حکمرانی شبکهای؛ وابستگی بازیگران در عین استقلال
در الگوی حکمرانی شبکهای، ترکیبی از شبکههای مشارکتی و شبکهٔ متشکل از سازمان به کار گرفته میشود
بهمانند هر ترتیبات دیگری، نظام تأمین اجتماعی نیز برای نائل آمدن به کارایی در استفاده از منابع و شفافیت نظام مالی و در نهایت اهداف از پیش تعیین شده، نیازمند اداره اثربخش است. ازآنجاکه این نظام، سازهای متشکل از خطمشیها و برنامههایی متعامل با حوزههای گوناگون است، لذا اداره آن علاوه بر انسجام درونی میان عناصر خویش، نیازمند سازگاری، هماهنگی و یکپارچگی با خطمشیهای سایر حوزههای مرتبط (نظیر بهداشت و درمان، آموزش، اقتصاد و بازار کار و...) است. اتحادیه بینالمللی تأمین اجتماعی، حکمرانی تأمین اجتماعی را اینگونه تعریف مینماید:
"روش بهرهبرداری مسئولان از قدرت و بهکارگیری اختیارات خود در تحقق اهداف سازمانی از قبیل طراحی، اجرا و نوآوری در سیاستها، ضوابط، سیستمها و فرایندهای سازمان و همچنین نحوه مشارکت و همکاری ذینفعان."
ماهیت پیچیده این نظام، تعدد نقشآفرینان و ارتباطات و تعاملات با سایر نظامها، این الزام را ایجاد میکند که الگوی حکمرانی مناسبی برای اداره آن ترسیم گردد. حکمرانی تأمین اجتماعی به چارچوبها، رویهها و خطمشیهایی اشاره دارد که اداره این نظام را راهبری مینماید. این مفهوم ابعاد مختلفی از جمله اهداف خطمشی، مدیریت و تعامل بخش خصوصی و دولتی را در بر میگیرد. حکمرانی تأمین اجتماعی، مفهومی چندوجهی است که شامل تعیین اهداف خطمشی، مدیریت ساختارها و نهادها، برقراری تعادل بین میزان نقش بخش عمومی و خصوصی، تضمین حاکمیت قانون و در نهایت ایجاد یکپارچگی با سایر خطمشیها است. چارچوبهای حکمرانی کارآمد، برای پیادهسازی موفق یک نظام تأمین اجتماعیِ پایدار که در نهایت رفاه اجتماعی را به همراه خواهد آورد، ضروری مینماید. [BG1]
اتحادیه بینالمللی تأمین اجتماعی صراحتاً تأکید دارد که نمیتوان یک روش حکمرانی را برای نهادهای مختلف تأمین اجتماعی ارائه داد و این نظامها در کشورهای گوناگون به دلیل تفاوت در پیشینه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، از روشهای حکمرانی متنوعی بهره میبرند؛ لذا در این سلسه نوشتار درصدد برآمدهایم تا الگوهای حکمرانی در نظامهای تأمین اجتماعی که بهوسیله نهادهای داخلی و بینالمللی معرفی و توصیه گردیده است را بهصورت اجمالی بررسی و در نهایت ضمن جمعبندی موضوع، الگوی حکمرانی مناسب برای نظام تأمین اجتماعی ایران را ارائه نماییم.
الگوی حکمرانی شبکهای در نظام تأمین اجتماعی کشور
نظام تأمین اجتماعی در کشور با چالشهای فراوانی روبرو است که در صورت عدم ظرفیتسازی مناسب برای پاسخگویی مؤثر به آنها بهزودی شاهد بحران در این نظام خواهیم بود و آثار این بحران بدون شک به دیگر بخشهای جامعه تسری خواهد یافت. با عنایت به سابقه عملکردی دولت در این حوزه، میتوان گفت، ظرفیت اجرای سیاستهای این نظام و تحقق اهداف عالیه آن در کشور وجود ندارد، مگر اینکه سیاستگذاران و تصمیمگیرندگان کشور تغییر مسیر دهند و از رویه موجود فاصله بگیرند و اصلاحی در الگوی حکمرانی نظام تأمین اجتماعی و رفاهی کشور ایجاد کنند (عزتآبادی پور و همکاران، 1402).
مرور الگوهای مطرح شده برای حکمرانی در این حوزه، نشان میدهد که در تمامی آنها بر نقش مردم و نهادهای مردمی در تحقق اهداف نظامهای تأمین اجتماعی، تأکید شده است. بر اساس اصل 29 قانون اساسی کشور، فراهمآوردن زمینههای بهرهمندی آحاد مردم از تأمین اجتماعی بر عهده دولت است، لکن این اجازه به دولتها داده شده تا از ظرفیت دیگر بازیگران در حوزههای مختلف حمایتی، بیمهای، امدادی و در سطوح مختلف سیاستگذاری، اجرا، نظارت و... استفاده نماید. فلذا با امعاننظر به ویژگیهای نظام تأمین اجتماعی و درنظرگرفتن مبانی و الزامات قانونی، الگویی که میتوان برای حکمرانی در نظام تأمین اجتماعی کشور پیشنهاد کرد، الگوی حکمرانی شبکهای است. حکمرانی شبکهای، چارچوب تحلیلی برای درک و تنظیم رابطه میان بازیگران برای مواجهه با مسائل چندوجهی و پیچیده در فرایند سیاستگذاری و اداره امور عمومی است که امکان مدیریت مؤثر منابع و بهرهمندی از ظرفیتهای تعاملی بازیگران دخیل در شبکه را فراهم میآورد.
