قلمرو رفاه

تاب‌آوری فنی و استراتژیک نفت و گاز ایران در شرایط بحرانی

آسیب‌های جنگ اخیر به بخش نفت و گاز تا چه اندازه جدی است؟

17 اردیبهشت 1405 - 06:00 | اقتصاد سیاسی
سعیده شفیعی
سعیده شفیعی روزنامه‌نگار و پژوهشگر اقتصادی

گزارش اخیر مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا (CGEP) با عنوان «بخش نفت ایران احتمالا می‌تواند در برابر توقف تولید مقاومت کند، اما میادین گازی در خطر هستند»  که در ماه گذشته میلادی منتشر شد، تحلیل قابل تأملی از تاب‌آوری فنی و استراتژیک صنعت انرژی ایران در شرایط بحرانی ارائه داده است که در ادامه به آن پرداخته می‌شود.

بر اساس این گزارش، محاصرۀ تانکرهای حامل نفت ایران توسط ایالات متحده با هدف به صفر رساندن صادرات نفت ایران انجام شده است. این اقدام می‌تواند درآمدهای ارزی را به‌شدت کاهش داده، به اقتصاد و بودجه دولت آسیب بزند و احتمالا تهران را مجبور به امتیازدهی در مذاکرات، بازگشایی تنگۀ هرمز برای تردد آزاد، کاهش قدرت نظامی یا حتی مواجهه با چالش‌های داخلی جدی کند. برخی پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که نیاز به بستن چاه‌ها و میادین تولیدی باعث آسیب به تأسیسات، انفجار آن‌ها یا کاهش دائمی ظرفیت تولید نفت ایران حتی پس از رفع محاصره می‌شود اما واقعیت این است که ایران در گذشته بدون پیامدهای جدی، تولید نفت خود را متوقف کرده است؛ هرچند ممکن است تولید گاز به دلیل نبود خروجی برای مایعات هیدروکربنی همراه، مجبور به کاهش شود. این امر مستلزم جیره‌بندی گاز بین بخش‌های نیروگاهی، صنعتی، مسکونی و صادراتی خواهد بود.

کاهش 300 هزار بشکه‌ای تولید نفت ایران

تولید نفت خام ایران در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ بین ۳.۲ تا ۳.۳ میلیون بشکه در روز نوسان داشته است. به نظر می‌رسد تولید در مارس ۲۰۲۶ به ۳.۰۶ میلیون بشکه کاهش یافته باشد. علاوه بر این، ایران حدود ۱.۳ میلیون بشکه در روز میعانات گازی و مایعات گاز طبیعی از تولید گاز استخراج می‌کند. میزان تصفیه نفت در پالایشگاه‌های ایران پیش از جنگ، از مجموع ظرفیت ۲.۴ میلیون بشکه‌ای، حدود ۲.۱ میلیون بشکه در روز بوده و مصرف داخلی نفت نیز به‌طور متوسط دو میلیون بشکه در روز است. تهران ممکن است بتواند مقادیر کمی نفت را از طریق تانکرهایی که از محاصره می‌گریزند یا از طریق کامیون و راه‌آهن صادر کند. بنابراین، کاهش تولید مورد نیاز برای جلوگیری از پر شدن کامل مخازن ذخیره‌سازی، تا ۵۰ درصد سطوح پیش از جنگ است؛ مابقی تولید صرف پالایش و مصرف داخلی می‌شود.

ویژگی‌های فنی نفت ایران

این گزارش می‌افزاید تولید مایعات هیدروکربنی ایران از چهار منطقۀ اصلی با تاریخچه‌های تولید و خواص زمین‌شناسی متفاوت حاصل می‌شود. سهولت بستن و بازگشایی تولید به ویژگی‌های این مناطق بستگی دارد. ایران احتمالا اولویت کاهش تولید را به میادینی می‌دهد که بدون مشکلات جدی قابل مدیریت هستند. گزارش اشاره می‌کند که میادین نفتی ایران برخلاف میادین شیل آمریکا یا میادین قطبی روسیه، در صورت بستن چاه‌ها دچار آسیب دائمی یا افت فشار غیرقابل بازگشت نمی‌شوند. این یک واقعیت زمین‌شناختی است که نفت ایران به دلیل ویژگی‌های مخازن، مشابه تجربه‌ی بازگشت تولید پس از برجام و دوران کرونا، قابلیت بازگشت سریع به تولید پس از رفع محدودیت را دارد.

