااین‌وجود باید نگاه‌های حفاظتی را تغییر دهیم.

آمارهای رسمی وزارت کار معمولاً مشاغل غیررسمی، فریلنسرها و کسب‌وکارهای خرد اینستاگرامی را محاسبه نمی‌کنند. به نظر شما چگونه می‌توانیم تعدیل‌های نامرئی ناشی از قطعی اینترنت را با بیکاری‌های رسمی ناشی از تعطیلی کارخانه‌ها به دلیل سایه جنگ مقایسه کنیم؟

باید بگویم که تا زمانی که ما آمار مشخص نداشته باشیم، تمام حرف‌ها بر اساس حدس و گمان است. تعداد فریلنسرهای ایرانی مبهم است، تعداد بیمه‌شدگان اینترنتی جای سؤال است، تعداد استفاده‌کنندگان مالی از پلتفرم‌های خارجی هم جای سؤال است. در این شرایط صحبت و تحلیل بدون آمار، درست نیست. از ظاهر مشخص است که عدۀ زیادی تمامی زندگی‌شان را با پلتفرم‌های اینترنتی پیش می‌بردند؛ اما بدون آمار چگونه می‌توان برای آن‌ها چاره‌اندیشی کرد؟ ما به یک چابکی خاص و جدید در حوزۀ اینترنت نیاز داریم تا سریع و دقیق برای کسب‌وکارهای اینترنتی تصمیم‌گیری شود. در این صورت تعدیل نیروها به تعویق می‌افتد.

به نظر شما باتوجه‌به ساختار اقتصاد ایران، محدودیت‌ها و فیلترینگ اینترنت مشاغل بیشتری را از بین برده، یا رکود و تورم ناشی از سایه جنگ و تنش‌های منطقه‌ای؟

اینترنت مثل آب و برق می‌ماند. وقتی یک کارخانۀ برق و آب ندارد، الان باید بگوییم که برق و آب و اینترنت ندارد. اینترنت روان جامعه را هم تحت‌تأثیر قرار می‌دهد چون مردم حس می‌کنند یک حق اساسی از او گرفته شده است. حق اساسی و شهروندی افراد است که از اینترنت استفاده کنند. مثل این است که روزنامه بخوانند، تلویزیون ببینند، تلفن بزنند، سفر خارجی بروند و... حتماً باید کسانی که این اعمال محدودیت را شکل داده‌اند، بعد از جنگ باید توضیح دهند که چرا این اتفاق افتاد. در زمان جنگ اصل مسئله قابل‌قبول است و حفظ وطن مسئله‌محوری است؛ اما در کنار آن باید اقتصاد را هم حفظ کنیم. اقتصاد بخشی از جنگ است. مسئله روانی اینترنت بعد از جنگ باید آسیب‌شناسی شود.

همه می‌دانند که برای یک کسب‌وکار، سرمایه، نیروی انسانی لازم است. ضربه اساسی به یک کسب‌وکار زمانی است که یک مغزافزار از آن خارج می‌شود. به دلیل اینکه تعدیل نیرو گسترده شده، نیروهای شاغل تعدیل نشده هم احساس ناامنی می‌کنند. سخت‌ترین کار در شرایط فعلی تعدیل نیرو است؛ چون پس از آرام‌شدن شرایط، بازگرداندن این افراد هم مشکل است. ما حتی از بهترین مدیران تا کارگران ساده تعدیل داشته‌ایم. ضربه اصلی این جنگ به پیکره اقتصاد وارد شده است. وقتی اقتصاد دچار چالش می‌شود، قطعاً کسب‌وکار هم ریزش وحشتناک خواهد داشت. تعدیل‌ها امروز از سطح مدیران شرکت‌ها رخ می‌دهد.

آیا می‌توان گفت در ایران، تحریم‌های داخلی مانند فیلترینگ در ازبین‌بردن مشاغل خدماتی و مدرن، موفق‌تر از تحریم‌های خارجی و تنش‌های ژئوپلیتیک عمل کرده است؟

به‌طورکلی مسئله فیلترینگ و تحریم‌های داخلی، باعث سرخوردگی جامعه می‌شود. عدم شناخت دقیق این حوزه از ابتدا باعث شد تصمیم‌گیری‌های غلطی به‌مرورزمان انجام شود. من سال‌های بسیار دور طرح نهضت سوادآموزی دیجیتال را مطرح کردم و کتابچه‌ای منتشر کردیم. بحث ما این بود که همه باید آموزش ببینند و بعد وارد فضای مجازی شوند. هرکسی که قرار است اسمی از فضای مجازی بیاورد، باید آموزش‌دیده باشد. در این شرایط مصرف‌کننده و توزیع‌کننده، هر دو با آگاهی نسبت به مسئله اینترنت برخورد می‌کنند. متأسفانه این آموزش شکل نگرفت و وارد فضایی بدون آگاهی شدیم. وقتی مسیرها ناشناخته است اشتباهات هم بیشتر رخ می‌دهد. بعضی از لجبازی‌ها و عدم آگاهی‌ها و مسائل تجاری که برخی از افراد از آن نفع می‌بردند، به‌مرورزمان شکل گرفت. در تمام دنیا برای کودکان و نوجوانان محدودیت‌های خاصی شکل می‌گیرد. اپراتورهای ما باید این مسیر را پیش می‌بردند. طبیعتاً آموزش‌های لازم برای نوجوانان انجام نشد. وقتی طرح نهضت سوادآموزی مجازی را پیش می‌بردیم به خانواده‌هایی برخوردیم که بر سر فرزندانشان بسیار نگران بودند و بعضاً آسیب‌دیده بودند. در مقابل این نمونه‌ها، به‌جای آموزش بیشتر، محدودیت بیشتر دنبال شد.

