آزمایشگاه جنگ
جنگ آوردگاه مفاهیم و تئوریهای علوم انسانی هم هست
جنگ یک آزمایشگاه بزرگ است؛ آزمایشگاهی که در آن، فقط توان نظامی سنجیده نمیشود، توان تحلیلی هم به سنجش گذاشته میشود.جنگ، تنها آوردگاه قدرت تسلیحاتی و ادوات و تجهیزات جنگی نیست؛ آوردگاه مفاهیم و تئوریهای علوم انسانی نیز هست.جنگی که در میانهی آن هستیم هم از این قاعده مستثنی نیست.
بهموازات دیگر دلایل سیاسی و اجتماعی و حتی ساختاری، بخشی از سکوت بدنهی اصلی جامعهی علمی و دانشگاهی ما در قبال جنگ حاضر، به همین امر برمیگردد: به عدم تجهیز تئوریک در فهم و تحلیل جنگ و زمینهها و عوامل و روند و پیامدهایش. عدم ورود ایشان به میدان و غیبت از عرصهی عمومی، همهاش نخواستن نیست، نتوانستن هم هست. خصوصا آن دسته از ایشان به مکاتب نظری غربی و میراث پس از جنگ جهانی دوم وابستگیِ عمیقتر، و به اعتبار و کاربست و جهانشمولی و کارآمدی مفاهیم و تئوریها و نیز ساختارهای بینالمللی محصول آن خوشبینیِ بیشتری داشتند.
با این اوصاف، دور از انتظار نیست که در ایران پساجنگ، به تدریج شاهد موجی از بازنگریهای مفهومی و بازاندیشیهای تئوريک در بین بخشی از صاحبنظران و روشنفکران و اهالی علوم انسانی و اجتماعی ایران باشیم؛ لااقل آن بخش که در قبال درک وضعیت فعلی و نسبتیابی خود با آن، صادقتر است.
این مختص ما هم نیست؛ در دیگر نقاط جهان و دیگر مقاطع تاریخی نیز نوعا تاریخ جنگها با تاریخ تحولات علوم انسانی نسبت معناداری دارد. و این نسبت در آن دسته از کشورها که نوعی از شکست را در جنگ متحمل میشوند، طبعا عمیقتر و گستردهتر بوده است.
اگر چنین باشد، جنگ حاضر ممکن است به نقطهی عطفی در حیات علوم انسانی و اجتماعی در ایران و آغاز دورهای از شکوفایی نظری و زایشِ تئوریک با پسوند "ایرانی" و "بومی" تبدیل شود؛ موقعیت نابی که با هیچ بخشنامه و دستورالعملی فراهم نمیشد.