قلمرو رفاه

شکست مسکن مهر؛ از رویای خانه‌دار شدن تا تله‌های فضایی فقر

نقدی بر سیاست‌های ناکارآمد مسکن در ایران

04 شهریور 1404 - 08:00 | اقتصاد سیاسی
کمال اطهاری
کمال اطهاری اقتصاددان و پژوهشگر حوزه اقتصاد
تنظیم نمایش متن

طرح مسکن مهر در دولت دهم موفق نبود. در آن مقطع به‌رغم رکود بازار مسکن و کاهش معاملات، قیمت مسکن افزایش یافت. به نظر شما دولت دوازدهم چه اقداماتی می‌تواند انجام دهد تا ضمن رونق بازار مسکن، اقشار ضعیف جامعه هزینه کمتری را بابت سرپناه مناسب بپردازند؟

 

اگر طرح مسکن مهر را با طرح‌هایی که در کشورهای اروپایی اجرا می‌شود مقایسه کنید، متوجه کارایی و بهره‌وری این طرح می‌شوید. مسکن مهر طرح ناموفقی بود و به توسعه حاشیه‌نشینی انجامید؛ آن‌ هم حاشیه‌نشینی سازمان‌یافته. با این سیستم، مردم در تله‌های فقر گرفتار و شهروندان کم‌درآمد به فضاهای ساخته‌شده رانده شدند که در اقتصاد به آن شهروندزدایی از شهرها می‌گویند.

حتی در محیطی که مسکن مهر ساخته‌ شد سرمایه اجتماعی وجود ندارد. بیشتر کسانی که در این محله‌ها جمع شده‌اند، در چند صفت مشترک هستند. فقر، بیکاری و درآمد پایین. از طرف دیگر، مردم به‌صورت اتفاقی در آنجا دورهم جمع شده‌اند و سرمایه اجتماعی در این طرح و این محله‌ها پایین است. بخش‌هایی از مسکن مهر که در شهرهای جدید ساخته شد، محلی را برای آسیب‌های اجتماعی فراهم کرد؛ آسیب‌هایی به‌مراتب شدیدتر از دیگر مسکن‌های غیررسمی؛ چراکه در این مسکن‌های غیررسمی، حداقل نوعی سرمایه اجتماعی پیشینی وجود دارد، اما در مسکن مهر به‌نوعی کلونی‌های جدیدی شکل‌گرفته که آثاری مخرب برای جامعه  در‌پی دارد. این‌ افراد بسیار شتاب‌زده دورهم جمع شدند. مسکن مهر، خود به‌تنهایی به حاشیه‌نشینی کمک کرد و شهرک‌هایی بدون مراکز مناسب آموزشی و بهداشتی شکل داد. در این طرح، تله‌های فضایی فقر شکل‌گرفته و شکستن این تله‌ها غیرممکن به نظر می‌رسد. رشد 150 درصدی قیمت مسکن در سال پایانی فعالیت دولت دهم زمینه را برای حضور مردم در این طرح افزایش داد و در این شرایط جامعه رانتی از طرح مسکن مهر به نفع خود و به ضرر مردم بهره برد. این طرح به جای  خانه‌دار شدن مردم به سود رانت‌جویان بود.افزایش 150 درصدی قیمت مسکن در سال 92 حاشیه‌نشینی را تشدید کرد. این یک نوع شهروند‌زدایی است. شما با تراکم‌فروشی  قیمت زمین را رانتی می‌کنید و از آنجایی که اکثریت قریب به اتفاق جامعه درآمد رانتی ندارند نمی‌توانند از مسکن مناسب بهره‌مند شوند. درست است که دولت ناچار شده درنهایت این طرح را به سرانجام برساند، اما نباید به هر قیمتی این کار را انجام دهد. همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، این طرح به پیش‌ساخت‌هایی نیاز دارد. مسکن‌ مهر طرحی میان‌مدت است و زمانی که از دو سال برای سرانجام آن سخن گفته می‌شود، احتمالا منظور این است که فقط ساختمان‌ها در این دو سال ساخته شوند.واقعیت این است که چنین موضوعی بازی رانت‌جویان است. یک نظام به نفع  در شهرهای ما به دلیل نبود درآمد پایدار شهری حاکم شده است. این باعث شده مسکن از دسترس اکثریت جامعه خارج شود. چون مسکن مهر یکی از طرح‌های دولت است، مسئولیتش نیز بر گردن دولت‌ها است و هیچ دولتی از آن رهایی ندارد، اما واقعیت این است که این طرح به‌ هیچ‌ عنوان نمی‌تواند در قالب مسکن اجتماعی مطرح شود. مسکن اجتماعی باید تبدیل به یک پایگاه اجتماعی برای آنهایی شود که درگیر فقر هستند؛ اما به‌روشنی دیده می‌شود که تنها 10 درصد از آنهایی که در سکونتگاه‌های غیررسمی زندگی می‌کردند، در طرح مسکن مهر ثبت‌نام کردند. بخش زیادی از همان‌ها هم به‌سرعت انصراف دادند. با این ‌اوصاف روشن است که مسکن مهر، به‌ هیچ ‌وجه، نماینده مسکن فقرا نبود و خود، عمدتاً سبب ساخت محله‌های جدید برای فقرا شد. دولت و مجلس قبل، طرح مسکن مهر را طراحی و اجرا کردند و اصرارشان برای اتمام این طرح موجب سودآوری برای پیمانکاران شد. اما مردم از این طرح بهره‌ای نبردند و تاثیر آن در اقتصاد هم نمایان نشد جز رکود و فقر مسکن بیشتر.  موضوع مسکن اجتماعی، مقدم بر هر چیزی، نیازمند «نهادسازی» است. باید شهرداری‌ها آماده این موضوع شوند؛ بانک‌ها و صندوق‌های پس‌انداز و وام‌دهی در نظام بانکی شکل گیرد و... . به گمان من نباید چنین فعالیت‌هایی به نهادهای مرکزی مانند بنیاد مسکن سپرده شود. این خطایی تاریخی است که دوباره در حال تکرار شدن است. یک نهاد مرکزی هم متولی ساخت می‌شود، هم متولی وام‌دهی و...سیاست‌های کنونی دولت، از جمله طرح مسکن مهر، نوعی کژکارکردی بورژوازی مستغلات را در پی خواهد داشت و به دنبال آن، هم حق مردم به مسکن و هم حق مردم به شهر سلب خواهد شد و وقتی حق انسان‌ها به شهر تامین نشود،‌ نه تنها آنها در تله و شکاف طبقاتی می‌افتند، بلکه جامعه نیز به سمت بحران‌های شدیدتری پیش خواهد رفت. اگر سازوکار مسکن اجتماعی دقیق و به درستی تکمیل نشود، تله فضایی فقر بسیار شکننده و نگران‌کننده شکل می‌گیرد. در شهر تهران در مجموع حدود 3 میلیون نفر در تله فضایی و حدود 3 میلیون نفر هم در اطراف تهران و کرج در تله فضایی فقر زندگی می‌کنند. کشور ما در حوزه مسکن، دچار بحران تولید نبوده بلکه بیشتر دچار بحران مصرف است که این بحران باعث تضییع حقوق شهروندان شده و می‌شود. در چنین شرایطی، طرح مسکن مهر نیز در دامنه سایر سیاست‌های جاری و ساری در بخش مسکن، نه تنها بر بحران‌های کنونی در این زمینه افزوده، بلکه به نظر نمی‌رسد بتواند در چشم‌انداز نیز تولید را آن‌طور که باید، تداوم بخشد.