این الگو علاوه بر دارابودن ویژگیها و کارکردهای سایر الگوها، ظرفیت مواجه با مسائل بغرنج این حوزه و چالشهای گوناگون پیش روی آن را به ما میدهد. ضرورت بهکارگیری این شکل از حکمرانی به شرح زیر قابلطرح است:
- تأمین اجتماعی، یک سیستم پیچیده است که ذینفعان متعددی از جمله دولت، بخش خصوصی، نهادهای مردمی، شهروندان و... دارد. الگوی حکمرانی شبکهای به دلیل ماهیت مشارکتی و چند ذینفعی خود، مناسبترین الگو برای مدیریت این پیچیدگیهاست. این الگو امکان هماهنگی و تعامل بین ذینفعان مختلف را فراهم میکند و مانع تمرکز قدرت در یک نهاد خاص میشود.
- الگوی حکمرانی شبکهای بر مشارکت فعال تمامی ذینفعان و بازیگران تأکید دارد. این مشارکت باعث میشود، تصمیمگیریها جامع و متناسبتر با نیازهای واقعی جامعه باشند. همچنین این الگو انعطافپذیری بیشتری در مواجهه با تغییرات و چالشهای جدید (از جمله تغییرات جمعیتی، اقتصادی یا بحرانهایی فراگیر از جمله همهگیری کرونا و...) دارد.
- مدیریت مؤثر شبکه باعث میشود مسئولیتها و نقشها بهدرستی بین ذینفعان مختلف تقسیم شود که این امر منجر به افزایش پاسخگویی و شفافیت در عملکرد نظام تأمین اجتماعی میشود. ماهیت شبکه امکان نظارت و ارزیابی عملکرد بهصورت چندجانبه و جمعی را فراهم میسازد.
- با استفاده از الگوی حکمرانی شبکهای، منابع و تخصصهای ذینفعان بهصورت بهینهتری ترکیب میشوند و همکاری بین بخشهای مختلف مانع از دوباره یا چندباره کاری خواهد شد. نتیجه چنین اتفاقی کاهش هزینهها و افزایش کارایی در ارائه خدمات تأمین اجتماعی است.
- الگوی حکمرانی شبکهای فضایی برای تبادل دانش و تجربه بین ذینفعان ایجاد میکند. یادگیری جمعی و اشتراک تجربیات نیز زمینهساز تطبیق سریعتر با شرایط جدید خواهد شد. در نهایت موارد یاد شده منجر به نوآوری در ارائه خدمات و بهبود مستمر در نظام تأمین اجتماعی خواهد گردید.

همچنین باتوجهبه چندبخشی و چندلایهای بودن و وجود بازیگران مختلف، در معرفی شکل مناسب حکمرانی شبکهای در نظام تأمین اجتماعی کشور، اتخاذ رویکردی ماژولار [1] ضروری مینماید. ماژولاریتی یک اصل طراحی است که سیستمها را به اجزای قابلمدیریت، به نام ماژول، تقسیم میکند، بهگونهای که هم وابستگیهای متقابل درون ماژولهای منفرد و هم استقلال بین ماژولها به حداکثر برسد. هر ماژول نیازمند ارتباط و هماهنگی مداوم بین عناصر مشارکتکننده است. در حالت ایدئال، ماژولها عمدتاً مستقل از یکدیگر هستند و انعطافپذیری لازم برای اصلاح ماژولهای منفرد بدون تأثیر بر کل سیستم را فراهم میکنند. استفاده از این ساختار برای تسهیل همکاری میان مجموعهای متنوع از بازیگران در رسیدن به هدف سطح سیستم، بسیار کمککننده است (جا و همکاران، 2021).
بنابراین پیشنهاد میشود، در ارائه الگوی مناسب حکمرانی شبکهای برای کشور، ترکیبی از: شبکههای مشارکتی (بهعنوان ماژولها) که در آن شرکتکنندگان در شبکه، خود مسئول تنظیم روابط داخلی و عملیات هستند و شبکهٔ متشکل از سازمان هدایتگر هستیم که در آن یکی از اعضای شبکه (با منابع کافی و مشروعیت لازم برای ایفای نقش خود) بهعنوان "سازمان رهبر"، عمل میکند، به کار گرفته شود. با این توضیحات الگوی شبکهای حکمرانی پیشنهادی برای نظام تأمین اجتماعی کشور در شکل 2 ارائه میگردد:

منابع مورد استفاده:
- Jha, S.K.; Gold, E.R.; Dubé, L. Modular Interorganizational Network Governance: A Conceptual Framework for Addressing Complex Social Problems. Sustainability 2021, 13, 10292. https://doi.org/10.3390/ su131810292
-عزت آبادی،حسام ، شیخی،سینا و ضرغام افشار،محمدتقی . (1402). الگوی مشارکت در نظام تأمین اجتماعی در ایران.. ماهنامه گزارش های کارشناسی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، 31(3)، e18951