تامیناجتماعی نباید پیر شود
روایت سید تقی نوربخش، رئیس سازمان تامیناجتماعی از جلسه غیرعلنی بررسی وضعیت صندوقها در مجلس شورای اسلامی
ماه گذشته رئیس سازمان تامیناجتماعی به مجلس شورای اسلامی رفت و در جلسه غیرعلنی بررسی وضعیت صندوقها شرکت کرد که چیزی حدود سه ساعت هم طول کشید. اما چرا موضع صندوق تامیناجتماعی برای مجلس اهمیت پیدا کرد؟ سید تقی نوربخش در خصوص این جلسه در مجلس میگوید: «تامیناجتماعی همیشه مهم بوده و اهمیتش مربوط به امروز و دیروز نیست. همانطور که میدانید، جزئیات جلسه غیرعلنی را هم نمیتوان بیان کرد، اما میتوانم به چارچوبهایش اشاره کنم. سابقه تامیناجتماعی در کشور ما به سال ۱۳۱۰ برمیگردد و از ۱۳۵۴ هم سازمان تامیناجتماعی داریم. اما در جواب اینکه چرا تامیناجتماعی اهمیت پیدا کرده، فکر میکنم باید نگاهی به اعداد و ارقام مرتبط با موضوع بیندازیم تا اهمیتش روشن شود. در حال حاضر بیش از ۴۱ میلیون نفر بیمهشده اصلی و تبعی، زیرمجموعه سازمان ما هستند. یعنی دوسوم کل بیمهشدگان کشور تحت پوشش سازمان هستند که شامل ۴۴ درصد بازنشستگان کشور میشود و ارائه خدمات به این عزیزان ماهانه میلیاردها تومان هزینه دارد».
سازمان تامیناجتماعی ماهانه حدود شش هزار میلیارد تومان هزینه دارد. خود این اعداد و ارقام اهمیت سازمان تامیناجتماعی را نشان میدهد. از طرف دیگر تامیناجتماعی سازمانی درآمدی- هزینهای است. اغلب سازمانهای کشور هزینهای هستند و برخی از آنها مانند سازمان امور مالیاتی یا شرکت ملی نفت درآمدی هستند، اما سازمان تامیناجتماعی سازمانی درآمدی- هزینهای است؛ یعنی همانقدر که درآمد دارد باید هزینه کند. منابع درآمد این سازمان هم سهجانبهگرایی است. یعنی دولت، کارفرما و بیمهشده برایش هزینه پرداخت میکنند. درواقع افراد در یک نسل، هزینهای را پرداخت و بعدها خدماتش را دریافت میکنند. این مشکلات متعلق به امروز و دیروز نیست، اما امروز تصمیم بر این شده که برایش چارهاندیشی شود.
نوربخش درباره دلایل این مشکلات گفت: «قسمتی از دلایلاش ویژگی طبیعی هر سازمان بیمهگر است. هر سازمان بیمهگری ابتدا دریافتکننده و سپس پرداختکننده است و طبیعی است که بهمرور سازمان پیر شود. اما نوعی پیری زودرس نیز داریم مانند بعضیها که بهخاطر مشکلات و استرس در جوانی، مویشان سفید میشود، سازمان تامیناجتماعی نیز دچار همین پیری زودرس شده است. دخالتهای غیربیمهای، تعهدات بدون منبع، مشکلات دولتها در ایفای تعهدات قانونی، متغیرهای کسبوکار و رشد اقتصادی و انجامنشدن بهموقع اصلاحات بیمهای، همه دستبهدست هم دادهاند تا سازمان تامیناجتماعی در جوانی موهایش سفید شود. مثلا در بدو تشکیل سازمان، نرخ امید به زندگی ۵۵ سال بود، اما امروز این نرخ به بیش از ۷۰ سال رسیده و طبیعتا سن بازنشستگی نیز باید متناسب با آن رشد میکرد، اما عملا میبینیم که برعکس، کمتر نیز شده است. دلیل مهمتر این است که تا سال ۸۴ دولت دو تعهد یعنی پرداخت حق بیمه سه