قلمرو رفاه

ردِ جنگ بر روان جامعه

نگاهی به وضعیت سلامت روان ایرانیان پس از جنگ

15 اردیبهشت 1405 - 10:00 | جامعه
یاسر  مختاری
یاسر مختاری روزنامه‌نگار

جنگ چهل‌روزه با وجود اعلام آتش‌بس، همچنان جامعه ایران را درگیر خود کرده است، بر اساس اعلام وزارت بهداشت، حدود ۱۵ درصد از جمعیت مناطق درگیر جنگ، علائم حاد استرس را تجربه کرده‌اند. از سوی دیگر باتوجه‌به موج بیکاری گسترده ناشی از جنگ، امکان بروز تبعات روانی برای افراد بیکار شده و خانواده‌های آنها وجود دارد. سرویس اجتماعی روزنامه پیام ما، در گزارشی به بررسی گستره و پیامدهای این بحران روانی پسا جنگی پرداخته است.  بخش‌هایی از این گزارش را می‌خوانید. 


جنگ‌ها همیشه چهره زشتی دارند و همیشه ردی از خود در ذهن و روان جامعه درگیر آن به جا می‌گذارند و چه‌بسا تا مدت‌ها پس از جنگ این چهره زشت را در اشکال مختلف به افراد تحمیل کرده و منجر به انواع مشکلات جسمی، روحی و روانی شود. این موضوع در مورد جنگ ۴۰ روزه نیز صادق است.

تا قبل از جنگ بر اساس نتایج پیمایش سلامت روان ۱۰ ساله ایرانیان، آمار شیوع اختلالت روانی در جامعه ایران ۲۵ درصد است. به این معنی که یک‌چهارم جمعیت ایران از یک اختلال سلامت روان رنج می‌برند که در این میان دو اختلال اضطراب و افسردگی بیش از دیگر مشکلات مردم ایران را با خود درگیر کرده‌اند.

این نتایج مرتبط با پیمایشی است که هر ۱‍۰ سال یک‌بار از سوی وزارت بهداشت انجام شده و نتایج آن پس از ارزیابی و تحلیل‌های متفاوت در سال‌های بعد ارائه و نتایج آن تا پیمایش آتی معتبر است. پیمایش مذکور نیز در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ انجام شده است که در یک سال آخر آن، بحران پاندمی کرونا جامعه ایران را همچون جوامع دیگر درنوردید و منجر به مرگ هزاران ایرانی و بیماری میلیون‌ها نفر شد. هم‌زمان با شیوع پاندمی کرونا بسیاری از نهادهای بین‌المللی سلامت و همچنین مراکز علمی دانشگاهی جهانی نسبت به پیامدهای روانی این بحران ابراز نگرانی کرده و از احتمال اپیدمی بیماری‌های سلامت روان در پساکرونا هشدار دادند.

شواهد میدانی شیوع اختلالات روانی

جامعه ایران در پساکرونا، با اتفاقات مختلفی روبه‌رو شد و شُک‌های مختلفی بر پیکره آن وارد شد، بر همین اساس بسیاری از کارشناسان بر این اعتقاد بودند که میزان شیوع اختلالات روانی در جامعه ایران بسیار بیشتر از ۲۵ درصد اعلامی وزارت بهداشت و حدود ۵۰ درصد است. در همین رابطه «علیرضا شریفی یزدی»، جامعه‌شناس و روان‌شناس اجتماعی عضو فرهنگستان علوم پزشکی مهرماه ۱۴۰۴ در گفت‌وگویی با بیان اینکه شیوع اختلالت روانی در جامعه ایران بسیار فراتر از ۲۵ درصد است، گفت: «مشاهدات میدانی و مطالعات اکتشافی نشان می‌دهند که آمار اختلالات روان در ایران بسیار بیشتر از ۲۵ درصدی است که وزارت بهداشت اعلام کرده است. برخی آمارها تا ۵۰ تا ۶۰ درصد هم می‌رسند، اگرچه اعتبار آن‌ها قابل‌بحث است. واقعیت این است که از سال ۱۴۰۱ به بعد زمینه‌سازی برای افزایش اختلالات روان در کشور شدت گرفته است و این موضوع از طریق افزایش آسیب‌های اجتماعی قابل‌شناسایی است.»

به گفته او افسردگی در آمارهای جهانی حدود ۱۰ درصد در میان مردان و ۲۰ درصد در میان زنان گزارش شده است: «در ایران اما شرایط متفاوت است. عوامل ایجادکننده و تشدیدکننده افسردگی، بر اساس همان دلایل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی آموزشی و بهداشتی که پیش‌تر اشاره شد، بسیار بالاست؛ بنابراین به طور طبیعی انتظار می‌رود میزان افسردگی در ایران بالاتر از میانگین جهانی باشد.»
این روان‌شناس یادآور شد: «مطالعات میدانی نیز این واقعیت را تأیید می‌کنند و حتی ارقامی بالای ۶۰ درصد را برای شیوع افسردگی در ایران نشان می‌دهند. بااین‌حال، آمارهای رسمی وزارت بهداشت بیشتر به متوسط جهانی نزدیک است. اگر همان نرخ جهانی یعنی ۲۰ درصد برای زنان و ۱۰ درصد برای مردان را در نظر بگیریم، میانگین حدود ۱۳ تا ۱۶ درصد به دست می‌آید که تقریباً با آمار وزارت بهداشت همخوانی دارد.»

