قلمرو رفاه

تاب‌آوری؛ هم استراتژی هم تاکتیک

چگونه تاب‌آوری‌ ایران را حفظ کنیم؟ شش راهبرد بنیادین‌ برای‌ امنیت‌ ملی‌، استقلال و توسعه‌ فردای‌ کشور

22 فروردین 1405 - 17:32 | اقتصاد سیاسی
محمد ستاری‌فر
محمد ستاری‌فر مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی (1376 تا 1380) و رئیس سازمان برنامه و بودجه (1380 تا 1383)

قلمرو رفاه: محمد ستاری‌فر، از جمله چهره‌های اصلی و مفتکر گرایش اقتصاد نهادگرا در کشور است. او رئیس سازمان برنامه و بودجه در سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ و مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی در سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۰ بوده است. او در مقاله‌ای که می‌خوانید پیشنهادات خود را حفظ و ارتقای تاب‌آوری کشور در روزهای بعد از جنگ تحمیلی با آمریکا و اسرائیل به رشته تحریر آورده است. لازم به یادآوری است که این مقاله به عنوان «طرح موضوعی چند لایه برای بحث و بررسی همه جانبه توسط صاحب‌نظران دانشگاهی و اجرایی و دیگر علاقه مندان» ارایه شده است.

مقدمه: تاب‌آوری (Resilience) كشور در اين شرايط بسيار حساس، خطير و تعيين‌كننده، بايد به عنوان يك آرمان و «هدف بنيادين» در كليت چرخه زيستی «دولت-ملت» قلمداد شود. چون ميزان ايستادگی، تاب‌آوری و استقامت ايرانيان درمقابل اين تجاوز جنايتكارانه، بستگی به اين دارد كه تا چه ميزان چرخه حياتی «دولت – ملت» می‌تواند كميت و كيفيت‌های لازم از تاب‌آوری را در وضعيت خطير بازتوليد كرده و به آن عمل نمايد.

بايد در نظر داشت كه دستيابی به نوشداروی حياتی برای استقلال و امنيت ملی ثمره «تاب‌آوری ايران» است. اين تاب‌آوری خود از ترتيبات ساختاری و كاركردی كارآمد چرخه زيستی «دولت-ملت» ساخته و پرداخته می‌شود.

دستيابی به «تاب‌آوری کشور» به ميزان لازم يكی از شروط اساسی برای بقا، استقلال و حفظ يكپارچگی سرزمين و جمعيت ايران است. اين تاب‌آوری هم ابزار و تاكتيك، هم راهبرد و استراتژی، و هم هدف و آرمان است. به اين معنا كه بهره‌گيری از ظرفيت‌های تاب‌آوری، ابزار و تاكتيك روزانه است در جدال همه‌جانبه‌ای كه ايرانيان با متجاوزين دارند. از طرفی دستيابی به آن راهبردی است جهت پيروزی و شكست متجاوزين و درنهايت هدف است برای دستيابی و ورود ايرانيان به شرايط امنيت ملی، استقلال و مهيا كردن شرايط توسعه فردای كشور.

منظومه‌های سازنده سپهر تاب‌آوری کشور

عوامل و متغيرهای گسترده در حوزه‌های مختلف (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سياسی، نظامی، ژئوجغرافيايی، محيط‌زيستی و...) با كنش و واكنش‌هايی كه بين خود ايجاد می‌كنند، جريان مستمر و پايداری از «بده-بستان» را شكل می‌دهند. اين جريان چنانچه از جامعيت، كفايت، فراگيری و پايداری لازم برخوردار باشد، سازنده ساحت‌ها و منظومه‌هايی از جمله دستيابی به تاب‌آوری كشوری در مقابله با مسائل و بحران‌ها خواهد بود.

می‌توان گستره‌های متفاوتی از اين روابط و بده-بستان بين حوزه‌ها و عوامل سازنده كه منظومه‌ای ساختارمند با كاركردی معين در خود دارد را برشمرد.

كشور برای گذار از اين مقطع و شرايط بسيار حساس، نيازمند يك گفتمان واحد است و مهم‌تر اين كه برای اين گفتمان و اداره و راهبری جنگ امروزين به نظم و سازمان لازم نيازمند است تا با پايان پيروزمندانه جنگ به اصلاحات همه‌جانبه اقتصادی، اجتماعی، سياسی، نظامی و امنيتی اقدام نمايد.

گفتمان واحد درشرايط بسيار حساس كنونی، بايد از چگونگی توانايی‌های چرخه «دولت-ملت» شكل گرفته و توسط مجموعه نظام حكمرانی كشور (دولت، مجلس، قوه قضاييه، نظاميان، صداوسيما و...) با جامعيت، كفايت، فراگيری امور در اين گفتمان توسط دولت به صورت شفاف، واقعی و عملياتی مورد عمل قرار گيرد.

در اين گفتمان اداره جنگ، پيروزی در آن و ورود به فردای پس از جنگ بايد و الزاما توجه بسيار ويژه‌ای به عنصر «آستانه زمانی» در بهره‌گيری از فرصت‌ها داشت، كه ضمن اينكه تاب‌آوری لازم برای كشور را در خود دارد بتواند كشور را در اين جنگ ناعادانه و ظالمانه به پيروزی سوق دهد. در واقع اين تاب‌آوری كشور است كه متضمن استراتژی پيروزمندانه خروج ازجنگ در اوج قدرت و پاسداشت كيان كشور، امنيت ملی و استقلال ايران است.

