قلمرو رفاه

سقوط آزاد اقتصاد از تنگه هرمز تا جیب خانوار

گزارش سازمان ملل نشان می‌دهد اختلال در تجارت دریایی، تورم مواد غذایی را به مرز 58% رسانده و معیشت شاغلان غیررسمی را فلج کرده است

14 اردیبهشت 1405 - 10:04 | اقتصاد سیاسی
حامد صادق مقدم جوان
حامد صادق مقدم جوان مددکار اجتماعی

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، خطرات قابل توجهی را برای اقتصاد و مسیر توسعه انسانی کشور ایجاد می‌کند. براساس گزارش برنامه توسعه سازمان ملل که پیش از آتش‌بس در فروردین منتشر شد، این درگیری زیرساخت‌های انرژی و مسیرهای تجارت دریایی، از جمله تردد در تنگۀ هرمز، مسیری که به طور معمول حدود یک‌پنجم عرضۀ جهانی نفت از آن عبور می‌کند را مختل کرده است. بنابر گزارش‌ها، کشتیرانی تجاری تقریبا به حالت توقف کامل رسیده، قیمت جهانی نفت در مرحله اولیه تنش بیش از ۳0٪ افزایش یافته که به فشارهای تورمی و افزایش هزینه‌های واردات کمک کرد. این شوک‌ها در وضعیت اقتصادی رخ می‌دهد که مردم ایران پیش از این نیز تحت تأثیر نوسانات کلان اقتصادی، کاهش قدرت خرید و اثرات تحریم‌ها بوده است. سرانۀ تولید ناخالص داخلی ایران از بیش از ۸۰۰۰ دلار آمریکا در سال ۲۰۱۲ به حدود ۵۰۰۰ دلار در سال ۲۰۲۴ کاهش یافته که نشان‌دهندۀ فرسایش طولانی‌مدت استانداردهای زندگی است. تورم به طور متوسط بالای ۴۰٪ بوده و پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۲۶ به ۵۵٪ برسد. پول ایران نیز کاهش ارزش قابل توجهی را تجربه کرده و تا اواخر سال ۲۰۲۵ به حدود 145هزار تومان در برابر هر دلار آمریکا رسیده است.

براساس پیش‌بینی‌ها انتظار می‌رود این جنگ باعث انقباض شدید اقتصادی شود. شبیه‌سازی‌های برنامه توسعه ملل متحد نشان می‌دهد که رشد تولید ناخالص داخلی واقعی می‌تواند بین ۸/۸ تا 10.4 واحد٪ نسبت به سناریوی بدون جنگ کاهش یابد که نشان‌دهندۀ اختلال در زیرساخت‌های انرژی، جریان‌های تجاری و فعالیت اقتصادی داخلی است. چنین انقباضی به طور قابل توجهی درآمدهای خانوار را تضعیف کرده و نااطمینانی اقتصادی را در کوتاه‌مدت افزایش می‌دهد.

موضوع دیگر، احتمال افزایش قابل توجه فقر وجود دارد که میلیون‌ها نفر دیگر را به وضعیت محرومیت می‌کشاند. در سال ۲۰۲۳، حدود 36.3٪ از جمعیت ایران (حدود 32.7 میلیون نفر) زیر خط فقر بین‌المللی کشورهایی با درآمد متوسط رو به بالا (8.30 دلار در روز بر اساس برابری قدرت خرید ۲۰۲۱) زندگی می‌کردند. تبعات جنگ می‌تواند باعث سقوط حدودا 3.5 تا 4.1 میلیون نفر دیگر به زیر خط فقر کند و نرخ فقر را احتمالاً تا ۴۱٪ افزایش دهند. در سال ۲۰23 تعداد افرادی که در فقر مطلق (حداقل در آمد ۳ دلار در روز) زندگی می‌کنند، حدود 2.3 میلیون نفر تخمین زده شده بود که می‌تواند ۲۵۷,۰۰۰ تا ۳۰۴,۰۰۰ نفر دیگر افزایش یابد. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل تخمین می‌زند 1.9 تا 3.2 میلیون نفر در مناطق آسیب‌دیده آواره شده باشند. محاسبات انجام شده بر اساس، سناریوهای اختلال محدود، هزینۀ تجارت 10، 50، 100 برابر به همراه ادامه درگیری شدید شامل جنگ تمام عیار به همراه توقف در تولید نفت را در جنگ آمریکا – اسرائیل علیه ایران در نظر گرفته است.

