قلمرو رفاه

وقتی پنیر و خودکار هم قسطی می‌شود

خرید اقساطی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه واکنش دفاعی جامعه‌ای است که می‌خواهد از ارزش پول خود در برابر سایه جنگ و تورم محافظت کند

15 اردیبهشت 1405 - 06:00 | اقتصاد سیاسی
سعیده شفیعی
سعیده شفیعی روزنامه‌نگار و پژوهشگر اقتصادی

گزارش‌های سالانه پلتفرم‌های خرید آنلاین نشان از یک تغییر جدی در الگوی مصرف خانوار ایرانی دارد. کالبدشکافی این روند سه پدیده را نشان می‌دهد.

الف) تغییر سبد خرید از رفاه به بقا

​گزارش‌ها نشان می‌دهند که الگوی خرید مردم طی ماه‌های اخیر و به خصوص در طول جنگ و آتش‌بس از کالاهای توسعه‌دهندۀ سبک زندگی به سمت کالاهای سرمایه‌ای و ضروری حرکت کرده است. برخلاف سال‌های گذشته، تقاضا برای گوشی‌های هوشمند حتی در سطح میان‌رده کاهش یافته است. این یعنی مردم تعمیر را به تعویض ترجیح می‌دهند. افزایش فروش قطعات لوازم خانگی در دیجی‌کالا نشان‌دهندۀ تلاش مردم برای زنده نگه داشتن وسایل قدیمی است. همچنین رشد بیش از ۱۰۰ درصدی خرید شمش و سکه در پلتفرم‌های آنلاین، نشان می‌دهد که مردم حتی پول خرد خود را هم به دارایی‌های ضدتورمی تبدیل می‌کنند. در اقتصاد جنگی، اولویت از فراغت و تفریح به سمت بقا و دارایی‌های نقدشونده حرکت می‌کند. رشد فروش طلا و شمش در پلتفرم‌ها با ترس از جنگ مرتبط است. طلا، دارایی کلاسیک زمان جنگ است؛ چون قابل حمل، جهانی و ضد تورم است.

ب) انفجار خرید اقساطی و اعتباری

​این روزها خرید قسطی دیگر یک گزینه نیست، بلکه به یک ضرورت برای بسیاری از خانوارها تبدیل شده است. طبق گزارش‌ها رشد ۵۰۰ درصدی وام‌ها به خصوص میزان وام‌های اعطایی برای خرید کالا توسط بازوهایی مثل دیجی‌پی یا اسنپ‌پی جهش خیره‌کننده‌ای داشته است. مدل BNPL یا الان بخر، بعدا پرداخت کن طی چند ماه اخیر رایج‌تر شده است. این روش که معمولا شامل پرداخت در چهار قسط بدون ضامن است، به محبوب‌ترین ابزار خرید روزمره تبدیل شده است. جالب اینجاست که مردم حتی برای خرید کالاهای سوپرمارکتی و مصرفی هم به این روش روی آورده‌اند. در حالی که عده‌ای برای کالاهای اساسی قسطی می‌خرند، گران‌ترین خریدهای اقساطی همچنان شامل آیفون، کنسول بازی و لپ‌تاپ‌های گران‌قیمت است؛ یعنی کالاهایی که خرید نقدی‌شان برای طبقه متوسط هم غیرممکن شده است.

ج) فشار اقتصادی در تمام نقاط کشور

​داده‌ها نشان می‌دهند که خرید آنلاین و اقساطی دیگر مختص تهران نیست و بیش از نیمی از مشتریان این پلتفرم‌ها در شهرستان‌ها و روستاها هستند. این موضوع نشان‌دهندۀ عدالت در دسترسی به کالاست اما همزمان نشان می‌دهد که فشار اقتصادی و نیاز به اعتبار و وام خرد در تمام نقاط کشور فراگیر شده است. در حالی که این گزارش‌ها از تسهیل خرید صحبت می‌کنند، باید به روی دیگر سکه هم توجه کرد؛ وقتی خرید پنیر یا خودکار که از پرفروش‌ترین‌های دیجی‌کالا هستند، به سمت مدل‌های اعتباری می‌رود، یعنی قدرت خرید نقد به شدت تحلیل رفته است. این قسطی شدن زندگی اگرچه در کوتاه‌مدت به نفع مصرف‌کننده است اما در بلندمدت می‌تواند منجر به تلۀ بدهی برای طبقات ضعیف‌تر شود، چرا که تورم مداوم باعث می‌شود افراد همیشه در حال پرداخت اقساط کالاهایی باشند که قبلاً مصرف شده‌اند و درواقع هر روز بدهکارتر از روز قبل باشند. به نظر می‌رسد این گسترش خرید اعتباری بیشتر یک واکنش دفاعی در برابر تورم افسارگسیخته است تا بهبود ابزارهای مالی.

