زندگی زیر فشار، جامعه در حال کمک
روایتی از زندگی روزمره در ایران
در سنجش کیفیت زندگی، فقط با اعداد اقتصادی یا حتی یک نمرهٔ کلی از ارزیابی زندگی روبهرو نیستیم. بخش مهمی از رفاه در تجربهٔ روزمره شکل میگیرد؛ اینکه مردم در روزهای معمولی چه اندازه آرامش و لذت را تجربه میکنند و در مقابل، چه سهمی از زندگیشان زیر سایهٔ نگرانی، اندوه یا خشم میگذرد. به همین دلیل، گزارش جهانی شادی ۲۰۲۵ (WHR) در کنار شاخص اصلی ارزیابی زندگی، سنجههای مکملی را نیز گزارش میکند تا تصویر رفاه ملموستر و اجتماعیتر شود.
در گزارش نخست، جایگاه ایران در رتبهبندی شادی و برخی زمینههای توضیحدهندهٔ آن با تمرکز بر اقتصاد، سلامت و نقش رضایت از آزادی انتخابهای زندگی بررسی شد. این گزارش، باتکیهبر دادههای این گزارش، همین موضوع را از عمیقتر دنبال میکند و بر دو محور تمرکز دارد: محور نخست شاخصهای احساسی روزمره است، یعنی عاطفهٔ مثبت و عاطفهٔ منفی که نشان میدهد افراد در روزهای اخیر چه اندازه احساسات خوشایند مانند خنده و لذت و چه اندازه احساسات ناخوشایند مانند نگرانی و اندوه را تجربه کردهاند. اهمیت این سنجهها در آن است که گاهی میان ارزیابی کلی از زندگی و تجربهٔ هیجانی روزمره فاصلهای معنادار وجود دارد. محور دوم شاخصهای رفتاری سرمایه اجتماعی و همیاری است، از جمله کمک به غریبه، داوطلبی و اهدا به خیریه که بر رفتارهای گزارششده در ماه گذشته تکیه دارند و میتوانند کیفیت پیوندهای اجتماعی و ظرفیت حمایت متقابل را روشنتر کنند. کنار هم گذاشتن این دولایه کمک میکند رفاه در ایران نه فقط بهعنوان یک عدد، بلکه بهعنوان تجربهای چندبعدی در سطح روانی و اجتماعی فهم شود.
عاطفهٔ مثبت و منفی
بر اساس دادههای WHR 2025 و با اتکا به میانگین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴، ایران در شاخص عاطفهٔ مثبت مقدار ۰٫۵۳۳ را ثبت کرده و در رتبهٔ ۱۳۲ قرار گرفته است. این یعنی در مقایسهٔ جهانی، تجربهٔ احساسات خوشایند روزمره در ایران پایینتر از بسیاری از کشورها گزارش میشود.

در مقابل، ایران در شاخص عاطفهٔ منفی مقدار ۰٫۴۴۴ دارد و رتبهٔ ۹ را به خود اختصاص داده است؛ جایگاهی که از بالابودن تجربهٔ احساسات ناخوشایند در زندگی روزمره حکایت میکند.
برای درک بهتر معنای این عددها، مقایسه با کشورهایی که در دو سوی این طیف قرار دارند روشنگر است. در شاخص عاطفهٔ منفی، ویتنام با مقدار ۰٫۱۰۸ و چین با ۰٫۱۱۳ کمترین مقادیر را ثبت کردهاند؛ به این معنا که تجربهٔ احساسات ناخوشایند در روزهای اخیر، در میان پاسخدهندگان این کشورها بسیار کمتر گزارش شده است. در مقابل، در شاخص عاطفهٔ مثبت، گواتمالا با مقدار ۰٫۸۴۵ و پاناما با ۰٫۸۳۴ بالاترین مقادیر را دارند و تجربهٔ احساسات خوشایند روزمره در این کشورها بهمراتب فراگیرتر گزارش میشود. در این چارچوب، مقادیر ایران نشان میدهد فاصله قابلتوجهی با بهترین وضعیتهای ثبتشده در هر دو شاخص وجود دارد: هم تجربهٔ احساسات مثبت کمتر فراگیر است و هم احساسات منفی با بسامد بالاتری گزارش میشود.

