کشور به مثابه بنگاه!
رسانۀ ایران اینترنشنال با تقلیل سیاست به مدیریت، باعث سقوطِ دموکراسی به نفعِ عقلانیتِ بازار شده است
"وندی براون" در اثر درخشان خود «در ویرانههای نئولیبرالیسم»، تز تکاندهندهای را مطرح میکند: نئولیبرالیسم صرفاً مجموعهای از سیاستهای اقتصادی نیست، بلکه یک «عقلانیتِ حکمرانی» است که با تبدیلِ هر چیزی به «کالا»، دموکراسی را از درون تهی کرده و راه را برای ظهور اقتدارگراییِ نوین هموار میکند. براون استدلال میکند که این فرایند با تخریب «امر اجتماعی» و تبدیلِ شهروند به «سرمایهٔ انسانیِ تنها»، فضایی میسازد که در آن «کینهتوزی» جایگزینِ همبستگی شده و تودههای سرخورده بهسوی «سلبریتیهای منجی» رانده میشوند. این چارچوب نظری، دقیقترین ابزار برای فهمِ ظهورِ مجددِ پهلویسم و نقشِ محوریِ رسانهٔ «ایران اینترنشنال» در این بازسازیِ برند است؛ پروژهای که در آن سیاست از ساحتِ تفکر و مشارکت خارج شده و به قلمروِ «برندینگ، نمایش و مدیریتِ شرکتی» تبعید شده است.
نخستین بنمایهای که جلبتوجه میکند، تقلیلِ مفهومِ پیچیدۀ «کشور» به یک «بنگاه [1]» است.
در عقلانیت نئولیبرالی، دولت یک نهاد سیاسیِ پاسخگو نیست، بلکه باید یک «تیم مدیریتیِ کارآمد» باشد. رسانهٔ ایران اینترنشنال با بازنمایی گزینشی از دوران پهلوی، آن دوره را نه بهعنوان یک ساختار سیاسی با تمام تضادهای طبقاتی و تنشهای اجتماعیاش، بلکه بهعنوان یک «هلدینگ موفق» به تصویر میکشد که تحت مدیریتِ یک «مدیرعامل مقتدر» (شاه) اداره میشد. در این روایت، فروپاشی نظام پادشاهی در سال ۵۷ نه یک کنش سیاسی جمعی، بلکه نوعی «ورشکستگیِ ناشی از ناسپاسیِ مشتریان» تعبیر میشود. اینجاست که سیاست، «قلمروزدایی» میشود؛ یعنی بحث دربارهٔ حقوق مدنی، عدالت توزیعی و مشارکت سیاسی، جای خود را به ستایش از «تکنوکراسی» و «کارآمدی مدیریتی» میدهد. پیامی که ایران اینترنشنال بهصورت مستمر پمپاژ میکند این است: ایران برای نجات، به یک سیاستمدار یا یک فرایند دموکراتیک نیاز ندارد، بلکه به یک «مدیرعاملِ جدید از خاندانی که سوابق مدیریتی درخشانی دارد» محتاج است.
این تقلیلِ سیاست به مدیریت، در واقع همان فرایندی است که براون آن را سقوطِ دموکراسی به نفعِ عقلانیتِ بازار مینامد. این رویکرد شرکتی به سیاست، به ابداع پدیدهای منجر شده که میتوان آن را «حقیقتِ بازاری» نامید. وندی براون توضیح میدهد که در عصر نئولیبرالیسم، حقیقت نه از طریق استدلال و فکتهای تاریخی، بلکه از طریق «میزانِ جذابیتِ بستهبندی و رتبهبندیهای دیجیتال» سنجیده میشود. ایران اینترنشنال با استفاده از تکنولوژیهای پیشرفتۀ بصری، گرافیکهای پرزرقوبرق و استودیوهای مجلل، تاریخ را به یک «کالای لوکس» تبدیل کرده است. در این رسانه، فکتها به «فهرست قیمت» تقلیل مییابند. تأکید مداوم بر مقایسۀ قیمت گوشت، دلار و کالاهای مصرفی در سال ۵۶ با امروز، هدفی فراتر از اطلاعرسانی دارد؛ هدف، تبدیلِ «شهروندِ پرسشگر» به یک «مشتریِ شاکی» است. وقتی تمامِ معنایِ سعادتِ یک ملت در قدرتِ خرید خلاصه شود، عقلانیتِ نئولیبرالی پیروز شده است. در این فضا، پهلویسم نه بهعنوان یک نظام سیاسیِ دارای دکترین، بلکه بهعنوان یک «سبدِ خریدِ نوستالژیک» عرضه میشود که وعدۀ ارزانسازیِ کالاها را در ازایِ، سلب حقِ حاکمیتِ مردم میدهد. "حقیقت" در اینجا دیگر یک امر مکشوف از طریق گفتگو نیست، بلکه محصول خوشآبورنگ است که توسط «کارشناسانِ برندینگ» در اتاقهای خبر مهندسی میشود.
