قلمرو رفاه

دورهمی پرتنش ثروتمندان

گزارشی از نشست پرحاشیه گروه ۲۰ که بیش از تصمیمات اقتصادی، شکاف‌های سیاسی و اجتماعی جهان را عیان کرد

19 مهر 1404 - 19:05 | اقتصاد سیاسی
سحر کریمی
سحر کریمی روزنامه نگار
تنظیم نمایش متن

بندر‌هامبورگ در ماه ژوئیه امسال میزبان سران کشورهای قدرتمند در عرصه اقتصاد جهانی بود. هفتم و هشتم این ماه، نشست گروه 20 (G20) به میزبانی آلمان در این بندر برگزار شد. اما آنچه بیشتر رسانه‌های جهان را مشغول کرد، نه خود نشست و نتایج آن، بلکه حواشی آن بود.

اعتراضات گسترده قابل پیش‌بینی بود. نشست گروه 20، هرساله اعتراضات گسترده منتقدان این قدرت‌ها را در کشور میزبان موجب می‌شود. به نوشته مجله ژاکوبن: «نشست گروه 20، دورهمی رهبران 19 کشوری است که بدون هیچ مبنایی انتخاب شده‌اند و همراه با اتحادیه اروپا، بدون این‌که از نظر سیاسی حقی داشته‌ باشند، وظیفه خود می‌دانند آینده اقتصاد جهانی را پشت درهای بسته برنامه‌ریزی کنند.»

از سوی دیگر، اولین حضور دونالد ترامپ در مجمع سالیانه این گروه باعث شد، برخلاف سال‌های گذشته فضای میان رهبران هم پر‌تنش‌تر به نظر برسد. با خروج آمریکا از «توافقنامه پاریس» و چشم‌انداز اولین دیدار پوتین و ترامپ، پس از تمامی جنجال‌های مربوط به رابطه این دو کشور و دست داشتن روسیه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، بسیاری را در انتظار حواشی حضور ترامپ گذاشته بود و رئیس‌جمهور آمریکا هم حداقل در مورد حاشیه، کسی را دست‌خالی نمی‌گذارد.

 

به جهنم  خوش آمدید

شاید برای کسانی که سریال «مردگان متحرک» (The Walking Dead) را دیده‌اند، حضور گروه‌هایی کوچک که از افرادی که از فرق سر تا نوک انگشتان پا خاکستری بودند و در روزهای پیش از آغاز نشست در‌هامبورگ پرسه می‌زدند، بیشتر جلب توجه می‌کرد. بالاخره در روز جمعه، این گروه‌ها به هم پیوستند و پرفورمونس «هزار پیکر» را اجرا کردند که بسیار مورد توجه واقع شد.

هزار نفری که با بدن‌هایی لَخت و چشمانی بی‌حالت و سرتاپا خاکستری، در‌هامبورگ رژه می‌رفتند، قصد داشتند در مورد تصمیماتی که پشت درهای بسته گرفته می‌شود، هشدار دهند. یکی از برگزارکنندگان این اجرا گفت «هدف ما این بود مردم را واقعا تحت‌تاثیر قرار دهیم و کاری کنیم که بدانند باید دوباره در امور سیاسی دخالت کنند». زامبی‌هایی که در‌ هامبورگ به راه افتادند، نمادی از مردم بی‌تفاوتی بودند که متوجه تاثیر تصمیماتی که چند فرد می‌گیرند، بر زندگی خود نیستند. البته که در آخر روز، زامبی‌ها لباس‌های خاکستری خود را درآوردند و با لباس‌های رنگی به شادمانی در خیابان پرداختند.

اما این بخش مسالمت‌آمیز و زیبای مخالفت‌ها بود. پلیس‌هامبورگ انتظار داشت ده‌ها هزار نفر از سراسر اروپا برای شرکت در تظاهرات‌ها به این شهر سرازیر شوند. در همان اول کار، در درگیری بین پلیس و مخالفان، 76 پلیس مجروح شدند. درگیری‌ها وقتی شدت گرفت که پلیس به تجمع 12 هزارنفری افرادی نقابدار که راهپیمایی «به جهنم خوش آمدید» را راه‌انداخته بودند، حمله کرد.