بايد توجه و تاكيد داشت كه موضوع تاب‌آوری كشور درمقابل تهديدات همه‌جانبه جنگ ددمنشانه و تحميلی آمريكا و اسرائيل (كه با همكاری خيانت‌بار دول عربی منطقه رخ داده است) ثمره‌ای است كه ايرانيان در راهبردها و استراتژیهايی چون مواجهه موفقيت‌آميز با خطرات و صيانت از استقلال، تماميت ارضی و امنيت كشور می‌توانند برداشت داشته باشند.

راهبردهايی كه ايرانيان در آن لازم است برنامه، عمل و مشاركت موفقيت‌آميز خود را به منصه ظهور برسانند تا ميوه و ثمره تاب‌آوری كشور را برای حفظ تماميت ارضی و كيان خود برداشت نمايند.

راهبردهای موثر در پدیداری تاب‌آوری کشور ایران

١. راهبرد قابليت‌سازی و توانمندی نوين در نظام حكمرانی كشور

٢. راهبرد قابليت‌سازی دفاع همه‌جانبه از كشور در مقابل تهاجم و متجاوزين

٣. راهبرد قابليت‌سازی و توانمندسازی جامعه

٤. راهبرد قابليت‌سازی نوين برای تعامل فعال و موثر در ميدان ديپلماسی

٥. راهبرد قابليت‌سازی و توانمندسازی جريان گردش اطلاعات و رسانه ملی

٦. راهبرد قابليت‌سازی و توانمندسازی فردائی (بازسازی‌ها)

منظومه جريان بده-بستان برای دستيابی به تاب‌آوری كشور

دستيابی به سپهر تاب‌آوری كشور، امری است ساختنی كه بايد با محوريت دولت و مشاركت كليت نظام حكمرانی و با بهره‌گيری از نهادهايی چون شورای عالی امنيت ملی، شورای عالی دفاع، شورای اقتصاد، هیئت دولت، سازمان برنامه و بودجه و... و با اتكا به ظرفيت‌های بزرگ كشور، مردم، جغرافيای سیاسی، ظرفيت‌های قانونی، سازمانی، نهادهای كشوری، نظامی، اقتصادی و اجتماعی طراحی شده و مورد عمل قرار گيرد.

لازم به تاكيد است كه امروزه يكی از توانايی‌ها و هنرهايی كه نظام حكمرانی كشور بايد از خود داشته باشد معماری، ساختن و ورود به راهبردهای معطوف به تاب‌آوری كشور در مقابل تهديدات و خطرات است؛ راهبردهايی چون:

۱. راهبرد قابلیت‌سازی و توانمندی نظام حكمرانی کشور

پی‌ريزی گفتمانِ واحدِ منطبق با شرايط حاكم بر كشور كه بتواند پاسخگوئی لازم به نيازها و مطالبات ميدان جنگ، ميدان ديپلماسی، ميدان نيازهای جامعه و ... با رويكرد توانمندسازی و پايداری آنها درمقابل تهديدات، خطرات، دفاع همه‌جانبه و پشتيبانی از ميدان نبرد را داشته باشد. اين گفتمان واحد بايد مجموعه‌ای قانونمند، همگرا، توانمند، قابليت‌ساز جهت پاسخگويی به نيازهای دفاعی، اقتصادی و اجتماعی را در خود داشته باشد.

در اين شرايط حساس و تعيين‌كننده، بايد گفتمان چگونگی اداره كشور به صورت همه‌جانبه مورد پذيرش عملی كليت نظام اجرائی كشور (رهبری، قوای سه‌گانه، نيروهای مسلح، صداوسيما، ائمه جمعه و...) قرار گرفته و به شدت از دوگانگی و چندگانگی‌ها درآن اجتناب شود.

گفتمان واحد حكمرانی برای اداره كشور، بايد از يكپارچگی، همگرايی، كارآمدی و اثربخشی در مصاف با مسائل و مشكلات برخوردار باشد. از اين‌رو بايد اين گفتمان از جامعيت، كفايت، فراگيری و پايداری و نهادمندی لازم برخوردار باشد.

در گفتمان حكمرانی كشور، بايد با توجه به حساسيت‌ها، خطرات، نيازها، محدوديت‌های زمانی و منابع و ... رتبه‌بندی نوینی از امور كشور سرلوحه كارها قرار گيرد. در اين رتبه‌بندی نوين، تامين نيازهای همه‌جانبه ميدان نبرد و سپس پشتيبان ميدان نبرد، يعنی جامعه (تامين نيازهای اساسی، برپايی نظم و انضباط و امنيت شهری و روستايی، حفظ و نگهداشت زيرساخت‌های بنيادين، سوخت، مراكز توليدات حساس كشور و...) مورد توجه همه‌جانبه قرار گرفته و به آن عمل شود. چگونگی اين رتبه‌بندی نوین، باید پیشران تخصیص منابع مادی، انسانی و فيزيكی كشور را در خود داشته باشد.