جنگ مانند شتاب‌دهنده عمل کرد

​واقعیت این است که قسطی شدن و هجوم به دارایی‌های ثابت، پیش از تنش‌های نظامی اخیر شکل گرفته بود، اما سایۀ جنگ این فرایند را به شدت تسریع کرد. به طور کلی جنگ یا احتمال آن، افق زمانی مردم را کوتاه می‌کند. در تئوری اقتصادی، وقتی ناامنی آینده بالا می‌رود، مردم ترجیح می‌دهند همین امروز کالا را حتی با بدهی داشته باشند چون معلوم نیست فردا کالا موجود باشد یا قیمت آن به دلیل بسته شدن مرزها و اختلال در زنجیرۀ تأمین، جهش نکند. گزارش دیجی‌کالا دربارۀ رشد فروش کالاهای انبارکردنی مانند کنسروجات و اقلام اساسی در مقاطع تنش، گواه همین موضوع است.

​از طرف دیگر در ایران، قیمت تمام‌شدۀ کالاهای دیجیتال که بخش بزرگی از سبد ازکی و دیجی‌کالا را می‌سازد، به صورت مستقیم با دلار گره خورده است. تنش‌های نظامی باعث جهش‌های ناگهانی در نرخ ارز می‌شود. درنتیجه فرد وقتی می‌بیند دلار در یک هفته بیش از 10 درصد رشد کرده، اما سود قسطی خریدِ یک لپ‌تاپ ماهانه حدود سه درصد است، خرید اعتباری را نه یک هزینه، بلکه یک سود بدون ریسک می‌بیند. در واقع، جنگ در اینجا صرفۀ اقتصادی بدهکار بودن را بالا برده است.

خرید قسطی بر اساس تئوری‌های اقتصادی

این پدیده را می‌توان از چندین زاویه در تئوری‌های اقتصادی تحلیل کرد. ​میلتون فریدمن بر اساس فرضیۀ «درآمد دائمی» معتقد بود که مردم مصرف خود را نه بر اساس درآمد لحظه‌ای، بلکه بر اساس تخمین درآمد در طول عمر تنظیم می‌کنند. بر این اساس وقتی تورم بالاست، مردم می‌دانند که قدرت خرید ریال در آینده کمتر می‌شود، بنابراین با استفاده از اعتبار و اقساط، مصرف آینده را به امروز منتقل می‌کنند. در واقع آن‌ها روی درآمد آتی خود که احتمالا با تورم رشد می‌کند، برای پرداخت قیمت قطعی امروز وام می‌گیرند.

همچنین بر اساس تئوری «انتظارات تورمی» اگر مردم انتظار داشته باشند قیمت‌ها در آینده بالا برود، رفتار خرید خود را تغییر می‌دهند. در این حالت، خرید قسطی یک رفتار عقلایی است. وقتی نرخ بهره وام حتی با کارمزد کمتر از نرخ تورم واقعی کالا باشد، مصرف‌کننده عملا با خرید قسطی، سود می‌کند. در واقع کالای مصرفی در ایران به یک کالای سرمایه‌ای تبدیل شده است.

​در اقتصاد رفتاری نیز مفهومی به نام «تنزیل هذلولی» وجود دارد که توضیح می‌دهد چرا مردم پاداش‌های کوچک فوری مثل خرید کالا در شرایط حال با قسط را به پاداش‌های بزرگ آتی مثل پس‌انداز و خرید نقد در آینده ترجیح می‌دهند. در شرایط بی‌ثباتی، زمان ارزش خود را از دست داده و فرد ترجیح می‌دهد امروز صاحب کالا شود، چون اطمینانی به ثبات قیمت یا موجودی آن در چند ماه آینده ندارد.

آیا این روند درست است؟

در یک اقتصاد سالم، اعتبار برای ایجاد ارزش افزوده یا خرید دارایی‌های بزرگ مثل خانه و ماشین استفاده می‌شود. اما وقتی طبق گزارش‌های داخلی، بخش بزرگی از اعتبارها صرف کالاهای تندمصرف یا کالاهای الکترونیکی مصرفی می‌شود، ما با پدیدۀ «پیش‌خور کردن فقر» مواجه هستیم. هرچند پلتفرم‌ها این روند را «شمول مالی» می‌نامند و آن را مثبت ارزیابی می‌کنند اما از منظر اقتصاد کلان، این می‌تواند نشانه‌ای از کاهش پس‌انداز باشد. وقتی بخش وسیعی از جامعه برای نیازهای جاری به اعتبار و وام وابسته می‌شود، عملا توانایی پس‌انداز برای سرمایه‌گذاری‌های مولد را از دست می‌دهد.

​اگرچه جنگ یا تهدید آن، یک متغیر بسیار مهم است، اما نباید اجازه داد این عامل، ناکارآمدی‌های ساختاری را پنهان کند. اینجا جایی است که باید با دید انتقادی به موضوع نگاه کرد. تورم دورقمی و مزمن ایران که عامل اصلی قسطی شدن زندگی است، دهه‌هاست که وجود دارد. رشد نقدینگی و ناترازی بانک‌ها و کسری بودجه دولت عوامل مهم تورم بالا در اقتصاد ایران هستند. جنگ  تنها سرعت مردم را هراسان‌تر می‌کند تا زودتر ریال را به کالا تبدیل کنند و از ترس گران‌تر شدن بیشتر بخرند اما درواقع تورم ساختاری است که باعث می‌شود نتوانند نقد بخرند و به سمت پلتفرم‌های اقساطی بروند.