جنگ یا توافق؛ دو سناریوی پیشرو برای اقتصاد ایران در سال 1405
رشد اقتصادی ایران در حال حاضر شکننده است و مسیر آینده به شدت به انتخاب بین جنگ یا دیپلماسی بستگی دارد
بر اساس آمار صندوق بینالمللی پول (IMF)، تولید ناخالص داخلی ایران در سال 2024 بین 417 تا 437 میلیارد دلار با رشد 3.7 درصد بوده است. پیشبینیهای اولیۀ این سازمان حاکی از رشد 0.6 درصدی در سال 2025 بود اما بانک جهانی این رقم را 1.7 درصد تخمین زده بود که بر این اساس، تولید ناخالص داخلی به 356 تا 375 میلیارد دلار کاهش مییافت. برای سال 2026، بانک جهانی رشد منفی 2.8 درصدی و صندوق بینالمللی پول رشد 1.1 درصدی را پیشبینی کرده بودند.
اقتصاد ایران در سال گذشته تحت تأثیر اعتراضات، اختلالات برق و تنشهای منطقهای قرار گرفت. صادرات نفت معادل یک و نیم تا دو میلیون بشکه در روز و با تخفیفهای سنگین و هزینههای لجستیکی (ناوگان سایه) به چین بود. تورم و بیکاری بالا و کاهش ارزش ریال از چالشهای اصلی و پایدار اقتصاد ایران طی سالهای اخیر بودهاند. محدودیتهای پیشروی اقتصاد ایران تحریمها، عدم دسترسی به سیستم مالی جهانی و سرمایهگذاری اندک است که با شروع جنگ تشدید شده است. اکنون با شروع مذاکرات دو سناریو برای اقتصاد ایران محتمل است که در ادامه به آثار هر کدام از این دو سناریو پرداخته میشود.
سناریوی اول (سناریوی بدبینانه): ادامۀ جنگ یا تشدید درگیری نظامی
در صورت ادامه یا تشدید جنگ، اقتصاد ایران ضربههای شدیدی میخورد. جنگ باعث آسیب بیشتر به زیرساختها (نفت، بنادر، برق)، اختلال در تنگه هرمز (که یکپنجم تجارت جهانی نفت از آنجا عبور میکند) و افزایش هزینههای نظامی میشود. انقباض تولید ناخالص داخلی اولین اثر این سناریو است. کاهش رشد اقتصادی تا سطح 10 درصد در سال اول جنگ (بر اساس مقایسه با جنگهای مشابه) پیشبینی میشود. برخی تحلیلها حتی ۳۰ درصد کاهش در یک دورۀ پنج ساله را هم پیشبینی کردهاند. کاهش صادرات نفت نیز یکی دیگر از آثار مهم این سناریو است. کاهش شدید به دلیل اختلال در خلیجفارس، حمله به تأسیسات و بنادر نفتی (مانند خارک) و تحریمهای بیشتر خواهد بود. هر چند به دلیل ناامنی روانی قیمتهای جهانی نفت افزایش مییابد اما درآمد ایران به دلیل حجم کمتر و تخفیفها افت میکند.
افزایش تورم یکی دیگر از آثار مهم ادامۀ جنگ و درگیری نظامی است. تا قبل از شروع جنگ هم نرخ تورم با رسیدن به سطح تاریخی خودش از سال 1322 رکورد 80 سالۀ خودش را شکسته بود و نرخ تورم مواد غذایی به بیش از 120 درصد رسیده بود. طبیعی است در شرایط جنگی این نرخ میتواند سطوح جدیدی را تجربه کند.