برگزارکنندگان راهپیمایی را لغو کردند، اما جمعیت بر جای خود ماند و در برابر گاز خردل و ماشین‌های آب‌پاش پلیس، شعله‌های آتش در‌ هامبورگ پخش و در خیابان‌ها سنگرهایی ساخته شد.  در پایان نشت دو روزه، شهری جنگ‌زده برجای مانده بود که ساکنانش می‌پرسیدند چرا دولت تصمیم گرفت چنین نشستی را در چنین شهر پرجمعیتی که ید طولانی در تظاهرات و مقاومت دارد، برپا کند؟ مرکل پیش‌تر گفته بود که جایگاه‌ هامبورگ به عنوان بندری ثروتمند و مظهر تجارت آزاد عامل این انتخاب بوده، اما او توجه نکرده ‌بود که مانند تمامی شهرهایی که تاریخی از تجارت دریایی را پشت سر دارند، ‌هامبورگ نیز سنت قدرتمند مقاومت و تفکر آزاد و شورش‌های بی‌بدیل روز کارگر را نیز در خود حفظ کرده است.

در طی سه روز، کنترل اوضاع از دست 15 تا 20 هزار نیروی پلیس شهر خارج شد. در برابر خشونت پلیس، خشونت تظاهرکنندگان هم گسترش یافت و کار به غارت چند مغازه و آتش زدن اتومبیل‌ها رسید. خیلی از معترضان زخمی و حدود 400 نفر هم بازداشت شدند. بسیاری معتقد بودند کار از دست خود معترضان هم خارج شده و دیگر معلوم نیست چه کسی به چه چیزی اعتراض دارد و ماهیت تظاهرات‌ها چیست. اینگو جِستردینگ 63 ساله که خود از معترضان بود، جواب خوبی در آستین داشت: «می‌شود شما به ما بگویید اصلا ماهیت گروه 20 چیست؟»

 

اصلا ماهیت گروه 20 چیست؟

نشست‌های سالیانه گروه 20، در مواجهه با بحران مالی سال‌های 97 تا 99 و به پیشنهاد وزرای اقتصادی گروه 7 آغاز به کار کرد. از سال 1999، نشست وزرای اقتصادی و مدیران بانک جهانی هرساله تشکیل می‌شود. در سال 2008، جورج دبلیو بوش از رهبران کشورهای گروه، برای تشکیل نشست دعوت کرد و بدین ترتیب اولین مجمع درسطح رهبران کشورها تشکیل شد تا برای مقابله با بحران مالی همین سال چاره‌اندیشی کنند. 

 اما هدف این نشست‌ها چیست؟ گروه 20 در آغاز با هدف شکل‌گیری گفت‌وگویی غیررسمی میان اقتصادهای بزرگ جهان شکل گرفت تا بتوانند درباره سیاست‌های کلیدی مالی و اقتصادی جهانی بحث کنند. همکاری بیشتر کشورها برای دستیابی به رشد اقتصادی پایدار که همه کشورها از آن منتفع شوند، هدف اصلی این گروه دانسته می‌شود، هدفی که بسیاری از منتقدین و همان معترضانی که خیابان‌های ‌هامبورگ را در آتش و خشم غرق کردند، آن را باور نمی‌کنند.

از سال‌های پس از جنگ‌جهانی دوم، کشورهای جهان همواره در پی سازمان‌ها و نهادهایی فراملیتی چون سازمان ملل بوده‌اند تا از بلایی مانند آن جنگ خانمان‌سوز (جنگ جهانی دوم)جلوگیری کنند. از آن سال‌ها، سازوکار اداره جهان بسیار تغییر کرده است. زمانی دو قدرت آمریکا و شوروی رهبران بلامنازع جهان بودند، اما حالا در روی همان پاشنه نمی‌چرخد و قدرتمندان مجبورند برای پیشبرد اهداف‌شان، دیگران را هم وارد بازی کنند. گروه 6، اولین گام بود که از دورهمی رهبران فرانسه، آمریکا، بریتانیا، ایتالیا، آلمان غربی و ژاپن شکل گرفت. بعد کانادا هم به آنها پیوست و گروه 7 تشکیل شد. با پایان جنگ سرد، روسیه هم داخل گروه شد.

