فرسایش مرگبار در زنجیرۀ تولید؛ کار زیر تیغ آفتاب
چگونه بحران اقلیمی، ناترازی انرژی و قوانین فرسوده، جان کارگران را به خطر میاندازد؟
اگر در دهههای گذشته، ایمنی کار تنها در پیشگیری از حوادث مکانیکی و سقوط خلاصه میشد، امروز اتمسفر زمین به بزرگترین تهدید علیۀ زنجیرۀ تولید بدل شده است. تغییرات اقلیمی به معنای فرسایش تدریجی و بیولوژیک نیروی انسانی در ابعادی فراتر از مرزهای ملی است. واقعیت این است که ساختار قانون کار و پروتکلهای حفاظتی در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، همچنان بر اساس اقلیمِ پایدارِ قرن بیستم تنظیم شدهاند و توانایی پاسخگویی به مخاطرات جدید را ندارند. در این میان، شکاف عمیقی میان تابآوری فیزیکی کارگر و نیاز به استمرار سودآوری شکل گرفته است. در حالی که دادههای جهانی از سقوط بازدهی و افزایش مرگومیرهای پنهان در زیر آفتاب حکایت دارند، ساختار اجرایی همچنان با راهکارهای مسکنگونه به مقابله با این بحران برخاسته است. این وضعیت، لزوم بازنگری در قراردادهای اجتماعی کار و بهرسمیت شناختن عدالت اقلیمی در محیطهای صنعتی را بیش از هر زمان دیگری گوشزد میکند.
بحران اقلیمی در جهان معاصر به متغیری تعیینکننده در معادلات سلامت و ایمنی محیط کار تبدیل شده است. طبق آمارهای سازمان بینالمللی کار، بیش از ۷۰ درصد از نیروی کار جهان، یعنی جمعیتی افزون بر ۲.۴ میلیارد نفر، در معرض خطرات بهداشتی ناشی از تغییرات اقلیمی قرار دارند. این ارقام گویای جهشی معنادار از ۶۵.۵ درصد در سال ۲۰۰۰ به ۷۰.۹ درصد در سال ۲۰۲۰ است. واقعیت امر این است که استانداردهای سنتی بهداشت حرفهای در برابر شتاب تخریب محیطزیست کارایی خود را از دست داده است. برآوردهای این سازمان نشان میدهد که گرمای شدید سالانه مستقیماً منجر به مرگ بیش از ۱۸ هزار و ۹۷۰ کارگر میشود و ۲۲.۸۷ میلیون آسیب شغلی را رقم میزند. از بین رفتن ۲.۰۹ میلیون سال از عمر مفید کارگران بر اثر ناتوانیهای جسمی و ابتلای ۲۶.۲ میلیون نفر به بیماریهای کلیوی مزمن، نشاندهندۀ فرسایش نیروی کار در زیر فشار حرارتی است.
ابعاد این بحران با مداخلۀ سایر عوامل محیطزیستی، شکلی پیچیدهتر به خود میگیرد. گزارشهای تخصصی حاکی از آن است که ۱.۶ میلیارد کارگر در سطح جهان در معرض تابش اشعه UV هستند که سالانه منجر به مرگ نزدیک به ۱۹ هزار نفر بر اثر سرطان پوست غیرملانوما میشود. همچنین، آلودگی هوای محیط کار جان ۸۶۰ هزار کارگر فضای باز را در سال میگیرد. در بخش کشاورزی نیز، مواجهه ۸۷۰ میلیون کارگر با آفتکشها (که سمیت آنها در هوای گرم تشدید میشود) سالانه ۳۰۰ هزار مرگ ناشی از مسمومیت را در پی دارد. علاوه بر این، تغییرات اکولوژیک منجر به گسترش بیماریهای انگلی و منتقله از طریق ناقلین شده که سالانه ۱۵ هزار قربانی در محیطهای کاری میگیرد. تغییرات اقلیمی تنها به معنای افزایش دما نیست، بلکه به معنای ایجاد یک کوکتل مرگبار از مخاطرات شیمیایی، فیزیکی و بیولوژیکی است که همزمان بدن کارگر را هدف قرار میدهند.