علاوه بر این، نفت ایران دارای محتوای متوسطی از موم و سطوح بالایی از آسفالتین است که می‌تواند باعث انسداد لوله‌ها شود. این مشکلات با درمان‌های شیمیایی، مکانیکی یا حرارتی قابل رفع هستند. چاه‌های با درصد آب بالا ممکن است پس از توقف به‌طور طبیعی جریان نیابند که با پمپاژ یا تزریق نیتروژن قابل راه‌اندازی مجدد هستند. برنامه‌ریزی دقیق فنی و استفاده از بازدارنده‌های خوردگی می‌تواند اکثر مشکلات ناشی از توقف طولانی‌مدت را برطرف کند.

بحران گاز؛ گلوگاه اصلی صنعت نفت و گاز ایران

تمرکز گزارش بر بحران میعانات گازی است. درواقع پاشنۀ آشیل ایران نه نفت، بلکه میادین گازی به‌ویژه پارس جنوبی است. پارس جنوبی بزرگترین میدان گازی غیرمستقل جهان است که با افت فشار مواجه است و نیاز به سکوهای فشارافزایی دارد. حملات اسرائیل در مارس ۲۰۲۶ به تأسیسات خشکی این میدان، تولید میعانات را ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار بشکه کاهش داده است. اگر ایران نتواند میعانات گازی را صادر، مصرف یا ذخیره کند، مجبور به کاهش تولید گاز خواهد شد که این امر به طور مستقیم شبکۀ برق و گرمایش داخلی را فلج خواهد کرد. این امر مستلزم جیره‌بندی بین صادرات به ترکیه و عراق، نیروگاه‌ها، صنایع و بخش خانگی است. البته آسیب‌های جنگ به پتروشیمی‌ها تقاضای صنعتی را کاهش داده و پیک مصرف خانگی نیز شش ماه دیگر فرا می‌رسد. همچنین می‌توان در نیروگاه‌ها نفت را جایگزین گاز کرد.

رویکرد انتقادی به این گزارش

این تحلیل نشان می‌دهد که محاصرۀ صادرات نفت توسط آمریکا باعث آسیب فاجعه‌بار یا حتی بسیار جدی به صنایع بالادستی نفت ایران نخواهد شد. در صورت رفع محاصره، ایران احتمالا می‌تواند بلافاصله با ۷۰ درصد ظرفیت شروع به کار کرده و طی چند ماه به سطح پیش از جنگ بازگردد. البته از دست رفتن درآمدهای نفتی فشار اقتصادی شدیدی به همراه دارد. کاهش تزریق گاز و نبود سرمایه و تکنولوژی در درازمدت ظرفیت تولید را فرسوده می‌کند، اما این آثار در بازه‌ی زمانی طولانی‌تری نمایان خواهند شد. البته نقدهایی به این گزارش نیز وارد است که باید در تحلیل نهایی آنها را نیز در نظر گرفت. به عنوان مثال گزارش فرض را بر این گذاشته که چون مخازن آسیب نمی‌بینند، تولید بلافاصله بازمی‌گردد اما نقد وارد این است که در دوران توقف تولید، تجهیزات دوار، پمپ‌های درون‌چاهی و تأسیسات فرآورش که تحت تحریم طولانی‌مدت هستند، دچار استهلاک شدید ناشی از عدم فعالیت می‌شوند. هزینه و زمان بازیابی این تجهیزات در این تحلیل دست‌کم گرفته شده است.

علاوه بر این، در گزارش آمده است که ایران می‌تواند مقادیر کمی نفت را از طریق کامیون یا ریل صادر کند. این بخش از گزارش غیرواقع‌بینانه است؛ چرا که لجستیک زمینی برای جابجایی حجمی که بتواند تأثیر اقتصادی جدی داشته باشد عملا غیرممکن و از نظر هزینه‌-فایده غیرمنطقی است. همچنین گزارش پیشنهاد می‌دهد ایران می‌تواند میعانات را در میادین قدیمی بازتزریق کند. منتقدان معتقدند که تکنولوژی بازتزریق میعانات بدون آسیب به مخزن بسیار پیچیده است و ایران در حال حاضر زیرساخت گسترده‌ای برای این کار در مقیاس ملی ندارد.

درمجموع برخی تحلیلگران معتقدند انتشار چنین گزارش‌هایی از سوی دانشگاه‌های معتبر آمریکا، برای کاهش هراس بازار است. درواقع آنها با تأکید بر اینکه تولید ایران دائمی از دست نمی‌رود، سعی می‌کنند قیمت‌های جهانی نفت را در میانه بحران کنترل کنند. هر چند این گزارش در بخش زمین‌شناسی بسیار دقیق است، در بخش اقتصاد سیاسی و لجستیک بحران دچار ساده‌انگاری شده است.