وقتی دسترسی به آب با عمق جیب شهروندان سنجیده میشود
در شرایطی که استانهای جنوبی رکورددار مازاد بارشاند، بحران کمآبی در فلات مرکزی و کلانشهرها وارد فاز هشدار قرمز شده و خطر قطعیهای برنامهریزیشده و افزایش شکاف طبقاتی در دسترسی به منابع حیاتی را تشدید کرده است
باوجود رشد ۴ درصدی میانگین بارشهای کشوری، بحران کمآبی در قطبهای جمعیتی به مرحلۀ هشدار رسیده است. ناهماهنگی در توزیع بارشها باعث شده است تا ذخایر سدهای پنجگانه تهران به ۱۸ درصد و سد دوستی مشهد به ۵ درصد کاهش یابد. درحالیکه استانهای جنوبی با مازاد بارش مواجهاند، پایتخت با عقبماندگی ۳۵ درصدی نسبت به بلندمدت، آماده ورود به تابستانی سخت میشود. پیامد مستقیم این ناترازی، رویآوردن وزارت نیرو به سمت مدیریت فشار در شبکۀ شهری خواهد بود. این سیاست با انتقال بار مسئولیت تأمین فشار به بخش خانگی، عملاً دسترسی به آب مستمر را به توان مالی شهروندان برای خرید تجهیزات پمپاژ و ذخیرهسازی گرهزده است. در کنار این موضوع، پیشبینی افزایش دما تا ۲ درجه، احتمال بروز بحران همزمان در شبکۀ آب و برق را تقویت کرده است.
گزارشهای منتهی به اردیبهشت ۱۴۰۵ تصویری متناقض از وضعیت آبی ایران ترسیم میکنند. اگرچه میانگین بارش کشوری با رسیدن به ۲۳۵ میلیمتر، رشدی ۴ درصدی را نسبت به بلندمدت نشان میدهد، اما این عدد مثبت، بحرانی عمیق را در زیر پوست آمار پنهان کرده است. واقعیت این است که توزیع بارشها بهشدت نامتوازن است؛ درحالیکه استانهایی نظیر ایلام و هرمزگان با مازاد بارش خیرهکننده، میانگین کشوری را بالا نگه داشتهاند، گیلان با منفی ۱۷۹ میلیمتر کمبود، دوران فاجعهباری را میگذراند.

نگرانی اصلی، تمرکز خشکسالی در قطبهای جمعیتی و صنعتی کشور است. زنجیرهای از استانهای مرکزی شامل تهران، البرز، قزوین و قم با کاهش شدید بارندگی مواجهاند و تهران با ۳۷ درصد کمبود، در صدر کانونهای بحران قرار دارد.
در آستانۀ تابستان ۱۴۰۵، پیشبینی افزایش ۰.۵ تا ۲ درجهای دما، تهدیدی مضاعف محسوب میشود. این گرمای فزاینده مانند دزدی نامرئی، نرخ تبخیر از سدها را جهش داده و همزمان با افزایش فشار بر شبکه برق، تقاضا برای آب در بخش سرمایش و بهداشت را به اوج میرساند. باتوجهبه اینکه تنها ۴ درصد بارشهای سالانه در تابستان رخ میدهد، عملاً امید زیادی نباید به مخازن بست؛ تابستان ۱۴۰۵ فصل مصرف بیرویه و تبخیر منابع محدود است، نه فصل ذخیره. این وضعیت، مدیریت منابع آب را در دشوارترین آزمون سالیان اخیر قرار داده است.
وضعیت سدها
آخرین آمارهای وزارت نیرو در اردیبهشت ۱۴۰۵، نشاندهنده یک تضاد عمیق در وضعیت آبی کشور است. اگرچه میانگین پرشدگی سدهای ایران به ۶۱ درصد رسیده و حجم کل ذخایر با رشد ۱۷ درصدی نسبت به سال قبل، از مرز ۳۱ میلیارد مترمکعب فراتر رفته است، اما این پربارشی آماری به معنای امنیت آبی در قطبهای جمعیتی نیست. واقعیت این است که توزیع منابع بهشدت نابرابر بوده و درحالیکه سدهای جنوب و شمال غرب در وضعیت مطلوبی هستند، میانگین ذخایر در مناطق پرجمعیت همچنان زیر ۳۷ درصد باقیمانده است.
وضعیت در پایتخت به مرحلۀ هشدار قرمز رسیده است؛ مخازن سدهای پنجگانه تهران تنها ۱۸ درصد پر هستند و پایتخت با عقبماندگی ۳۵ درصدی نسبت به میانگین بلندمدت، به استقبال تابستانی داغ میرود. سد لار با تنها ۳ درصد و سد طالقان با ۲۸ درصد ظرفیت، در وضعیت فوقبحرانی قرار دارند. این تصویر در مشهد نیز تکرار شده و سد «دوستی» با ذخیره ۵ درصدی و سد «طرق» با ۱۳ درصد، روزهای سختی را میگذرانند. همچنین سد «ساوه» با تنها ۸ درصد ذخیره، زنگ خطر را برای فلات مرکزی به صدا درآورده است. در مقابل، مناطقی چون هرمزگان، سیستان و بلوچستان و کردستان به برکت بارشهای اخیر در وضعیت سبز قرار دارند و سدهایشان بین ۷۳ تا ۹۷ درصد پر شدهاند.