 حالا دیگر مدعیان رهبری جهان زیاد شده بودند، اما بحران مالی سال 2008 نشان داد حتی 8 کشور قدرقدرت هم در اداره جهان به نحو مطلوب خودشان ناتوانند. دیگر دورهمی دوستانه‌ای در کار نبود و بازیکنان جدید وارد صحنه شدند. از چین تا برزیل، از هندوستان تا اندونزی؛ بسیاری خود را در اداره جهان جدید محق می‌دیدند. اگر در گروه 8 از کمک به کشورهای در حال توسعه صحبت می‌شد، حالا تغییرات اقلیمی، توسعه و مساله پناهجویان که موثر بر اقتصاد همه کشورها هستند، موضوع بحث رهبران است.

 

مردی بهتر از ترامپ

در اولین روز ماه ژوئن، دونالد ترامپ اعلام کرد آمریکا دیگر به توافق محیط‌زیستی پاریس متعهد نخواهد بود. بنابراین، جای تعجب نبود که سران کشورهای عضو توافق، مساله تغییرات اقلیمی را یکی از مباحث اصلی نشست قرار دهند. در حقیقت، با وجود خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، اولین حضور دونالد ترامپ در اروپا باعث شد اتحادی جدید میان سران کشورهای اروپا شکل گیرد. آنگلا مرکل، میزبان این نشست، پنج‌شنبه قبل از آغاز اجلاس، نشستی با سران کشورهای اروپایی تشکیل داد تا راهکارهای رابطه با ترامپ را بررسی کنند.

تنهایی آمریکا، بیش از همه در انتهای نشست آشکار شد، زمانی که 19 کشور عضو بیانیه‌ای صادر کردند و گفتند که «توافق پاریس» غیرقابل بازگشت است و تمامی اعضا به آن متعهد باقی خواهند ماند. آنگلا مرکل اعلام کرد که از خروج آمریکا از این توافق متاسف است و با ترزا می، نخست‌وزیر بریتانیا موافق نیست که فکر می‌کند واشنگتن می‌تواند دوباره به توافق بپیوندد. ترزا می، امیدوار است با شکل دادن روابط تجاری جدید با آمریکا، کمی از مخمصه برگزیت خارج شود و به دلیل انتقاد نکردن صریح از ترامپ و خروج او از توافق پاریس، به‌شدت در بریتانیا مورد انتقاد است.

بیانیه 19 کشور، شکست آشکاری برای ترامپ بود، شکست کشوری که دیگر رهبری جهان را در دست ندارد. با این وجود، گزارشی جدید از گروه‌هایی از سازمان‌های زیست‌محیطی مدعی شده‌اند دولت‌های عضو گروه 20، سالیانه حدود 72 میلیارد دلار از بودجه عمومی در تولید سوخت فسیلی سرمایه‌گذاری می‌کنند، یعنی تقریبا چهار برابر سرمایه‌گذاری در انرژی‌های پاک. بنابراین به نظر می‌رسد حتی در مورد محیط زیست هم که مهمترین دغدغه و مساله مشترک حداقل 19 کشور عضو بود، صداقت کافی در اجرایی شدن راهکارها وجود ندارد.

از سوی دیگر، همه منتظر اولین دیدار ترامپ و پوتین در حاشیه نشست بودند، دیداری که گاردین «یکی از غریب‌ترین رویارویی‌های تاریخ مدرن» خواند. در ماه‌های اخیر، پوتین متهم شده که در انتخابات آمریکا دخالت داشته و ترامپ هم در مورد رابطه با روسیه مورد تحقیق قرار گرفته است. آن زمان هنوز کسی از رابطه پسر ترامپ با وکیل روسی خبر نداشت. روابط دو کشور اما، به دلیل تحریم‌های آمریکا (و تحریم‌های بیشتری که سنا در پی آن بود و اخیرا هم به تصویب رسانید) پرتنش بود. مساله الحاق کریمه به روسیه و حضور نظامی هر دو کشور در سوریه هم بر این تنش‌ها می‌افزود.

در سال‌های اخیر ترامپ از ستایش پوتین ابایی نداشت. او یک بار گفت «پوتین از من آدم بهتری است» و همین‌طور گفته بود «من واقعا دوست دارم که بتوانم با روسیه کنار بیایم». اما روز پیش از دیدار، روسیه را متهم کرد «با ایجاد بی‌ثباتی قصد دارد اراده غرب را بسنجد» و اینکه روسیه باید «دست از حمایت کشورهای متخاصمی چون سوریه و ایران بردارد». به نظر می‌رسد با وجود هجمه رسانه‌ها و سیاستمداران آمریکایی به رابطه این دوکشور، ترامپ چاره‌ای جز سخت گرفتن به روسیه نداشته باشد.