جهت كارآمدی گفتمان واحد در اداره كشور و ايجاد هماهنگی، همگرائی همه‌جانبه امور نظامی، اقتصادی، سياسی، اجتماعی، روحی و روانی ... با همديگر لازم است منظومه‌های هیئت دولت، شورای عالی امنيت ملی، شورای عالی دفاع و... سامان و سازمان نوينی را برای كارآمدی و اثربخشی بهتر بين خود داشته باشند.

برپايی گفتمان جديد برای اداره كشور و جهت پاسخگويی به نيازهای خطير توسط كليت نظام حكمرانی كشور، هميشه بايد اتكا به توانایی و قدرت جامعه و متكی به رضایت مردم باشد. از اين طريق است كه جريان بده-بستان كارآمد و اثربخش بين ميدان جنگ و دفاع-ميدان پشتيبانی مردم شكل می‌گيرد. آن هم با آثار بازنشر گسترده و همه‌جانبه برای استقلال، صيانت از سرزمين، دفع خطر دشمنان از كشور.

نارسايی‌ها، كاستی‌ها، گسستگی‌های بين رابطه «دولت-ملت» كه طی سال‌های گذشته شكل گرفته و موجب افول قدرت ايران و طمع بيگانگان به اين سرزمين شده است، بايد به صورت جدی مورد توجه قرار گرفته و اصلاح اين موارد در الويت اجرا قرار گيرد. حكمرانی كشور بايد اين اصل و اساس را پذيرا باشد كه قدرت جامعه قوی، بن‌مايه و سازنده قدرت دولت قوی است. از اين رو رابطه دوسويه چرخه «قدرت جامعه قوی-قدرت دولت قوی» شكل گرفته و ايران می‌تواند پاسخگويی قدرتمندانه به متجاوزين، پاسداشت كيان و استقلال، حفظ تماميت سرزمينی و ورود به مراحل بعد از تهديدات و توسعه همه‌جانبه را برای خود داشته باشد.

بايد توجه داشت كه ناديده گرفتن قدرت و توانايی‌های جامعه، هميشه در همه زمان‌ها و مكان‌ها، هزينه‌های بی‌شماری (قابل اندازه‌گيری و غيرقابل اندازه‌گيری وليكن به نحوی قابل محاسبه، غير قابل محاسبه و...) را برای كشور درپی داشته است كه بايد با خرد و عقلانيت همه‌جانبه نظام حكمرانی از بروز اين هزينه‌ها برای كشور جلوگيری شود. رفع موانع مشاركت همه‌جانبه، مدخليت و رضايت مردم در سياست‌گذاری‌های عمومی نظام حكمرانی و توانمندسازی آنها و... امروزه يكی از مهم‌ترين دستاوردها را برای تاب‌آوری كشوری در مواجهه با جنگ تحميلی و برطرف كردن آثار آن را در خود دارد.

امروزه فضيلت نظام حكمرانی كشور، در اين امر نهفته است كه اين نظام تا چه ميزان می‌تواند شناخت دقيق، سريع و همه‌جانبه‌ای از مسائل مختلف (امور جنگ، دفاعی، اقتصادی، اجتماعی، روحی و روانی جامعه و...) را با جامعيت و كفايت و فراگيری لازم در گستره سرزمين و جمعيت ايران داشته باشد و به آنها با سرعت، كارآمدی، اثربخشی و كفايت لازم پاسخگويی داشته باشد. بايد كليت نظام حكمرانی كشور (چه نظامی و چه غيرنظامی، چه جنگی و چه غيرجنگی، چه دولتی چه غير دولتی...) بر اين باور و عمل باشند، كه دولت يك مجموعه تداركچی نيست (اگرچه درشرايط خطير فعلی اين امر بسيار حايز اهميت است) بلكه دولت، دولت راهبری‌كننده امور در عرصه‌های مختلف اداره كشور است. به همين جهت ادامه جنگ، آتش‌بس، مفاد صلح، نگهداشت امور برای جنگ و پس از جنگ، چگونگی برخورد با مسائل پس از جنگ، تقويت بنيه دفاعی، بازسازی واحدهای تخريب‌شده و ... همه‌وهمه در منظومه نظام حكمرانی كشور (قوای سه‌گانه، شورای عالی امنيت ملی، شورای عالی دفاع، هیئت دولت و...) برای آنها تصميم‌سازی و توسط مراجع رسمی تصميم‌گيری لازم برای آنها انجام خواهد شد. هرگونه موازی‌كاری در اين فرايند، زيان‌های بس گزافی را می‌تواند برای ايران، امنيت ملی و استقلال آن درپی داشته باشد. برای منظومه نظام حكمرانی كشور كه بر اساس خرد و عقلانيت و كارگزاری امين برای ملت شكل می‌گيرد، نتايج كار در پايان اين جنگ تحميلی بايد مهم قلمداد شود. خرد و عقلانيت حكمرانی معطوف به نتيجه (حفظ استقلال كشور، امنيت ملی، منافع ملی و...) بايد هميشه مدنظر مجموعه اركان نظام حكمرانی كشور باشد.