همچنین این درگیری خطر معکوس کردن دستاوردهای اخیر در توسعه انسانی را به همراه دارد. شاخص توسعه انسانی ایران (0.79 در سال ۲۰۲۳) می‌تواند 0.47 تا 0.56 واحد درصد کاهش یابد که معادل از دست دادن تقریباً یک تا یک و نیم سال پیشرفت توسعه انسانی است. این امر بازتاب‌دهنده اثرات ترکیبی کاهش درآمد ملی، اختلال در تحصیل و افزایش مرگ‌ومیر و بیماری‌های ناشی از درگیری است. سناریوهایی که بالاتر ذکر شد می‌تواند وضعیت سرمایه انسانی کشور را از 15ماه در بهترین حالت تا بیش از 18ماه به عقب برگرداند.

این تأثیرات به ویژه برای خانوارها و کارگران در شرایط آسیب‌پذیر، شدید باشد. حدود ۳۹٪ از جمعیت شاغل در بخش غیررسمی فعالیت می‌کنند که معیشت آن‌ها را به شدت نسبت به اختلالات حساس می‌کند. در زمان جنگ، این افراد اولین قربانیان هستند چون هیچ بیمه یا حقوق ثابتی ندارند. تا امروز بیش از ۶۸۰۰ واحد تجاری تخریب شده و معیشت ۱۰ میلیون نفری که به اینترنت و تجارت دیجیتال وابسته بودند، به دلیل قطعی‌ها و اختلال در شبکه بانکی شتاب مختل شده است.

 در نظام سلامت ایران که حدود 6٪ هزینه‌ها از تولید ناخالص داخلی را شامل می‌شود می‌تواند پرداخت‌های مستقیم از جیب مردم را که تا ۴۳٪ از کل مخارج بهداشتی را شامل می‌شود که فشار مالی زیادی بر خانوارها وارد می‌کند. همچنین نسبت تعداد پزشک 1.8 به ازای هر ۱۰۰۰ نفر در ایران ممکن است با فشار مضاعف ناشی از افزایش اختلال در خدمات ضروری روبرو شود.

در سال گذشته، تورم قیمت‌های مواد غذایی 57.9٪ رسیده که به این معناست کالاهای اساسی با سرعتی بسیار بیشتر از سایر کالاها گران می‌شوند. این تورم در کنار این موضوع که خانوارهای دهک‌های پایین حدود ۴۵٪ از کل مخارج خود را صرف غذا می‌کنند، می‌تواند باعث گسترش مستقیم سوءتغذیه و فقر غذایی است. اختلال در واردات غلات از طریق تنگه هرمز می‌تواند عرضه داخلی را کاهش داده و امنیت غذایی را نیز به خطر اندازد. فقر غذایی در مناطق روستایی 66.1٪ به مراتب بالاتر از مناطق شهری 47.1٪ است.

این فشارها پیامدهای انسانی جنگ را تشدید می‌کند. حملات منجر به کشته شدن چند هزار نفر در استان‌های مختلف شده است. خانه‌ها، مدارس، مراکز بهداشتی و خدماتی ضروری خسارت‌های زیادی دیده است و آوارگی و آسیب‌های زیست‌محیطی محلی، رفاه مردم را بیش از پیش تضعیف می‌کند. برای مثال، حمله به زیرساخت‌های آموزشی و مدارس می‌تواند شکاف‌های یادگیری موجود را بدتر کند و بهره‌وری آینده نیروی کار ایران را برای دهه‌های آینده تحت تأثیر قرار دهد.

آمار فوق نشان‌دهنده ابعاد مختلف بحران، از سقوط قدرت خرید تا افت کیفیت سرمایه انسانی و افزایش جمعیت زیر خط فقر که همه با جنگ تشدید شده است. جنگ و پیامدهای آن نه تنها باعث رنج انسانی، بلکه با شکنندگی‌های پیشین کلان اقتصادی و تحریم‌ها ترکیب شده و منجر به خسارات گسترده در توسعه انسانی می‌گردد. حتی با وضعیت کنونی، اثرات نامطلوب بر درآمدها و معیشت تشدید خواهد شد. در کوتاه‌مدت بازگشایی محدود مسیرهای تجاری می‌تواند از جهش لحظه‌ای قیمت‌ها جلوگیری کند، در حالی که بازسازی زیرساخت‌ها با توجه به بدهی‌ها و کاهش درآمد نفت، توان مالی برای این امر را محدود و آینده ایران را با چالش رو‌به‌رو می‌کند.