در لایۀ بعدی، ما با پدیدهای روبرو هستیم که میتوان آن را «ترامپیسمِ ایرانی» نامید. وندی براون در تحلیلِ ظهور ترامپ به پیوندِ میان «سلبریتیسازی» و «ویرانیِ امر سیاسی» اشاره میکند. او میگوید وقتی احزاب و نهادهایِ واسط توسط نئولیبرالیسم نابود شوند، تودهها بهجای برنامههای سیاسی به «سلبریتیهای منجی» پناه میبرند. رضا پهلوی در بازنماییِ ایران اینترنشنال، نسخۀ ایرانیِ همین الگوست. او نه بهعنوان کسی که دارای برنامۀ مدونِ حزبی یا تشکیلاتی است، بلکه بهعنوان یک «برندِ» عرضه میشود. شباهتهای ساختاری میان ترامپیسم و پهلویسمِ رسانهای شده در این رسانه حیرتانگیز است؛ هر دو جریان بهجای ساختارهای حزبی، بر «رابطۀ مستقیم و عاطفی با تودهها» از طریقِ رسانههای دیجیتال تکیه دارند. برای ایران اینترنشنال، یک نشستِ خبریِ رضا پهلوی باپرستیژ بصریِ بالا، بسیار مهمتر از یک بحثِ تحلیلی دربارهٔ حقوقِ کارگران است؛ چرا که در عصرِ نئولیبرالیسم، «تصویر» همان «سیاست» است و سیاستمدار باید مانند یک سلبریتی، مدام «تولیدِ محتوا» کند تا در بازارِ توجه باقی بماند.
یکی از خطرناکترین روندهایِ نئولیبرالی که براون به آن اشاره میکند، تولیدِ «کینهتوزی [1]» بهجای «همبستگی» است. او میگوید وقتی «امر اجتماعی» نابود شود، افراد خشم خود را نه سمت ساختار قدرت، بلکه به سمتِ «دیگریِ برساخته» هدایت میکنند. ایران اینترنشنال با ابداع و ترویج واژۀ «۵۷ی»، دقیقاً همین موتورِ کینهتوزی را روشن کرده است. این واژه بهعنوان یک «برندِ تحقیر» به کار میرود تا هر کسی را که خارج از قبیلهِٔ پهلوی قرار میگیرد، از صحنۀ سیاست حذف کند. این کینهتوزی، جامعه را به دو قبیله تقسیم میکند: «قبیلۀ وفاداران به برندِ پهلوی» و «قبیلۀ خائنانِ ۵۷ی». این همان «قبیلهگراییِ نوین» است که در آن فضایِ نقدِ دموکراتیک، جایِ خود را به یک «تصفیهحسابِ کینهتوزانه» میدهد. رسانه در اینجا بهجای آگاهیبخشی، به «کارخانهٔ تولیدِ نفرت» تبدیل میشود تا با تحریکِ عواطفِ جریحهدار شده، راه را برای یک اقتدارگراییِ منتقم هموار کند.
نقطۀ اوج این استحاله، در کمپین «من وکالت میدهم» تجلی یافت. براون توضیح میدهد که چگونه نئولیبرالیسم شهروندان را به سمتی میبرد که داوطلبانه از قدرتِ سیاسیِ خود استعفا دهند. این کمپین که توسط ایران اینترنشنال به یک «معیارِ وطنپرستی» تبدیل شد، از مردم میخواست که حقِ تعیینِ سرنوشتِ خود را به یک «شخص» واگذار کنند. در این مدل، شهروند دیگر یک کنشگرِ فعال نیست، بلکه یک «سهامدار منفعل» است که حقِ خود را به مدیرعامل تفویض میکند. این حرکت، نمادِ بارزِ سقوطِ امرِ سیاسی به نفعِ اقتدارگراییِ نئولیبرال بود؛ جایی که ارادهِٔ جمعی، به مسلخِ «کیشِ شخصیت» برده شد تا «نظم» را به قیمتِ «حذفِ سیاست» بازگرداند.
در نهایت، مفهومِ «آزادی» در این جریان، دچارِ یک قلبِ معنایی شده است. براون از «آزادیِ اقتدارگرا» سخن میگوید؛ وضعیتی که در آن آزادیهایِ فردی و سبکِ زندگی (پوشش، تفریح، مصرف) در ازایِ سلبِ قدرتِ سیاسی تضمین میشود. ایران اینترنشنال با تمرکزِ افراطی بر «نوستالژیِ آزادیهایِ اجتماعیِ عصرِ پهلوی»، به مخاطب القا میکند که تمامِ معنایِ آزادی، در «رها بودن از محدودیتهایِ مذهبی» خلاصه میشود. این رسانه با تقلیلِ جنبشهایِ رهاییبخش به یک مطالبهِٔ سبکِ زندگی، پیامی نئولیبرالی صادر میکند: «شما میتوانید آزادانه بپوشید و بنوشید، مشروط بر اینکه حاکمیتِ سیاسیِ ما را بدونِ چونوچرا بپذیرید.» این مدل، آزادی را از یک «حقِ تعیینِ سرنوشت» به یک «امتیازِ اعطایی از سویِ حاکم» تبدیل میکند که در آن «فردیتِ مصرفکننده» رشد میکند، اما «شهروندِ سیاسی» نابود میشود. پروژۀ پهلویگرایی در آینۀ ایران اینترنشنال، تجسمِ «نا-دموکراتیزاسیون» است که در این جنگ اخیر تبعات ویرانگر سازوکارهایش نمایان شد.
[1] Ressentiment
[2] Corporation
بازنشر از کانال ایران ما