به نظر می‌رسد سایه جنگ معمولاً باعث فرار سرمایه می‌شود و محدودیت اینترنت باعث فرار مغزها. فکر می‌کنید در اقتصاد امروز ایران، کدام یک از این دو خروج، ضربه مهلک‌تری به اشتغال‌زایی خواهد زد؟

اگر کیک اقتصاد کشور را تقسیم کنیم، بیشتر آن یک اقتصاد با دخالت دولت است. قسمت بسیار کوچکی از این اقتصاد توسط بخش خصوصی پیش می‌رود. قسمت کوچک‌تری از این اقتصاد بخش خصوصی به اقتصاد اختصاص می‌یابد. محدودیت‌های خارجی و داخلی قسمت عظیمی از این اقتصاد کوچک را از بین برده است. اینکه تجارت جهانی ما به سمت صفر میل می‌کند شکی نداریم. مدل‌های ارتباطی ما بسیار متفاوت است. ما درگاه خاصی برای ارتباط تجاری با خارج نداریم. شاخص قدرت خرید مردم بسیار پایین است و همین امر باعث می‌شود فعالیت اقتصادی مجازی افراد نیز به سمت صفر حرکت کند. مردم نگران تأمین کالاهای اساسی‌اند تا خریدهای دیگر؛ در این شرایط مردم قدرت مالی برای ورود به حوزه مجازی را ندارند.

ما اگر تحریم نبودیم، با اینترنت هم به شکل دیگری برخورد می‌کردیم. اگر تحریم نبودیم شاید لزومی به تحریم نبود و پلتفرم‌های خارجی با ایران هم ارتباط مؤثرتری برقرار می‌کردند. من تحریم‌ها را یکی از عوامل فنی فیلترینگ می‌بینم. قطع اینترنت و فیلترینگ باعث می‌شود به‌روزرسانی نرم‌افزاری صورت نگیرد و این موضوع به‌تنهایی باعث مشکلات امنیتی می‌شود.

دراین‌بین اینترنت طبقاتی شامل اینترنت پرو و اینترنت سفید، تبعیض ناشی از عدم استفاده از اینترنت را در میان مردم و فعالان اقتصادی خرد بیشتر نمی‌کند؟

اینترنت طبقاتی عامل آزار خزنده در جامعه است. ما اقتصاد و اینترنت را برای بهبود کیفیت زندگی مردم ایجاد کردیم، حالا با همان در حال آزار مردم هستیم. اینترنت طبقاتی مثل این می‌ماند که دو نفر به یک مهمانی بروند، به یک نفر بگویند تو می‌توانی غذا بخوری، به فرد دیگر بگوید تو نمی‌توانی از چیزی استفاده کنی؛ این وضعیت باعث می‌شود حتی کسی که سرویس می‌گیرد هم احساس رضایتمندی نداشته باشند. وقتی حال همه خوب می‌شود که تمام مردم از یک خدمات اجتماعی به طور برابر استفاده کنند. اینترنت طبقاتی روی اقتصادهای خانگی، فریلنسرها و دانشجوها اثرات بسیار منفی خواهد داشت. من یک توییت هم درباره این مسئله زدم و گفتم که اگر اینترنت محدودیت دارد، چرا برای رفع محدودیت آن باید بیشتر پول دهیم؟ مثل این می‌ماند که هوا را بفروشیم! اگر قرار است سرویس‌های اینترنتی گران‌تر شود، یک مسئله دیگر است. وی‌پی‌ان فروش‌ها نیز قدرتمندترین تجار مجازی هستند و مالیات هم نمی‌دهند. ما در جنگ تحمیلی دوم یک ستاد مدیریت بحران در حوزه فناوری اطلاعات راه انداختیم که 34 تشکل در آن حضور داشتند. یکی از مسائلی که در این ستاد مطرح شد، تقویت شبکه ملی اطلاعات بود. این شبکه باید از یک پایداری و سرعت خوبی برخوردار می‌شد. در جنگ سوم شبکه ملی اطلاعات بهتر عمل کرد؛ اما با ایده‌آل‌ها فاصله دارد.