٢. راهبرد دفاع همه‌جانبه کشور در مقابل تهاجم و متجاوزین 

پی‌ريزی برنامه دفاع نظامی و ملی به صورت همه‌جانبه وپايدار. اركان مرتبط با اين راهبرد بايد مراحل تصميم‌سازی و تصميم‌گيری خود را در مراجع ذی‌ربط خود به شكل همه‌جانبه تدوين نمايند. اين عرصه‌ها هماهنگی‌های خود را الزاماً در مراجع نظامی، شورای عالی دفاع، شورای عالی امنيت ملی پيگيری نمايند. و بديهی است هماهنگ‌كردن امور دفاعی با ساير راهبردهای تاب‌آوری كشور جهت حفظ استقلال، حاكميت، حفظ سرزمين، دفع متجاوزين برعهده كليت نظام حكمرانی می‌باشد. در اين صورت قدرت بازدارندگی و دفاعی كشور به شكل كارآمد و اثربخش با جامعيت لازم در ميدان نبرد اجرا و عمليات خود را خواهد داشت.

گفتمان دفاع نظامی ايران، بايد هميشه در ارتباط با چرخه قدرت‌ساز «دولت-ملت» و بهره‌گيری از استعدادها و توانايی‌های آن باشد؛ گفتمانی در ارتقای توان دفاع، توان بازدارندگی، توان حفاظت از سرزمين و مردم، توان نگهداشت استقلال و امنيت همه‌جانبه كشور.

گفتمان دفاع كشور بايد دائم هم از ظرفيت دولت، جامعه، نهادهای مدنی و... برای توانمندسازی خود بهره گرفته و هم حافظ اين توانمندی‌ها و زمينه‌ساز بالندگی آنها باشد.

اين گفتمان دفاعی، سرلوحه كارش، حفظ ايران، يكپارچگی سرزمين و جمعيت آن، ايران مستقل، امن و با قدرت بازدارندگی همه‌جانبه و قوی خواهد بود.

گفتمان دفاعی كشور در آغاز با دفاع همه‌جانبه از خود در مقابل تهاجمات نه به دنبال پايان‌بخشی جنگ بدون نتيجه است و نه پايداركردن عرضه‌های جنگ نامعلوم و پرهزينه، بلكه به دنبال دستيابی به اهداف و پايان‌بخشی به جنگ در چارچوب تحقق اهدافی همچون دور كردن خطرات جديد، تقويت دفاع همه‌جانبه كشور برای نگهداشت استقلال، حفظ سرزمين و جمعيت ايران، كشوری امن و برخوردار از امنيت خواهد بود.

برای اين گفتمان دفاعی، بايد دولت و ملت با توانايی‌ها و ظرفيت‌هايی كه در چرخه زيستی خود «دولت-ملت» دارند، جريان بالنده‌ای را بين خود تشكيل دهند. چرخه «دولت-ملت» تقويت‌كننده و حافظ ميدان دفاعی و نظامی كشور به صورت همه‌جانبه خواهد بود. از طرف ديگر ميدان دفاعی و نظامی نيز با عملكرد دفاعی از كيان ايران و مردم آن، حافظ ظرفيت‌ها و بالندگی‌های «دولت-ملت» خواهد بود.

امروزه در مقابل تهديدات و تجاوزات، چرخه «دولت-ملت-نظاميان» بايد همه ظرفيت‌ها را برای سامانه حفاظتی و امنيتی كشور و جامعه متناسب با اندازه و نوع تهديدات و شرايط بسيج نمايند. تقويت همه‌جانبه پدافند غيرعامل كشور (مشاركت همگانی آحاد مردم، دستگاه‌ها، نهادهای مدنی، صاحب‌نظران و...) جهت تقويت نيروهای مسلح، كاهش آسيب‌پذيری‌ها، صيانت از امنيت عمومی مردم شهرها و روستاها، مراكز اقتصادی و اجتماعی، ارتقای پايداری ملی، تسهيل امور مديريت بحران‌های امروزه، امر مهمی است كه كشور به طور شايسته و بايسته از آن بهره نگرفته است. قصوری كه هزينه‌های بس گزافی را متوجه كشور كرده است.

برپايی دوقطب نظاميان با اسلحه و مردم مدافع بدون سلاح، يا دفاع مدنی با سازندگی چرخه «نظاميان با سلاح - مردم بدون سلاح»، بايد يكی از چرخه‌های مهم در شكل‌گيری و عملياتی شدنِ تاب‌آوری كشور قلمداد شده و توجه به آن و عملياتی شدن آن سرلوحه كارها قرار گيرد. تا هم آمادگی همه‌جانبه برای نبرد امروز شكل گيرد و هم آمادگی و صيانت برای فردای كشور و جامعه را درپی داشته است.

٣. راهبرد قابلیت‌سازی و توانمندسازی جامعه:

ميدان جنگ آشكار (كه نظاميان كشور آن را به درستی در برنامه راهبردی خود دارند)، هميشه هست و نيست خود را از ميدان پنهان (كه هست و نيست ميدان نظامی را شكل می‌دهد)، می‌گيرد. اين ميدان پنهان چگونگی قدرت مردم و جامعه و تاب‌آوری آنها را نشان دارد.

پيروزی، شكست، زخم‌ها، دردها و ... همه توش و توان جنگ از چگونگی ظرفيت‌هايی است كه جامعه می‌تواند در اختيار ميدان نبرد قرار دهد.