نکته مهم این است که عاطفهٔ مثبت و عاطفهٔ منفی لزوماً خلاف هم عمل نمیکنند. ممکن است در یک جامعه هم لحظات خوشایند زیاد باشد و هم نگرانی و تنش کموبیش تجربه شود؛ یا برعکس، با اینکه بعضی لحظات خوب وجود دارد، سهم احساسات ناخوشایند هم بالا بماند؛ بنابراین برای فهم کیفیت زندگی، فقط نگاهکردن به یکی از این دو شاخص کافی نیست و باید هر دو را کنار هم دید. در مورد ایران، پایینتر بودن عاطفهٔ مثبت و بالابودن عاطفهٔ منفی نشان میدهد زندگی روزمره از نظر هیجانی پر تنش است، حتی اگر ارزیابی کلی از زندگی در سطحی میانه قرار گرفته باشد.
به همین دلیل، برای کاملکردن این تصویر، در ادامه شاخصهای رفتاری سرمایه اجتماعی را مرور میکنیم تا روشن شود در کنار این وضعیت احساسی، الگوهای همیاری و پیوندهای اجتماعی در ایران چه وضعیتی دارند و تا چه حد میتوانند نقش حمایتگر و تعدیلکننده ایفا کنند. در حوزهٔ سرمایه اجتماعی،WHR 2025 بهجای تکیه بر برداشتهای کلی، بر رفتارهای گزارششده تمرکز میکند؛ رفتارهایی که باوجود سادگی، میتوانند تصویری از میزان اعتماد و آمادگی برای همیاری در جامعه ارائه دهند. سه سنجهٔ اصلی در این بخش عبارتاند از کمک به غریبه، داوطلبی و اهدا به خیریه، هر سه بر پایه رفتار افراد در ماه گذشته و بر اساس گزارش مستقیم پاسخدهندگان سنجیده میشوند.
شاخصهای همیاری
بر اساس میانگین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴، ایران در شاخص کمک به غریبه با مقدار ۰٫۶۹۵ در رتبهٔ ۲۹ قرار گرفته است؛ جایگاهی که نشان میدهد کمکرسانی فردی و موقعیتی به دیگران، دستکم در سطح گزارششده، نسبتاً پررنگ است. همانطور که در گزارش نخست نیز اشاره شد، ایران در شاخص اهدا به خیریه مقدار ۰٫۵۶۷ و رتبهٔ ۱۸ را دارد؛ یعنی سهم قابلتوجهی از پاسخدهندگان گفتهاند در ماه گذشته کمک مالی خیریه داشتهاند. در مقابل، وضعیت در شاخص داوطلبی متفاوت است: مقدار ایران ۰٫۱۴۴ و رتبهٔ آن ۱۱۷ گزارش شده که به مشارکت داوطلبانه کمتر در قالبهای رسمیتر و سازمانیافتهتر اشاره دارد.


کنار هم گذاشتن این سه سنجه یک الگوی اجتماعی قابلتأمل را نشان میدهد. همیاری در ایران بیشتر در قالبهای فردی و غیررسمی فعال است تا در قالبهای نهادینه و سازمانیافته. کمک به غریبه و اهدا به خیریه معمولاً بدون واسطهٔ سازمانها و بر پایه تصمیمهای شخصی شکل میگیرند و به همین دلیل در رتبههای نسبتاً بالاتری قرار دارند. در مقابل، داوطلبی که معمولاً به شبکههای مدنی، سازمانهای میانجی و سازوکارهای مشارکت جمعی وابسته است، رتبهای پایینتر دارد. این شکاف میتواند نشان دهد انگیزه همیارانه در سطح فردی وجود دارد، اما تبدیل آن به مشارکت جمعی پایدار و سازمانیافته کمتر شکل میگیرد یا کمتر ثبت و گزارش میشود. به بیان دیگر، الگوی غالب بیشتر به کمکهای مستقیم و مقطعی نزدیک است تا به مشارکت نهادمند و مداومی که معمولاً به اعتمادسازمانی، زیرساختهای مدنی و کانالهای پایدار کنش جمعی وابسته است. همچنین از دیگر دلایل این پدیده میتوان به عدم اعتماد افراد به سازمانهای دولتی یا نهادهای شناخته شده جهت پرداخت و کمکرسانی باشد. چنان که پیشتر دیدیم شاخص درک فساد در کشور به 0.755 رسیده است.
نتیجهگیری
در مجموع، تصویر بهدستآمده از دادههای WHR 2025 نشان میدهد تجربهٔ روزمره در ایران از نظر هیجانی سنگین و پرتنش است، وزن احساسات ناخوشایند بالاست و این میتواند بازتابی از فشارهای روانی و اجتماعی انباشته باشد. بااینحال، رتبههای بالا در کمک به غریبه و اهدا به خیریه نشان میدهد ظرفیت همیاری در سطح فردی فعال است و میتواند نقش یک ضربهگیر اجتماعی را ایفا کند. این نوع کنشها، علاوه بر کمک مادی، معمولاً از مسیر حمایت عاطفی، کاهش احساس تنهایی و تقویت حس تعلق، بخشی از فشار زیسته را قابلتحملتر میکنند و پیوندهای اجتماعی را زنده نگه میدارند.
درعینحال، قرارگرفتن داوطلبی در رتبه پایینتر نشان میدهد این همیاری بیشتر در قالبهای مستقیم، فردمحور و غیررسمی بروز میکند تا در قالب مشارکت پایدار و سازمانیافته. به بیان دیگر، انگیزه و آمادگی برای کمک وجود دارد، اما تبدیل آن به کنش جمعی مداوم و نهادینه کمتر دیده میشود یا کمتر گزارش میشود. اگر این ظرفیت فردی از مسیر شبکههای مدنی، برنامههای داوطلبانه و سازوکارهای قابلاعتماد برای مشارکت جمعی تقویت شود، میتواند از سطح واکنشهای پراکنده فراتر برود و اثر اجتماعی ماندگارتری بر تابآوری جامعه بگذارد.