استرس حاد در مناطق درگیر

سخنان این روان‌شناس که چهار ماه پس از جنگ دوازده‌روزه گفته شده است، ناظر بر وضعیت نامناسب سلامت روان ایرانیان در آن برهه زمانی است. این در حالی است که پس از آن نیز جامعه با بحران‌های متعددی مانند کمبود انرژی، تورم افسارگسیخته، حوادث دی‌ماه و سرانجام جنگ چهل‌روزه روبه‌رو شد که هر یک از این بحران‌ها امکان تشدید این وضعیت را داشت.

بااین‌حال در نهم اسفندماه ۱۴۰۴، با حمله هوایی به تهران، آمریکا و اسرائیل جنگی را علیه ایران آغاز کردند که چهل روز به درازا کشید و در این مدت بر اساس آمارهای سازمان بنیاد شهید، سه هزار و چهارصد نفر جان خود را از دست دادند و که هزار و چهارصد و شصت نفر از این افراد، مردم عادی بودند. همچنین در نتیجه این تهاجم ۳۴ هزار و ۶۰ نفر نیز مجروح شدند. از سوی دیگر بسیاری از واحدهای مسکونی، تجاری، صنعتی، آموزشی و اداری افزون بر واحدهای نظامی در این جنگ تخریب و یا به‌شدت دچار خسارت شدند. همچنین در جنگ اخیر برخلاف جنگ دوازده‌روزه مناطق بیشتری از کشور مورد حملات هوایی و موشکی قرار گرفت و بنابراین جمعیت غیرنظامی متأثر از جنگ بسیار بیشتر بود.

به گفته مقامات وزارت بهداشت و در پی غربالگری ۳۴۰ هزار نفر از در سطح کشور و ۱۶ هزار نفر در استان هرمزگان، بین ۱۰ تا ۱۵ درصد افراد مناطق تحت‌تأثیر جنگ علائم حاد استرس را تجربه کرده‌اند. «محمدرضا شال‌بافان»، مدیرکل دفتر سلامت روان و پیشگیری از اعتیاد وزارت بهداشت با اعلام این آمار تأکید کرد: «این وضعیت در صورت عدم مداخله به‌موقع می‌تواند به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) تبدیل شود.»
شال‌بافان تأکید کرد: «در جمعیت‌های آسیب‌دیده از بحران‌ها، به‌ویژه افرادی که خسارت‌های شدیدتری مانند ازدست‌دادن خانه یا دارایی را تجربه کرده‌اند، در برخی مطالعات میزان بروز این اختلال حتی تا ۳۰ تا ۴۰درصد نیز گزارش شده است. ازاین‌رو، اجرای سریع مداخلات و استمرار خدمات سلامت روان نقش تعیین‌کننده‌ای در پیشگیری از مزمن شدن مشکلات روانی دارد. هدف اصلی این مجموعه اقدامات، ارتقای دسترسی مردم به خدمات سلامت روان، کاهش انگ اجتماعی و پیشگیری از گسترش آسیب‌های روانی در مناطق بحران‌زده است.»

بیکاری ناشی از جنگ و تبعات روانی

وضعیت سلامت روان در مناطق متأثر از جنگ در حالی است که این مقام وزارت بهداشت، در گفت‌وگویی نسبت به تبعات روانی ناشی از موج بیکاری هشدار داد و به ایلنا، گفت: «بیکاری، به‌خصوص در فردی که تا مدت کوتاهی پیش از آن شاغل بوده، می‌تواند بسیار استرس‌آفرین باشد و مستقل از مشکلات اقتصادی، احتمال بروز مشکلات روان‌پزشکی را افزایش دهد. امیدواریم شرایط جامعه به سمتی حرکت کند که حداقل آسیب‌های کاری به جمعیت ما تحمیل شود و پس از این جنگ، وضعیت برای مردم روبه‌بهبود برود.»

او تأکید کرد: «ناکافی بودن امنیت شغلی و استرس‌های اقتصادی ناشی از آن، به‌ویژه وقتی فرد از آینده درآمد خود و امکان پس‌انداز و اداره زندگی روزمره مطمئن نیست، فشار روانی را بر افراد شاغل افزایش می‌دهد. این موارد در کشور ما جدی است و نیازمند توجه ویژه است.»

گروه‌های شغلی درگیر جنگ

علاوه بر این در برخی بحران‌ها همیشه گروه‌های شغلی درگیر این بحران نیز در معرض آسیب‌های روانی هستند، در جنگ اخیر نیز گروه‌های شغلی متعددی مواجه نزدیک‌تری با جنگ داشتند. به گفته شال‌بافان در بحران‌های اخیر، مثل بحران جنگ که تجربه کردیم، برخی گروه‌های شغلی همچون امدادگران، کادر درمان، نیروهای نظامی و انتظامی و حتی خبرنگاران و عکاسان خبری در معرض آسیب‌های بیشتری قرار گرفتند: «این واقعیت اهمیت توجه ویژه به سلامت روان در محیط کار را دوچندان می‌کند.»

اگرچه جنگ با پذیرش آتش‌بس توسط آمریکا و ایران در حال حاضر متوقف شده است بااین‌حال شرایط جنگی همچنان برقرار بوده و بسیاری از مردم همچنان زیر سایه جنگ به زندگی خود ادامه می‌دهند، این بدین معنی است که علاوه بر اثرات روانی جنگ، بسیاری از افراد جامعه همچنان با اضطراب ناشی از جنگ آینده زندگی می‌کنند. این موضوع می‌تواند تنش‌های روانی افراد را افزایش داده و میزان اختلالات را بیشتر از آنچه وجود دارد بالا ببرد.