قلمرو رفاه

سیاست‌گذاری اقتصادی در زمانۀ جنگ؛ دولت برای جبران تخریب دو مجتمع بزرگ فولادی چه باید کند؟

حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساخت فولاد مبارکه و فولاد خوزستان ضربه‌ای بسیار سنگین به اقتصاد ایران وارد می‌کند. تحت این شرایط ضرورت حمایت‌های دولتی از این دو مجتمع و کارگران آنها بیش از پیش ضروری است

24 فروردین 1405 - 06:00 | اقتصاد سیاسی
سعیده شفیعی
سعیده شفیعی روزنامه‌نگار و پژوهشگر اقتصادی

زنجیرۀ صنعت فولاد یکی از معدود ستون‌های اقتصاد غیرنفتی مقاوم ایران در برابر تحریم‌ها بوده است. این صنعت سال گذشته حدود 7 میلیارد دلار از صادرات غیرنفتی را به خود اختصاص داد. فولاد مبارکه حدود ۸ درصد از تولید ناخالص داخلی بخش صنعت را بر عهده داشت. فولاد خوزستان هم دومین تولیدکننده فولاد کشور پس از فولاد مبارکه است. طبق گزارش‌ها خسارت سنگین به زیرساخت‌های این دو مجتمع وارد شده و زمان بازراه‌اندازی ۶ ماه تا یک سال برآورد شده است.

تعطیلی این دو مجتمع صنعتی بر اثر حملات دشمن متجاوز رشد صنعتی را کند می‌کند، وابستگی به واردات فولاد -به‌ویژه از چین- را افزایش می‌دهد و حتی امنیت ملی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. در مجموع، حتی تعطیلی کوتاه‌مدت باعث اختلال زنجیره تأمین، بی‌ثباتی صنعتی و خسارت مالی چندمیلیارددلاری -مستقیم و غیرمستقیم- می‌شود و اقتصاد را در شرایط تحریمی و جنگی آسیب‌پذیرتر می‌کند.

چه اتفاقی افتاد؟ کاهش شدید تولید و ارزآوری در صنعت فولاد

فولاد مبارکه، به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده ورق تخت خاورمیانه، ظرفیت تولید بیش از ۱۰-۱۲ میلیون تن فولاد خام در گروه دارد. ظرفیت اصلی کارخانه حدود ۱۰٫۳ میلیون تن است. فولاد خوزستان نیز به‌تازگی با راه‌اندازی خطوط جدید به ظرفیت تولید حدود ۵ میلیون تن شمش رسیده بود. این دو مجتمع بخش عمده‌ای از تولید فولاد ایران را پوشش می‌دهند که حدود ۳۲ میلیون تن در سال است.

این دو مجتمع مهم‌ترین منابع درآمد غیرنفتی کشور هستند و تعطیلی‌شان منجر به کاهش میلیاردها دلار ارز ورودی می‌شود. فولاد مبارکه تنها در ۱۰ماهه سال ۱۴۰۴ حدود ۸۶۰ میلیون دلار صادرات داشت و پیش‌بینی می‌شد تا پایان سال رکورد یک میلیارد دلار صادرات را بزند. فولاد خوزستان نیز صادرکننده عمده شمش و اسلب بود. بااین‌حال هنوز از میزان خسارات به این دو مجموعه اطلاعات کامل و مستندی منتشر نشده است.

باید منتظر چه پیامدهایی باشیم؟

تقریباً بخشی از صنعت و اقتصاد نیست که نیازمند تولیدات بخش فولاد نباشد؛ فولاد خام و ورق پایه بسیاری از صنایع مثل ساخت‌وساز، خودروسازی، ماشین‌آلات، لوله و پروفیل است. کاهش عرضۀ آن‌ها باعث جهش قیمت فولاد در بازار داخلی می‌شود، هزینۀ پروژه‌های عمرانی را بالا می‌برد و به تورم در بخش مسکن و صنایع پایین‌دستی دامن می‌زند. بیش از ۳۰۰۰ واحد صنعتی مستقیم به محصولات فولاد مبارکه وابسته‌اند.

همچنین فولاد مبارکه حدود ۱۲۹۰۰ کارمند مستقیم و حدود ۱۷ هزار پیمانکار داخل مجتمع داشت که درمجموع به‌صورت مستقیم برای ۲۹ هزار نفر و به‌صورت غیرمستقیم برای حدود ۳۵۰ هزار نفر ایجاد اشتغال می‌کرد. فولاد خوزستان هم حدود ۱۰ الی ۱۵ هزار کارگر مستقیم داشت. تعطیلی این دو مجموعه منجر به بیکاری ده‌ها هزار نفر مستقیم و صدها هزار نفر غیرمستقیم - از جمله تأمین‌کنندگان، افراد مشغول در بخش حمل‌ونقل و خدمات- در این استان‌ها و سایر استان‌های کشور می‌شود. این امر فشار بر بازار کار، کاهش مصرف محلی و افزایش مشکلات معیشتی را به دنبال دارد.