سایر آثار مانند آسیب به واردات غلات، اختلال در زنجیره تأمین، کاهش سرمایهگذاری، مهاجرت سرمایه و نیروی کار است. هر چند برآوردها نشان میدهد اقتصاد جهانی هم از افزایش قیمت انرژی آسیب میبیند اما این آسیب ناشی از این جنگ برای اقتصاد جهانی در شرایط کنونی بین 0.3 تا 0.6 درصد بر رشد اقتصادی است. در سناریوی طولانیمدت جنگ، رشد اقتصادی منفی مداوم، افزایش بدهی دولتی و فشار اجتماعی محتمل است. حتی آتشبس کوتاهمدت هم نمیتواند آسیبهای زیرساختی را به طور سریع جبران کند.
سناریوی دوم (سناریوی خوشبینانه): دستیابی به توافق احتمالی
در صورت دستیابی به توافق احتمالی مانند احیای برجام یا توافق جدید هستهای (کاهش تحریمها در ازای محدودیتهای هستهای)، اقتصاد ایران میتواند بهبود یابد. تجربۀ برجام ۲۰۱۵ نشان داد که رفع تحریمها باعث جهش صادرات نفت (به بیش از دو میلیون بشکه)، کاهش تورم و ثبات ارزی خواهد شد. این امر همچنین باعث رشد اقتصادی بین سه تا پنج درصد یا بیشتر در سالهای اول (بسته به عمق توافق) میشود، دسترسی به بازارهای جهانی، سرمایهگذاری خارجی (به ویژه در نفت و گاز) و فنآوری را نیز در پی خواهد داشت. علاوه بر این، صادرات نفت به سطوح دو میلیون بشکه بازخواهد گشت و در غیاب تحریمها درآمد ارزی بیشتر بدون تخفیف سنگین در انتظار دولت خواهد بود.
کاهش تورم، ثبات ریال و جذابیت برای سرمایهگذاران از دیگر آثار تحقق این سناریوست. بهبود تجارت با اروپا و آسیا، کاهش هزینههای معامله، رشد بخش غیرنفتی مانند دوره پسابرجام میتواند تولید ناخالص داخلی اسمی را به سرعت افزایش دهد. توافق محدود (غیرجامع) آثار متوسطی دارد، اما توافق جامع (با رفع تحریمهای اولیه و ثانویه) تحولآمیز خواهد بود. البته چالشهایی در این زمینه وجود دارد؛ اعتمادسازی، اجرای واقعی رفع تحریمها و مقاومتهای داخلی و خارجی.
چه باید کرد؟
ادامۀ جنگ، انقباض شدید تولید، تورم بالا، آسیب بلندمدت به زیرساختها، افزایش ریسک ژئوپلیتیک جهانی و احتمال طولانی شدن درگیری و هزینههای نظامی سنگین را در پی دارد. توافق، رشد مثبت اقتصادی، جذب سرمایه، تنوع اقتصادی، کاهش فشار اجتماعی را در پی دارد اما نیاز به اصلاحات داخلی و سیاستهای ضدفساد دارد تا پایدار بماند. در عین حال وابستگی به قیمت جهانی نفت، سیاستهای داخلی ایران (بودجه، یارانهها)، رفتار چین (خریدار اصلی نفت) و اجرای تحریمها توسط آمریکا و اروپا از عواملی هستند که در هر دو سناریو مهم تلقی میشوند. البته سناریوی میانی (نه جنگ تمامعیار، نه توافق کامل) هم ممکن است؛ تنش کنترلشده با صادرات نفت محدود اما پایدار.
درمجموع، رشد اقتصادی ایران در حال حاضر شکننده است و مسیر آینده به شدت به انتخاب بین جنگ یا دیپلماسی بستگی دارد. جنگ میتواند اقتصاد را به عقب برگرداند، در حالی که توافق میتواند فرصتی برای جهش فراهم کند. برای پایداری اقتصادی، ایران نیاز به تنوع اقتصادی (کاهش وابستگی به نفت)، اصلاحات ساختاری و مدیریت تورم دارد. راهحل دستیابی به توسعهی اقتصادی از تنشزدایی سیاسی میگذرد.