بالاخره دیدار در روز نخست نشست رخ داد و روزنامه‌نگاران شاهد بخش کوچکی از آن بودند، اما ترامپ به سوال خبرنگاران درباره این‌که آیا مساله انتخابات آمریکا در گفت‌وگو با پوتین مطرح شده، اعتنایی نکرد. در حالی که روزنامه‌نگاران به خارج اتاق هدایت می‌شدند، پوتین به سمت ترامپ خم شد و گفت «این‌ها همان‌هایی هستند که اذیتت می‌کنند؟»، شوخی‌ای که به اصرار ترامپ بر دروغگو بودن رسانه‌ها اشاره داشت و از جانب مردی که مسئول مرگ روزنامه‌نگاران مخالفش است، شاید بیش از خنده‌دار بودن، موحش باشد، اما پوتین به شوخی خودش خندید.

در ملاقاتی که 140 دقیقه طول کشید و در پی آن دو طرف در جنوب سوریه اعلام آتش‌بس کردند که نشانه‌ای از موفق بودن مذاکرات تلقی شد. روسیه بعدها اعلام کرد که پوتین نقش داشتن در انتخابات آمریکا را در این ملاقات تکذیب کرده است.  اما حاشیه اصلی برای رئیس‌جمهور جدید، چیزی بود که کسی تصورش را نمی‌کرد. در روز دوم، زمانی که ایوانکا ترامپ به جای پدرش در نشست حاضر شد و در کنار رؤسای جمهور روسیه، چین و ترکیه، صدراعظم آلمان و نخست‌وزیر بریتانیا نشست، سخنگوی ایوانکا بعدها گفت او در انتهای سالن نشسته بود و فقط در دو موقعیت کوتاه که پدرش از سالن خارج شد، جای او نشست.

 البته که معمول است اعضای تیم کشورها، در غیاب رهبر جای خالی او را پر کنند، اما آنچه تمسخر و ناراحتی رسانه‌ها را برانگیخت این بود که برای اولین‌بار، یکی از اعضای خانواده این کار را کرد، مدل سابقی که با وجود وظایف جدیدش در کاخ سفید، هیچ دانش و تجربه‌ای در قیاس با کسانی که در کنارش نشسته بودند نداشت و فقط ژن خوبش به دادش رسیده بود.

 

ماموریت متمدن‌سازی

در زمانی که ایوانکا بر جایگاه پدرش نشسته بود، جیم یونگ کیم، رئیس بانک جهانی مشغول سخنرانی درباره مهاجرت آفریقایی‌ها و سلامت بود. موضوع آفریقا یکی دیگر از مسائل مورد بحث در نشست امسال گروه 20 بود. جمعیت آفریقا تا سال 2050 دو برابر خواهد شد و در کمتر از 50 سال، جمعیت جوان این قاره از تعداد جوانان کل کشورهای گروه 20 (از جمله هند و چین) پیشی خواهد گرفت.

 مساله آموزش، اشتغال و توانمندسازی آفریقا برای کاهش مهاجرت و اتکا به کمک‌های دیگر کشورها، مساله‌ای بود که هرچند در روز دوم مذاکرات مطرح شد، اما به راهکار یا تصمیم مشترکی از جانب کشورها ختم نشد.  در حالی که در طول دو روز نشست، رسانه‌ها بی‌صبرانه منتظر گاف جدیدی از سوی ترامپ بودند، امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور جدید فرانسه این لطف را در حق‌شان کرد. در کنفرانس خبری اجلاس، وقتی خبرنگاری از او پرسید آیا طرح جامعی مشابه طرح مارشال (کمک اقتصادی گسترده آمریکا به اروپای غربی پس از جنگ جهانی دوم) برای آفریقا دارند یا نه، ماکرون در سه دقیقه‌ونیم پاسخ داد که آفریقا مشکلات «تمدنی» دارد و میان طرحی که بایستی با مشکلات متعددی روبه‌رو شود، با طرح بازسازی کشورها پس از جنگ تفاوت است. 