اما در میان تمامی این هشدارها، یک نقطه روشن وجود دارد؛ احتمال فعالشدن پدیده «النینو». این پدیده جوی معمولاً با تغییر مسیر تودههای هوا، بارشهای فراتر از نرمال را در نیمۀ دوم سال برای ایران به ارمغان میآورد. یک سناریو از پیشبینیها نشان میدهد که پاییز و زمستان ۱۴۰۵ میتواند زمان جبران بخشی از خشکسالیهای اخیر باشد. اما یک نکتۀ حیاتی وجود دارد؛ بارشهای خوب پاییز نباید مجوزی برای بد مصرفی در تابستان باشد
طبقاتی شدن آب
دادههای مربوط به سدهای پنجگانه تهران (۱۸ درصد پرشدگی) و سد دوستی مشهد (۵ درصد ظرفیت) پیشبینی میکند که در بازه تیر تا شهریور ۱۴۰۵، این دو کلانشهر با شدیدترین تدابیر مدیریتی در توزیع آب روبرو خواهند شد. این وضعیت گویای آن است که مثل سال گذشته، افت فشار شبکه ممکن است به یک الگوی زیست روزمره تبدیل شود. این موضوع به معنای افزایش شکاف طبقاتی در دسترسی به منابع حیاتی است؛ دهکهای پردرآمد باتکیهبر مخازن ذخیره و سیستمهای تصفیه خانگی این دوران را سپری میکنند، اما در مناطق پرجمعیت و حاشیهای، دسترسی به آب را محدود خواهد شد.
سیاستی که وزارت نیرو دراینرابطه دنبال میکند، در لایههای پنهان خود، زمینهساز پدیده طبقاتی شدن دسترسی به آب است؛ وضعیتی که در آن فشار آب شبکه بهعمد کاهش مییابد تا نشت و مصرف کنترل شود، اما پیامد مستقیم آن، قطع دسترسی ساکنان طبقات بالایی ساختمانها به آب شرب است.
در این رویکرد حق برخورداری از آب تابعی از قدرت خرید است. شرکت آبوفاضلاب در حالی مردم را به خرید پمپ و مخزن تشویق میکند که هزینه تجهیز یک ساختمان معمولی به این ادوات، در سال گذشته بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان برآورد میشد و در سال جاری پیشبینی قیمتها فراتر از این خواهد بود.
این خصوصیسازی بحران و برونسپاری وظایف حاکمیتی به جیب مردم، تضادهای سیستمی شدیدی ایجاد کرده است. از یک سو، استفاده از پمپ و مخزن طبق مطالعات خودِ آبفا، منجر به افزایش مصرف و خروج کنترل از دست شبکه میشود، و از سوی دیگر، بازار چند هزارمیلیاردی تجهیزات آبی، ذینفعانی ایجاد کرده که از تداوم بحران سود میبرند.
دولت به دلیل ناتوانی مالی در جبران خسارت «نکاشت» به کشاورزان یا اصلاح زیرساختهای فرسوده، سادهترین راه را برگزیده است: انتقال بار مسئولیت به دوش خانوار. نتیجه، شکلگیری جامعهای است که در آن امنیت آبی، مانند آموزش یا درمان باکیفیت، به کالایی لوکس تبدیل شده است. این روند، عدالت اجتماعی را در حیاتیترین نیاز بشر هدف قرار داده و هشدار میدهد که در آیندهای نزدیک، عمق سفرههای زیرزمینی نه با بارندگی، بلکه با عمق جیب شهروندان سنجیده خواهد شد.
باید در نظر داشت که افزایش دما در تابستان نیز به معنای جهش نرخ تبخیر از سد لار (که هماکنون تنها با ۳ درصد ظرفیت نفس میکشد) و سد طالقان است. این وضعیت میتواند مستقیماً به بحران ترکیبی آب-برق منجر خواهد شد. پیشبینی میشود با افزایش نیاز به سرمایش، نیروگاههای برقآبی با ناترازی شدید روبرو شوند که نتیجه آن، قطعیهای برنامهریزی شده برق خواهد بود. این زنجیره، هزینههای پنهانی را به خانوادهها تحمیل میکند؛ از خرابی لوازم برقی گرفته تا اختلال در کسبوکارهای خرد خدماتی.
اگرچه احتمال پدیده «النینو» افق روشنی را برای پاییز ۱۴۰۵ ترسیم میکند، اما پیشبینیها هشدار میدهند که این امیدواری پاییزه نباید به سهلانگاری تابستانه بدل شود. اگر مخازن سدها در تابستان به تراز مرده برسند، حتی بارشهای سیلآسای پاییز نیز نمیتوانند بلافاصله امنیت آبی را بازگردانند، زیرا بخش بزرگی از اولین بارشها صرف اشباع زمینهای تشنه و جبران فرونشستها خواهد شد.