ميدان جنگ در كنار ارمغانی كه برای استقلال، امنيت و حفظ سرزمين و مردم دارد، جان باختن افراد جامعه، ضربات روحی و روانی گسترده، خسارات گسترده فيزيكی و مالی و... را برای جامعه درپی دارد. هميشه در جنگ‌ها، مظلوم‌ترين طرف جنگ، مردم و و چگونگی حيات و زندگی آنها است. چگونگی فهم مردم از جنگ، مشاركت آنها در جنگ جهت حفاظت از استقلال و كيان سرزمين... دستاوردی در خود دارد به نام استقامت و يا تاب‌آوری مردم در مقابل حوادث خونبار جنگ، كه عنصری بسيار گران‌بها برای هست و نيست كشور است.

دو ميدان جنگ و ميدان زيست مردم الزاما و اجبارا بده-بستان و جريانی بين خود برپا می‌سازند. يعنی «ميدان جامعه ايران (پشتيبان)-ميدان نظاميان ايرانی (مدافعين)» يا به سخن ديگر چرخه «ميدان اداره كشوری-ميدان اداره نظامی» با اين چرخه است كه تكليف توان و قدرت كشور را برای جنگ و مقابله با مهاجمين و متجاوزين تعيين خواهد كرد.

ناديده گرفتن ظرفيت‌های عظيم (آشكار و پنهان، اقتصادی، اجتماعی، روحی و روانی، جسمی، فكری و...) مردم در برپايی مدارها و چرخه‌های استقامت و جنگ، هزينه‌های بس گزافی را برای كشور و كيان آن در پی خواهد داشت. بايد دانست كه سرنوشت پيروزی و شكست در هر جنگی را در نهايت مردم جامعه و چگونگی قدرت آنها رقم می‌زند.

در كنار دغدغه‌هايی كه فرد، خانوار، جامعه، نهادهای مدنی، فرهيختگان و... در رابطه با حفظ كيان وضعيت معاش، زندگی، وضعيت روحی و فكری آحاد جامعه دارند، لازم است كليت نظام حكمرانی كشور (دولت، مجلس، قوه قضاييه، شورای عالی امنيت ملی، شورای عالی دفاع، شورای اقتصاد، سازمان برنامه و بودجه، صداوسيما و...) دغدغه حفاظت از كيان جامعه (فرد، خانواده و جامعه) را داشته باشند. حفاظت و نگهداشت داشته‌های مردم، بالندگی از داشته‌های جامعه (معاش، وضعيت روحی و روانی و...) و زيست متعارف جامعه بايد از مهم‌ترين الزامات كاری و دغدغه‌های مجموعه نظام حكمرانی قلمداد شود.

تقويت فضائل اخلاقی و رفتاری جامعه جهت نگهداشت خود، بالا بردن روحيه ايثار و جان‌فشانی برای كيان كشور و تقويت روحيه برای اميد به آينده بهتر و شايسته‌تر، تقويت وحدت ملی، هويت ملی و نشر آگاهی‌ها و معرفت‌های لازم برای ايجاد همبستگی، وفاق ملی، افتخار به خود و ايرانی‌بودن خود، امروزه بايد يكی از دغدغه‌های نظام حكمرانی، صداوسيما، نهادهای مدنی، صاحب‌نظران و... قلمداد شود.

برنامه‌ريزی برای آموزش عمومی و ترويج استقامت و پايداری در شرايط جنگی، فهم از چرائی جنگ، دستاوردهای دفاع ملی، ضرورت باور به قانون‌مداری، نظم و بردباری در شرايط سخت، بازتعريف خود و جامعه در شرايط جنگی و دستيابی به مدارا، زيست سالم، تامل و بردباری در مقابل آثار زيانبار جنگ و... يكی از الزاماتی است كه توجه و برنامه‌ريزی‌های حساس و بسيار ويژه‌ای را طلب كرده و بايد بدان توجه داشت.

حفاظت هرچه بيشتر و كارآمدتر از كسب‌وكارهای عامه مردم و رفع موانع پيش روی آنها نيز بايد سرلوحه كار راهبرد قابليت‌سازی و توانمندسازی مردم برای شرايط جنگی قلمداد شود.

تقويت و توجه ويژه به بزرگترين سرمايه كشور، يعنی جوانان و برپايی ارتباط همه‌جانبه و معنادار دولت، نهادهای مدنی، فرهيختگان با آنها و رفع ابهامات و دلنگرانی‌های آنها امروزه بايد يكی از عوامل موثر در تاب‌آوری كشور قلمداد شود. بايد درنظر داشت كه قدرت جوانان كشور، بزرگترين سرمايه كشور و پيشران بن‌مايه ايستادگی و توسعه كشور است.

برپايی رويكردهای نوين جهت تقويت و مشاركت مدنی و احزاب كشور، بهره‌گيری از ظرفيت‌های آنها جهت مشاركت همه‌جانبه‌تر جامعه در دفاع ملی به صورت مستقيم و غيرمستقيم (پدافند ملی)، نيز از ضرورياتی است كه تاكنون توجه لازم به آن نشده است و موجب ضعف در تاب‌آوری كشور شده است.

