جنگ علیه کار
وظیفۀ دولت در قبال کارگران و صندوق تأمین اجتماعی در زمان جنگ چیست؟
سایه سنگین جنگ و تورم بر بازار کار، موجی از عدم تمدید قراردادها را به راه انداخته که لرزه بر تنِ نحیف صندوقهای تأمین اجتماعی انداخته است. بازار کار ایران این روزها حال خوشی ندارد. اگرچه آمار هنوز دقیقی از میزان ریزش نیروها در بخشهای صنعت، خدمات و کشاورزی منتشر نشده، اما شواهد میدانی و تماسهای مکرر کارگران با تشکلهای کارگری نشاندهنده یک «هراس عمومی» از بیکاری است. کارفرمایان با استناد به ناامنی اقتصادی، اختلال در زنجیره تأمین و افزایش هزینههای تولید ناشی از جنگ، نخستین راهکار خود را در قطع همکاری با نیروی انسانی جستوجو میکنند. این در حالی است که کارگران، بهعنوان ضعیفترین حلقه این زنجیره، نهتنها با تورم ناشی از فضای جنگی روبرو هستند، بلکه حالا کابوس تمدیدنشدن قرارداد را همبالای سرخود میبینند.
ابعاد این فاجعه اما تنها به سفرههای کوچکشده کارگران ختم نمیشود. بحران اصلی در جای دیگری قد علم کرده است: سازمان تأمین اجتماعی. طبق اصل ۲۹ قانون اساسی، برخورداری از تأمین اجتماعی حقی است همگانی و دولت موظف است حمایتهای مالی لازم را از بیمهشدگان به عمل آورد. بااینحال، واقعیت چیز دیگری نشان میدهد. صندوقهای بیمهای و خصوصاً تأمین اجتماعی که سالهاست با تراز منفی و کسری منابع روبرو هستند، اکنون با دو چالش هزینهبر و جدید روبرو شدهاند؛ از یک سو تعداد بیمهشدگان فعال (واریزکنندگان حق بیمه) به دلیل تعدیل نیرو کاهشیافته و از سوی دیگر، تقاضا برای دریافت مقرری بیمه بیکاری جهش صعودی زیادی کرده است.
در این میان، پرسش اساسی اینجاست که دولت بهعنوان متولی اصلی رفاه، چه نقشی ایفا میکند؟ برای بررسی موضوع فوق، قلمرو رفاه با محمدرضا تاجیک، رئیس مجمع کارگران استان تهران، به گفتوگو نشست.
جنگ چه تأثیری بر بازار کار گذاشته است؟ در کدام بخشهای اقتصادی (صنعت، خدمات، کشاورزی و...) بیشترین تعدیل نیرو رخداده است؟ آیا آمار یا شواهدی از افزایش بیکاری در ماههای اخیر دارید؟
عملاً هیچ اطلاعات و آمار دقیقی از شرایط کار در دسترس نیست. هرکسی در این حوزه صحبت کند هم برآورد شخصی خود را گفته است. همانطور که بر همه روشن است، این جنگ ظالمانه تمامی مشاغل بازرگانی، خدماتی و تولیدی را تحتتأثیر قرار داده است. به عبارتی کل کارگران ایرانی را دچار بحران معیشتی کرده است. درخواست ما از کارفرمایان این است که در این شرایط سخت، بیشتر از کارگران مراقبت کنند. این جنگ در زمان بدی اتفاق افتاد و عدم تمدید قرارداد بیشتر از قبل مطرح است. برخی از کارگران که نگران معیشت هستند نیز با اتحادیهها تماس گرفتند. امیدواریم هرچه زودتر جنگ تمام شود تا بتوانیم کشور را به سمت آرامش ببریم.
تعدیل نیرو و افزایش بیکاری چه بار مالی جدیدی بر صندوق تأمین اجتماعی تحمیل کرده است؟ به نظر شما کاهش تعداد بیمهشدگان فعال و افزایش تعداد بازنشستگان یا بیکاران تحت پوشش، تعادل مالی صندوق را چگونه به هم زده است؟
مسئله صندوقها یک بحث خاص است. در بحث صندوقهای کارگری یک چالش بزرگ داریم و آن کسری منابع است. سال گذشته هم این اتفاق افتاد. هرچه تعداد کارگران بیکار بیشتر شود، مسلماً بحران صندوقها بیشتر میشود. شرایط ما قبل از جنگ اینطور نبود که صندوقهای تأمین اجتماعی وضعیت خوبی داشتند و حالا جنگ باعث بحران آن شده باشد. صندوقها همواره بحران و کسری داشتند. من قبل از عید در مصاحبهای از کارفرمایان درخواست کردم که بیمه کارگران را به شیوه قبل پرداخت کنند. ناگفته نماند که ما در قانون اساسی و در اصل 29 وظیفه دولت در قبال خدمات بیمهای را داریم.
همانطور که شما اشاره کردید، بر اساس اصل 29 قانون اساسی، وظیفه دولت حمایت از صندوق تأمین اجتماعی است، فکر میکنید دولت تاکنون چه اقداماتی برای جبران کسری صندوق تأمین اجتماعی انجام داده است؟
باتوجهبه اتفاقات اخیر، جلسات دولتی بهطورکلی تعطیل شده است. یکی از دوستان بیمهای با من تماس گرفت که جلسهای در روزهای پیش رو داشته باشیم؛ اما هنوز آمار دقیقی مبنی بر کمک دولت به صندوقها در دسترس نیست. جنگ هم در زمانی اتفاق افتاد که اوج جلسات بود. من روزی که از وزارت کار بعد از جلسه تعیین دستمزد بیرون آمدم، صدای ضدهوایی بلند بود و حمله هوایی صورت گرفت. ما حدود 7 ساعت زیر موشکباران در جلسه بودیم.
بهعنوان فعال کارگری، چه پیشنهادهای عملی و فوری برای کاهش فشار بر صندوق تأمین اجتماعی و همزمان حمایت از کارگران بیکار شده دارید؟
من فعلاً نسخهای که میتوانم ارائه دهم این است که همانطور که جامعه کارگری در این روزها میدان را نگه داشته و از دولت حمایت میکند، توقع داریم دولت از کارگران حمایت کند. دولت موظف است که خدماتی ارائه دهد. دولت باید از نظر منابعی به صندوقها کمک کند. بزرگترین بدهکار به صندوق تأمین اجتماعی دولت است و اولازهمه باید بدهیاش را به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت کند. دولت باید اولازهمه مشکلات جاری صندوقها را رفع کند. ما در شرایط سختی صحبت میکنیم و نمیدانیم هر دقیقه چه اتفاقی پیش رو ما قرار دارد.