این پیامدها نشان می‌دهد که این صنایع به طور ویژه نیاز به حمایت دارند و دولت به‌عنوان متولی اصلی این صنایع یا دست‌کم به‌عنوان نهادی که نفوذی قدرتمند در این صنایع دارد، باید اقدامات فوری و میان‌مدتی را پیگیری کند تا آثار انسانی و اقتصادی تخریب زیرساخت‌ها را به حداقل برساند. به نظر می‌رسد دولت در چهار زمینه می‌تواند اقدامات جدی انجام دهد؛

برنامه‌های بازآموزی و انتقال شغل را اجرا کنید

کمک‌های بلاعوض یا وام‌های کم‌بهره از طریق کمیتۀ امداد، بهزیستی یا صندوق‌های حمایتی برای خانواده‌های کارگران می‌تواند از فقیرتر شدن آنها جلوگیری کند. راه‌اندازی مراکز آموزش فنی و حرفه‌ای رایگان در اصفهان و خوزستان برای مهارت‌آموزی در صنایع جایگزین مانند پتروشیمی، انرژی‌های تجدیدپذیر، صنایع دانش‌بنیان یا کشاورزی مدرن برای مهارت‌آموزی بیکاران و اشتغال مجدد آنان می‌تواند مؤثر باشد. همچنین اولویت‌دهی به کارگران بیکار در پروژه‌های عمرانی دولتی یا طرح‌های اشتغال‌زایی منطقه‌ای می‌تواند از بیکاری بلندمدت کارگران جلوگیری کند.

سریعاً کارخانه‌ها را بازسازی و احیا کنید

تخصیص بودجۀ فوری و اضطراری برای تعمیر زیرساخت‌ها – از جمله نیروگاه‌ها، خطوط تولید، و...- با درنظرگرفتن ترجیحات امنیتی و فنی باید در اولویت سیاست‌های دولت قرار گیرد. این صنایع استراتژیک هستند و بازراه‌اندازی آن‌ها می‌تواند علاوه بر ایجاد هزاران شغل، زمینه را برای راه‌اندازی سایر مشاغل و صنایع فراهم کند. تشویق سرمایه‌گذاری بخش خصوصی یا خارجی (در چارچوب قوانین) برای مدرن‌سازی و کاهش وابستگی به انرژی در این بخش ضروری است.

به شرکت‌ها یارانۀ کوتاه و میان‌مدت بدهید

جلوگیری از تعدیل گسترده نیرو با حمایت‌های موقت مثل یارانه انرژی یا تسهیلات بانکی از مهم‌ترین سیاست‌های پیش‌روی دولت است. در بریتانیا، دولت در زمان جنگ جهانی دوم تمام هزینه‌های تولید مانند مواد اولیه، دستمزد، انرژی را به شرکت‌ها پرداخت می‌کرد و علاوه‌برآن، یک درصد سود خالص -معمولاً بین ۵ تا ۱۰ درصد- را تضمین می‌کرد. این اقدام از ورشکستگی صنایع جلوگیری کرد. علاوه بر این، تشکیل کمیته‌های مشترک دولت-کارگران-کارفرما برای شفاف‌سازی و حل مسائلی مانند حقوق، ایمنی و برنامه‌های بازگرداندن به کار می‌تواند در شرایط کنونی مثمرثمر باشد.

ایجاد مناطق ویژۀ اقتصادی یا شهرک‌های صنعتی جدید در محل کارخانه‌ها برای جذب سرمایه و جلوگیری از مهاجرت نیروی کار یکی از راهکارهای مهم در شرایط کنونی است. همچنین تنوع‌بخشی اقتصاد محلی (مثلاً توسعه گردشگری صنعتی در مبارکه یا صنایع مرتبط با نفت/گاز در خوزستان) از دیگر سیاست‌هاست تا وابستگی به یک صنعت خاص کاهش یابد.

به سازمان تأمین اجتماعی برای تأمین مالی بیمه بیکاری کارگران کمک کنید!

 ر شرایطی که بسیاری از کارگران بیکارشده این دو مجموعه صنعتی بزرگ برای دریافت بیمه بیکاری به سازمان تأمین اجتماعی مراجعه می‌کنند، موضوع تصفیه بدهی دولت به سازمان تأمین اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. سازمان تأمین اجتماعی بزرگ‌ترین صندوق بیمه‌ای کشور است که پوشش‌دهنده میلیون‌ها بیمه‌شده، بازنشسته و کارگر از جمله کارگران فولاد مبارکه و خوزستان است. بدهی انباشته دولت به این سازمان شامل حدود ۵۰۰ همت کل بدهی قطعی و بدهی جاری حدود 300 همت می‌شود و باعث کسری شدید صندوق شده و در شرایط عادی هم فشار می‌آورد؛ اما در زمان جنگ یا تعطیلی گسترده صنایع، این کسری به بحران تبدیل می‌شود. تصفیه این بدهی در شرایط جنگی یا بحران‌های مشابه مانند حمله به صنایع کلیدی نه‌تنها یک تکلیف قانونی و بودجه‌ای، بلکه ضرورتی حیاتی برای حفظ ثبات اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیت ملی است.

این اقدامات نه‌تنها از بیکاری گسترده جلوگیری می‌کند، بلکه می‌تواند فرصت بازسازی صنعتی مقاوم‌تر ایجاد کند. تجربه گذشته نشان می‌دهد که حمایت سریع دولتی مانند احیای واحدهای راکد می‌تواند بخش زیادی از نیروی کار را حفظ کند. در شرایط فعلی، اولویت مطلق باید بازسازی این دو مجتمع و حمایت مستقیم از کارگران باشد تا ضربه به اقتصاد ملی جبران‌پذیر بماند. تصفیهٔ به‌موقع بدهی نه‌تنها صندوق را نجات می‌دهد، بلکه اعتماد عمومی را حفظ می‌کند و اقتصاد مقاوم‌تری در جنگ می‌سازد. اگر این کار انجام نشود، ضربه به کارگران فولاد فقط آغاز ماجرا خواهد بود و کل شبکه رفاهی کشور به خطر می‌افتد.