درصدی و دیگری، معافیت کارگاههای زیر پنج نفر را در قبال سازمان پذیرفته بود. این دو تعهد در کمتر از یک دهه تبدیل به ۲۰ تعهد شد. عدهای را که خودشان بیمهپردازی میکردند یا تحت پوشش بیمه نبودند، بدون تعیین منبع زیر پوشش سازمان آوردند. در سال ۸۸ فقط در یک روز، ۳ میلیون نفر بدون پرداخت حقبیمه از محل هدفمندی، تحت پوشش سازمان قرار گرفتند. فقط بابت همین یک مورد، ۳ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان از سازمان هدفمندی طلبکاریم. ۲۶ درصد کل مستمریبگیران ما با ۲۰ سال پرداخت حقبیمه بازنشسته شدهاند. مستمری را که برقرار شده نیز نه اخلاقا و نه قانونا نمیتوان قطع کرد. بدهی دولت سال ۸۴، ۶ هزار میلیارد تومان بوده، اما در ۹ سال به دلیل همین تعهدات بدون پشتوانه، به ۶۰ هزار میلیارد تومان رسید».
اما برای حل این مشکلات ناخواسته و از بیرون، مدیرعامل سازمان تامیناجتماعی توضیحاتی نیز داد: «اولین کاری که کردیم، برگرداندن آرامش به سازمان بود و پس از آن اجازه ندادیم تعهد جدیدی برای سازمان ایجاد شود. کار دیگری نیز که انجام شد، این بود که وصولی حقبیمه خود را با کار کارشناسی سال به سال افزایش دادیم که مقدارش در این سالها هیچوقت کمتر از افزایش میزان حقوق و دستمزد نبوده است. قانون حقبیمه از مزایای انگیزشی را اجرا کردیم و مقداری از معوقات را نیز وصول کردیم. بازرسیهایمان را افزایش دادیم، منابع را مدیریت و مقداری تسهیلات از بانکها دریافت کردیم».
او در ادامه افزود: «درحالحاضر تعادل تعهدی داریم، یعنی از نظر نقدی عقب هستیم، اما از نظر تعهدی وضعیت خوبی داریم. همین امسال طلب ما از دولت ۱۹ هزار میلیارد تومان بوده است. پیشبینی ما این است که در آینده، با کسری منابع روبهرو شویم و به همین دلیل است که امروز هشدار میدهیم. دو راه در آینده وجود دارد؛ یا اصلاحات لازم انجام شود یا سازمان تامیناجتماعی نیز مثل صندوق بازنشستگی، بودجهبگیر دولت شود. هشدار ما به این خاطر است که علاج واقعه قبل از وقوع آن کنیم. پس یا باید مصارفمان را کنترل و یا منابعمان را تجهیز کنیم. مثلا درباره رانندگان، ما قانون بیمه رانندگان مصوب سال ۷۸ را داریم، اما سال ۸۸ آمدهاند آن را برخلاف قانون بههم زدنند. اینها باید تعیینتکلیف شود. برای تجهیز منابع نیز ما پیشنهادهای مشخصی برای دریافت طلبمان از دولت دادهایم. بخشی از آن در بودجه سال ۹۶ و در برنامه ششم توسعه نیز آمده است. همه دغدغه ما این است که این مشکل حلشدنی را حل و همزمان از ایجاد نگرانی در جامعه جلوگیری کنیم».
به هرحال با توجه به مشکلاتی که بیشتر از دوران مدیریت قبل برای سازمان به ارث رسیده، ایجاد اصلاحات و یاری رساندن به نهاد تامیناجتماعی در کشور، نیازمند یک وفاق جمعی و همگانی میان دولت، کارگران و کارفرمایان است. در ایجاد این وفاق در نظر گرفتن شرکای اصلی این سازمان یعنی کارگران و کارفرمایان از سوی دولت و پرداخت بدهیهای معوقه نقش اصلی را ایفا میکند.