همین استفاده از لفظ «تمدن» از طرف رئیس‌جمهور کشوری که استعمارش مدت‌های مدید و تا همین اواخر خاک آفریقا را با شعار «متمدن کردن نژادهای پست‌تر» به توبره کشیده بود، برای برانگیختن خشم رسانه‌های اجتماعی کافی بود. اما ماکرون به همین هم اکتفا نکرد و گفت یکی از چالش‌های اساسی آفریقا این است که زن‌ها هنوز هفت یا هشت بچه دارند و این نرخ تولد باعث بی‌ثباتی منطقه است. می‌توان میلیارد‌ها یورو خرج کرد، اما هیچ چیز به ثبات نمی‌رسد. بنابراین ماکرون موفق شد در عرض سه دقیقه خودش را همزمان، نژادپرست، مردسالار و اسیر کلیشه‌ها نشان دهد.

ماکرون توجه نکرد که آفریقا قاره‌ای است متشکل از 54 کشور متفاوت و هر کدام از این کشورها چالش‌های خاص خود را دارند. نگاه کلیشه‌ای ماکرون در یک‌دست و خلاصه کردن این کشورها تحت نام «آفریقا» بسیار ساده‌انگارانه و سطحی بود. بگذریم که نرخ تولد در این کشورها هم بسیار متفاوت است و با سرعت خوبی هم رو به کاهش دارد.

نظرات ماکرون یادآور سلف دست‌راستی‌اش سارکوزی بود که در سال 2007 گفت: «آفریقایی‌ها هنوز وارد تاریخ نشده‌اند» و همانطور که گفته شد این نوع نظرات، خصوصا از جانب رهبران کشوری که «ماموریت متمدن‌سازی»، بنیان اصلی ایده‌های استعماری‌اش بود، بر بسیاری گران آمد. هنوز که هنوز است، حتی ماکرون فرانسوی که استعمار را «جنایت علیه بشریت» خواند، از اینکه ریشه‌های مشکلات آفریقا را در تاریخ استعمار جست‌وجو کند، ابا دارد.

 

برندگان  جهانی‌سازی

سال گذشته مارک کارنی، مدیر بانک انگلستان، در نشست مالی گروه 20 گفت اگر به بانک‌های مرکزی اجازه داده شود، می‌توانند برای سیاستمداران وقت بیشتری بخرند تا مدل‌های اقتصادی بهتری برای جهان پیدا کنند. اما به گفته پل میسون، تحلیلگر بریتانیایی، نه ‌فقط مدل‌های جدیدی در کار نیست، بلکه با روی کار آمدن ترامپ، اجماع عمومی درباره خود مساله جهانی‌سازی هم رو به فروپاشی است.

در حقیقت، اولین گام در تشکیل گروه 20، اجماع جهانی در مقابله با «حمایت‌گرایی اقتصادی» برای رویارویی با بحران مالی جهانی بود.

اما از زمان شکل‌گیری تعهدات این کشورها از سال 2008، تاکنون5هزارو 886 بار در جهت منافع داخلی کشورها، برخلاف این تعهد عمل شده است. در واقع، تعهد ضدحمایت‌گرایی هر 13 ساعت یک‌بار شکسته شده است. با اینکه تعهدات این اجلاس هرگز الزام‌آور نبوده‌اند، اما انگار تمامی رهبران دوست دارند ما باور کنیم که آنها به تعهد خود پایبندند. اینجا باز هم ترامپ بود که پا پیش گذاشت و برخلاف مسیر سایرین حرکت کرد. «اول آمریکا» شعاری بود که از کمپین‌های او آغاز شد و طرفداران بسیار یافت.

آنگلا مرکل، قبل از نشست در مصاحبه با مجله آلمانی «دی تسایت» گفته بود «در حالی که ما در پی فرصت‌های همکاری هستیم که به نفع همه باشد، به نظر می‌رسد جهانی‌سازی از دید دولت آمریکا یک موقعیت برد-برد نیست، بلکه برای آنها برنده و بازنده مطرح است».

او در پایان اجلاس هم اعلام کرد با توجه به رویکرد آمریکا، دست‌یافتن به توافقی برای نوشتن بیانیه نهایی نشست بسیار دشوار بوده است. اما به هر حال، این توافق، برخلاف موضوع تغییرات اقلیمی به نتیجه رسید. توافقی که نمی‌بایست دشواری چندانی می‌داشت، چون هرگز به مفاد آن متعهد نبوده‌اند.