٤. راهبرد قابلیت‌سازی نوین برای تعامل فعال و موثر در میدان دیپلماسی

در اين جنگ ظالمانه، يكی از نيازهای مبرم، خروج ايران از تنهايی و انزوايی است كه هم اكنون كشور در عرصه بين‌المللی به آن دچار شده است.

پی‌ريزی تعامل موثر با جهان، يكی از ظرافت‌هايی است كه می‌تواند ايران را در عرصه نبرد پايدار و باعث خروج پيروزمندانه از جنگ شود.

بالاخره سرانجام هر جنگی، ورود به ميدان مذاكره، ديپلماسی برای آتش‌بس، صلح با قدرت در چارچوب منافع ملی و صلح درس‌آموزی است كه ديگر هيچ تجاوزگری به فكر تجاوز به قلمروی ايران نيفتد. برای اين فرايندها بايد برنامه‌های درست و همه‌جانبه، آن هم با قابليت اجرا و عمل تدوين كرد.

گزينه‌های پيش روی كشور همچون ادامه نبرد، آتش‌بس مشروط، بازتعريف از جنگ، تغيير تاكتيك‌ها در مقابل دشمن، ورود به صلح و آرامش، عقد قراردادها و پيمان‌ها برای صلح و امنيت و توسعه و... همه‌و‌همه در چگونگی راهبردی است كه ايران در عرصه ديپلماسی بين‌المللی خود با عقلانيت و خرد طراحی و آن را عملياتی می‌سازد. اين راهبردها بايد در دبيرخانه وزارت امورخارجه طراحی و چگونگی‌های آن در دولت، شورای امنيت ملی و... به بحث گذاشته شود.

خاتمه دادن شرافتمندانه به جنگ و در جهت منافع و امنيت ملی، ادامه پرهيز از تشنج در روابط ايران با كشورهای منطقه و ساير كشورها، تقويت همه‌جانبه روابط سازنده با كشورهای غيرمتخاصم، تبديل كشورهای غيردوست به دوست، كشورهای متخاصم به انزوا و انفعال و... همه‌وهمه در خود افزايش قدرت و توان ملی ايران و ايرانيان و تاب‌آوری بيشتر آن‌ها را دارد. راهبردهای مقبول و مشروع و قابل اجرای اين جهت‌گيری بايد به صورت همه‌جانبه در كليت نظام حكمرانی تدوين و اجرا شود.

پی‌ريزی برنامه در جهت منافع ايران و در جهت مقابله با كشورهايی كه برای منزوی كردن ايران در تلاش بوده و برنامه دارند، نيز بايد يكی از الزامات اين شرايط برای تاب‌آوری كشور قلمداد شود.

پی‌ريزی ترتيبات لازم برای توانمندسازی ميدان ديپلماسی ايران برای حضور كارآمد و اثربخش در جهت منافع ملی در مجامع جهانی، در روابط دوجانبه يا چندجانبه با كشورها، بايد در مجموع نظام حكمرانی كشور تدوين و عملياتی شود.

پی‌ريزی ترتيبات جهت بهره‌گيری از صاحب‌نظران و دانشمندان داخلی و خارجی در عرصه‌های فرهنگی، سياسی، دانشگاهی و... ايرانی و غيرايرانی برای دفاع از حقوق ملت ايران و دفاع از ايستادگی آنها در مقابل تجاوزات نيز از ظرفيت‌های سازنده ميزان تاب‌آوری ايرانيان خواهد بود.

تسـهيل و تنظيم روابط بيرونی اقتصـادی، سـياسـی و اجتماعی كشـور با جهان در راسـتای توانمندسـازی ظرفيت‌های ايران و تاب‌آوری بيشــتر كشــور، بايد همه‌جانبه‌تر، پايدارتر و در راســتای منافع ملی شــكل گرفته و عملياتی شود.

٥. راهبرد توانمندسازی جریان گردش اطلاعات و رسانه ملی

گسترش همه‌جانبه فعاليت‌های رسانه ملی و ارتباط جمعی كشور بر اساس خرد و عقلانيت در جهت مقابله با تهاجمات رسانه‌ای متجاوزين، گسترش در جهت توسعه عقلانيت، آگاهی‌ها، سالم‌سازی جامعه، تقويت جنبه‌های روحی، فكری جامعه، يكی از مولفه‌های پديداری تاب‌آوری ايران خواهد بود.

اطلاع‌رسانی درست و همه‌جانبه و برخوردار از جامعيت، فراگيری و كفايت لازم از وقايع كشور آن هم با سرعت لازم، برای رشد آگاهی‌ها و توانمندسازی مردم جهت مشاركت موثرتر مردم در عرصه‌های مختلف، موجب دلبستگی ايرانيان به كشور و مقبوليت و مشروعيت چرخه «دولت-ملت» می‌باشد.

بازسازی و نوسازی رويكردهای رسانه ملی جهت ايجاد انسجام ملی ايرانيان و توانمندسازی همگانی و دوری جستن از رويكردهای تضعيف ملی ايرانيان، بازگشت مرجعيت رسانه‌ای از خارج (با منويات استعماری) به داخل را در پی دارد.