بر اساس تحلیلهای «سازمان جهانی هواشناسی»، آستانۀ تحمل بیولوژیک در محیطهای تولیدی به شدت حساس است؛ به طوری که افزایش دما به بالای ۲۰ درجه سانتیگراد، مستقیماً بر بازدهی کار تأثیر گذاشته و به ازای هر درجۀ اضافی، توان کاری ۳ درصد کاهش مییابد. نقطۀ بحرانی زمانی است که دمای داخلی بدن از مرز ۳۸ درجه عبور کند. در این موقعیت، کاهش تمرکز، سرگیجه و افت توان بدنی، احتمال وقوع سوانح مرگبار را به شدت افزایش میدهد. کارگران برای جبران زمان از دست رفته ناشی از گرمای طاقتفرسا، ناچار به بالا بردن خطرناک سرعت کار در ساعات خنکتر میشوند که خود منجر به خطاهای مهارتی و سقوط میشود. بر این اساس گرما پس از حوادث جادهای، به دومین عامل تهدیدکننده جان در محیطهای صنعتی تبدیل شده است.
در ایران، این بحران با چالشهای زیرساختی گره خورده است. گرمای بیسابقه در ترکیب با گردوغبار و آلایندههای شیمیایی ناشی از خشکیدگی تالابها، ابری از گازهای سمی نظیر متان را بر سر مناطق صنعتی میگستراند. ناترازی انرژی و قطعی برق در تابستان نیز زیرساختهای خنککننده را از کار انداخته و کارگران را حتی در ساعات استراحت، از بازسازی توان بدنی محروم میکند. در این میان، یک تبعیض ساختاری در «تابآوری اقلیمی» مشهود است؛ تعطیلیهای ناشی از گرما معمولاً معطوف به بخشهای اداری و دولتی است، در حالی که کارگران بخش خصوصی و پیمانی، بهویژه در جنوب کشور، بهدلیل نبود امنیت شغلی و فقدان تشکلهای حمایتی، مجبور به تحمل شرایطی هلاککننده هستند. برای این لایهها، تعطیلی کارگاه که تنها راهکار علمی در شاخصهای بحرانی است، به نفع استمرار سودآوری نادیده گرفته میشود.
یکی از تضادهای فنی در مدیریت ایمنی، تجهیزات حفاظتی سنگین در اقلیمهای گرم است. کلاههای ایمنی پلاستیکی و لباسهای ضخیم که مطابق استانداردهای حفاظت در برابر ضربه طراحی شدهاند، در دمای بالای ۴۵ درجه به کوره حبس گرما تبدیل میشوند. این تجهیزات عملاً تبادل حرارتی بدن را مختل کرده و ریسک ایست قلبی را بالا میبرند.
مدیریت بحران اقلیمی در محیط کار نیازمند عبور از اقدامات واکنشی نظیر توزیع آب یخ و حرکت به سمت اصلاحات اساسی است. کار در محیط ایمن و سالم جزو حقوق بنیادین کارگران است. کاهش آمار حوادث در بخشهای دارای استانداردهای ایمنی بالا ثابت میکند که مرگومیر ناشی از گرما تقدیر اقلیمی نیست، بلکه نتیجه ضعف در پیشبینی و پیشگیری است. تفکیک کارکنان دارای بیماریهای زمینهای، مدیریت هوشمند ساعات کاری و انطباق لباسهای کار با شرایط جوی، ضرورتهای گریزناپذیری هستند. بدون الحاق ملاحظات اقلیمی به پروتکلهای قانون کار و برقراری عدالت در تعطیلات اضطراری، نیروی کار در زنجیره تولید جهانی زیر فشار فزاینده اتمسفر، آسیبهای جبرانناپذیری را متحمل خواهد شد که هزینههای آن بسیار فراتر از توقف چندساعته چرخهای صنعت است.