با این وجود، متن بیانیه نسبت به سال‌های گذشته محدود‌کننده‌تر شده است. مثلا استفاده از «ابزارهای دفاعی مشروع تجاری» که می‌تواند تعرفه‌های تجاری تنبیهی باشند، مجاز شمرده‌ است. همین‌طور واژه «تجارت منصفانه» به متن افزوده شده. ترامپ همواره معتقد بود قراردادهای تجاری با آمریکا منصفانه نیستند. از سویی، هر کس ممکن است تعریفی از انصاف داشته باشد.

ترامپ روز پیش از نشست در حساب توئیترش نوشت: «آمریکا، برخی از بدترین معملات تجاری در تاریخ جهان را انجام داده، چرا ما باید به معامله با کشورهایی ادامه دهیم که به ما کمک نمی‌کنند؟» در این میانه، امضای معاهده «تجارت آزاد میان ژاپن و اتحادیه اروپا»، نشانه‌ای برای ترامپ بود که اروپا در صورت لزوم می‌تواند از ترامپ بگذرد و او را در بازی داخل نکند.

 

مسئولیت  اداره جهان

کشورهای عضو گروه 20، حدود 85 درصد تولید ناخالص داخلی جهان را در اختیار دارند، اما همواره بحث بر سر این موضوع که چه کسانی و با چه ترتیباتی حق دارند به عضویت این گروه درآیند داغ بوده است. در حقیقت سوال اصلی این است چه کسانی بر جهان ما حاکم هستند؟ برخی موافقان معتقدند اگر همین گروه هم نباشد، جهان در دعواهای سیاسی و اقتصادی دو، سه قدرت بزرگ مانند چین، آمریکا و آلمان غرق می‌شود. مخالفان از سوی دیگر درک نمی‌کنند که بر اساس چه معیاری، 20 کشور می‌توانند راهکاری برای اداره جهان ارائه دهند.

در فضای بحران مالی سال 2008، اشتیاق کشورها برای برون‌رفت از بحران باعث می‌شد مذاکرات گروه سازنده‌تر و دستیابی به توافقات برای اصلاح بازارهای مالی آسان‌تر باشد. اما حالا که بحران برطرف شده است، همبستگی هم رنگ باخته است. بهبود اوضاع در تمامی کشورها برابر رخ نداده و همین هم دلیل مضاعفی است که هرکدام میل داشته باشند راه خود را بروند. اگر زمانی، خروج از بحران مالی مساله‌ای بود که تمامی کشورها بر آن توافق داشتند، حالا مسائل پیش‌رو متعددتر و پیچیده‌ترند. کره شمالی، اوکراین، سوریه، تغییرات اقلیمی، تجارت جهانی، مهاجرت و حتی اختلافات کشورهای خلیج‌فارس مسائلی هستند که در این نشست مطرح شده‌اند و رویکردهای طرفین به آنها یکسان نبوده است.

پل مارتین، نخست‌وزیر سابق بریتانیا و از پایه‌گذاران گروه 20، همواره هدف این گروه را این می‌دانست که «جهانی‌سازی باید به همگان نفع برساند»، حالا مساله این است که گروهی نادیده گرفته شده‌اند و روندهای جهانی در توزیع منفعت عادلانه عمل نکرده ‌است. کشورهای در حال توسعه و گروه‌های کم‌درآمد نفعی از جهانی‌سازی نبرده‌اند. این را می‌توان از خشم تظاهرات‌کنندگان هامبورگ دریافت.

نظم جهانی تغییر کرده است، حالا آمریکا رهبر جهان نیست و حتی رهبری 20 قدرتمند اقتصادی نیز برای بسیاری پذیرفته نیست. نظرسنجی مرکز پیو قبل از آغاز نشست نشان داد مردم کشورهای عضو گروه 20 هم در این نشست بیشتر به رهبری مرکل دل بسته‌اند تا دونالد ترامپ. فقط در روسیه و هند بوده که مردم ترامپ را فرد موثرتری در اداره امور جهان دانسته‌اند، البته 63 درصد هندی‌ها اصلا درباره مرکل نظری نداشته‌اند. 56 درصد آمریکایی‌ها به مرکل اعتماد بیشتری داشتند تا ترامپ. البته کشورهایی مثل ترکیه هم هر دو را قابل قبول ندانسته‌اند.