ايران از آن همه ايرانيان، از هر قوم، گروه و دين هميشه بايد مدنظر باشد. از اين رو رسانه ملی بايد از هرنظر آيينه‌ای باشد از اين تفاوت‌ها و تكثرها و طرح و نظرات و مطالبات كليت ايرانيان، نه گروه‌های خاص يا نظرات خاص.

مشاركت ديدگاه‌های مختلف، سلايق گوناگون در جهت توانمندسازی جامعه و تاب‌آوری آن، امروزه يكی از نيازهای اساسی برای تاب‌آوری بيشتر است. حضور متخصصان و دردمندان و وارد كردن آنها از حاشيه به متن رسانه‌ای كشور، يكی از فرصت ها و قابليت‌ها برای تاب‌آوری كشور است كه تا حد بسيار زيادی تاكنون از آن غفلت شده است.

فرهنگ‌سازی قانون‌مداری، نظم، مدارا، تحمل در شرايط سخت جنگی، زيست سالم، برنامه‌ريزی برای مقابله جامعه با آثار زيان‌بار جنگ و... در رسانه ملی يكی از مولفه‌های سازنده تاب‌آوری است.

توليدات رسانه ملی بايد فرهنگ‌سازی مردم و جامعه را برای توسعه نظم، امنيت همگانی، همدلی، اشتراك مساعی عمومی، افتخار برای ايرانی بودن ، عشق ورزيدن به كيان ملی را در خود داشته باشد. اينگونه توليدات وقتی ميسر است كه درب رسانه ملی بدون تفاوت و بدون تبعيض با رويكردهای جامعه‌محوری، مشاركت همگانی و تقويت ارزش‌ها و كنترل‌های درونی فردی در كنار رويكردهای امنيتی و حفاظتی و جهت ارتقای احساس امنيت و ثبات در جامعه و... مشوق ديدگاه‌های مدنی و صاحب‌نظران به روی همه باز باشد.

تهييج مردم، تقويت روحيه حماسی در آنها، بی‌شك يكی از تداركات لازم برای پشتيبانی از جبهه‌های نبرد در كوتاه‌مدت است. اما بايد دانست كه اين كار همه رسالت و مسئوليت رسانه ملی برای جنگ نيست، ايجاد باور در ايرانيان، توانمندسازی مردم و آگاهی‌بخشی همه‌جانبه آنان از شرايط، ايجاد فرهنگ نظم، مشاركت، تدبير، سامان و سازمان مردم است كه به ميدان‌های نبرد نظامی و ديپلماسی ايران قدرت می‌بخشد. رسانه ملی بايد توليدكننده اين باشد كه ايرانيان با خرد و آگاهی و با باورمندی به ايرانی بودن خود مفتخر و برای آن ايستادگی لازم را دارند. رويكردهای هيجانی و زودگذر، نمی‌تواند چنين توليداتی را برای تاب‌آوری كشور به ارمغان داشته باشد اگرچه برای موارد و موضوعات زودگذر می‌تواند توجيه داشته باشد.

برنامه‌های كوتاه‌مدت و هيجانی برای حفظ روحيه مردم، اگرچه واجب، وليكن نبايد موجب حذف رويكردهای توليدكننده عقلانيت و خرد از وقايع كشور و جنگ شود.

دنيای رسانه، به ويژه رسانه در مقياس ملی، امروزه دربرگيرنده بهره‌گيری از متخصصان و صاحب‌نظران سياسی، اقتصادی، روانشناسی، جامعه‌شناسی، نظامی و... است. رقابت و دشمنی بين كشور كار خود را از جنگ رسانه‌ای آغاز كرده است. رسانه ملی ايران طی سال‌های گذشته خود را از اين ظرفيت‌ها و توانمندسازی‌ها بی‌بهره كرده است. امری كه خسارات جبران‌ناپذيری به ايرانيان وارد كرده و می‌كند و مرجعيت رسانه ملی را از داخل به خارج كشور (آن هم با اهداف شومی كه دارند) كشانده است. اين انتقال مرجعيت رسانه ملی، تضعيف همه‌جانبه تاب‌آوری كشور را در پی داشته است. بايد هرچه سريع‌تر مجموعه نظام حكمرانی كشور و رهبران آن، برای حل اين مساله چاره‌انديشی نمايند.

رسانه ملی با توليدات خود بايد در جهت ترويج فرهنگ صلح، مفاهمه، عدم خشونت، همزيستی مسالمت‌آميز ميان كليت افراد جامعه و ميان ملت و طرح آرا و نظرات آنها در رسانه ملی، اين توليدات را برای منافع ملی، امنيت ملی و كليت ايرانيان به افتخار به كشور حركت نمايد تا از اين طريق ميزان تاب‌آوری كشور برای شرايط خطير افزايش دهد.

٦. راهبرد قابلیت‌سازی و توانمندسازی فردائی برای بازسازی‌ها

از هم‌اكنون كه كشور درگير نبرد است و هرروز در كنار استقامت جانانه نيروهای نظامی و ملت ايران در مقابل متجاوزين، هزينه‌های بسيار عظيم انسانی، اقتصادی، اجتماعی و زيست محيطی برای كشور ايجاد می‌شود، بايد به فكر فردا كه ايران در آرامش و ثبات قرار می‌گيرد نيز بود. بايد برنامه‌های لازم و همه‌جانبه برای برگشت كشور به زيست عادی توام با امنيت و رشد را تدوين كرد.

ثبت همه‌جانبه خسارات به‌صورت دقيق و برخوردار از جامعيت لازم و چگونگی خسارات (قابل اندازه‌گيری، غيرقابل اندازه‌گيری وليكن به نحوی قابل محاسبه، غيرقابل اندازه‌گيری و غيرقابل محاسبه و...) بايد در اركان دولت و با راهبری سازمان برنامه و بودجه، شكل و سامان خود را با قيد فوريت پيدا كند. نمی‌توان امر بررسی و تصميم‌سازی اين امور خطير را به فردا سپرد. تصميم‌سازی و تصميم‌گيری برای اين امور فردائی، يكی ازمولفه‌های تاب‌آوری امروزين است.

چگونگی تجهيز منابع و امكانات برای ترميم ويرانی، خسارات مادی و انسانی، بازسازی زيربناها، كارخانه‌ها، مزارع، شهرها و... بايد به صورت همه‌جانبه و با پيگيری‌های ويژه و با محوريت سازمان برنامه و بودجه، كار خود را از هم‌اكنون آغاز كند.

هم‌چنانچه كشور و مردم شجاعت واستقامت را از نظاميان خود طلب می‌كنند، ايران و ايرانيان اتخاذ تصميم برای بازسازی‌ها و جبران خسارات آن هم با برنامه دقيق، قاطع و سريع را از نظام حكمرانی خود طلب دارند.

تلاش امروزين و فردائی برای برپايی و ايجاد فضای اطمينان‌بخش برای فعالان اقتصادی و اجتماعی، سازمان‌ها و ادارات دولتی و غيردولتی، ... امر مهمی است كه تقويت‌كننده قدرت ملی و تاب‌آوری آن خواهد بود.

در اين شرايط حساس كه جنگ ويرانی‌های گسترده‌ای در پی داشته است، كشور و دولت از همه نظر دچار كمبود منابع است. ايجاد رتبه‌بندی و اولويت‌بندی نيازها، آن هم به نيازهايی با آثار نشر بيشتر در جامعه و مهم‌تر از همه، پای‌بندی همه اركان نظام به اين رتبه‌بندی‌ها در مصارف مهم‌تر كه بايد از كمبود منابع تامين شود، امری است كه از هم‌اكنون بايد اركان دولت و دبيرخانه سازمان برنامه و بودجه بدان اهتمام ورزند. تمام اركان نظام حكمرانی از چگونگی برنامه‌ها و عمليات آتی آگاه و به آن پايبند باشند.

تنظيم سياست‌های مالی (بودجه‌ای)، پولی و ارزی در جهت بازسازی سريع‌تر ظرفيت‌های تخريبی و توانمندسازی دولت، جامعه، عرصه‌های توليد در جهت دستيابی به ثبات اقتصادی و اجتماعی، مهار نوسانات و تقويت بنگاه‌های اقتصادی و اجتماعی برای تاب‌آوری در دفاع مقدس و پس از آن يكی از الزاماتی است كه بايد از امروز نهال و بذر آن در اركان دولت كاشته و با مشاركت همه‌جانبه جامعه و بخش خصوصی مورد عمل قرار گيرد.

تامين امنيت غذايی و زيستی كشور، تامين سوخت، انرژی، برق، آب، مواد خام صنايع و... برای امروز و چگونگی فردای كشور از الزامات مهم پيش روی توليدكننده و تاب‌آوری كشور می‌باشد. اموری كه توجه همه زمانی و همگانی و الزام به رفتارهای همگانی را طلب می‌كند.

اهتمام همه‌جانبه به نظم و انضباط مالی (بودجه‌ای) دولت، ايجاد تعادل و توازن بين منابع - مصارف، تخصيص منابع به كالاهای عمومی و حاكميتی اجتناب‌ناپذير (امنيت، دفاع، آموزش، بهداشت و تامين اجتماعی) و تصدی‌های ضروری و خودداری از تخصيص منابع به غير از اين دو در اين شرايط از اهميت ويژه‌ای برخوردار است.

همانند امور جنگ، ضرورت فرماندهی واحد و نظم و سازمان منسجم برای امور جنگ، بايد همگان پذيرا باشند كه نظام حكمرانی كشور بايد با خرد و شعور همه‌جانبه، با نظم و سازمان پيش‌برنده و مستحكم، راهبری امر خطير بازسازی خسارات جنگ را با قدرت، كفايت، سرعت سرلوحه كار خود قرار دهند و جلوی موازی‌كاری‌ها و خدشه به تصميم‌گيری‌ها از هر نظر گرفته شود.

برای كمبودها، تورم، ركودها، بحران‌ها، گرانی‌ها، تامين منابع لازم برای مصارف اجتناب‌ناپذير و... همه‌وهمه می‌توان راه حل پيدا كرد، به شرط آنكه نظام حكمرانی كشور راه‌حل‌های خود را در يك مجموعه واحد از نظام تصميم‌گيری و تصميم‌سازی (از سطوح عالی، ميانی و پايين‌دست در كليت قوا) و با حفظ روحيه عمومی جامعه و مشاركت همگانی، بتواند امور مديريت مقابله با بحران‌ها و كمبودها را با نظم و سازمان لازم برپا كند.